استاد پناهیان:


سوال – گاهي ما فرزندان خود را خوب تربيت کرده ايم و تا سن دوازده سالگي عبادات خود را انجام داده و حتي به مسجد هم مي روند . اما در سن پانزده تا شانزده سالگي بعد از يک اتفاق، همه ي عبادات را کنار گذاشته و حتي به امر و نهي هاي ما هم گوش نمي دهند . آيا اشکال از ما است يا اين يک روند طبيعي است؟
پاسخ – اولاً بچه ها زماني که به سن پانزده يا شانزده سالگي مي رسند يک مقدار سنت گريز و خانواده گريز مي شوند . اين مسئله ممکن است در عدم تبعيت در نماز خواندن و عدم همراهي در رفتن به مسجد تجلي پيدا کند يا در ظاهر فرد خود را نشان دهد . يک مقدار اين تمردها طبيعي است . بخاطر اين مسائل طبيعي گاهي ما وقت زيادي را تلف مي کنيم . کاري مي کنيم که بچه ي ما دچار بيماري و بي ايماني هاي آنچناني شود . ما بايد با احتياط با اين مسائل مواجه شويم . بچه بايد از خانواده جدا شود . او نبايد فرزند مادر باقي بماند . خدا بطور طبيعي براي اينکه بچه از خانواده جدا شود ، او را به گروه علاقمند مي کند . اين اتفاق بايد رخ بدهد . وگرنه بچه هاي ما نمي توانند ازدواج کرده و از خانواده ي خود جدا شوند . اما اين جدايي گاهي با تعارض همراه است . پس خانواده گريزي در سن پانزده يا شانزده سالگي طبيعي است . يکي از عللي که کودک بعد از سن سيزده يا چهارده سالگي عبادات را کنار مي گذارد، بي اعتنايي به مفهوم تربيت است . ما بايد از سن هفت سالگي ادب کردن بچه را شروع کنيم . بعضي اوقات مثلاً کودک اتاق خود را مرتب نمي کند و يا لباس هاي خود را جمع نمي کند . خود ما اين کار را مي کنيم . چون بقيه ي کارهاي خود را به خوبي انجام مي دهد . مثلاً نماز مي خواند ، غذاي خود را به موقع مي خورد و ... بي نظمي مسئله ي مهمي نيست . ما چون با بچه ي خود مشکل خاصي نداريم ، دوران ادب را از هفت سالگي به بعد شروع نمي کنيم . يعني احساس ضرورت نمي کنيم که مانند پادگان او را وادار به نظم و ترتيب کنيم . اين مسئله در واقع همان فرزند سالاري است . ما در ايران از سن هفت سال به بعد مشکل فرزند سالاري را داريم . اين مشکل عوارض خود را در سيزده يا چهارده سالگي نشان مي دهد. يک دفعه مي خواهيم از چهارده سالگي به بعد او را کنترل کنيم . در اين سن فرمان هاي ما شروع مي شود. در حالي که زمان مشورت است . چون او مستقل شده و فقط بايد به او وزارت بدهيم . ما بايد او را در حاشيه کمک کنيم . يعني هفت سال فرمان دادن را دير شروع کرده ايم . زماني اين کار را شروع کرده ايم که او ايستادگي مي کند . ما بايد از هفت سالگي بدون اينکه با کودک خود مشکل داشته باشيم ، نظم را به او آموزش دهيم . يعني يک مقدار از عاطفه ي خود کم کنيم . نه اينکه عاطفه نداشته باشيم ، بلکه از اغماض هاي خود چشم پوشي کنيم . سختگيرانه تر برخورد کنيم تا او منظم شود . اگر ما دير دوران ادب و نظم بچه را شروع کنيم ، در سن چهارده سالگي تحت تأثير عواملي در مقابل ما مي ايستد . و اگر ما بخواهيم در اين سن فرمان دهيم ، نتيجه نخواهيم گرفت . در سن هفت سالگي بايد فرمان هاي خود را همراه با عاطفه ، منطق و نظم شروع کنيم . کاري کنيم که بچه لمس کند که دوران کودکي خود را پشت سر گذاشته است . اگر ما به کودکان دبستاني خود بگوييم بچه ي من ، به آنها ظلم کرده ايم . چون آنها بزرگ شده اند . بايد کاري کنيم که بچه سفت و محکم بزرگ شود . البته باز هم به او عشق و محبت داشته و خطاي او را ببخشيم . ولي حد و مرز ها مشخص باشد. گاهي اوقات عواطف خود را پنهان کنيم . با اين کار در چهارده سالگي ، فرزند ما انسان کاملي خواهد شد. البته شما عاطفه را حذف نکرده ايد بلکه شيوه ي ابراز آن را تغيير داده ايد . کلاً من زياد به تشويق و تنبيه فوري و عيني معتقد نيستيم . مطالعات نشان داده که معمولاً ضرر تشويق بيشتر از فايده ي آن است . معمولاً تنبيهات ما همراه با عصبانيت و از کوره در رفتن هاي ما است . نبايد فرمان هاي ما توأم با عصبانيت باشد . تشويقات ما نيز نبايد همراه با عاطفه باشد . اگر اين مسائل را در نظر نگيريم ، کودک فکر مي کند که مثلاً اگر مادر خوشحال باشد همه چيز را مي بخشد و اگر ناراحت باشد حتماً تنبيه مي کند . بنابراين اسير هواي نفس خود است . با اين کار ملاک دست او نمي آيد و فکر مي کند که ملاک دل مادر است . بعد از اين او در زندگي نيز همينطور و براساس هواي نفس عمل خواهد کرد . نبايد با تشويق، فرزندان خود را شرطي کنيد. براي کودک خود هميشه هديه بخريد . اما زماني که کار خوبي کرد فقط به او بگوييد که اين کار خيلي خوبي بود . اگر هميشه به او محبت کنيد ، در موقع انجام کار خوب ديگر نياز به محبت حس نمي کند . در نتيجه سطح توقعات کودک جهت دار مي شود . ما بايد عواطف خود را مديريت کنيم . نبايد همه ي عواطف خود را موقع تشويق اظهار کنيم . تشويق زياد، موقع کار خوب به کودک لطمه مي زند . هميشه عواطف خود را داشته باشيم و موقعي که کار خوبي کرد او را کمي تشويق کنيم . اين کار بچه را متعادل بار مي آورد . ما همزمان بايد فرمان هاي خود را داده و نظم را نيز درخواست کنيم . نبايد هميشه از روي خشم به بچه فرمان نظم بدهيم . بلکه فرمان هاي ما توأم با عاطفه و منطق باشد . با اين کار مي توانيم يک تجربه ي خوب از اين دوران براي بچه فراهم کنيم . در سن چهارده سالگي بچه مي خواهد از خانواده جدا شود . در اين زمان برخي تمرد ها را از خود نشان مي دهد تا اين جدايي اتفاق بيفتد . اگر هفت سال دوم را بخوبي طي کرده باشد ، اين جدايي دست انداز جدي در زندگي او نخواهد بود. شکاف ها ، کينه و کدورت هاي عميق پيش نمي آيد . و با يک توصيه ي کوچک هم نتيجه مي گيريم. برخي از افراد مي گويند که ما اين دوره را بخوبي براي فرزند خود طي نکرده ايم . راه حل چيست؟ بچه ها از چهارده سالگي به بعد قدرت هاي زيادي دارند که با استفاده از آن مي توانند اين کاستي ها را جبران کنند . البته پدر و مادر نيز بايد به آنها کمک کنند


نرم افزار برنامه سمت خدا
سمت خدا – 2/9/90
آقاي پناهيان
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه زودتر از شما به سراغ آنها بروند

♥امام صادق علیه السّلام فرمودند:
بادِرُوا أولادََكُم بِالحَديثِ قَبلَ أن يَسبِقَكُم إلَيهِمُ المُرجِئَةُ؛

در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه (منحرفان) زودتر از شما به سراغ آنها بروند.
کافی، ج 6، ص 47
راسخون نت


برچست ها :