مبانی و راهکارهای تکریم دیگران در سیره رضوی

بتول عزیزی، سطح سه حوزه

چکیده
انسان، موجودی اجتماعی است که چگونگی تعاملات وی با همنوعانش، نقشی اساسی در زندگی او دارد. در آموزه های دینی، یکی از مبانی ارتباطی انسان با همنوعانش، تکریم آنان است. انسان به گونه ای باید افکار، گفتار و رفتار خود را مدیریت نماید که در هر یک از تعاملاتش، افراد مقابل خود را بزرگ بدارد و بهترین کنش ها و واکنش ها را بروز دهد. در این پژوهش به برخی مبانی تکریم دیگران در سیره امام رضا علیه السلام از جمله اصل توحیدمحوری، اصل خود ارزشمندی، اصل کرامت انسانی و اصل اخلاق مداری اشاره شده و تواضع و رفع تکبر به عنوان راهکار تکریم دیگران معرفی شده است.
کلیدواژه ها: تکریم، کرامت، اصل توحیدمحوری، اصل خود ارزشمندی، اصل کرامت انسانی، اصل اخلاق مداری، امام رضا علیه السلام.

مقدمه:
یکی از امور فطری که هر انسانی جویای آن است علاقه به این حقیقت است که برای او عزت و احترام قائل شوند و از او تعظیم و تکریم کنند و این خواسته درستی است. از این رو خداوند انسان ها را نسبت به سایر موجودات تکریم کرده است. (یکصد و چهارده حکمت از قرآن و عترت، دهقان، ص320)
تکریم در تعاملات انسان، یک قاعده ی زیر ساختی است که در قرآن، انسان را موجودی با ارزش و صاحب کرامت و منزلت و دارای حرمت ذاتی معرفی می کند. در سوره اسرا آیه 70 می فرماید: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ؛ ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکبهای هموار) حمل کردیم». پیامبران و اولیای الهی و ائمه علیهم السلام، همواره این اصل را مبنای رفتارها و مناسبات اجتماعی خود قرار داده اند. امام رضا علیه السلام نیز به عنوان انسان کامل و یکی از اولیای الهی و معصومین علیهم السلام، در مناسبات خود با دیگر انسان ها، یکی از مبانی رفتاری خود را، اصل کرامت انسان ها قرار داده اند، که این اصل، تکریم شایسته و بایسته ای را برای انسان رقم می زند. انسان به ما هو انسان دارای شرافت و کرامت است مگر اینکه با انتخاب های نادرست و انفکاک از مبدا آفرینش خویش، جایگاهش را به مرتبه پایین نزول دهد.
منظور ما از تکریم در این پژوهش، ارزش نهادن به انسان بر اساس جایگاه حقیقی او در عالم هستی و تنظیم روابط بر مبنای آن جایگاه است.
حال مسأله این است که رذیله اخلاقی تکبر و عدم تکریم دیگران که در زندگی برای بسیاری از افراد به صورت ناخودآگاه به وجود می آید را چگونه می توان رفع نمود یا از تعمیق آن جلوگیری کرد؟ هدف از نوشتار حاضر تبیین مبانی تکریم دیگران بر اساس سیره امام رضا علیه السلام است تا بتوان به کمک آن مبانی، راهکارهای حل مسأله عدم کرامت بخشی به دیگران را بیان نمود. برای دستیابی به این هدف از مطالعه و تحلیل منابع اخلاقی به صورت عمومی و منابع تاریخی و سیره امام رضا علیه السلام به صورت اختصاصی بهره برده ایم.
منظور از تکریم، ارزش نهادن به انسان بر اساس جایگاه حقیقی او در عالم هستی و تنظیم روابط بر مبنای آن جایگاه است.


1. مبانی تکریم دیگران در مناسبات اجتماعی
1-1. اصل توحید محوری:
نگرش موحدانه به زندگی و زیستن بر مدار توحید، انسان را به مرحله ای از رشد و تعالی می رساند که دیگر در عالم هستی جز تجلی صفات خدا، چیزی نمی بیند. انسان موحد، در تعامل با دیگر موجودات از جمله انسان ها، قبل از توجه به نسبتش با آن فرد یا افراد، نسبت خود را با مبدأش می سنجد و سپس رفتاری یا گفتاری از او هویدا می شود. به این شیوه است که رفتارها و تصمیمات انسان در یک مسیر واحد و معین به پیش می رود و هیچ تناقض یا تنافی با یکدیگر ندارد.
در نگاه انسان موحد، انسان ها با یکدیگر برابرند و در عرصة کرامت و ارزش ذاتی هیچ تفاوتی میانشان نیست. او آنها را بنده ی خدا می داند و همین مبنای ارزش گزاری به آنها می شود. البته باید توجه داشت که ارزش انسان و کرامت وی بر اساس مبنای قرآن، به میزان تقواپیشگی اوست.
آیت الله جوادی آملی می گوید: «خداوند سبحان مدار کرامت را تقوا می داند. چون با پیدایش تقوا، کرامت نیز پدید می آید و با دوام آن نیز کرامت، استمرار می یابد. چنان که با شدت و قوت تقوا، کرامت نیز تشدید و تقویت می شود، \"ان اکرمکم عندالله اتقکم\" (سوره حجرات، آیه 13) و با نابودی تقوا، کرامت نیز به طور کلی نیست می شود. زیرا هنگامی که از طریق طغیان، تقوا از بین برود، از طریق اهانت، کرامت زائل می شود ... \"وَ مَن یُهِنِ الله فَما لَه مِن مُکرِم\" (سوره حج، آیه 18) خداوند فقط متقیان را کرامت می بخشد و اگر کسی به جهت طغیان و سرکشی از تقوا جدا شود، با سوء اختیار خود کرامت را به خواری جایگزین ساخته است.» (قرآن از منظر امام رضا علیه السلام، جوادی آملی، ص86)
در نگاه انسان موحد، انسان ها با یکدیگر برابرند و در عرصة کرامت و ارزش ذاتی هیچ تفاوتی میانشان نیست.


بنابراین نافرمانی امر الهی سبب از دست دادن کرامت نزد پروردگار است و معلوم می شود که ارزش و کرامت انسان به اطاعت از حق تعالی است.
آنچه در سیره امام رضا علیه السلام دیده می شود، نگرش موحدانه ایشان به روابط انسانی است. «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَلْخٍ، قَالَ: کُنْتُ مَعَ الرِّضَا علیه السلام فِی سَفَرِهِ إِلَى خُرَاسَانَ فَدَعَا یَوْماً بِمَائِدَةٍ لَهُ فَجَمَعَ عَلَیْهَا مَوَالِیَهُ مِنَ السُّودَانِ وَ غَیْرِهِمْ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَوْ عَزَلْتَ لِهَؤُلَاءِ مَائِدَةً فَقَالَ مَهْ إِنَّ الرَّبَّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَاحِدٌ وَ الْأُمَّ وَاحِدَةٌ وَ الْأَبَ وَاحِدٌ وَ الْجَزَاءَ بِالْأَعْمَالِ؛ با امام رضا علیه السلام در سفر به خراسان همراه بودم. روزی سفره ای طلبید و تمام خدمتکاران و غلامان را نزدش فراخواند. گفتم: فدایتان شوم، کاش برای اینان سفره ای جداگانه می انداختید! فرمود: دست بردار! خدای همة ما یکی است، پدر و مادر همه یکی است و پاداش نیز به اعمال است.» (الکافی، کلینی، ج 8، ص 230) در قسمت پایانی روایت، امام رضا علیه السلام، محور این اتحاد را توحید می دانند و بر آن تأکید می کنند: \"إِنَّ الرَّبَّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَاحِدٌ\".
این نگرش توحیدی امام برگرفته از معارف و آموزه های قرآنی است. خداوند در قرآن این مسأله را بیان نموده است. در آیه 13 سوره حجرات می فرماید: «یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکمْ مِنْ ذَکرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناکمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکمْ ای مردم! ما همه شما را از مرد و زن آفریدیم و آنگاه گروه های مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید. گرامی‎ترین شما نزد خداوند، پرهیزکارترین شما است.»
ایشان بر این باور بودند که انسان ها بندگان خدایند و منشأ کمال الهی ایشان، ارتباط با خداوند و دست یابی به فضیلت های انسانی است و ملاک برتری افراد بر یکدیگر، نه رنگ، نژاد، سرمایه و جایگاه اجتماعی، بلکه ارتباط با خداوند است.
بنابراین با تبیین این مبنا، می توان گفت یکی از راهکارهای تکریم دیگران، تلاش برای دستیابی به نگرش توحیدی و زیست موحدانه است. هر گاه انسان در مسیر تقوا و تعالی خود به این مرحله برسد، تکریم دیگران یکی از ملزومات اخلاقی او می شود.
امام بر این باور بودند که انسان ها بندگان خدا هستند و ملاک برتری افراد بر یکدیگر، نه رنگ، نژاد، سرمایه و جایگاه اجتماعی، بلکه ارتباط با خداوند است.


1- 2. اصل خود ارزشمندی
یکی دیگر از مبانی تکریم دیگران، عزت نفس یا خودارزشمندی است. انسانی که ارزش و جایگاه خود را در عالم هستی بیابد، تکریم دیگران برایش یک اصل ارتباطی مهم تلقی می شود. چرا که عزت نفس، ضامن اجرای رفتارهای پسندیده در خانواده و اجتماع است. در حالیکه اگر انسان ارزش خود را نداند، نمی تواند سیستم ارتباطی کریمانه و موفقی را برای خود و دیگران رقم بزند. چه بسا بر اساس روایت امام هادی علیه السلام اگر انسانی ارزش خود را نداند و خودش برای خودش محترم نباشد، شر او باعث آزار دیگران می شود و کسی از شرش ایمن نیست. از انسان هاى پست، انتظار خیر و صلاح نمى رود. امام هادى علیه السلام می فرمایند «مَن هَانَت عَلیهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ؛ انسانى که نفسش خوار شود، از شر او ایمن مباش.» (تحف العقول، حرانی، ص762) انسانی که خودش را محترم نداند دیگران از شر او در امان نیستند چه برسد به اینکه بخواهد دیگران را تکریم نماید.
احترام به خود، برای برخورداری از یک شخصیت قوی انسانی و متعادل، جایگاه بسیار عمیق و تعیین کننده ای دارد. طرز تفکر انسان درباره خود، تأثیرات شگرفی بر جوانب زندگی او دارد. افرادی که برای خویشتن ارزش مثبتی قائلند، در روابط اجتماعی خود، موفق ترند.
پس هرگاه بخواهیم راهی برای تکریم دیگران در تعاملات اجتماعی پیشنهاد دهیم، در ابتدا باید توجه فرد را به شناخت و درک شخصیت و جایگاه خودش معطوف بداریم تا با درک موقعیت حقیقی خویش در عالم هستی و تقویت عزت نفس، به خویش احترامی دست یابد و سپس تکریم دیگران جزئی از برنامه زندگی اش شود.
بر مبنای اصل خودارزشمندی، انسانی که ارزش و جایگاه خود را در عالم هستی بیابد، تکریم دیگران برایش یک اصل ارتباطی مهم تلقی می شود.


1 -3. اصل کرامت انسانی:
یکی دیگر از مبانی تکریم دیگران، توجه به کرامت انسان است. در میان مبانی انسان شناختیِ ناظر به شناخت انسان، اصل کرامت بسیار بدیهی و طبیعی است. با شرافتی که خدا در مقام آفرینش انسان لحاظ کرده است، به طور طبیعی باید به اصل کرامت انسانی معتقد شد. خداوند متعال در سوره مؤمنون آیه 14 می فرماید: «فَتَبارَکَ الله أحسَنُ الخَالِقیِن؛ آفرین باد بر خدایی که بهترین آفرینندگان است.» بر این اساس که انسان اشرف مخلوقات است طبیعتا باید برای ارتباط با او و نیز تربیت او ساز و کار لازم و متناسب با شأنش در نظر گرفته شود.
جوهر کرامت انسانی دو بعد دارد، یک جنبه اش به بندگی انسان برای خدا و جنبه دیگر آن به ربوبیت خدا برای انسان بر می گردد؛ لذا کرامت انسانی در سایه این دو جنبه معنا می شود.
در سورة اسراء، آیه 70 تکریم خداوند نسبت به بنی آدم و برتری آنها بر بسیاری از مخلوقات مطرح می شود: «وَ لَقَد کرَّمنا بَنی آدَم و حَمَلنَا هُم فِی البَرِّ و البَحرِ وَ رَزَقناهُم مِنَ الطَیِّببات وَ فَضَّلنا هُم عَلی کثیرٍ مِمَّن خَلقنَا تَفضِیلا» فرزندان آدم را حقیقتاً گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا بر نشاندیم و از چیزهای پاک به ایشان روزی دادیم و بر بسیاری از آفریده های خود، آنان را به گونه ای برجسته برتری دادیم.»
از آنجا که همه انسانها دارای کرامت و شرافت ذاتی هستند، بنابراین اگر کسی بخواهد به کرامت و شرافت دیگران اهانت کند یا آن را نادیده انگارد، نخست کرامت و شرافت ذاتی خود را از دست می دهد و در نتیجه پست تر از حیوانات نیز می شود.
اقتضای کرامت انسانی این است که انسان ها به سبب جایگاه اجتماعی یا تفاوت های ظاهری، نباید از امتیاز خاصی بهره مند بوده یا بی بهره باشند. آنچه در سیره امام رضا علیه السلام دیده می شود، توجه به کرامت ذاتی افراد است نه جایگاه و شأن اجتماعی آنان یا دیگر بهره های مادی. امام رضا علیه السلام، انتساب افراد را به خدا، لازمه تکریم و بزرگداشت آنان می داند و به راحتی و بدون هیچ شائبه ای آنان را در کنار خود می نشاند و با آنان هم غذا می شود.
بر همین اساس می توان گفت برای رسیدن به این مرتبه از تعالی بینشی و اخلاقی می بایست در نگاه به دیگران، ابتدا وجه نسبت آنان با پروردگارشان لحاظ شود تا تکریم آنان قابل دستیابی شود.
برای تعالی بینشی و اخلاقی در نگاه به دیگران می بایست ابتدا وجه نسبت آنان با پروردگارشان لحاظ شود تا تکریم آنان قابل دستیابی شود.


1 -4. اصل اخلاق مداری
یکی از اصول مهم که می تواند مبنای رفتارهای اجتماعی مطلوب، به شمار رود، مراعات اخلاق و برخورداری از مکارم اخلاقی است. قرآن، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را به خلق عظیم می ستاید. «وَ إنَّک لَعلیَ خُلُق عَظیم». (سوره قلم، آیه 4)
علامه طباطبایی در المیزان، ذیل آیه «وَ إِنَّک لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ» نوشته است: «کلمه خُلُق به معنای ملکه نفسانی است، که افعال بدنی مطابق اقتضای آن ملکه به آسانی از آدمی سر می زند، حال چه این که آن ملکه از فضائل باشد، مانند عفت و شجاعت و امثال آن، و چه از رذائل، مانند حرص و جبن و امثال آن، ولی اگر مطلق ذکر شود، فضیلت و خلق نیکو از آن فهمیده می شود. این آیه شریفه هر چند به خودی خود حسن خلق رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را می ستاید و آن را بزرگ می شمارد، لیکن با در نظر گرفتن سیاق، خصوص اخلاق پسندیده اجتماعی اش نظر دارد، اخلاقی که مربوط به معاشرت است، از قبیل استواری بر حق، صبر در مقابل آزار مردم و خطاکاری های اراذل و عفو و اغماض از آنان، سخاوت، مدارا، تواضع و امثال اینها.» (المیزان، طباطبایی، ج20، ص49)
امام رضا علیه السلام نیز در اخلاق همچون جدّ بزرگوارشان، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودند. ایشان همواره بر اخلاق مداری و مهرورزی با مردم تأکید می نمودند تا جایی که مهرورزی به دیگران را نشانه عقل انسان می دانند و می فرمایند: «التَوَدُّدُ إِلَی النَّاس نِصفُ العَقلِ؛ مهرورزی با مردم نیمی از خرد است». (تحف العقول، حرانی، ص692)
از همین رو، ایشان با مردم ارتباطی نزدیک برقرار کرده و با آنها انس می گرفتند و منزل آن حضرت، معمولاً محل رفت و آمد مردم بود و اقشار مختلف با ایشان هم سخن می شدند. به گواهی تاریخ، امام رضا علیه السلام، هیچ گاه کسی را به دیده تحقیر مورد خطاب قرار نداده و محبت خود را از اطرافیان دریغ نمی داشتند. چهره گشاده و متانت و مهربانی که از ایشان فراوان دیده می شد، سبب شده بود که مردم بدون مشکل و واسطه، آن امام را ملجأ خویش دانسته و مشکلات خود را با ایشان در میان می گذاشتند. (در مکتب عالم آل محمد؛ علی بن موسی الرضا علیهم السلام، قائمی، ص ۱۲۱)
نکته قابل توجه در این روایت، گستره دید امام است. در نگاه امام رضا علیه السلام مهرورزی با عموم مردم نشانه ی عقل دانسته شده است. امام در این بیان شیوا، افراد یا اصناف خاصی را نام نبرده اند.
«فردی بر امام وارد شد و گفت: سلام بر تو ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. من مردی از دوستان تو و پدران و نیاکانت هستم و از زیارت خانه خدا بازگشته ام و خرجی خود را از دست داده ام و چیزی که بتوانم با آن خود را به منزل دیگر برسانم، ندارم. اگر موافقت فرمایی و مرا به دیار خویش فرستی، من دارای نعمت و دولتم و استحقاق صدقه ندارم، آنچه را مرحمت فرمایی، از طرف شما صدقه خواهم داد. امام فرمود: بنشین خدا تو را رحمت کناد ... امام برخاست وارد حجره شد، ساعتی درنگ فرمود، سپس بیرون آمد و در را بست و دستش را از بالای در بیرون آورد و فرمود: خراسانی کجاست؟ گفت: من اینجا هستم. فرمود: این دویست دینار را بگیر و با آن هزینه و خرجی راه خود را تأمین کن و به اینها تبرک بجوی و از جانب من صدقه مده و بیرون شو تا تو را نبینم و مرا نبینی. پس از این خراسانی بیرون رفت. سلیمان به امام عرض کرد: فدایت شوم به او مهربانی فرمودی و مال فراوان به او بخشیدی ولی چرا صورت خود را پنهان داشتی؟ امام فرمود: چون نیاز او را برآوردم، نخواستم ذلت خواهش را در چهره ی او ببینم.» (تحلیلی از زندگانی امام رضا علیه السلام، محمدجواد فضل الله، ترجمه سیدمحمدصادق عارف، ص66)
امام رضا علیه السلام حتی در بذل و بخشش و صدقه دادن، احترام دیگران را رعایت نموده و با نهایت تکریم و تعظیم با آنان برخورد می نمودند.
در نگاه امام رضا علیه السلام مهرورزی با عموم مردم نشانه ی عقل دانسته شده است.


2. نقش تواضع و رفع تکبر در تحقق تکریم دیگران
همانطور که بیان شد یکی از مبانی تکریم دیگران، تخلق انسان به فضیلت های اخلاقی و پاکی رذایل اخلاقی است. در این میان یکی از فضیلت های اخلاقی که در تکریم دیگران نقش مؤثر و پررنگی دارد، تواضع و فروتنی انسان است. در مقابل، آنچه مانع تکریم دیگران می شود، رذیله اخلاقی تکبر است.
کبر عبارت است از یک حالت نفسانیه که انسان ترفع کند و بزرگی کند و بزرگی فروشد بر غیر خود. (شرح چهل حدیث، امام خمینی، ص 79)
کبر را درجات و مراتبی است که سخت ترین آن دو چیز است: یکی کبر جحود یعنی انکار حق و دیگری تحقیر خلق. تحقیر خلق زائد بر کبر است یعنی علاوه بر اینکه خود را بزرگتر و بلند مرتبه تر می بیند، دیگری را هم خوار و زبون و ناقابل می پندارد و از اینجاست که تحقیر خلق، اعظم مراتب کبر است. (قلب سلیم، دستغیب، ص503 و 505)
انسان متکبر که توجهش فقط به خودش معطوف شده است، نمی تواند دیگران را بزرگ بدارد و تکریم کند. انسان متکبر، خودبرتربین است و به سبب این خود برتربینی تلاش می کند همواره در ارتباط با دیگران، خودش را نشان دهد و این امر مانع تکریم می شود چرا که در تکریم، توجه انسان از خود برداشته شده و به دیگری معطوف می شود. به گونه ای که او را خوب می بیند و چه بسا در برخی موارد، دیگری را بر خود ترجیح داده و از خویش بهتر می پندارد. در اینجاست که صفت اخلاقی تواضع تجلی می کند.
تحقیر خلق زائد بر کبر است یعنی علاوه بر اینکه خود را بزرگتر و بلند مرتبه تر می بیند، دیگری را هم خوار و زبون و ناقابل می پندارد و از اینجاست که تحقیر خلق، اعظم مراتب کبر است.


علاج عملی تکبر آن است که برای خدا و خلق عملاً تواضع کند؛ به این معنی که افعال و اخلاق متواضعین را پیشه کند. (اخلاق شبر، شبر، ترجمه محمدرضا جباران، ص291) برخی مواقع اموری مانند: با کارگران و فقرا سر یک سفره نشستن، کارهای خانه را انجام دادن، در بحث با دیگران حرف حق را پذیرفتن، در مجلس پایین تر از دیگران نشستن، در سلام پیشی گرفتن و در راه رفتن بر کسی مقدم نشدن و ... می تواند در از بین بردن تکبر نقشی اساسی ایفا کند و با استمرار این شیوه ها، صفت تواضع جایگزین کبر می شود.
«حقیقت تواضع آن است که خود را فی الواقع بهتر و خوبتر و در نزد خدا مقربتر که مستحق برتریست بر دیگری نداند و تکبر و آثار تکبر را به ظهور نرساند.» (معراج السعاده، نراقی، ص221)
در سیره امام رضا علیه السلام نمونه هایی از تکریم وجود دارد که می توان گفت مستقیماً از تواضع فراوان امام نشأت گرفته است. روزی شخصی که امام را نمی شناخت، در حمام از امام خواست تا او را کیسه بکشد. امام پذیرفتند و مشغول شدند. دیگران امام را بدان معرفی کردند و او با شرمندگی به عذرخواهی پرداخت؛ ولی امام بی توجه به عذرخواهی او همچنان او را کیسه می کشیدند و او را دلداری می دادند که طوری نشده است. (مناقب آل ابی طالب، ج4، ص362؛ به نقل از امام رضا (علیه السلام) و زندگی، مهدی غلامعلی، ص 41)
بنابراین برای توانمند سازی انسان در تکریم دیگران، باید راه های برون رفت از خودبرتربینی را باز شناخت و در ایجاد و تقویت صفت تواضع تلاش وسیعی انجام داد.
برای توانمند سازی انسان در تکریم دیگران، باید راه های برون رفت از خودبرتربینی را باز شناخت و در ایجاد و تقویت صفت تواضع تلاش وسیعی انجام داد.


نتیجه
هرگاه مناسبات اجتماعی بر مبناى تکریم انسان ها باشد، افراد آن جامعه همواره در سایه لطف و رحمت پروردگار قرار دارند و تجلی اخلاق کریمانه در میان آنان پررنگ خواهد بود. لذا بر همین اساس روح عزت مندی و تعادل گرایی در بین آنان حاکم است و از تضعیف حقوق یکدیگر و نیز گناه خودداری خواهند داشت. انسانى که کرامت وجودی اش رشد مى یابد و شخصیت و شرافت معنوى مى یابد، بر مدیریت خویش نائل می گردد.
امام رضا علیه السلام با نگرشی موحدانه به روابط اجتماعی انسان ها و بزرگداشت آنها بهترین رفتارها را در ارتباط با افراد از خود نشان داده اند. بر اساس مبنای فکری ایشان، تفاوتی بین فقیر و غنی، سیاه و سفید، برده و آزاد و ... وجود ندارد و آنچه انسان را کرامت می بخشد و شایسته احترام و تعظیم می کند، میزان بهره مندی او از تقوای الهی است.
برای تحقق تقوای الهی و در پی آن، تکریم دیگران، رهایی از رذایل اخلاقی مانند کبر و متخلق شدن به صفت تواضع، یک ضرورت است.


فهرست منابع:
1. قرآن کریم
2. اخلاق شبر، شبر، سید عبدالله، ترجمه محمدرضا جباران، قم: چاپ چهارم، انتشارات هجرت، 1378.
3. امام رضا علیه السلام و زندگی، مهدی غلامعلی، مشهد: چاپ سوم، به نشر، 1393.
4. بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، علامه مجلسی، تهران: اسلامیه ، بی تا.
5. تحف العقول عن آل الرسول، حرانی، ابومحمد، ترجمه: محمدمهدی سازندگی، قم: چاپ اول، نشر نوید اسلام، 1389.
6. تحلیلی از زندگانی امام رضا علیه السلام، فضل الله، محمدجواد، ترجمه سیدمحمدصادق عارف، مشهد: چاپ دوازدهم، نشر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1385.
7. در مکتب عالم آل محمد؛ علی بن موسی الرضا (علیهم السلام)، قائمی، علی، تهران: امیری، ۱۳۷۸ش.
8. شرح چهل حدیث، امام خمینی، تهران: چاپ بیست و چهارم، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) 1380.
9. قرآن از منظر امام رضا علیه السلام، جوادی آملی، عبدالله، مترجم: زینب کربلایی، قم: چاپ پنجم، نشر اسرا، 1386.
10. قلب سلیم، دستغیب، سید عبدالحسین، تهران، چاپ هشتم، نشر دارالکتب الاسلامیه، 1365.
11. الکافی، کلینی، محمدبن یعقوب، تهران: نشر الاسلامیه، 1407.
12. معراج السعاده، نراقی، احمد، تهران: انتشارات رشیدی، بی تا.
13. المیزان، طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، بی جا: چاپ سوم، نشر بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، دوره 23 جلدی، 1367.
14. یکصد و چهارده حکمت از قرآن و حکمت، دهقان، علی اکبر، قم: نشر حرم، بی تا



http://rezvanelm.aqr.ir/portal/home/?news/122501/434151/706850/%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D9%88%20%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AA%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85%20%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87%20%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C


برچست ها :