منبع:هفته نامه ۹دی، شماره ۱۷۴،باکمی تغییر
9day.ir

تاثیرات سیاسی نهاد خانواده در حکومت اسلامی
دشمن پشت درب خانواده های ایرانی خیمه زده است
نویسنده : دکتر شبیر فیروزیان


نگارنده به دلایل متعددی که در این نوشته به آن خواهیم پرداخت، معتقد است ریشه ای ترین مسئله ای که نظام اسلامی را تهدید می کند و دشمن نیز سرمایه گذاری گسترده ای بر روی آن انجام داده است، نهاد «خانواده» است. اول اینکه اصولاً بسیاری از امتحانات الهی در ارتباط با موضوع «خانواده» شکل می گیرد. دوم اینکه تأثیرات سیاسی و فرهنگی نهاد «خانواده» در حکومت اسلامی بسیار زیاد است بگونه ای که اصولاً عامل بسیاری از نفاق ورزی ها و خیانت های سیاسی مسئولین، خانواده های آنهاست و سوم اینکه هدف گذاری اصلی دشمنان حکومت اسلامی، فروپاشی نهاد خانواده است که اگر به موفقیت دست یابند، به فروپاشی نظام اسلامی منجر خواهد شد. در ادامه به هریک از این موارد تفصیلاً پرداخته خواهد شد.

خانواده، زمینه بیشترین امتحانات الهی
خداوند در یک آیه قرآن کریم می فرماید: «إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ؛ اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند، و اجر و پاداش عظیم نزد خدا است.»(تغابن/15)
برخی مفسرین گرانقدر تعبیر به «انما» در این آیه شریفه - که معمولاً براى حصر آورده مى‏شود – را نشان ‏دهنده این مسئله می دانند که این دو موضوع (یعنی مال و فرزند)، بیش از هر چیز دیگر وسیله امتحان الهی است. (تفسیر نمونه؛ج24؛ص206)
حتی بخش قابل توجهی از امتحانات پیامبران الهی نیز از طریق «خانواده» بوده است: حضرت نوح(ع) (هود/48- 25)، حضرت لوط(ع) (اعراف/83، حجر/60، هود/81، نمل/57، عنکبوت/33-32)، حضرت ایوب(ع)؛ (انبیاء/84-83، ص/44-41)، حضرت یعقوب(ع)؛ (سوره یوسف(ع)).
حضرت ابراهیم(ع) نیز در سه مورد از طریق خانواده اش مورد امتحان الهی قرار گرفت: «تقابل ابراهیم(ع) با پدرش»(انعام/74، توبه/114،مریم/42، انبیاء/52، شعراء/70، صافات/85، زخرف/26، ممتحنه/4)، «بردن زن و فرزند به سرزمین بی آب و علف مکه و رهاکردن آنها در آن منطقه»(ابراهیم(ع)/41-35) و «دستور الهی برای ذبح اسماعیل(ع)» (صافات/107-101)
برخی امتحانات پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز مربوط به مسئله خانواده می شد: «فاش کردن اسرار پیامبر(ص) توسط دو همسر ایشان» (سوره تحریم)، «ماجرای افک» (نور/22-11)، «ماجرای همسر زید» (احزاب/40-37)، «درخواست برخی زنان پیامبر(ص) از ایشان برای بهره مندی بیشتر از تمتعات مادی» (احزاب/34-28)

تأثیرات سیاسی نهاد خانواده در حکومت اسلامی
امیرالمؤمنین(ع) در نامه شان به مالک اشتر یکی از معیارهای انتخاب دولتمرد شایسته را، صالح بودن خانواده او می دانند: «وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَیَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُیُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ الْقَدَمِ فِی الْإِسْلَامِ الْمُتَقَدِّمَةِ فَإِنَّهُمْ أَکْرَمُ أَخْلَاقاً وَ أَصَحُّ أَعْرَاضاً وَ أَقَلُّ فِی الْمَطَامِعِ إِشْرَاقاً وَ أَبْلَغُ فِی عَوَاقِبِ الْأُمُورِ نَظَراً؛و از میان آنها افرادى که با تجربه‏تر و پاکتر و از خانواده های صالح و پیشگامتر در اسلامند (برای کارگزاری حکومت) برگزین، زیرا اخلاق آنها بهتر و خانواده آنها پاک تر، و همچنین کم طمع تر و در سنجش عواقب کارها بیناترند.(نهج البلاغه/ نامه53)
اهمیت این توصیه امیرالمؤمنین(ع) زمانی درک می شود که بدانیم علت بسیاری از خیانت ها و نفاق ورزی ها در حکومت اسلامی، دلبستگی به همسر و فرزند و خویشاوندان است. مستند نگارنده برای اثبات این مطلب، آیات متعدد قرآن کریم در این باره است. آیات ابتدایی سوره مبارکه ممتحنه مربوط به منافقی است که به کفار نامه ای محرمانه نوشت و آن را به زنی که به مکه می رفت داد و آنها را – به خیال خود – از قصد پیامبر(ص) برای حمله به آنها باخبر نمود. جبرئیل، پیامبر(ص) را از این نامه باخبر کرد و ایشان نیز جمعی را مأمور ساخت تا با حرکت به سوی آن زن، نامه را از او بگیرند. همگامی که نامه به دست پیامبر(ص) رسید، «حاطب» را خواست و درباره این کار خیانت آمیز از او توضیح خواست. و او در پاسخ گفت: اى رسول خدا! به خدا سوگند از آن روز که اسلام را پذیرفته‏ام لحظه‏اى کافر نشده‏ام و هرگز به تو خیانت ننموده‏ام و هیچگاه دعوت مشرکان را از آن زمان که از آنها جدا شدم اجابت نکردم؛ ولى مساله این است که تمام مهاجران کسانى را در مکه دارند که از خانواده آنها در برابر مشرکان حمایت مى‏کند، ولى من در میان آنها غریبم و خانواده من در چنگال آنها گرفتارند؛ خواستم از این طریق حقى به گردن آنها داشته باشم تا مزاحم خانواده من نشوند، در حالى که مى‏دانستم خداوند سرانجام آنها را گرفتار شکست مى‏کند و نامه من براى آنها سودى ندارد. (تفسیر مجمع البیان؛ ذیل آیه شریفه)
این آیات شریفه در پی این ماجرا نازل شد: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِما جاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیَّاکُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِیلِ/ إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ/ لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحامُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید! شما نسبت به آنان اظهار محبّت مى‏کنید، در حالى که آنها به آنچه از حقّ براى شما آمده کافر شده‏اند و رسول اللَّه و شما را به خاطر ایمان به خداوندى که پروردگار همه شماست از شهر و دیارتان بیرون مى‏رانند اگر شما براى جهاد در راه من و جلب خشنودیم هجرت کرده‏اید (پیوند دوستى با آنان برقرار نسازید!) شما مخفیانه با آنها رابطه دوستى برقرار مى‏کنید در حالى که من به آنچه پنهان یا آشکار مى‏سازید از همه داناترم! و هر کس از شما چنین کارى کند، از راه راست گمراه شده است! اگر آنها بر شما مسلّط شوند، دشمنانتان خواهند بود و دست و زبان خود را به بدى کردن نسبت به شما مى‏گشایند، و دوست دارند شما به کفر بازگردید! هرگز بستگان و فرزندانتان روز قیامت سودى به حالتان نخواهند داشت میان شما جدایى مى‏افکند و خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست.»(ممتحنه/5-1)
به عبارت دیگر، مسئولی که خانواده اش در سرزمین دشمنان اسلام به سر می برد، هیچگاه نمی تواند علیه آنها موضع قاطع بگیرد.
جالب اینکه خداوند پس از بیان این آیات، به ماجرای ابراهیم(ع) و پدرش اشاره می کند و به مؤمنین توصیه می کند از گفتار و رفتار صریح او در اعلام بیزاری از دشمنان الگو بگیرند، بجز رفتاری که با پدرش داشت و بخاطر وعده ای که به او داده بود برایش استغفار کرد: «قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْراهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَ ما أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ رَبَّنا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ.»(ممتحنه/6)
به عبارت دیگر، خداوند در این آیات یکی از دلایل اصلی نفاق ورزی و عدم صراحت لهجه در برابر دشمن را مسائل خانوادگی می داند و با وجود اینکه ابراهیم(ع) از بت پرستی پدرش نیز بیزاری جسته بود، اما همین قدر الگوگیری از ابراهیم(ع) در ماجرای پدرش را نیز جایز نمی داند. خداوند متعال در آیه دیگری از قرآن کریم، کسانی را در جریان حزب الله می داند که پیوندهای خانوادگی، آنها را از دشمنی با دشمنان خدا باز ندارد: «لاتَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ ... أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»(مجادله/22)
همچنین در آیه دیگری از قرآن کریم، خداوند متعال پس از نهی از خیانت به خداوند و پیامبر(ص)، اشاره به علت برخی از این خیانت ها می کند که همان علاقه به مال و خانواده است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِکُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ/وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ.»(انفال/28-27)
در سوره مبارکه منافقون نیز پس از معرفی منافقان و اشاره به فتنه انگیزی آنان در حکومت اسلامی، مؤمنین را مخاطب قرار داده و به یکی از زمینه های اصلی شکل گیری نفاق اشاره می کند و می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ»(منافقون/9)
و در آیاتی دیگر نیز می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَکُمْ وَ إِخْوانَکُمْ أَوْلِیاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکُفْرَ عَلَى الْإِیمانِ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ/ قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ؛اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هر گاه پدران و برادران شما، کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنها را ولىّ (و یار و یاور و تکیه‏گاه) خود قرار ندهید! و کسانى از شما که آنان را ولىّ خود قرار دهند، ستمگرند! بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالى که به دست آورده‏اید، و تجارتى که از کساد شدنش مى‏ترسید، و خانه هایى که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند و خداوند جمعیّت نافرمانبردار را هدایت نمى‏کند!»(توبه/24-23)
خداوند متعال در آیه دیگری از قرآن کریم، زن و فرزند، زمانی که مانع انجام تکالیف الهی و سیاسی انسان شوند، را دشمن انسان معرفی می کند: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِکُمْ وَ أَوْلادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ/ إِنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید بعضى از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند، از آنها بر حذر باشید، و اگر عفو کنید و صرفنظر نمائید و ببخشید (خدا شما را مى‏بخشد) چرا که خداوند بخشنده و مهربان است. اموال و فرزندانتان وسیله آزمایش شما هستند، و اجر و پاداش عظیم نزد خدا است.»(تغابن/15-14)
در روایتى از امام باقر(ع) مى‏خوانیم که در باره این آیه شریفه فرمود: «منظور این است که وقتى بعضى از مردان مى‏خواستند هجرت کنند پسر و همسرش دامن او را گرفتند و مى‏گفتند: تو را به خدا سوگند که هجرت نکن، زیرا اگر بروى ما بعد از تو بى‏سرپرست خواهیم شد، بعضى مى‏پذیرفتند و مى‏ماندند، آیه فوق نازل شد و آنها را از قبول این گونه پیشنهادها و اطاعت فرزندان و زنان در این زمینه‏ها بر حذر داشت؛ اما بعضى دیگر اعتنا نمى‏کردند و مى‏رفتند، ولى به خانواده خود مى‏گفتند به خدا اگر با ما هجرت نکنید و بعدا در (دار الهجرة) مدینه نزد ما آئید ما مطلقا به شما اعتنا نخواهیم کرد، ولى به آنها دستور داده شد که هر وقت خانواده آنها به آنها پیوستند گذشته را فراموش کنند و جمله «وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ»، ناظر به همین معنى است.»(تفسیرنمونه؛ج24؛ص203)
امیرالمؤمنین(ع) پیرامون تأثیرگذاری فرزند زبیر بر پدرش می فرماید: «مَا زَالَ الزُّبَیْرُ رَجُلًا مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ حَتَّى نَشَأَ ابْنُهُ الْمَشْئُومُ عَبْدُ اللَّهِ؛ زبیر همواره از ما اهل بیت بود تا اینکه فرزند نحسش عبدالله به سن جوانی رسید.»(نهج البلاغه؛ح453)

خانواده ای که خود یک «فتنه» است
از نظر قرآن کریم، گاه یک خانواده به تنهایی می تواند فتنه ای فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی در جامعه ایجاد کند: «وَ إِذْ قُلْنا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْناکَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً کَبِیراً؛ به یاد آور زمانى را که به تو گفتیم پروردگارت احاطه کامل به مردم دارد (و از وضعشان کاملا آگاه است) ما آن رؤیایى را به تو نشان دادیم فقط براى آزمایش مردم بود، همچنین شجره ملعونه را که در قرآن ذکر کرده‏ایم، ما آنها را تخویف (و انذار) مى‏کنیم اما جز بر طغیانشان افزوده نمى‏شود.»(اسراء/60)
علامه طباطبایی ضمن اینکه با روش قرآن به قرآن ثابت می کنند که منظور از «شجره ملعونه» در این آیه شریفه یک «خانواده» است که موجب ایجاد فتنه در جامعه اسلامی می شود، می فرمایند: «هر خانواده از ایشان که در میان مردمى زندگى کنند دین و دنیاى آن مردم را فاسد نموده و دچار فتنه‏شان مى‏سازند، یا از این راه در میان مسلمین دوام یافته و در همه اعصار آثار شوم خود را مى‏بخشند، و یا از راه پیدا شدن عقیده‏ها و مذاهب فاسد که آنها دور آن را گرفته و ترویجش مى‏کنند، و هم چنان نسلى بعد نسل آن را پایدار نگه مى‏دارند، و در آن لانه فساد، به اسلام ضربه وارد مى‏آورند.»(ترجمه المیزان، ج‏13، ص190)
به عبارت دیگر، تأثیرات منفی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی یک خانواده در جامعه اسلامی، گاه تا مدتها باقی می ماند و عده زیادی را دچار فتنه می کند.
خداوند متعال در سوره مبارکه تحریم، پس از بیان آیاتی پیرامون دوتن از زنان پیامبر(ص) که اسرار ایشان را فاش کرده بودند و تهدید آنها به طلاق، روی سخن را به مؤمنان کرده و خطاب به آنها می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشى که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید.»(تحریم/6)
و در آیات بعد، همسران نوح و لوط(ع) را مثال می زند که به همسرانشان خیانت کردند: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ قِیلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ؛ خداوند براى کسانى که کافر شده‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آنها گفته شد: وارد آتش شوید همراه کسانى که وارد مى‏شوند!»(تحریم/10)
یکی از عوامل اشرافی گری مسئولین، تأثیری است که از خانواده شان می پذیرند. خداوند در یک آیه قرآن، خطاب به پیامبر(ص) می فرماید به برخی زنانشان که از ایشان درخواست بهره مادی بیش از اندازه کرده بوند، بگوید که ضمن دادن مهریه، آنها را طلاق خواهد داد: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمِیلاً/ وَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْکُنَّ أَجْراً عَظِیماً؛ اى پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگى دنیا و زرق و برق آن را مى‏خواهید بیائید هدیه‏اى به شما دهم و شما را به طرز نیکویى رها سازم! و اگر شما خدا و پیامبرش و سراى آخرت را طالب هستید خداوند براى نیکوکاران شما پاداش عظیم آماده ساخته است.»(احزاب/29-28)
در شأن نزول این آیه شریفه آمده است: «همسران پیامبر (ص) بعد از پاره‏اى از غزوات که غنائم سرشارى در اختیار مسلمین قرار گرفت تقاضاهاى مختلفى از پیامبر (ص) در مورد افزایش نفقه یا لوازم گوناگون زندگى داشتند، طبق نقل بعضى از تفاسیر، ام سلمه از پیامبر(ص) کنیز خدمتگزارى تقاضا کرد ومیمونه حله‏اى خواست، و زینب بنت جحش پارچه مخصوص یمنى و حفصه جامه مصرى، جویریه لباس مخصوص خواست، و سوده گلیم خیبرى! خلاصه هر کدام درخواستى نمودند.پیامبر (ص) که مى‏دانست تسلیم شدن در برابر اینگونه درخواستها که معمولا پایانى ندارد چه عواقبى براى بیت نبوت در بر خواهد داشت، از انجام این خواسته‏ها سر باز زد و یک ماه تمام از آنها کناره‏گیرى نمود، تا اینکه آیات فوق نازل شد و با لحن قاطع و در عین حال توأم با رأفت و رحمت به آنها هشدار داد که اگر زندگى پر زرق و برق دنیا مى‏خواهید مى‏توانید از پیامبر (ص) جدا شوید و به هر کجا مى‏خواهید بروید، و اگر به خدا و رسول خدا و روز جزا دل بسته‏اید و به زندگى ساده و افتخار آمیز خانه پیامبر (ص) قانع هستید بمانید و از پاداشهاى بزرگ پروردگار برخوردار شوید. به این ترتیب پاسخ محکم و قاطعى به همسران پیامبر (ص) که دامنه توقع را گسترده بودند داد و آنها را میان ماندن و جدا شدن از او مخیر ساخت!» (تفسیر نمونه، ج‏17، ص278)
دسته دیگری از آیات قرآن کریم که نشان دهنده تأثیرگذاری بسیار زیاد نهاد خانواده در عرصه های فرهنگی و سیاسی است، آیاتی است که در آنها برخی کفار و مشرکین، دلیل بت پرستی خود را تقلید از پدرانشان (و در واقع نوع تربیت خانوادگی خود) می دانستند: (مائده/104)، (اعراف/28)، (یونس/78)، (انبیاء/53-51)، (شعراء/74-69)، (لقمان/21)، (زخرف/23-22)، (نوح/27)

تربیت نفاق پرور
اصولاً اولین زمینه های شکل گیری نفاق در محیط خانواده است. قرآن کریم پس از بیان آیاتی درباره منافقین می فرماید: «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِینَ وَ الْکافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعاً؛ خداوند در قرآن (این حکم را) بر شما فرستاده که هنگامى که بشنوید افرادى آیات خدا را انکار و استهزاء مى‏نمایند با آنها ننشینید تا به سخن دیگرى بپردازند، زیرا در این صورت شما هم مثل آنان خواهید بود، خداوند منافقان و کافران را همگى در دوزخ جمع مى‏کند.»(نساء/140)
یکی از عرصه های مهم وقوع این مسئله، محیط های خانوادگی است. بسیار پیش می آید که در برخی محیط های خانوادگی، سخن و عقیده باطلی اظهار می شود ولی انسان به دلیل رودربایستی با خویشاوندان و از ترس از هم گسسته شدن پیوندهای خانوادگی، در برابر این اظهارات خلاف واقع موضع گیری صریح نمی کند و یا حتی با آن موافقت می کند. به همین دلیل امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: «کَثْرَةُ الْوِفَاقِ‏ نِفَاقٌ».(غررالحکم؛ص524)
حضرت ابراهیم(ع) یکی از علل بت پرستی قوم خود را ترس از به هم خوردن روابط خویشاوندی می دانند: «وَ قالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً مَوَدَّةَ بَیْنِکُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا؛ (ابراهیم) گفت: «شما غیر از خدا بتهایى براى خود انتخاب کرده‏اید که مایه دوستى و محبت میان شما در زندگى دنیا باشد.»(عنکبوت/25) گویی که برخی از این افراد می دانند که بت پرستی عمل غیر منطقی است، اما برای حفظ پیوندهای خویشاوندی، با سایرین مخالفت نمی کردند.

تمرکز اصلی نفاق داخلی و دشمن خارجی بر مسئله خانواده
به عقیده نگارنده، اصولاً تمرکز اصلی جریان نفاق و دشمن خارجی، تأثیرگذاری بر نهاد خانواده است. چراکه حکومت اسلامی دچار فروپاشی نخواهد شد، مگر زمانیکه پیش از آن خانواده های آن دچار فروپاشی شوند.

خداوند در سوره مبارکه نور به ماجرای افک اشاره می کنند که طی آن منافقین با انتشار تهمتی که به یکی از زنان پیامبر(ص) وارد کرده بودند، دو هدف داشتند: «مخدوش کردن چهره پیامبر(ص) و بی اعتماد کردن مردم نسبت به ایشان» و «اشاعه فحشاء». خداوند متعال پس از بیان توطئه منافقین در ماجرای افک، درباره هدف دوم آنها می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ؛ کسانى که دوست دارند فحشاء در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است.»(نور/19)
.
خداوند متعال پس از بیان آیات حجاب در سوره احزاب بیماردلانی را که در پی اشاعه فحشاء در جامعه اسلامی هستند را در کنار منافقین و شایعه پراکنان، به شدت تهدید می کند: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً/ لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فِیها إِلاَّ قَلِیلاً/ مَلْعُونِینَ أَیْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً/ سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلاً؛ اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است (و اگر تا کنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است. اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بى‏اساس در مدینه پخش مى کنند دست از کار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان مى‏شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهى نمى‏توانند در کنار تو در این شهر بمانند! و از همه جا طرد مى‏شوند، و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسید! این سنّت خداوند در اقوام پیشین است، و براى سنّت الهى هیچ گونه تغییر نخواهى یافت!»(احزاب/62-59)
نگارنده معتقد است بیان این سه گروه در عرض یکدیگر(منافقین، بیماردلان و شایعه پراکنان) و شروع کردن با منافقین، قطعاً بی حکمت نیست و شاید حکمت آن این باشد که دو گروه دیگر، تحت برنامه ریزی منافقین به فتنه انگیزی فرهنگی و سیاسی می پرداختند. خداوند متعال در برخی آیات قرآن کریم، کار اصلی شیطان را اشاعه فحشاء می داند: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ»(نور/21)
و در آیه دیگر می فرماید: «یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الْأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ/ إِنَّما یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»(بقره/170-169)
تعبیر «انّما» که نشان دهنده حصر است، گویای این مطلب است که دشمنان شیطانی ما کاری جز این ندارند که به ترویج فحشاء در جامعه بپردازند. بنابراین اصلی ترین هدف گذاری دشمنان داخلی و خارجی حکومت اسلامی، مسئله «خانواده» است.


برچست ها :