فمينيسم اسلامي!

سيد ابراهيم حسيني sehoseini@hotmail.com

آيا مي توان نگرش فمينيستي را منطبق با ديدگاه اسلام و در يك راستا دانست؟
دراين باره بايد گفت ستم به زنان يكي از سياه ترين منظره هاي تمدن بشري است، چه آن زمان كه در قديم، انسان بودن زن فراموش شده بود و چه امروز كه زن بودن او به نام آزادي و تساوي حقوق او با مرد و در واقع، موقعيت طبيعي و فطري و استعدادهاي ويژه زن و رسالت او به فراموشي سپرده شده است؛ از اين رو، هرگونه تلاش در بهبود اين روند، موجه و معقول مي نمايد، اما اين اصلاحات بايد بر مبناي صحيح و استوار صورت گيرد و اين همان نهضت سفيد اسلامي زن است، نه نهضت سياه و تيره اروپايي غرب (فمينيسم).
نحوه حمايت و دفاع از حقوق زن در نگرش اسلامي و جنبش فمينيستي غربي، در انگيزه ها، مباني نظري و آموزه ها تفاوت جدي دارد، در نتيجه علي رغم حمايت جدي اسلام از شخصيت و جايگاه حقوقي و اجتماعي زنان، تعارض ديدگاه هاي اسلام و فمينيسم روشن است و به همين دليل، اصطلاح «فمينيسم اسلامي» از اساس نادرست است.
اما توضيح تفاوت ها:
الف) انگيزه ها

زن در اروپا تا قبل از قرن بيستم از نظر قانون و در مقام عمل فاقد حقوق انساني بود، با آن كه در اروپا از قرن هفدهم به بعد زمزمه هايي به نام حقوق بشر آغاز شد، اما چون زن را فاقد هويت انساني و يا حداقل جنس پست تر مي دانستند، مقصود از بشر، تنها مردان بود. براي اولين بار در قرن بيستم، مسئله حقوق زن در برابر مرد مطرح شد.
اما اسلام، از همان آغاز نگاهي متفاوت داشت؛ نه تنها در سلب اختيار مطلق پدران نسبت به دختران، بلكه اعطاي شخصيت، حريت و استقلال فكر به او خدمت كرد. از نظر اسلام، ترديدي وجود ندارد كه زن و مرد در اصل شرافت و هويت انساني و برخورداري از حقوق انساني برابرند. ريشه تفاوت هاي حقوقي زن و مرد در اسلام نيز توجه به ساختار وجودي هر يك از زن و مرد و هدف آفرينش است، نه نتيجه نگاه تحقيرآميز به او.
در نگرش اسلامي، زنان از جنس مردان و از سرشتي نظير سرشت مردان آفريده شده اند. طي مقامات معنوي و رسيدن به اجر اخروي و قرب الهي به جنسيت مربوط نيست، به ايمان و عمل صالح مربوط است. اسلام با افكار خرافي پليد شمردن زنان مبارزه كرد. در انديشه اسلامي، وجود زن براي مرد، خير و مايه آرامش است.
ب) مباني فلسفي

محور اصلي فمينيسم دو چيز بود: آزادي و تساوي. پيشگامان اين نهضت با اين استدلال كه زن با مرد در انسانيت شريك است پس بايد در تمام حقوق و تكاليف نيز مانند مرد و برابر با او باشد، مدعي شدند كه بدون تأمين آزادي زن و تساوي حقوق او با مرد، سخن از حقوق بشر بي معناست و همه مشكلات خانوادگي نيز ناشي از همين دو امر است.
در اين نهضت توجه نشد كه تساوي و آزادي، براي احقاق حقوق زن دو شرط لازمند اما كافي نيستند. زن و مرد در انسانيت برابرند، ولي دو گونه انسانند با دو گونه خصلت و روان شناسي. اين اختلاف و دوگونگي در متن آفرينش بشر و هدفمند بوده است.
ج) آموزه ها

در جنبش فمينيستي، برابري با تشابه و همانندي يكي شمرده شد. سعي كرد ه اند حقوق زن را مشابه حقوق مرد قرار دهند و بدين سال، انسان بودن زن، موجب فراموشي زن بودن وي شده است.
به گفته شهيد مطهري «قرآن كريم، احياكننده حقوق زن است... ولي زن بودن زن و مرد بودن مرد به فراموشي سپرده نشده است، بلكه با برقراري ارتباط بين تكوين و تشريع، زن و مرد را همان گونه كه در طبيعت هست تربيت كرده است. اسلام به زن شخصيت، استقلال فكر و عمل داد و حقوق طبيعي او را به رسميت شناخت، اما نهضت اسلامي زن با جريانات فمينيستي غرب دو تفاوت اساسي دارد. نخست آن كه در ناحيه روان شناسي زن و مرد و توجه به اختلافات روحي و رواني آنان اعجاز كرده است. دوم آن كه ضمن آشنا کردن زنان با حقوق انساني شان و حمايت از آن، هرگز آنان را به تمرد و عصيان و بدبيني نسبت به جنس مرد وادار نكرد.»
برگرفته از «فمينيسم» تأليف سيد ابراهيم حسيني، نشر معارف


منبع:نشریه طرح ولایت
نشانی اینترنتی:
www.velayat.nashriyat.ir


برچست ها :