**روش ابتلا و امتحان:
روش ابتلا و امتحان نيكوترين روش در شكوفا كردن استعدادهاي بشر و آشكار نمودن گوهر حقيقت آدمي و خالص ساختن وجود انسان و مشخص كردن شايستگيها و مراتب افراد و وسيله جدا نمودند و تميز آنان است .
((و اذ ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما . ))(854)
و چون ابراهيم را پروردگارش با اموري چند بياموزد و وي همه را به انجام رسانيد ، (خدا به او) فرمود : من تو را پيشواي مردم قرار دادم .
بدون ابتلا و امتحان نه جايگاه و مرتبه آدميان مشخص مي شود و نه امكان تميز و تفكيك آنان فراهم مي گردد ، و نه زمينه ظهور بواطن و كسب كمالات آماده مي شود.
*معنا و مفهوم ابتلا و امتحان :
((ابتلا)) و ((بلا)) هر دو به معني امتحان و آزمايش است ، بدين ترتيب كه كاري را به كسي پيشنهاد مي كنند يا او را در حادثه و واقعه اي قرار مي دهند تا بدين وسيله خود را نشان دهد و صفات باطني او را مانند اطاعت ، شجاعت ، سخاوت ، عفت ، علم و وفا و يا نقطه مقابل اينها و ميزانشان را دريابند ؛ و بديهي است كه امتحان و آزمايش همواره به وسيله عمل باشد ، زيرا ابتلا جز با عمل معنا نمي يابد و در صحنه عمل است كه صفات باطني انسان ظاهر مي شود ؛ (855) و نيز استعدادهاي انسان از قوه به فعل درمي آيد و به سوي كامل شدن پيش مي رود .
هرگاه بخواهيم انسان را به سوي مقصد تربيت سير دهيم ، بايد به وسيله مجموعه اي از اعمال دريابيم كه او تا چه اندازه آمادگي و صلاحيت آن مقصد را دارد ، تا بتوانيم زمينه لازم را براي اين سير بدرستي فراهم كنيم ؛ و نيز براي اينكه دريابيم كه متربي در چه مرتبه اي است و چه تواناييها و صلاحيتهايي دارد و بخواهيم آن تواناييها و صلاحيتها ظهور كند ، بايد يك سلسله امور را كه متناسب مقصد تربيت است بر او وارد كنيم ، و اين عمل ابتلا و امتحان ناميده مي شود ؛ و همه چيز براي اين است كه باطنها ظهور كند و صلاحيتها و عدم صلاحيتها ظاهر شود . اين همان چيزي است كه پيوسته درباره انسان تحقق مي پذيرد .
لحظه لحظه امتحانها مي رسد
سر دلها مي نمايد در جسد(856)
ارسال رسل ، انزال كتب ، تحولات و تطورات ، خير و شر ، نعمت و نقمت ، وسعت و تنگي ، فراواني و كمبود ، فقر و غنا ، امنيت و ترس ، حيات و مرگ ، همه و همه براي اين است كه صلاحيت و عدم صلاحيت انسان نسبت به مقصدي كه دين آدميان را بدان مي خواند ظهور يابد . (857) امام خميني (ره ) در اين باره مي فرمايد :
((بعثت رسل و نشر كتب آسماني همه براي امتياز بشر و جدا شدن اشقيا از سعدا و مطيعين از عاصين است ، و معني امتحان و اختيار حق همين امتياز واقعي خود بشر است از يكديگر .
* ابتلا و امتحان الهي
امتحانها و ابتلاهاي الهي براي آن است كه انسان بدين وسيله به كمالي كه شايسته آن است برسد . يك وقت چيزي را مورد امتحان قرار مي دهند تا مجهولي را به معلوم تبديل كنند ، مانند به كار بردن ترازو براي توزين شي ء يا به كار بردن ميزان الحراره براي تعيين گرما و مانند اينها . ما غالبا از باطن اشيا و امور بي خبريم و از مجراي امتحان تلاش مي كنيم تا باطن آنها را تشخيص دهيم و ناداني خود را نسبت به اشيا و امور برطرف سازيم . اين نوع امتحان يعني به كار بردن ميزان و مقياس براي كشف مجهول درباره خداي متعال صحيح نيست ، بلكه امتحان الهي معنايي ديگر دارد و آن از قوه به فعل درآوردن استعدادها و تكميل آنهاست ، اينكه خداوند انسانها را به وسيله امور گوناگون امتحان مي كند ، بدين معني است كه به وسيله اينها هر كسي را به كمالي كه لايق آن است مي رساند . فلسفه مشكلات و بلاها فقط سنجش وزن و درجه و كميت نيست ، زياد كردن وزن و بالا بردن درجه و افزايش دادن به كميت است . خداوند امتحان نمي كند كه وزن واقعي و حد و درجه معنوي و اندازه شخصيت كسي معلوم شود ؛ امتحان مي كند تا بر وزن واقعي و درجه معنوي و حد شخصيت آن بنده افزوده شود . خداوند امتحان نمي كند كه بهشتي واقعي و جهنمي واقعي معلوم شود ، امتحان مي كند و انسانها را در نعمتها و نقمتها ، راحتيها و سختيها ، و خير و شر قرار مي دهد تا صلاحيت باطني انسانها از نظر استحقاق ثواب يا عقاب به منصه ظهور برسد و هر كه مي خواهد به بهشت برود و هر كه مي خواهد به قرب الهي برسد ، در خلال اين امور خود را شايسته و لايق بهشت كند يا به بالاتر از آن دست يابد و هر كه شايستگي و لياقت ندارد سر جاي خود بماند . ))(859)
((و نبلوكم بالشر و الخير فتنة . ))(860)
و شما را از راه آزمايش به بد و نيك خواهيم آزمود .
اگر ابتلاها و امتحانهاي الهي به بدي و نيكي ، سختي و آساني ، مصيبت و دولت نباشد ، استعدادهاي انسان به فعليت نمي رسد و اعمالي كه مقياس پاداش و كيفر است ظهور نمي كند ، زيرا تنها بر اساس صفات دروني و استعدادهاي پنهاني نمي توان پاداش داد و كيفر نمود ، بلكه بايد اين صفات و كيفيتها و استعدادها ظهور يابند تا انسانها مستحق ثواب و عقاب شوند .
((احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لايقتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين . ))(861)
آيا مردم پنداشته اند كه تا گفتند ايمان آورديم ، رها مي شوند و مورد آزمايش قرار نمي گيرند ؟ و بي گمان كساني را كه پيش از اينان بودند آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفته اند معلوم دارد و دروغگويان را (نيز) معلوم دارد .
نظام هستي بر ابتلا و امتحان استوار است و هر كه ادعايي كند بايد بداند كه هزاران امتحان در پيش دارد . به تعبير ((ملاي رومي )) آن انسان بي اطلاع از فن خياطي چون ادعاي خياطي كند ، بلافاصله يك قواره پارچه اطلس پيش رويش مي گذارند و مي گويند يك قباي گشاد ببر و در نتيجه اين امتحان ، راستگو از دروغگو معلوم مي شود . اگر مردم در ناگواريها و جز اين امتحان نمي شدند ، هر ناكسي مدعي مي شد كه در روز جنگ رستم دستان است .
صد هزاران امتحان است اي پدر
هر كه گويد من شدم سرهنگ در
گر نداند عامه او را ز امتحان
پختگان راه ، جويندش نشان
چون كند دعوي خياطي خسي
افكند در پيش او شه ، اطلسي
كه ببر اين را به غلطاق فراخ
ز امتحان پيدا شود او را دو شاخ
گر نبودي امتحان هر بدي
هر مخنث در وغا رستم بدي (862)
در ميدان حوادث و در عرصه ابتلا و امتحان است كه استحقاقها بروز مي كند و هر كس شايسته جايگاه مناسب خويش مي شود .
((و لنبلونكم حتي نعلم المجاهدين منكم و الصابرين . ))(863)
و البته شما را مي آزماييم تا مجاهدان و شكيبايان شما را بازشناسانيم .
بنابراين به سبب ابتلا و امتحان الهي است كه استعدادها به فعليت درمي آيد و استحقاقها ظهور مي كند و هر كه به آنچه شايسته اوست مي رسد ، امير مؤ منان علي (ع ) در اين باره فرموده است :
((الا ان الله قد كشف الخلق كشفة ، لا انه جهل ما اخفوه من مصون اسرارهم و مكنون ضمائرهم ، ولكن ليبلوهم ايهم احسن عملا ، فيكون الثواب جزاء و العقاب بواء . ))(864)
بدانيد كه خداوند احوال مردمان را آشكار نمود ، نه آنكه بر اسرار پوشيده آنان دانا نبود و بر آنچه در سينه هاي خود نهفته اند بينا نبود ، بلكه خواست آنان را بيازمايد تا كداميك از عهده تكليف ، نيكوتر برآيد تا پاداش برابر كار نيك بود ، و كيفر مكافات كار بد باشد .
پس ابتلا و امتحان الهي براي آن است كه شئون باطني و لياقت ذاتي انسانها به فعليت درآيد و مستحق آن چيزي شوند كه در خور آنند ، نه آنكه چيزي بر خداوند معلوم شود . به بيان امير مؤ منان (ع ) :
((و ان سبحانه اعلم بهم من انفسهم ، ولكن لتظهر الافعال التي بها يستحق الثواب و العقاب . ))(865)
هر چند خدا از خود آنها به آنها داناتر است ، ليكن ابتلا و امتحان براي آن است كه كردارهايي كه شايسته پاداش و كيفر است (به خود ايشان ) آشكار گردد .
منبع: کتاب سیری در تربیت اسلامی، مصطفی دلشاد تهرانی
برچست ها :