تربیت صحیح فرزندان - آرشیو 1394/4
<-Description->
***مقام معظم رهبری:


به پدرها و مادرها تذکّر میدهم؛ من خواهش میکنم و تقاضا میکنم از شماها که یک خرده امکانات ازدواج را آسان کنید. پدر و مادرها سخت‌گیری میکنند؛ هیچ سخت‌گیری لازم نیست. بله، یک مشکلات طبیعی وجود دارد -مسئله‌ی مسکن، مسئله‌ی شغل و از این مسائل- لکن «اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه»؛(۴) خب، این قرآن است. ممکن است جوان، الان هم امکانات مالی مناسبی نداشته باشد، امّا ان‌شاءالله بعد از ازدواج خدای متعال گشایش میدهد. ازدواج جوانها را متوقّف نکنند؛ من خواهش میکنم که پدرها و مادرها به این مسئله توجّه کنند.
البتّه یکی از مسائل مهم این است که رسم خواستگاری رفتن و وساطت کردن برای ازدواج دخترها، متأسّفانه کمرنگ شده؛ این چیز لازمی است. افرادی هستند -سابقها همیشه معمول بود، حالا هم با کثرت نسل جوان در جامعه‌ی ما، باید این رواج داشته باشد- پسرهایی را می‌شناسند، به خانواده‌ی دختر معرّفی میکنند؛ دخترهایی را می‌شناسند، به خانواده‌ی پسر معرّفی میکنند؛ تسهیل میکنند و آماده‌سازی میکنند ازدواج را؛ این کارها را بکنند. هرچه که ما بتوانیم در جامعه مسئله‌ی مشکل جنسی جوانها را حل کنیم، این به نفع دنیا و آخرت جامعه‌ی ما است؛ به نفع دنیا و آخرت کشور ما است؛ بعد هم برای مسئله‌ی نسل که من رویش خیلی تکیه دارم [مهم است]. باز من همین‌جا هم به آقای وزیر محترم بهداشت عرض میکنم؛ گزارشهایی به من میرسد که آن خواسته‌ی شما که همان خواسته‌ی ما است، [یعنی] مسئله‌ی جلوگیری از منع باروری -که منع باروری یک سیاستی بود؛ بنا بر این گذاشته شد که از این سیاست جلوگیری بشود- درست انجام نمیگیرد؛ بعضی جاها همچنان در بر پاشنه‌ی قبل میگردد.


امام خامنه ای،دیدار با دانشجویان در رمضان سال ۱۳۹۴

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 26 تیر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1002

آیت‌الله مظاهری:
فراهم کردن محیطی سالم برای رشد دینی فرزندان از وظایف والدین است خبرگزاری رسا ـ رییس حوزه علمیه اصفهان با اشاره به اهمیت همنشین بد برای انسان و توجه والدین به تربیت فرزندان گفت: ما هم برای خود و هم برای فرزندانمان محیط سالم بسازیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در اصفهان، حضرت آیت‌الله حسین مظاهری، رییس حوزه علمیه اصفهان دوشنبه پس از نماز ظهر و عصر در ادامه جلسات اخلاقی ماه رمضان با اشاره به این که انتخاب‌گری امتیاز ویژه انسان بر فرشتگان است، گفت: ما قوانینی داریم که این قوانین در سرنوشت انتخاب انسان تأثیر دارد، این قانون‌ها انسان را مجبور نمی‌کند اما نقش دارد.



وی با اشاره به این که از نمونه‌ای این قانون‌ها، قانون وراثت و همنشین و رفیق است، به تبیین قانون سوم پرداخت و افزود: محیط در انسان تأثیر می‌گذارد، انسان در هر کجا که بزرگ می‌شود و زندگی می‌کند، آن محیط تأثیر در انتخاب انسان دارد، انسان را مجبور نمی‌کند اما در سرنوشت انتخابش تأثیر دارد.



استاد درس خارج حوزه علمیه خاطرنشان کرد: اسلام بسیار تأکید کرده است که مواظب باشید در محیط آلوده و گناه زندگی نکنید، مواظب باشید در محیطی که زندگی می‌کنید پاک و پاکیزه باشد، چون در سرنوشت انسان تأثیر کامل دارد، حتی قرآن در آیه‌ای هجرت نکردن و مبتلا به گناه شدن را نکوهش کرده‌ است.



وی گفت: بر اساس آیه قرآن عده‌ای عذر گناه کردن خود را می‌آورند و می‌گویند ما در زمین مستضعف بودیم، این عذر آوردن اشتباه و بی‌جا است، زیرا ملائکه به آنان می‌گوید چرا در زمین هجرت نکردید، آیا زمین خدا وسیع نبود که شما هجرت بکنید، اما قرآن در ادامه می‌فرماید اگر به راستی چاره‌ای نداشته باشند قرآن عذر آنان را قبول می‌کند.



حضرت آیت‌الله مظاهری با بیان این که علما رفتن به یک محیط آلوده به نحوی که انسان نتواند دین خود را حفظ کند، یک گناه کبیره دانسته‌اند، ابراز کرد: محیط تأثیر به سزایی در سعادت و شقاوت انسان دارد، این که این قدر اصرار شده مسجدها و مجالس دینی پر باشد، برای خاطر همین است.



وی اظهار کرد: در محیط مسجد حتی حرف زدن درباره دنیا، کراهت شدید دارد، خوابیدن در مسجد کراهت دارد که معمولا هم رعایت نمی‌شود، مجالس سخنرانی باید صد در صد دینی باشد و سفارش بسیاری هم بر روی این مجالس شده است، به عکس در محیط‌های آلوده وارد شدن انسان را شریک در گناه گناه‌کاران می‌کند.



رییس حوزه علمیه اصفهان ابراز کرد: ما هم برای خود و هم برای فرزندانمان محیط سالم بسازیم، چرا دیده می‌شود که برخی از فرزندان افراد مقدس‌ها این قدر بی‌بند و بار هستند؟ چرا باید دبیرستان‌ها، دبستان‌ها و دانشگاه‌های ما دینی نباشد؟ اختلاط بین زن و مرد حرام است و چه معنایی دارد


منبع:خبرگزاری رسانیوز

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 25 تیر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1005

استاد حوزه علمیه خواهران مشهد تشریح کرد؛
شیوه های ترغیب و تشویق فرزندان به مسائل عبادی خبرگزاری رسا ـ استاد حوزه علمیه خواهران مشهد به شیوه های ترغیب فرزندان به مسائل عبادی اشاره کرد و گفت: همان گونه که برای مسائل مادی فرزندانتان وقت می گذارید، باید برای مسائل عبادی آن ها نیز وقت بگذارید؛ فرزندان خود را با تشویق به نماز ترغیب کنید.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، خانم ظهوری، استاد حوزه علمیه خواهران مشهد، امروز در رواق دارالاجابه حرم مطهر رضوی در جمع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی گفت: قرآن کتای راهنما و قانون است و برای زندگی راهکار دارد.



وی ابراز کرد: اگر پدر و مادر از دنیا رفته اند، ثواب کار خیری که انجام می دهید را به آن ها هدیه کنید؛ چرا که آن ها دستشان کوتاه است و به خیرات ما نیاز دارند و با این کار، مشکلات آن ها حل می شود و برای ما دعا می کنند.



این استاد حوزه و دانشگاه به اهمیت تربیت فرزند اشاره و اظهار کرد: همان گونه که برای مسائل مادی فرزندانتان وقت می گذارید، باید برای مسائل عبادی آن ها نیز وقت بگذارید و به این نکته توجه کنید که لقمه حلال و حتی مراقبت در دوران بارداری نیز در تربیت فرزند مؤثر است.



ظهوری در ادامه با اشاره به این که مادران بایستی در زندگی برنامه ریزی کنند، افزود: مادران باید صبر و حوصله داشته باشند، باید برنامه های متنوع را بچینند، به طور نمونه کودکان بازی های حرکتی را دوست دارند، به این ترتیب باید پدران را تشویق کنند تا با بچه ها بازی کنند.



این استاد حوزه علمیه خواهران مشهد در پاسخ به این پرسش که مشکل اقتصادی یکی از موانع بچه دار شدن است، برای مقابله با آن چه کنیم؟ گفت: باید بدانید که فرزند روزی خود را می آورد و نیز آمار گرفته شده است خانواده هایی که از ثروت بیش تری برخوردارند، فرزندان کمتری دارند.



فرزندان خود را با تشویق به نماز ترغیب کنید
وی به تشویق کردن فرزندان به مسائل عبادی اشاره و ابراز کرد: کودکان زیر 8 سال را با تشویق به نماز و روزه ترغیب کنید و از مسائل غیر برهانی و غیر دستوری استفاده نکنید و فرزندان بالای 8 سال را با علم و آگاهی به مسائل عبادی ترغیب کنید.



این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این که انسان با خواندن نماز روحش پاک می شود. تصریح کرد: خداوند متعال هر دستوری که قرار داده است، نفع آن به سود خودم ما است، برای ترغیب فرزندان به نماز، نعمات ذات اقدس الهی را به او یادآوری کنید.



ظهوری افزود: خواندن نماز اثرات جسمی و روحی دارد که ما متوجه نیستیم و مرور زمان دانشمندان کشف می کنند؛ به طور نمونه بیدار شدن سحرگاهان برای نماز صبح، غلظت خون را پایین می آورد و از سکته جلوگیری می کند.



این استاد حوزه علمیه خواهران مشهد به راهکار ترک بداخلاقی اشاره کرد و گفت: زیارت با معرفت، زیارتی است که در نتیجه آن بدی هایتان را ترک کنید. برای ترک بداخلاقی باید اراده کنید و ماه رمضان فرصت خوبی برای این کار است و بدانید هر چه انسان بداخلاق تر باشد، فشار قبر او بیش تر است.

منبع:خبرگزاری رسانیوز

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 24 تیر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1019

خانم حیدری استاد مدرسه علمیه حضرت خدیجه(س) مشهد: به شیوه صحیح تربیت فرزندان اشاره کرد و افزود: بهترین زندگی، زندگی است که در آن اقتدار باشد، اما به این نکته توجه کنید که اقتدار با خشونت متفاوت است؛ پدر و مادر در عین حالی که خواسته منطقی فرزندان را باید جوابگو باشد، برخی از خواسته ها را با فاصله اجابت نکنند و بعضی دیگر را نیز اصلا جواب ندهند تا فرزند، درست تربیت شود.


منبع:خبرگزاری رسانیوز

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 24 تیر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1019

زنان متمدن امریکایی:ما به مردها گفتيم ميخواهيم مثل شما باشيم


فاطمه شهيدي

مردها گفتند: حالا که اين قدر اصرار مي کنيد، قبول! و ما نفهميديم چه شد که مردها ناگهان اين قدر مهربان شدند. وقتي به خود آمديم، عين آن ها شده بوديم. کيف چرمي يا سامسونت داشتيم و اوراقي که بايد بهش رسيدگي مي کرديم و دسته چک و حساب کتاب هايي که مهم بودند.
با رئيس دعوايمان مي شد و اخم و تخم اش را مي آورديم خانه سر بچه ها خالي مي کرديم. ماشين ما هم خراب مي شد، قسط وام هاي ما هم دير مي شد. ديگر با هم مو نمي زديم. آن ها به وعده شان عمل کرده بودند و به ما خوشبختي هاي بي پايان يک مرد را بخشيده بودند!
همة کارهايمان مثل آن ها شده بود فقط، نه! خداي من! سلاح نفيس اجدادي که نسل به نسل به ما رسيده بود، در جيب هايمان نبود. شمشير دسته طلا؟ تپانچة ماشه نقره اي؟ چاقوي غلاف فلزي؟ نه!
ما پنبه اي که با آن سر مردها را مي بريديم، گم کرده بوديم؛ همان ارثيه اي که هر مادري به دخترش مي داد و خيالش جمع بود تا اين هست، سر مردش سوار است. آن گلولة اليافي لطيفي که قديمي ها بهش مي گفتند عشق، يک جايي توي راه از دستمان افتاده بود يا اگر به تئوري توطئه معتقد باشيم، مردها با سياست «درهاي باز» نابودش کرده بودند.
حالا ما و مردها روبه روي هم بوديم؛ در دوئلي ناجوانمردانه، و مهارتي که با آن مردهاي تنومند را به زانو درمي آوريم در عضله هاي روحمان جاري نبود.
سال ها بود حسودي شان مي شد. چشم نداشتند ببينند فقط ما مي توانيم با ذوقي کودکانه به چيزهاي کوچک عشق بورزيم. فقط و فقط ما بوديم که بلد بوديم در معامله اي که پاياپاي نبود، شرکت کنيم. مي توانستيم بدهيم و نگيريم. ببخشيم و از خود بخشيدن کيف کنيم. بي حساب و کتاب دوست بداريم. در هستي، عناصر ريزي بودند که مردها با چشم مسلح هم نمي ديدند و ما مي ديديم. زنانگي فقط مهارت آراستن و فريفتن نبود و آن قديم ها بعضي از ما اين را مي دانستيم.
مادربزرگ من زيباييِ زن بودن را مي دانست. وقتي زني از شوهرش از بي ملاحظگي ها و درشتي هاي شوهرش شکايت داشت و هق هق گريه مي کرد، مادربزرگ خيلي آرام مي گفت: مرد است ديگر، نمي فهمد. مردها نمي فهمند، و از مرد بودن مثل عيبي حرف مي زد که انگار قابل برطرف شدن نيست. مادربزرگ مي دانست مردها از بخشي از حقايق هستي محرومند. لمس لطافت در جهان، در انحصار جنس دوم است و ذات جهان لطيف است.
مادربزرگ مي گفت کار زن ها با خدا آسونه. مردها از راه سخت بايد بروند. راه ميان بري بود که زن ها نشاني اش را داشتند و يک راست مي رفت نزديک خدا، و شايد اين نشاني را هم همراه سلاح قديمي مان گم کرديم.
به هر حال، ما الان اين جاييم و داريم از خوشبختي خفه مي شويم! رئيس شرکت بهمان بن فروشگاه داده و ما خيلي احساس شخصيت مي کنيم. ده تا نايلون پر از روغن و شامپو و وايتکس و شيشه شور و کنسرو و رب و ماکاروني خريده ايم و داريم به زحمت نايلون ها را مي بريم و با بقية همکارهاي شرکت که آن ها هم بن داشته اند و خوشبختي، داريم غيبت رئيس کارگزيني را مي کنيم و اداي منشي قسمت بايگاني را در مي آوريم و بلندبلند مي خنديم و بارهايمان را مي کشيم سمت خانه.
چه قدر مادربزرگ بدبخت بود که در آن خانه مي شست و مي پخت. حيف که زنده نماند ببيند ما به چه آزادي شيريني دست يافتيم. ما چه قدر رشد کرديم. افتخارآميز است که ما الان، هم راننده اتوبوس هستيم هم ترشي مي اندازيم. مهندس معدن هستيم و مرباي انجيرمان هم حرف ندارد. هورا ما هر روز تواناتر مي شويم. مردها مهارت جمع بستن ما را خيلي تجليل مي کنند. ما مي توانيم همه کار را با همه کار انجام دهيم.
وقتي مردها به زحمت بلدند تعادل خودشان را ايستاده توي اتوبوس حفظ کنند، ما با يک دست، دست بچه را مي گيريم با دست ديگر خريدها را، گوشي موبايل بين گردن و شانه، کارهاي اداره را راست و ريس مي کنيم. افتخارآميز است.
دستاورد بزرگي است اين که مثل هم شده ايم. فقط معلوم نيست به چه دليل گنگي، يکي مان شب توي رختخواب مثل کنده اي چوب راحت مي خوابد و آن يکي مدام غلت مي زند، چون دست و پاهايش درد مي کنند. چون صورت اشک آلود بچه اي مي آيد پيش چشمش. بچه تا ساعت پنج مانده توي مهدکودک.
همه رفته اند، سرايدار مجبور شده بعد از رفتن مربي ها او را ببرد پيش بچه هاي خودش. نيمة گمشده، شب ها خواب ندارد؛ مي افتد به جان زن.
مرد اما راحت است، خودش است. نيمة ديگري ندارد. زن گيج و خسته تا صبح بين کسي که شده و کسي که بود، دست و پا مي زند. مادربزرگ سنت زده و عقب افتاده من کجا مي توانست شکوه اين پيروزي مدرن را درک کند؟ ما به همة حق و حقوقمان رسيده ايم.
زنده باد تساوي!


منبع:نشریه طرح ولایت،با کمی تغییر
نشانی اینترنتی:
www.velayat.nashriyat.ir

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 24 تیر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1014

فمينيسم اسلامي!

سيد ابراهيم حسيني sehoseini@hotmail.com

آيا مي توان نگرش فمينيستي را منطبق با ديدگاه اسلام و در يك راستا دانست؟
دراين باره بايد گفت ستم به زنان يكي از سياه ترين منظره هاي تمدن بشري است، چه آن زمان كه در قديم، انسان بودن زن فراموش شده بود و چه امروز كه زن بودن او به نام آزادي و تساوي حقوق او با مرد و در واقع، موقعيت طبيعي و فطري و استعدادهاي ويژه زن و رسالت او به فراموشي سپرده شده است؛ از اين رو، هرگونه تلاش در بهبود اين روند، موجه و معقول مي نمايد، اما اين اصلاحات بايد بر مبناي صحيح و استوار صورت گيرد و اين همان نهضت سفيد اسلامي زن است، نه نهضت سياه و تيره اروپايي غرب (فمينيسم).
نحوه حمايت و دفاع از حقوق زن در نگرش اسلامي و جنبش فمينيستي غربي، در انگيزه ها، مباني نظري و آموزه ها تفاوت جدي دارد، در نتيجه علي رغم حمايت جدي اسلام از شخصيت و جايگاه حقوقي و اجتماعي زنان، تعارض ديدگاه هاي اسلام و فمينيسم روشن است و به همين دليل، اصطلاح «فمينيسم اسلامي» از اساس نادرست است.
اما توضيح تفاوت ها:
الف) انگيزه ها

زن در اروپا تا قبل از قرن بيستم از نظر قانون و در مقام عمل فاقد حقوق انساني بود، با آن كه در اروپا از قرن هفدهم به بعد زمزمه هايي به نام حقوق بشر آغاز شد، اما چون زن را فاقد هويت انساني و يا حداقل جنس پست تر مي دانستند، مقصود از بشر، تنها مردان بود. براي اولين بار در قرن بيستم، مسئله حقوق زن در برابر مرد مطرح شد.
اما اسلام، از همان آغاز نگاهي متفاوت داشت؛ نه تنها در سلب اختيار مطلق پدران نسبت به دختران، بلكه اعطاي شخصيت، حريت و استقلال فكر به او خدمت كرد. از نظر اسلام، ترديدي وجود ندارد كه زن و مرد در اصل شرافت و هويت انساني و برخورداري از حقوق انساني برابرند. ريشه تفاوت هاي حقوقي زن و مرد در اسلام نيز توجه به ساختار وجودي هر يك از زن و مرد و هدف آفرينش است، نه نتيجه نگاه تحقيرآميز به او.
در نگرش اسلامي، زنان از جنس مردان و از سرشتي نظير سرشت مردان آفريده شده اند. طي مقامات معنوي و رسيدن به اجر اخروي و قرب الهي به جنسيت مربوط نيست، به ايمان و عمل صالح مربوط است. اسلام با افكار خرافي پليد شمردن زنان مبارزه كرد. در انديشه اسلامي، وجود زن براي مرد، خير و مايه آرامش است.
ب) مباني فلسفي

محور اصلي فمينيسم دو چيز بود: آزادي و تساوي. پيشگامان اين نهضت با اين استدلال كه زن با مرد در انسانيت شريك است پس بايد در تمام حقوق و تكاليف نيز مانند مرد و برابر با او باشد، مدعي شدند كه بدون تأمين آزادي زن و تساوي حقوق او با مرد، سخن از حقوق بشر بي معناست و همه مشكلات خانوادگي نيز ناشي از همين دو امر است.
در اين نهضت توجه نشد كه تساوي و آزادي، براي احقاق حقوق زن دو شرط لازمند اما كافي نيستند. زن و مرد در انسانيت برابرند، ولي دو گونه انسانند با دو گونه خصلت و روان شناسي. اين اختلاف و دوگونگي در متن آفرينش بشر و هدفمند بوده است.
ج) آموزه ها

در جنبش فمينيستي، برابري با تشابه و همانندي يكي شمرده شد. سعي كرد ه اند حقوق زن را مشابه حقوق مرد قرار دهند و بدين سال، انسان بودن زن، موجب فراموشي زن بودن وي شده است.
به گفته شهيد مطهري «قرآن كريم، احياكننده حقوق زن است... ولي زن بودن زن و مرد بودن مرد به فراموشي سپرده نشده است، بلكه با برقراري ارتباط بين تكوين و تشريع، زن و مرد را همان گونه كه در طبيعت هست تربيت كرده است. اسلام به زن شخصيت، استقلال فكر و عمل داد و حقوق طبيعي او را به رسميت شناخت، اما نهضت اسلامي زن با جريانات فمينيستي غرب دو تفاوت اساسي دارد. نخست آن كه در ناحيه روان شناسي زن و مرد و توجه به اختلافات روحي و رواني آنان اعجاز كرده است. دوم آن كه ضمن آشنا کردن زنان با حقوق انساني شان و حمايت از آن، هرگز آنان را به تمرد و عصيان و بدبيني نسبت به جنس مرد وادار نكرد.»
برگرفته از «فمينيسم» تأليف سيد ابراهيم حسيني، نشر معارف


منبع:نشریه طرح ولایت
نشانی اینترنتی:
www.velayat.nashriyat.ir

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 24 تیر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1000

*** وابستگی فکری فرزندان، بدترین نوع وابستگي ست



امام خمینی ره:

نـفـت مـا را دادنـد و رفـت و از بـيـن رفـت . حالا نفت را دوباره از سر براي خود ايران است . كـشـاورزي را از بـيـن رفـتـه بـود ، بـعـد دوبـاره قابل جبران است انشاءالله زود جبران مي شود !!!لكن مي شود!!! لكن نيروهاي انساني مهم است . اينها نيروهاي انساني ما را از بين بردند ، نگذاشتند رشد بكند ، در بين خود كشور ما جـوري كـردنـد كـه مـحـتـواي انـسـان را از بـيـن بـردند ، يك صورتي گذاشتند و محتوا را گـرفـتـنـد ، طـوري كـردنـد كـه اعـتـمـاد مـا هـم بـه خـودمـان تـمـام شـد . اسـتـقـلال فـكـري مـا را ، اسـتـقـلال روحـي مـا را از دسـتـمـان گـرفـتـنـد . ايـن بـدتر از آن استقلال گرفتني بود كه كشور ما استقلال نداشت ، ما روحيه خودمان را از دست داده بوديم هـر چـه مـي شـد در ذهـن همه اين بود كه بايد از خارج اين كارها درست بشود . مي خواستند اسفالت كنند يك خياباني را يا !!!يك !!! بين اين شهر با آن شهر يك خطي بـشـكـنـد ، آن بايد از خارج بيايد . اهانت كردند به نيروهاي انساني ما ، محتوا را گرفتند . تـا يـكـي مـريـض مـي شـد ايـن بـايد انگلستان برود و حالا هم با تتمهاش هست . اطباء كه گـاهـي مـي آيند اينجا مي گويند ما خودمان مي توانيم معالجه كنيم اينهايي كه مي برند آنـجـا ، مـا هـم مـي تـوانـيـم مـعـالجه كنيم ، لكن مردم را جوري بار آوردند كه سلب اطمينان كـردنـد از خـودشـان ، اسـتقلال فكري را از ما گرفتند ، ما در فكر و در انديشه و در روح وابـسـته شديم . اين وابستگي بسيار اسفناك است . وابستگي نظامي را با يك روز يا يك مـاه مـي شـود رفـعـش كـرد ، بـيـرونـشـان كـرد ، وابـسـتـگـي اقـتـصـادي قـابـل جـبـران است ، زود مي شود جبران كرد . اما وابستگي روحي و انساني است كه بسيار مـشـكـل است . يك بچه را از آن بچگي ، كوچكي كه بوده است در دامن مادرش و تارفته است بـه دبـسـتـان ، تـا رفـتـه اسـت بـه دبـيرستان و تارفته است در دانشگاه ، هر جا رفته تـبـليـغـات جـوري بـوده اسـت كـه ايـن را وابـسـته بار آورده اعتقادش اين شده كه به غير ارتـبـاط بـا خـارج نـمـي شـود كـاري كرد ، خودمان چيزي نداريم ، حتي گمان اين است كه خـودمـان ، حـتـي اخـلاقـمـان هـم اخـلاق صـحـيـح نـبـاشـد ، ايـن اسـت كـه مـشـكـل اسـت تـرمـيـمش ، به اين زودي ها هم ترميم نمي شود و همه بايد دست به هم بدهند بـراي تـرمـيم اين جهت كه اين وابستگي از بين برود و يك مملكتي باشد كه هم اقتصادش مـسـتـقـل بـاشـد ، هـم فـرهـنـگـش مـسـتـقـل بـاشـد ، هـم انـسـانـش مـسـتـقـل بـاشـد ، هـم فـكـرش مـسـتـقـل بـاشـد . اسـتـقـلال فـكـري ، اسـتـقـلال روحـي . الان هـم در هـر جـا كه برويد ، هر مجلسي از اين روشنفكران ما درست مي كنند ، باز حرف ها همان حرف هاي غربزدگي است ، همان حرف هاست ، همان حرف هائي كه در زمـان طـاغـوت وقـتـي جـمـع مـي شدند دور هم مي گفتند ، حالا هم باز همان حرف ها را مي زنـنـد . از وابـسـتگي و غربزدگي ما بيرون نيامديم و بهاين زودي بيرون نمي آئيم . آن گـوينده شان كه خدا رحمتش كند (حالا فوت شده است ) گفته بود كه ما همه چيزمان بايد انـگـليـسـي باشد ، يكي از معاريف اينها كه : ما همه چيزمان بايد انگليسي باشد . اينطور مـحـتـوا را از دسـت داده بـود و مـيـان تـهـي شـده بـود . صـورت ، صـورت يـك آدم مـثـل سـايـر مردم ، ولي محتوا ، و محتواي وابسته . اين ، به اين زودي ها ما نمي توانيم اين قشرهاي روشنفكر و اين قشرهاي آزادي طلب را !!!به اين زودي نمي شود كه !!!اينها از آن مـحـتـوائي كـه درشـان 50 سـال ، 30 سـال ، 20 سـال تـزريـق شـده اسـت و تـهـي كـردنـد خـودشـان را از خـودشـان ، خـودشان از خودشان غـافـل شـدند ، به اين زودي نمي شود اصلاحش كرد . يك فرهنگ تازه مي خواهد ، يك فرهنگ مـتـحـول مـي خـواهـد كـه حـالا از اول بـچـه هاي ما را بار بياورند به يك فرهنگ انساني ، اسـلامـي ، اسـتـقـلالي .



يـك فـرهـنـگـي كـه مـال خـودمـان بـاشـد كـه ايـن بـچـه از اول بـار بـيايد به اينطور كه من خودم هستم كه سرنوشتم را مي توانم دستم بگيرم هي تو گوشش نخوانيد كه فرهنگ !!!نمي دانم !!! اروپا و آمريكا . هي تو گوش ها خواندند ايـن را ، هـمـه چـيز بايد از آنجا باشد ، همه چيز ما وابسته بايد باشد ، اخلاقمان هم بايد وابـسـته باشد ، وقتي هم كه آزادي مي خواهيم يك آزادي غربي مي خواهيم ، ما بايد غربي بـاشـيـم ، يـك آزادي مـي خواهيم كه همان شبيه آزادي غرب باشد .


اين معنا به اين زودي از تـوي مـغـزهـائي كـه شـسـتـشـو شـده اسـت 40 و 50 سـال ، 20 و 30 سـال و بـه جـاي مـغـز ايـرانـي ، مـغز اروپائي آمده است ، به جاي فكر ايراني ، فكر غربي جانشين آن شده است ، اين به اين زودي نمي شود رفعش كرد ، اين مـحـتـاج بـه يـك طـول مـدتي است كه فرهنگ ، يك فرهنگ مستقل ، نه يك فرهنگ استعماري كه آنها برا ي ما ديكته كـردند . آنها براي ما ديكته كردند ، فرهنگ ما را طوري كردند كه ما همه چيزمان الان عوض شـده ، غـربـي شده ، وقتي هم حرف مي زنيم حرفمان غربي است ، وقتي اسم خيابان مي گـذاريـم ، اسـم خـيـابان هاي غرب را مي گذاريم ، اسم اشخاص غربي را مي گذاريم ، خـيـابـان روز ولت ، خـيـابـان كـندي ، خيابان كذا . اينها غربزدگي است ، در تمام اروپا بـگـرديـد يـك خـيـابـان محمدرضا پيدا نمي كنيد ، يك خيابان نادر پيدا نمي كنيد . خيابان هايمان هم خيابان غربي است ، تعارف هايمان هم تعارف غربي است ، آداب و معاشرتمان هـم ، بـا هـم مـعـاشـرت غـربـي اسـت ، هـمـه چـيز . ما يك وابستگي روحي پيدا كرديم ، اين وابـسـتـگـي روحـي از هـمه چيزها براي ما بدتر است . اسلام يك وقتي سيطره اش بر همه ممالك بود ، آنوقت روم و ايران بود كه هردوي اينها از همه ممالك !!! آنها ديگر آنوقت به وحـشـيگري بودند!!! اين دو تا مملكت مستقل متمدن ، آن روز اسلام سيطره اش بر اينها شد و همه را اسلامي مي خواست بكند .





































تاریخ: ۵۸/۳/۸
بنقل از صحیفه نور

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 20 تیر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1026

...سالم نگاه دارد. بعلاوه از آنجا که در يک جوّ اجتماعي ناسالم تلاش فرد براي پاک ماندن اغلب عقيم و ناموفق خواهد بود، قرآن تأکيد مي‏کند که انسانها تمام تلاش خود را براي تصفيه و تزکيه محيط اجتماعي خود به کار برند. قرآن صريحاً عنوان مي‏کند که آن عشقها و ايمانها و بينشها و گرايشهاي متعالي و آن اثرگذاشتن‏هاي قرآن و پندپذيري از آن و ... همه بستگي به اين دارد که انسان و جامعه انساني از رذالتها و دنائتها و هواپرستي‏ها و شهوترانيها دور بماند.
فاجعه اندلس‏
تاريخ بشر نشان مي‏دهد که هرگاه قدرتهاي حاکم مي‏خواهند جامعه‏اي را تحت سلطه خود قرار دهند و آن را استثمار کنند، تلاش مي‏کنند تا روح جامعه را فاسد کنند و براي اين منظور تسهيلات شهوتراني را براي مردم زياد مي‏کنند و آنها را به شهوتراني ترغيب مي‏کنند. نمونه عبرت‏انگيزي از اين شيوه کثيف، فاجعه‏اي بود که در اسپانياي مسلمان- که يکي از سرچشمه‏هاي رنسانس به حساب مي‏آمد و از پيشرفته‏ترين تمدنهاي اروپا محسوب مي‏شد- براي مسلمانان اتفاق افتاد.
مسيحيان براي خارج کردن اسپانيا از چنگ مسلمانان، از راه فاسد کردن روحيه و اخلاق جوانان مسلمان وارد عمل شدند. تا آنجا که توانستند وسائل لهو و لعب و شهوتراني را به سهولت در اختيار مسلمانان قرار دادند و در اين کار تا آنجا پيش رفتند که حتي سرداران و مقامات دولتي را نيز فريفتند و آنان را آلوده ساختند و به اين ترتيب توانستند عزم و اراده و نيرو و شجاعت و ايمان و پاکي روح مسلمين را از ميان بردارند و آنها را به آدمهايي زبون و ضعيف و شهوتران و شرابخواره و زنباره مبدل کنند. و پر واضح است که غلبه و پيروزي بر چنين مردمي کار دشواري نيست.
مسيحيان به انتقام حکومت 300– 400 ساله مسلمانان آنچنان انتقامي از آنان گرفتند که تاريخ نيز از بازگوکردن آن جنايات شرمسار است. همان مسيحياني که برحسب تعليمات حضرت مسيح موظفند وقتي سيلي به سمت راست صورتشان مي‏خورد سمت چپ صورت خود را پيش بياورند، در اندلس درياي خون از کشتگان مسلمان به راه انداختند و روي چنگيز را سفيد کردند. البته شکست مسلمانان نتيجه دون همتي و فساد روح خود آنان بود و مکافات عمل نکردن به قرآن و دستورات آن.
در زمان ما نيز استعمار هرجا که پا مي‏گذارد، تکيه روي همان موضوعي مي‏کند که قرآن درباره‏اش هشدار داده است؛ يعني مي‏کوشد تا دلها را فاسد کند. دل که فاسد شد، ديگر نه تنها از عقل کاري نمي‏آيد، بلکه خود تبديل به زنجير بزرگتري بر دست و پاي انسان مي‏شود. اين است که مي‏بينيم استعمارگران و استثمارکنندگان انسان از باز کردن مدرسه و دانشگاه بيم ندارند و حتي خود در تأسيس آن اقدام مي‏کنند، اما از سوي ديگر با تمام قوا مي‏کوشند تا قلب و روح دانشجو و دانش‏آموز را فاسد و تباه کنند. آنها از اين حقيقت به خوبي آگاهند که قلب و روح مريض و بيمار هيچ کاري نمي‏تواند صورت دهد و به هر پستي و بهره‏کشي و استثمار تن مي‏دهد.
قرآن به تعالي و پاکي روح جامعه اهميت زيادي مي‏دهد. در آيه شريفه‏اي مي‏فرمايد:
وَ تعاوَنوا عَلَي الْبِرِّ وَ التَّقْوي‏ وَ لاتَعاوَنوا عَلَي الْاثْمِ وَ الْعُدْوانِ‏ «1»
.با يکديگر همکاري و تعاون و فعاليت مشترک داشته باشيد در زمينه نيکيها و پاکيها؛ يعني اولًا دنبال کار خير و نيک باشيد و گرد پليدي و زشتي نگرديد و ثانياً کار نيکو را دسته‏جمعي و گروهي انجام دهيد نه به صورت انفرادي و تنها.



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 18 تیر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1015

مباحث تربیت/ تقابل فمینیسم و کارکردهای خانواده

تقابل فمینیسم و کارکردهای خانواده

خانواده یکی از ارکان مهم جامعه است؛ هر چند مدتی است که جایگاه اساسی خود را در جوامع غربی از دست داده و کارکردهایی را در خلال شکل‌گیری بعضی از تئوری‌ها تضعیف کرده است. در منظر جامعه‌‌شناسانی همچون دیوید پاپنو و دیگران، ایدئولوژی عمده‌ی فروپاشی خانواده مبتنی بر سکولاریسم، فمینیسم و سوسیالیسم افراطی است و شاید بتوان گفت هر سه‌ی این مکاتب به دلیل آنکه برگرفته‌ی از تفکر اومانیسم هستند، انسان‌محوری را در برابر خداباوری در جوامع ترویج می‌کنند. قبل از آنکه به این تقابل بپردازم، نقش و کارکردهای خانواده در علم جامعه‌شناسی را خدمتتان عرض می‌کنم. در منظر جامعه‌‌شناسان مسلمان، برای خانواده کارکردهایی از قبیل حمایت عاطفی، تنظیم امور مربوط به تمایلات و روابط مشروع جنسی، تولید مثل و تداوم حیات بشری در خانواده، جامعه‌پذیری کودکان، امنیت اقتصادی، تثبیت و تفویض جایگاه و پایگاه اجتماعی کودک از طریق تولد مشروع، محافظت و مراقبت از اعضای خانواده، مطرح می‌شود، که بنده به دلیل ضیق وقت این را به مشروح نمی‌پردازم؛ چرا که مفتخر هستم در مجله‌ای که در خدمت عزیزان حاضر هست، پنج مقاله از حقیر به چاپ رسیده که مبسوط مقالات را ان‌شاء‌الله مطالعه خواهند فرمود.
اما آنچه مسلم است فمینیسم در دنیای کنونی کارکردهای اصلی خانواده را مورد تهاجم قرار داده و متأسفانه باید بگویم امروز با تفکر خانواده‌ستیزی و خانواده‌گریزی وارد جوامع، به‌ویژه ممالک اسلامی، می‌شود؛ چرا که جامعه‌پذیری کودکان فرایندی است که برای آن، فرزندان خانواده به یک زیست در جامعه و آموزش در آن جامعه نیازمند هستند و شخصیت‌شان و تربیت دینی و حق حیات کودک در آن خانواده بایستی لحاظ بشود. اما متأسفانه آنچه در نگاه فمینیسم باید عرض کنم این است که به مرزهای اخلاقی و اعتقادی جامعه‌ی ما نیز ورود کرده است. باید به عرض‌تان برسانم که اولین چیزی که مورد تهاجم آنها است خانواده، نهاد خانواده، اعضای خانواده، قداست خانواده و باورهای خانواده است. اولین تقابل این است که فمینیست‌ها با ترویج روابط آزاد و هم‌زیستی مشترک هم‌جنس‌گرایی و موافقت با پدیده‌ی پرونه‌گرافی و به تعبیر خودشان انقلاب جنسی، اثرات مخربی را در کارکرد خانواده ایجاد نموده و متأسفانه باید گفته شود موجبات افزایش آمار طلاق در روابط زوجین را فراهم آورده‌اند و در زمینه‌ی کارکرد تولیدمثل و تداوم حیات خانواده استفاده از تکنولوژی‌های جدید و برای تولیدمثل مصنوعی به جای تولیدمثل طبیعی، ترویج و صدور جواز سقط جنین، ترویج و تبلیغ زنان به اشتغال با رویکرد فرزند کمتر، زندگی بهتر و در نهایت ترویج و رسمیت بخشی به پدیده‌ی لیبرالیسم جنسی، در جنگ با استحکام خانواده‌ها صفحه‌آرایی کرده‌اند و همچنین تقابل فمینیسم در کارکرد جامعه‌پذیری کودکان، آنها با ترویج نه‌همسانی نقش‌های زوجین و همان همسانی نقش زن و مرد در خانواده و طلاق بدون علت و طلاق بدون تقصیر، تأثیر بسیار عمیقی را در این کارکرد خانواده گذاشته و آثار منفی را به دنبال داشته است. این تقابل در آموزه‌های فمینیستی با تکیه بر مبانی اومانیسم و اصالت فرد، و اصالت لذّت مبتنی است که حق حیات، حق تربیت و حق جامعه‌پذیری کودکان را تحت‌الشعاع قرار داده است.
چهارم، تقابل فمینیسم در کارکرد حمایت از اعضا و ایجاد امنیت اقتصادی. همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد، آنها با ترویج طلاق بدون تقصیر، آزادی روابط و همسانی نقش‌های زن و مرد، معادلات فطری و طبیعی روابط خانوادگی را بر هم زده و مدل جدیدی ارائه می‌کنند. آنها معتقد هستند که در جامعه، مادر به تنهایی با تک‌سرپرستی می‌تواند خانواده را به عهده بگیرد در حالی که در آموزه‌های دین اسلام، آنچه از نظر اقتصادی به عهده‌ی مرد گذارده شده در حقیقت تأمین امنیت خانواده به‌ویژه امنیت اقتصادی است.
پنجم، فمینیسم و کارکرد تثبیت پایگاه و جایگاه اجتماعی است. با ترویج این روابط و برداشتن مرزهای عفت و تقوا در خانواده و ترویج زندگی مشترک غیرمشروع که اصطلاحاً در متونشان به یک زندگی پارتنری اشاره می‌کنند، شاهد افزایش آمار کودکان نامشروع در جهان هستیم که از معضلات بزرگ جوامع کنونی محسوب می‌شود.
ششم، فمینیسم و کارکرد محافظت و مراقبت. حمایت و حفاظت از فرزندان و سالمندان در جامعه، زمانی مطرح می‌شود که نهاد خانواده متکفل این امر باشد. چگونه با تئوری فمینیست‌ها در حالی که کودکانی نامشروع در خیابان‌ها رها می‌شوند، از این کودکان خیابانی انتظار می‌رود که در آینده حامی و محافظ و نگهدار والدین خود باشند؟! در این جوامع، جدایی جوانان از خانواده‌ها در سنین بسیار کم به اسم استقلال، پیامد چنین تفکر باطلی است. البته از آنجایی که الآن وقت ضیق است، من فقط اشاره‌ای می‌کنم و در مجال این مقاله نمی‌گنجد. علاوه بر آنچه جامعه‌‌شناسان مسلمان فرمودند، قرآن کریم به کارکردهای مهمی همچون ارضای نیازهای عاطفی و ایجاد امنیت خاطر مبتنی بر اصل مودت، دوم اصل احترام و کرامت متقابل و ایجاد امنیت روانی به منظور بروز توانمندی‌های مبتنی بر اصل معروف و همچنین کارکرد توالد و تربیت نسلی آگاه و بصیر مبتنی بر اصل حقوق متقابل جنسی زوجین، و در نهایت به منظور ایجاد امنیت اخلاقی است. همچنین اصل مشاوره و همدلی مبتنی بر اصل معاضدت از جمله‌ی اصولی است که قرآن کریم و روایات اهل بیت(علیم‌السلام) به آن اشاره دارد و در انتهای کلام، مجموعه‌ای از راهبردهایی را به محضرتان عرضه می‌کنم:
1ـ نهادینه‌سازی نقش خانواده در تمامی برنامه‌های کلان جامعه؛
2ـ ارائه‌ی طرح‌های ساماندهی سلامت خانواده به منظور تقویت روابط عاطفی میان اعضای خانواده؛
3ـ پیشگیری از طلاق عاطفی زوجین در برنامه‌های مدون قوا؛
4ـ تأمین امنیت زنان شاغل در جامعه و طراحی سازوکارهای نوین شغلی متناسب با رسالت مادری؛
5ـ طراحی عینی و واقعی حمایت از اشتغال زنان در طرح دورکاری به منظور حضور بهینه‌ی مادران در فضای خانه و محیط کار؛
6ـ بصیرت و آگاهی‌بخشی جامعه از تبعات و آثار ترویج فرهنگ فساد و بی‌عفتی؛
7ـ تربیت صحیحِ تحقق مسئله‌ی عفاف اجتماعی و حفاظت از کیان خانواده و احتراز از سیاسی جلوه‌دادن این مسئله‌ی مهم؛
8ـ ترویج فرهنگ ازدواج ساده و سالم به منظور جلوگیری از فرهنگ خانواده‌ستیزی و خانواده‌گریزی جهان غرب.


http://farsi.khamenei.ir/others-article?id=18853

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 9 تیر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1005

ازدواج در آغاز احساس نیاز

*ازدواج در آغاز احساس نیاز

مقام معظم رهبری ایت الله خامنه ای:
اسلام اصرار دارد بر این که این پدیده در اوان خود، هر چه زودتر، از آغاز احساس نیاز انجام گیرد. این هم از اختصاصات اسلام است، هر چه زودتر بهتر. زود که می گوییم یعنی از همان وقتی که دختر و پسر احساس نیاز می‌کنند به داشتن همسر؛ هر چه این کار زودتر انجام بگیرد، بهتر است. علت چیست؟ علت این است که اولاً برکات و خیراتی که در امر ازدواج وجود دارد در وقت خود و زودتر از این که زمان بگذرد و عمر تلف بشود، برای انسان حاصل خواهد شد. ثانیاً جلوی طغیانهای جنسی را می‌گیرد. لذا می فرماید: «من تزوّج احرز نصف دینه»[1].طبق این روایت معلوم می‌شود که نصف تهدیدی که انسان درباره‌ی دین خود می‌بیند از طرف طغیانهای جنسی است که خیلی رقم بالایی است.10


منبع;
khamenei.ir

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 8 تیر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1016

پرامکانات ترین سرویس وبلاگدهی