تربیت صحیح فرزندان - آرشیو 1394/7
<-Description->
تغییرات خانواده‌های ایرانی در مواجهه با مدرنیته جهانی؛
آیا واقعا تحصیلات عامل تاخیر در ازدواج است؟
نوسازی و مدرنیته تغییرات زیادی در فرهنگ و رفتارهای انسانی به وجود آورده است، که از جمله می توان به تغییرات الگوی تشکیل خانواده و ازدواج اشاره کرد. ازدواج فرآیندی است که هم از بعد فردی و هم اجتماعی دارای آثار و اهمیت بسیاری است و نوبه ی خود بر فرآیندهای مختلفی همچون باروری، مرگ و میر و مهاجرت تاثیرگذار است.

خبرنامه دانشجویان ایران: خانواده ی ایرانی در مواجهه با مدرنیته و جهانی شدن، به نوبه ی خود دچار تغییراتی شده و نسبت به گذشته تفاوت هایی را تجربه کرده است. از جمله تغییر الگوها و ملاک های انتخاب همسر، رواج روابط خارج از چهارچوب خانواده و تاخیر سن ازدواج که در این مقاله، تا حدودی مورد بررسی قرار گرفت. «آزاد ارمکی» معتقد است اگر معیارها و صفات مطلوب زن را در جامعه ی امروز به سه دسته ارزش های سنتی(همسر و مادر خوبی بودن)، ارزشهای مذهبی(مذهبی بودن و حجاب) و ارزشهای جدید یا مدرن(تحصیل کرده بودن و اشتغال بیرون از خانه) تقسیم کنیم، مورد سوم از اهمیت بیشتری در بین جوانان برخوردار است.



«تورن» خانواده را به مثابه ی "کوره ی تغییر" می داند؛ بطوریکه بسیاری از تحولات نظام اجتماعی بزرگ تر ریشه در آن دارد. از نظر او تغییرات خانواده با یکی از مهم ترین مولفه های هر نظام اجتماعی یعنی یکپارچگی اجتماعی ارتباطی تنگاتنگ دارد.(۱) عکس این قضیه نیز حاکم است. به این معنا که در صورت بروز هرگونه تغییر و تحول در جامعه، بالطبع تغییراتی در خانواده، به عنوان مهم ترین نهاد اجتماعی، رخ خواهد داد. افزایش سن ازدواج و بروز پدیده تجرد قطعی، از جمله این تحولات است که در نتیجه ی تغییرات کلان در سطح جامعه به وقوع پیوسته اند.

«مارتین سگالن» در کتاب «جامعه شناسی تاریخی خانواده» می نویسد: در غرب از حدود قرن هفدم و هجدهم بود که ماهیت ازدواج دستخوش دگرگونی شد. اینک ازدواج کمتر اقدامی مقدس و بیشتر یک قرارداد به نظر می رسید. این تحول تا حدودی از اصلاح طلبی دینی ناشی می دش که تصور تقدس ازدواج را انکار می کرد. (۲) به این ترتیب با آغاز اصلاحات دینی، مفهوم ازدواج به تدریج تغییر یافت.

بعد از این دوره که عده ای آن را"مدرنیته دوم" نامیده اند، ازدواج تبدیل به وصلت بین دو نفر – و نه دو خانواده - شد که هدف و کارکرد اصلی آن ارضای عاطفی و جنسی زوجین بود. به این ترتیب حمایت های خویشاوندی و سنتی کمرنگ شدند و تصمیم وترجیح دو فرد محوریت یافت. خانواده های گسترده جای خود را به خانواده ی هسته ای دادند و به تدریج الگوهای جدیدی از خانواده های مدرن همچون همبالینی، خانواده های تک والد، همجنس گرا و.. در کنار الگوی سنتی خانواده شکل گرفتند.



تاخیر سن ازدواج، معضلی جهانی است



جوامع انسانی طی دو قرن اخیر، شاهد تغییرات اساسی در سن ازدواج بوده اند که این تغییرات نخست در کشورهای فراصنعتی اتفاق افتاد و سپس در قرن بیستم به کشورهای در حال توسعه سرایت کرد. بطوریکه «نسبت افراد ازدواج کرده در ایالت متحده امریکا که در سال ۱۹۶۰ ، ۷۸ درصد بود به ۵۲ درصد در سال ۲۰۰ و کمتر از ۵۰درصد در سال ۲۰۰۵ کاهش یافت.(۳)

خانواده ی ایرانی، همانند سایر خانواده ها در سراسر جهان، در مواجهه با مدرنیته به نوبه ی خود تغییراتی را متحمل شده است. افزایش سن و کاهش نرخ ازدواج از جمله تغییراتی هستند که در الگوی ازدواج جوانان ایرانی به وجود آمده است. بر اساس برخی آمارهای موجود، میانگین سن ازدواج در میان پسران۲۶.۷ و در دختران ۲۳.۴ سال است. همچنین طبق نتایج سرشماری ۱۳۹۰، جمعیت دختران مجرد ۱۵ تا ۲۹ سال، پنج میلیون و ۶۷۰هزار نفر است. تعداد جمعیت دختران ۲۹ تا ۴۹ سال نیز، ۹۸۰ هزار نفر از دختران(۲۹ تا ۴۹ سال) و ۳۲۰هزار نفر از پسران( بالای ۳۵سال) از سن ازدواج عبور کرده اند و خطر تجرد قطعی در کمین آن هاست.



افزایش جهانی سن ازدواج حاصل تغییرات ساختاری و ارزشی است

در بین آراء اندیشمندانی که تغییرات خانواده را بررسی کردند دو رویکرد عمده وجود دارد: رویکرد ساختاری و ایده ای. ساختاری ها معتقدند نوسازی و تغییرات ساختاری ناشی از آن از جمله صنعتی شدن، مهاجرت و گسترش شهرنشینی، افزایش سطح تحصیلات و تحولات جمعیتی و ... موجب تحولات حوزه ی خانواده شده اند. از جمله افزایش سطح تحصیلات و شهرنشینی که باعث گسترش زندگی در خوابگاه ها و خانه های مجردی و بروز پدیده ی تجرد قطعی در بین زنان شده است.

اندیشمندانِ قائل به رویکرد ایده ای، معتقدند عوامل ارزشی و فرهنگی همچون سکولاریزم، اندیشه های دموکراتی و برابری گرایانه، گسترش آزادی های فردی و اجتماعی سبب تحولات اخیر در خانواده شده اند. مدرنیته به عنوان یک نظام، مجموعه ای از ارزش های فردگرایانه و سبک زندگی های متنوع و متفاوت را پیش روی افراد قرار داده است. در اندیشه ی مدرن لذت و ذائقه فردی، بعنوان یک اصل بر تمام تصمیمات انسانی غالب می شود. ازدواج نیز بعنوان یک قرارداد دو طرفه بر مبنای نفع و لذت و ترجیحات فردی تلقی میشود. بالتبع آن عدم تمایل به فرزندآوری، سقط جنین، ازدواج سفید، تولد بچه های نامشروع و اولویت یافتن ملاکهای مادی در امر ازدواج، اتفاق می افتد.

بدین ترتیب با رهایی از سنت ها و مسئولیتهای مربوط به ازدواج سنتی، دسترسی بیشتر به منابع آموزشی و مالی و کم رنگ شدن مرزهای جنسیتی، تمایل افراد برای ازدواج و تشکیل خانواده کاهش پیدا می کند.





دختران ایرانی در برزخ سنت و مدرنیته

«حبیب پورگتابی» و «غفاری»، در پژوهشی در رابطه با بررسی علل و عوامل تاخیر سن ازدواج دختران ایرانی، علت اصلی را تجربه مدرنیته و نوسازی جامعه ایرانی عنوان می کنند. از نظر آنها تاثیر مدرنیته بر افزایش سن دختران را در سه سطح کلان، میانه و فردی منشا اثر است.(۴)



در سطح کلان هرچه جامعه از حالت سنتی خارج شده و به موقعیت مدرن نزدیکتر شود، میزان افزایش سن ازدواج در آن بیشتر خواهد بود. نوسازی از طریق گسترش فرصت های تحصیلی، تغییرات در نیروی کار و نقش های مدرن و شهر نشینی باعث افزایش سن ازدواج می شود. ضمن اینکه نوسازی با ایجاد انتظاراتی برای استاندارد زندگی بعد از ازدواج، باعث تاخیر ازدواج می شود.



در سطح میانی، تاثیرات ناشی از تجربه مدرنیته ایرانی در مناطق گوناگونی متفاوت است. به هر نسبت که نفوذ مدرنیته در منطقه ای بیشتر باشد تاخیر سن ازدواج بیشتر اتفاق می افتد. در حال حاضر تاخیر سن ازدواج در کلان شهرهای تهران، شیراز و اصفهان بیش از سایر شهر هاست.



از دیگر سو آشفتگی های اقتصادی و اجتماعی در بدنه ی جامعه منجر به کاهش قطعیت های اقتصادی، ناامیدی اجتماعی، تغییر معیارها و انتظارات شده است. علیرغم بی ثباتی اقتصادی، انتظارات فرهنگی و سنتی در رابطه با هزینه ها و استانداردهای ازدواج و زندگی مشترک تغییری نکرده و این موضوع مزید بر علت شده است. آشفتگی های اجتماعی از جمله طلاق و خیانت های زناشویی، نیز به نوبه ی خود بر نگرش دختران نسبت به ازدواج تاثیر گذار است و موجب می شود در امر ازدواج احتیاط بیشتری به خرج بدهند.



در سطح فردی نیز شاهد تحولاتی در خود دختران هستیم. برخورداری از تحصیلات، استقلال اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، آزادی انتخاب و عمل، فاصله گیری از نظارت والدین و اطرافیان نگرش دختران را دچار تغییر و تحول کرده است. بنابراین طبیعی است که انتظارات آنان از ازدواج را تغییر کرده و به تعریف متفاوتی از ازدواج دست پیداکرده اند. در نتیجه ی این تغییر نگرش ها، ازدواج از امری مادی به «امری فرامادی» تبدیل شده است. امروزه دختران مجرد، ازدواج را نه به عنوان مرحله ای همچون سایر مراحل زندگی، که مسئله ای بسیار مهم تلقی می کنند که نیازمند تامل، توجه و احتیاط زیادی است.





نقش پر رنگ تحصیلات و اشتغال زنان در بین عوامل موثر بر تاخیر سن ازدواج

به نظر می رسد مدرنیته، تاثیر عمده ی خود را در قالب گرایش به ادامه تحصیل و اشتغال بر دختران ایرانی گذاشته است. در بسیاری از پژوهش های داخلی، تحصیلات به عنوان عاملی اساسی در تاخیر سن ازدواج دختران عنوان شده است. در حال حاضر بیش از ۶۰درصد از دانشجویان مراکز عالی را زنان تشکیل می دهند. ادامه تحصیل در مقاطع بالا، در زنان باعث افزایش استقلال فکری و آزادی از نظارت و کنترل خانواده و والدین می شود. به این ترتیب از ازدواج سنتی به سمت ازدواج خود انتخابی مایل می شوند. از طرفی، بالا بودن سطح تحصیلات نزد دختران تحصیل کرده و والدین شان، نوعی امتیاز قلمداد می شود. این پنداشت سبب به تعویق انداختن ازدواج با هدف رسیدن به گزینه های ایده آل تر می شود. پر واضح است که زنان شاغل نیز با دست یافتن به استقلال مالی، دیرتر به فکر ازدواج می افتند.



نکته ی قابل تامل دیگر در خصوص تحصیلات و اشتغال، پایین بودن درصد اشتغال زنان است. به این معنا، تعداد زیادی از زنان تحصیل کرده ی دانشگاهی که تن به ازدواج نداده اند، پس از فارغ التحصیلی موفق به پیدا کردن شغل نمی شوند. این موضوع موجب یاس، سرخوردگی و ناکامی این قشر از زنان تحصیل کرده ی مجرد می شود.

نهایتا می توان گفت بسیاری دخترانی که دچار تاخیر سن ازدواج می شوند، بر این باورند که هزینه های ازدواج بیش از فایده های آن است. به این معنا که ازدواج موجب سلب فرصتهای دیگر ازجمله ادامه تحصیل در مقاطع بالا و اشتغال می شود.



پیامدهای تاخیر سن ازدواج

افزایش سن ازدواج اگرچه پیامدهای مثبتی همچون آمادگی اقتصادی و روانی و پختگی بیشتر دارد، به نوبه ی خود منجر به ایجاد پیامدهای منفی اجتماعی می شود. «از یک سو افزایش فاصله بین سن بلوغ و سن ازدواج، برآورده نشدن نیازهای جنسی را به همره دارد؛ که ممکن است به گسترش الگوهای جدید روابط بین دختران و پسران منجر شود. از طرفی با افزایش سن، عموما از جنبه های احساسی و عاطفی افراد کاسته شده و جنبه های عقلانی به معنای محسابه گرانه، شدت می یابند. این امر باعث افزایش برخی توقعات شده و فرآیند انتخاب همسر را دشوارتر می کند. از طرفی با افزایش سن شخصیت فرد هرچه بیشتر قوام یافته و انعطاف پذیری، که لازمه سازش زن و شوهر است کاهش می یابد. علاوه بر این افزایش سن ازدواج باعث افزایش اختلاف سنی بین بچه ها و والدین می شود که یکی از پیامدهای محتمل آن پدیده ی شکاف نسلی است.(۵)



تغییر الگوی روابط زن و مرد: « هرچند روابط جنسی خارج از چارچوب ازدواج، همچنان از نظر اکثریت قریب به اتفاق افراد امری غیرقابل قبول و ناپسند است، اما از میزان ناموجه بودن این روابط تا حدودی کاسته شده است. همچنین گروه های سنی جوان تر حساسیت کمتری نسبت به اینگونه روابط دارند».(۶)



شکل گیری روابط خارج از چهارچوب ازدواج هم معلول و هم علت تاخیر سن ازدواج است. از آنجاییکه افراد می توانند بدون هزینه و تعهد، نیازهایشان را در سطح جامعه ارضا کنند دلیلی برای تن دادن به ازدواج نمی بینند. از دیگر سو، به دلیل همسو نبودن این نوع روابط با هنجارها و ارزش های کلی تعریف شده در جامعه، این روابط به صورت پنهانی اتفاق می افتند و منجر به چالش های جدید از جمله گسترش بیماریهای مقاربتی، افزایش بارداری های نامشروع و سقط جنین می شوند.



بروز اختلالات روانی: تاخیر سن ازدواج سبب بروز اختلالات روانی از جمله افسردگی، وسواس و بیماری های مربوط به استرس، بویژه در زنان می شود. «افراد مجرد سه برابر بیشتر از افراد متاهل دچار بیماری افسردگی می شوند». (۷) ازدواج نوعی جنبه ی حمایتی دارد و به دلیل تعهداتی که در فرد ایجاد می کند، موجب افزایش انسجام اجتماعی می شود. به همین ترتیب احتمال خودکشی یک فرد متاهل بسیار کمتر از فرد مجرد است.

گرایش به جرم: فشارها و انتظارات اجتماعی وارد بر دختران مجرد، ممکن است آنها را به سمت مصرف مواد و ارتکاب جرم سوق می دهد. «از نظر اگنو(Agnew) اشکال گوناگون جرم و انحراف ممکن است ناشی از احوال عاطفی باشد. به این معنا که برخی از اشکال جرم و انحراف ممکن است بهق قصد رهایی از فشار(مثل مصرف مواد مخدر)، برخی برای تلافی و انتقام(مانند پرخاشگری و خشونت) و برخی برای غلبه بر فشار(مانند جرایم مالی) مورد استفاده قرار گیرد. (۸)





شکل گیری انواع جدید خانواده: درصورتیکه روابط زن و مرد خارج از چهارچوب ازدواج، پایدار و بلند مدت باشد منجر به شکل گیری و گسترش اشکال جدید خانواده می شود. اصطلاح "ازدواج سفید" یا "همباشی" به برای توصیف این دسته از روابط به کار می رود. در این الگو که اخیرا در برخی کلان شهرهای ایران از جمله تهران رواج یافته است، زن و مرد مدت زمانی طولانی یا نسبتا طولانی بدون عقد ازدواج، در خانه ای مشترک زندگی می کنند. در این نوع از رابطه، زن و مرد هیچگونه تعهد قانونی نسبت به هم ندارند و به راحتی می توانند از هم جدا شوند. «نوع دیگر پیوندهای مبتنی بر دیدارهای منظم است. زوج هایی که با یکدیگر رابطه جنسی منظم داشته اما همخانه نیستند. اما نوع مهم دیگری که امروزه در بسیاری از کشورها به رسمیت شناخته شده، خانواده های تک والدی هستند. این نوع خانواده، در پی بارداری های ناخواسته ی حاصل از روابط جنسی نامشروع شکل می گیرد. انواع دیگری همچون خانواده های مختلط، خانواده های ترکیبی و ... از جمله خانواده های جدیدی است که در جوامع دیگر در حال گسترش است».(۹)



آیا خانواده ی ایرانی رو به اضمحلال است؟

خانواده ی ایرانی در مواجهه با مدرنیته و جهانی شدن، به نوبه ی خود دچار تغییراتی شده و نسبت به گذشته تفاوت هایی را تجربه کرده است. از جمله تغییر الگوها و ملاک های انتخاب همسر، رواج روابط خارج از چهارچوب خانواده و تاخیر سن ازدواج که در این مقاله، تا حدودی مورد بررسی قرار گرفت. «آزاد ارمکی» معتقد است اگر معیارها و صفات مطلوب زن را در جامعه ی امروز به سه دسته ارزش های سنتی(همسر و مادر خوبی بودن)، ارزشهای مذهبی(مذهبی بودن و حجاب) و ارزشهای جدید یا مدرن(تحصیل کرده بودن و اشتغال بیرون از خانه) تقسیم کنیم، مورد سوم از اهمیت بیشتری در بین جوانان برخوردار است.

علیرغم این تغییرها و تفاوتها، خانواده ی ایرانی هنوز بسیاری از جنبه های سنتی خود را حفظ کرده است. ازدواج و تشکیل خانواده هنوز برای بسیاری از افراد جامعه از اولویت و اهمیت بسیاری برخوردار است و اکثریت افراد با روابط جنسی خارج از چهارچوب ازدواج مخالفند.

اما در هر صورت تغییراتی که به وجود آمده اند در صورت تداوم، خانواده ی ایرانی را با چالش های زیادی مواجه خواهند کرد.



منابع

۱. جنادله، علی و رهنما، مریم(۱۳۹۳). دگرگونی در الگوی متعارف خانواده ایرانی(تحلیل داده های ثانویه ملی) فصلنامه خانواده پژوهی، سال دهم، شماره ۳۹، ص۲۷۷.

۲. سگالن، مارتین(۱۳۷۰).جامعه شناسی تاریخی خانواده، نشر مرکز، چاپ اول،ص۱۲۸

۳. حبیب پور گتابی،کرم و غفاری، غلامرضا(۱۳۹۰). علل افزایش سن ازدواج دختران. زن در توسعه و سیاست(پژوهش زنان)، دوره۹، شماره۱،ص۸.

۴. همان، ص ۲۸-۳۱.

۵. جنادله و رهنما، ص ۲۹۰

۶.همان،ص۲۹۱.

۷. حسنی، محمدرضا(۱۳۹۲).بررسی آثار و پیامدهای رشد سریع جمعیت بر «مضیقه ازدواج» و تجرد دختران. معرفت، شماره بیست و سوم، شماره ۱۸۹. ص ۱۲۱

۸. همان.

۹. جنادله و رهنما، ص ۲۹۲.

گزارش از فاطمه حمزه لوی

رجانیوز

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 28 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1006


اگر یک آدم باشخصیت دیدید، او را به دین دعوت کنید. اگر گفت که «من از این چیزها خوشم نمی‌آید» حتماً برایش سوء تفاهم شده است. لذا باید سوء تفاهم‌های او را برطرف کنید. یک آدم باشخصیت، آدم مناسبی برای دیندار شدن است. ما باید دین را طوری معرفی کنیم که تمام آدم‌های باشخصیتِ عالم جذب دین شوند.

سخنرانی حجت‌الاسلام پناهیان در دانشگاه امام صادق/ جلسه دوم
آدم باشخصیتی که از دین خوشش نمی‌آید برایش سوءتفاهم شده/ چرا ۲۰ سال است که رهبر انقلاب، بر کتاب خاطرات شهدا تقریظ می‌نویسند/ روضۀ امام حسین(ع) ما را متفکر بار می‌آورد
اگر یک آدم باشخصیت دیدید، او را به دین دعوت کنید. اگر گفت که «من از این چیزها خوشم نمی‌آید» حتماً برایش سوء تفاهم شده است. لذا باید سوء تفاهم‌های او را برطرف کنید. یک آدم باشخصیت، آدم مناسبی برای دیندار شدن است. ما باید دین را طوری معرفی کنیم که تمام آدم‌های باشخصیتِ عالم جذب دین شوند.
رجانیوز: امسال هشتمین سالی است که حجت الاسلام علیرضا پناهیان سخنران دهۀ اول محرم هیئت دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع)-هئیت میثاق با شهدا- است و میثم مطیعی نیز مانند سالهای گذشته عهده‌دار مداحی این بزرگترین مجلس عزاداری دانشگاهی در منطقۀ شمال غرب تهران است. بخش‌هایی از دومین شب سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع «برای نزدیک شدن به خدا» را در ادامه می‌خوانید:



انسان برای دینداری خوب، قبلاً باید ویژگی‌های شخصیتی مناسبی داشته باشد؛ مثل حیا و عاطفۀ انسانی



برای اینکه انسان بتواند به سهولت و به خوبی دینداری کند باید قبلاً دارای ویژگی‌های شخصیتی مناسب باشد. در تاریخ اسلام هم پیامبر اکرم(ص) دین خود را در جایی عرضه کردند که زمینه‌های خوب زیادی در میان آن جامعه وجود داشت، و الا گلایه‌های اولیاء خدا از جاهلیتِ قبل از اسلام، گلایه‌هایی است که اگر امروز بخواهیم آن گلایه‌ها را در جامعۀ جهانی مطرح کنیم، هزاران برابر آن گلایه خواهیم داشت.



انسان‌های باشخصیت، دیندار می‌شوند؛ انسان‌هایی که دارای ویژگی‌های شخصیتی برجسته هستند، مثل حیا و عاطفۀ انسانی، یعنی نسبت به دیگران عاطفه دارند. آدم‌های منظم و حساب‌شده‌ای هستند. اساساً یک انسان تربیت‌شده و کسی که به هدفمند بودن عادت کرده، می‌تواند دیندار بشود. بعضی‌ها به‌گونه‌ای زندگی می‌کنند که «هدف» در زندگی آنها زیاد مطرح نیست و سرگرمی‌های موقت، دائماً آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهند. این‌طور آدم‌ها اساساً نمی‌توانند زندگی کنند. ما خارج از دین باید این مسأله را برای خودمان حل کنیم. از همان موقعی که فرزندان خود را به کودکستان و دبستان می‌فرستیم، باید بچه‌های ما هدفدار بار بیایند. اهل انتخاب هدف‌های بلند و اهل تفکر دربارۀ هدف و اهل ارزیابی اهداف خودشان بار بیایند. چنین آدم‌های با شخصیتی می‌توانند دین را بپسندند و دین برای آنها راهنمای خوبی خواهد بود.



نه‌تنها صرفاً آدم‌های باشخصیت دیندار حقیقی می‌شوند، بلکه آدمی که دیندار می‌شود به سرعت انسان باشخصیتی می‌شود



البته پذیرش مطلب فوق، برای خیلی‌ها دشوار است و متاسفانه این مطلب هم کمتر تبیین شده است. حالا می‌خواهیم این مطلب را ادامه دهیم و کامل‌تر کنیم که طبیعتاً پذیرش آن کمی دشوارتر خواهد شد: نه‌تنها صرفاً آدم‌های باشخصیت دیندار می‌شوند، بلکه آدمی که دیندار می‌شود به سرعت آدم باشخصیتی می‌شود.



دشواری پذیرش این سخن، آنجایی است که بعضی‌ها سطحی‌نگری می‌کنند و می‌گویند: «ما یک آدم بی‌شخصیت را دیدیم که دیندار شد! و بعدش هم دیدیم که یک آدم دیندار، باشخصیت نشد!» این مشکل موجب می‌شود که سخن ما را نپذیرند. البته پاسخش ساده است و آن اینکه؛ «آدم باشخصیت، دیندار حقیقی می‌شود و آدمی که دیندار حقیقی است، خیلی آدم باشخصیتی خواهد شد.» دین انسان را فکور و حسابگر بار و منضبط بار می‌آورد و او را به موجودی دقیق تبدیل می‌کند. کسی که دقیق نشد، معلوم می‌شود که دینداری حقیقی ندارد.



هم آدم‌های حساب‌شده به سرعت به دین علاقمند می‌شوند و هم آدم دیندار به سرعت تبدیل به یک موجود حسابگر می‌شود و حساب‌شده رفتار می‌کند. دین بهتر از یک پادگان، انسان را منظم و حساب‌شده بار می‌آورد. آدم لاابالی، بی‌حساب، بی‌نظم و سطحی‌نگر، یقیناً دیندار نیست؛ خیالتان راحت باشد. مگر اینکه یک کسی اساساً به صورت ذاتی، ظرفیت چنین ویژگی‌ها و استعدادهایی را نداشته باشد.



فرق مهم بین انسان دیندار و بی‌دین در شخصیت اوست؛ نه صرفاً در اعتقادات و عبادات/ بی‌شخصیت‌ها نمی‌توانند دیندار شوند، و دینداران خیلی باشخصیت می‌شوند



فرق بین انسان دیندار و بی‌دین را صرفاً در اعتقادات او ندانیم. فرق مهم انسان دیندار و بی‌دین را صرفاً در عبادت او نبینیم. بلکه فرق مهم بین انسان دیندار و بی‌دین، را در شخصیت او بدانیم. منتها جامعۀ ما مهمترین ویژگی‌های یک آدم دیندار را «اعتقادات» و «عبادات» او می‌داند. البته یک آدم باشخصیت در فضای دینی، هم راحت‌تر معتقد می‌شود و هم راحت‌تر مقید به عبادت می‌شود.



بی‌شخصیت‌ها نمی‌توانند دیندار بشوند. و دینداران خیلی باشخصیت می‌شوند. البته بیان این سخن، سخت است و پذیرش آن برای عقل‌های کوچک، دشوار است؛ مغزهای ناتوان نمی‌توانند این سخن را بفهمند و بپذیرند. شما با بیان این سخنان، دعواهای جدیدی درست خواهید کرد؛ کمااینکه پیامبران همیشه با سخنان خودشان دعوا درست می‌کردند. لذا خداوند-در آغاز دعوت پیامبر(ص)- به ایشان فرمود: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَر»(حجر/۹۴) این اولین دستوری بود که به پیامبر(ص) رسید که «دعوت خود را علنی کن» اما این امر پروردگار با کلمۀ «اصْدَعْ» است؛ یعنی «بگو؛ ولو اگر دعوا بشود» یعنی سخنی که انسان بیان می‌کند و بعدش دعوا و درگیری پدید می‌آید. اساساً سخنان پیامبران این‌گونه بود، چون بیان حرفِ حساب و حرف حقّ، دعوا راه می‌اندازد. لذا کسی که می‌خواهد حرف حق بزند، باید از اول این را پیش‌بینی کند.



آدم‌های باشخصیت به دین علاقه پیدا می‌کنند/بی‌دینی خیلی‌ها از سرِ سوء تفاهم‌ها است/ آدم باشخصیت دین درست را می‌پسنندد



آدم‌های باشخصیت به دین علاقه پیدا می‌کنند و آدم‌هایی که دینداری می‌کنند، به سرعت و سهولت باشخصیت می‌شوند. اما باشخصیت شدن به چیست؟ آدم باشخصیت چه ویژگی‌هایی دارد؟ اجمالاً آدم باشخصیت یعنی آدمِ حساب‌شده، آدمی که برای رفتارهایش برنامه دارد، اهل هدفگذاری است و دربارۀ هدفش فکر می‌کند، آدم مستقلی است و اسیر نظر دیگران نیست.



خیلی‌ها که بی‌دین هستند از سرِ سوء تفاهم‌ها است و لذا باید این سوء تفاهم‌ها را برطرف کرد. ممکن است سؤال شود: «ما دیدیم که یک آدم باشخصیت و حساب‌شده، اصلاً از دین خوشش نمی‌آمد.» بنده چنین احتمالی را منتفی می‌دانم ولی اگر شما چنین موردی را سراغ دارید، باید ببینید که آیا دین به او درست عرضه شده است؟ اگر دین را به او درست عرضه کردند و او خوشش نیامد، حتماً یک بی‌شخصیتی پنهانی دارد، حتماً یک جایی در ذات خودش یک نامردی یا یک عیبی را پنهان کرده است و الا از دین خوشش می‌آمد.



آدم باشخصیتی که از دین خوشش نمی‌آید حتماً برایش سوء تفاهم شده/ دین یک مقولۀ روشنفکری است؛ مقولۀ عوامی نیست



مگر می‌شود یک آدمی از همه حیث، باشخصیت باشد و دین هم درست به او عرضه شود ولی از دین خوشش نیاید؟! می‌گفتند اسنادی هست که نشان می‌دهد «انیشتین» در اواخر عمرش مؤمن شده بود و ایمان خود را به آیت‌الله العظمی بروجردی، عرضه داشته بود و نامه‌نگاری‌هایی هم صورت گرفته بود. بنده برای هر آدم اندیشمندی این احتمال را می‌دهم و این مسألۀ عجیبی نیست. و برعکس؛ اگر کسی باشخصیت نباشد و دیندار شود و دین او را به یک آدم باشخصیت تبدیل نکند، انتظار داریم که او از دین خارج شود.



اگر یک آدم باشخصیت دیدید، او را به دین دعوت کنید. اگر گفت که «من از این چیزها خوشم نمی‌آید» حتماً برایش سوء تفاهم شده است. لذا باید سوء تفاهم‌های او را برطرف کنید. یک آدم باشخصیت، آدمِ مناسبی برای دیندار شدن است. ما باید دین را طوری معرفی کنیم که تمام آدم‌های باشخصیتِ عالم جذب دین شوند.



نخست‌وزیر یکی از کشورها در بین جمعی از عناصر وابسته به استکبار-که رؤسای کشورهای دیگر بودند- گفته بود: «بروید بررسی کنید که چرا در جهان امروز، اکثراً افراد لیسانس به بالا هستند که مسلمان می‌شوند و بعد هم مرام امام خمینی(ره) را پیدا می‌کنند؟» جواب او معلوم است؛ چون دین یک مقولۀ روشنفکری است، دین مقولۀ عوامی نیست.



آدم سطحی‌نگری که وارد دین شود، دین را ضایع و تحریف می‌کند و به میل خود تغییر می‌دهد



دین نیاز به هوشمندی دارد. کسی که سطحی‌نگر باشد و برّه‌وار وارد دین شود، دین را ضایع خواهد کرد، اصلاً خطرناک است که چنین افرادی بیایند و دینداری کنند. چون این افراد می‌آیند و دین را تحریف می‌کنند و به میل خودشان تغییر می‌دهند.



بزرگترین نهی خدا در قرآن برای پیامبر گرامی اسلام(ص)-از نظر تکرار- این است که «مواظب باش یک‌وقت دین مطابق اهواء نفسانی مردم، تغییر و تبدیل پیدا نکند» و این مطلب به تعابیر مختلف در قرآن کریم بیان شده است که «از اهواء نفسانی مردم تبعیت نکن»(به عنوان نمونه: «وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ...»مائده/۴۸، «وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ...» بقره/۱۲۰ و رعد/۳۷)



نمونۀ رایج افراد سطحی و بی‌شخصیتی که وارد دین شده‌اند، کسانی‌اند که می‌گویند «دین با سیاست فرق می‌کند»



بعضی‌ها خودشان ضعیف هستند، و بعد می‌آیند دین را تقلیل می‌دهند. یک نمونۀ بسیار رایجش، آدم‌های بی‌شخصیت و سطحی هستند که وارد دین شدند و یکی از نتایجی که گرفتند و گسترش دادند این بود که «دین با سیاست فرق می‌کند» اینها ابعاد سیاسی دین را نمی‌فهمند. در حالی که اگر کمی عمیق به دین نگاه کنید می‌بینید که دین به‌هیچ‌وجه از سیاست جدا نیست.



خدایی که می‌فرماید «اگر صدقه بدهید، این‌قدر ثواب دارد...» آیا برای این خدا مهم نیست که شما فقر را ریشه‌کن کنید؟! و شما می‌دانید که ریشه‌کنی فقر مربوط به عرصۀ سیاست است. دینی که بگوید «به یک فقیر کمک کن، اما فقر را ریشه‌کن نکن!» واقعاً دین مُعوجی است؛ دینی که می‌گوید «صدقه بده» ولی نمی‌گوید « مرگ بر استکبار» بگو، استکباری که در همۀ عالم فقیر تولید می‌کند. قطعاً دین این‌قدر احمقانه با ما صحبت نکرده است، بلکه بعضی‌ها با حماقت خودشان دین را این‌گونه تفسیر می‌کنند.



دین آدم را فکور و عمیق بار می‌آورد



دین آدم را فکور و عمیق بار می‌آورد. خداوند در قرآن کریم، همه‌چیز را واضح و صریح نفرموده بلکه باید در قرآن تدبّر کنیم و تأمل و تعمق کنیم تا بفهمیم. دینداری یعنی حلّ معما، با خدا زندگی کردن یعنی مواجه شدن با معماهای گوناگون و حلّ کردن این معماها. دینداری یک عملیات سطحی نیست و آدم را سطحی بار نمی‌آورد. کسی که دیندار شود، آدم عمیقی می‌شود. کسی که سعی کند دین را بفهمد، در سایر رشته‌های علمی هم رشد بیشتری خواهد کرد، حتی اگر رشتۀ او فیزیک و شیمی باشد که ظاهراً ربطی به معارف دینی ندارد. چون دین آدم را عمیق بار می‌آورد.



بحث ما دربارۀ دین، یک بحث اعتقادی نیست به آن معنایی که بعضی‌ها می‌گویند: «ما این‌طوری معتقد هستیم، شما آن‌طوری معتقد هستید!» انگار سلیقۀ انتخاب لباس یا انتخاب آهنگ است! انتخاب دین یک مسألۀ ذوقی نیست و با این انتخاب‌ها(انتخاب لباس و آهنگ) فرق می‌کند. هیچ کسی دوست ندارد به او بگویند: «تو آدم سطحی و بی‌شخصیتی هستی!» ولی در دنیای امروز ما، خیلی‌ها هستند که وقتی به آنها می‌گویید: «شما این دین را ندارید؟» خیلی راحت می‌گویند: «نه!» و اصلاً هم احساس نمی‌کنند که آدم‌های سطحی‌ای هستند! چون دین را نشناخته‌اند و نمی‌دانند نسبت دین با شخصیت یک انسان حساب‌شده چیست؟



علی(ع): کسی که در عواقب نگاه کند، از گرفتاری‌ها سالم می‌ماند



پیرامون انتخاب هدف، هدفگرا بودن و اندیشیدن دربارۀ هدف، چند روایت را مرور کنیم. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: « هر کس بدون عاقبت‌اندیشی در کارها دست به کارها بزند، خود را گرفتار سختی‌ها و مصائب کرده است؛ مَنْ تَوَرَّطَ فِی الْأُمُورِ بِغَیْرِ نَظَرٍ فِی الْعَوَاقِبِ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلنَّوَائِب‏»(تحف‌العقول/۹۰) و می‌فرماید: «کسی که در عواقب نگاه کند، از گرفتاری‌ها سالم می‌ماند؛ مَنْ نَظَرَ فِی الْعَوَاقِبِ سَلِمَ مِنَ النَّوَائِب‏»(غررالحکم/۸۰۳۹) و «کسی که دربارۀ عواقب(اهداف و نقطه‌های نهایی) فکر کند، از مهلکه‌ها در امان خواهد بود؛ مَنْ فَکَّرَ فِی الْعَوَاقِبِ أَمِنَ الْمَعَاطِب‏»(غررالحکم/۸۵۴۰)



هدفگرا بودن، باعث رشد عاطفه و صفای دل می‌شود



تا اینجا، بیشتر دربارۀ حساب‌شده بودن انسان دیندار و هدفگرا سخن گفته شد، حالا لطیف بودن چنین انسانی را ببینید. امام صادق(ع) می‌فرماید: «نگاه کردن زیاد به عواقب(هدف‌های غایی) موجب می‌شود که دل بارور شود و رشد پیدا کند؛ النَّظَرُ فِی الْعَوَاقِبِ تَلْقِیحُ الْقُلُوب‏»(امالی طوسی/۳۰۱) وقتی دل انسان رشد پیدا کند، تمام خوبی‌های انسان رشد پیدا خواهد کرد، مثلاً عاطفه که یکی از خوبی‌های دل است، رشد پیدا می‌کند.



امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «هدف زیبا و خوب داشتن، بر پاکزادگی یک انسان دلالت می‌کند؛ جَمِیلُ الْمَقْصَدِ یَدُلُّ عَلَى طَهَارَةِ الْمَوْلِد»(غررالحکم/۴۷۵۸) انتخاب هدف خوب، تا این حدّ اهمیت دارد. مگر هر کسی می‌تواند هدف و مقصد خوب انتخاب کند؟



همۀ اهداف میانی ما باید پیوند مستقیم و روشنی با هدف غایی ما داشته باشند



حالا می‌خواهیم بحث دربارۀ اهمیت انتخاب هدفِ خوب را ادامه دهیم. خیلی باید دربارۀ اهداف خودمان فکر کنیم. همۀ اهداف میانی ما باید پیوند مستقیم و روشنی با هدف غایی ما داشته باشند. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «زیاد فکر کردن، عاقبت را ستوده و زیبا خواهند کرد و از فساد امور جلوگیری می‌کند؛ طُولُ الْفِکْرِ یَحْمَدُ الْعَوَاقِبَ وَ یَسْتَدْرِکُ فَسَادَ الْأُمُور»(غررالحکم/۶۰۰۲) و می‌فرماید: «با زیاد فکر کردن می‌شود عواقب را سالم نگه داشت؛ بِتَکْرَارِ الْفِکْرِ تَسْلَمُ الْعَوَاقِب‏»(غررالحکم/۴۳۴۸) و «کسی که زیاد فکر کند می‌تواند به عاقبت خوب برسد؛ مَنْ کَثُرَتْ فِکْرَتُهُ حَسُنَتْ عَاقِبَته»(غررالحکم/۸۰۳۷) و «کسی که خوب فکر کند بینا می‌شود و می‌تواند عاقبت را ببیند؛ مَنْ فَکَّرَ أَبْصَرَ الْعَوَاقِب‏»(غررالحکم/۸۵۷۷)



برنامه‌ای که ما باید برنامۀ زندگی خودمان قرار دهیم این است که دربارۀ عاقبت امور و اهداف خودمان فکر کنیم. به این فکر کن که «برای چه دارم این کار را انجام می‌دهم؟ بعدش چه؟ به چه دلیلی می‌خواهم به این هدف برسم؟» مثلاً فکر کن به اینکه «برای چه درس می‌خوانی؟» مثلاً برای اینکه می‌خواهم خدمت کنم. حالا «برای چه می‌خواهی خدمت کنی؟» مثلاً برای اینکه آدم مفیدی باشم و از خودم راضی باشم. حالا فرض کن از خودت راضی شدی، بعدش چه؟ به این مسأله فکر کن. یک مدتی که به این هدف فکر کنی، خواهی گفت: «آیا همین که از خودم راضی باشم، هدف غایی و سقف پرواز من است؟ نه، من نمی‌توانم به همین حدّ راضی بشوم، باید یک هدف بالاتر داشته باشم» و بعد خواهی گفت: «تا حالا دوست داشتم به جایی برسم که خودم از خودم راضی باشم، ولی حالا دوست دارم یکی دیگر از من راضی باشد» و به این مساله بیشتر فکر کن. نگذار کسی تو را موعظه کند و بگوید: «هدف خودت را لقاء الله قرار بده» بلکه خودت فکر کن تا به این هدف عالی برسی.



کسی که بگوید: «هم باید هدفم خدا باشد و هم به زندگی‌ام برسم»، هنوز هدف خود را نشناخته/ اگر کسی هدفش خدا باشد، این هدف تمام جزئیات زندگی او را دربرمی‌گیرد



در وجود انسان دستگاهی به نام «تفکّر» وجود دارد که اگر سالم پیش برود، به نتایج خوبی می‌رسد. اگر انسان خودش بنشیند و درست فکر کند، می‌تواند بهترین هدف را برای زندگی خود انتخاب کند. کسی که برای زندگی‌اش هدف نداشته باشد، طبیعتاً به جایی نمی‌رسد.



ما با تفکر می‌توانیم به اینجا برسیم که «چه هدفی می‌ارزد که خودمان را فدای آن کنیم؟» اگر به اینجا برسیم که هدف ما ملاقات پروردگار عالم است، و این هدف را انتخاب کنیم و خوب دربارۀ این هدف عالی فکر کنیم، زندگی ما به‌طور مطلق در اختیار این هدف قرار خواهد گرفت. کسی که می‌گوید: «هم باید هدف من خدا باشد و هم باید به زندگی‌ام برسم» او در واقع هنوز هدف خود را نشناخته است. اگر کسی هدفش خدا باشد و آن را انتخاب کند، این هدف تمام جزئیات زندگی او را در بر می‌گیرد.



بیایید با فکر هدف عالی انتخاب کنیم، نه با موعظه/چه عواملی انسان را به فکر می‌اندازند؟/ مهمترین اثر شهید این است که انسان را به فکر وادار می‌کند



خداوند متعال، هدف را برای ما اعلام کرده است-مثلاً می‌فرماید: یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى‏ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیه(انشقاق/۶) و «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُون(بقره/۱۵۶)- ولی بنده عرض می‌کنم که بیایید تفکر کنیم و به این نقطه برسیم، یعنی بیایید با فکر کردن به این هدف عالی برسیم. اینها را نباید با موعظه به ما بفهمانند بلکه باید با فکر به ما بفهمانند.



چه عواملی انسان را به فکر می‌اندازند؟ مثلاً کتابخانه تا حدّی انسان را به فکر می‌اندازد. انسان‌های خوب در اطراف ما هم می‌توانند ما را به فکر بیندازند. آیات آفاقی و انفسی و عظمت کائنات هم می‌تواند انسان را به فکر فرو ببرد. اما مؤثرترین عامل تفکر که یقۀ آدم را می‌گیرد و او را به فکر می‌اندازد و در مسیر تفکر هم دست آدم را می‌گیرد تا به مقصد برساند، شهید است. در حالی که خیلی‌ها سطحی‌نگرانه فکر می‌کنند که شهید را برای شعار دادن درست کرده‌اند! یا فکر می‌کنند که طرفداران شهدا اهل شعار هستند یا فکر می‌کنند اینجا احساسات انسان یک‌دفعه‌ای غلیان پیدا می‌کند! در حالی که مهمترین اثر شهید این است که انسان را به فکر وادار می‌کند.



بیش از دویست هزار شهید دفاع مقدس ما شاهد هستند که عموماً بر اساس تفکر، شهادت را انتخاب کردند و عموماً عامل تفکرشان هم شهادت یکی از رفقای‌شان بود که آنها را به فکر واداشت و عمیقاً فکر کردند و به این نتیجه رسیدند که دنیا ارزش ندارد و بازیچه است. و وقتی که به فکر فرو رفتند، این مسیر نورانی را پسندیدند و انتخاب کردند.



چرا رهبر انقلاب، حدود ۲۰ سال است که کتاب خاطرات شهدا را می‌خوانند و تقریظ می‌نویسند؟/ خاطرات شهدا انسان را به فکر وادار می‌کند



شهدا انسان را به تفکر وادار می‌کنند و اگر حضرت سید الشهدا انسان را به تفکر وادار کند که دیگر خیلی عالی است! شهدا انسان را از اهداف دیگر، منقطع می‌کنند.



خاطرات شهدا را بخوانید؛ شهدا به ما تفکر می‌آموزند و دست ما را در دالان تفکر می‌گیرند و به سوی مقصد می‌برند. چرا مقام معظم رهبری، حدود ۲۰ سال است که کتاب خاطرات شهدا را می‌خوانند و تقریظ می‌نویسند؟ اینها در واقع توصیه است که ما را تشویق می‌کنند برویم این کتاب‌ها را بخوانیم. چون کتاب چیزی از جنس تفکر است و کتابی که دربارۀ شهدا نوشته شده، انسان را به فکر وادار می‌کند.



سند محکم دیگر سخن بنده، این کلام حضرت امام(ره) است که می‌فرمود: «پنجاه سال عبادت کردید، و خدا قبول کند، یک روز هم یکى از این وصیتنامه‏ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید»(صحیفۀ امام/۱۴/۴۹۱) و می‌فرمود: «این وصیّت‌نامه‏ها اینها، انسان را مى‏لرزاند، انسان را بیدار مى‏کند»(صحیفۀ امام/۱۶/۱۳)



شهید هدف شما را تغییر می‌دهد/ پرشورترین بخش‌های دین ما مرهون تفکر است



شهید ما را به تفکر وادار می‌کند و اگر تأثیرگذار باشد، در وجود ما یک انقلاب ایجاد می‌کند؛ البته نه یک انقلاب احساساتی که برگشت‌پذیر باشد. اگر با شهدا از دور و نزدیک آشنا شده‌اید اما هنوز به تفکر وادار نشده‌اید، معلوم می‌شود هنوز با شهدا ارتباط نگرفته‌اید. چون شهید تا کاری نکند که شما دست و بال خود را از دنیا نشویید، شما را رها نخواهد کرد. حتی اگر شده در خواب شما می‌آید و یقۀ شما را می‌گیرد و می‌گوید: «رها کن!» شهید هدف شما را تغییر می‌دهد.



شهدا با تفکر، هدف خود را انتخاب کردند. اساساً پرشورترین بخش‌های دین ما مرهون تفکر است اما خیلی‌ها این دین غریب ما و دینداران را به «احساساتی و شعاری بودن» متهم می‌کنند. مثلاً شما که در این مجالس اهل‌بیت(ع) اشک می‌ریزید، خیلی‌ها شما را به «احساساتی بودن» متهم می‌کنند. در حالی که این شور-در غالب موارد- جز از شعور بر نمی‌آید.



روضۀ امام حسین(ع) ما را متفکر بار می‌آورد/ هیچ‌وقت فکرها مثل محرم باز نیست و مردم این‌قدر عمیق‌ نمی‌توانند فکر کنند



وقتی که شهادت یکی از دوستان ما می‌تواند این‌قدر روی ما اثر بگذارد و ما متحول کند، ببینید شهادت خود سید الشهداء چقدر می‌تواند ما را متحول کند! ای رفقایی که عزادار اباعبدالله الحسین(ع) هستید؛ قبول کنید که ما تازه ارتباط با امام حسین(ع) را شروع کرده‌ایم و هنوز شهادت او بر روی ما آن اثر را نگذاشته است.



کسی که علاقه و ارتباط بسیار محکمی نسبت به امام حسین(ع) داشته باشد وقتی عصر عاشورا به او بگویند: «امام حسین(ع) به شهادت رسید» زندگی‌اش واقعاً متحول می‌شود، از فردا یک‌طور دیگری زندگی می‌کند، دیگر حب‌الدنیا ندارد، چون «فکر» می‌کند، می‌بیند این دنیایی که در آن حسین فاطمه را بکشند، دیگر ارزشش را ندارد دنبال این دنیا برود.





روضۀ امام حسین(ع) ما را متفکر بار می‌آورد. هیچ‌وقت فکرها مثل محرم باز نیست و مردم این‌قدر عمیق‌ نمی‌توانند فکر کنند. ای حسینی که باغ اندیشه را آبیاری می‌کنی! ما را یک لحظه به فکر بینداز؛ مثل زهیر. زهیر نمی‌خواست برود به امام حسین(ع) کمک کند، اما همسرش به او گفت: «برو، پسر فاطمه تو را صدا زده است» او رفت و امام حسین(ع) توانست او را یک لحظه به فکر بیندازد...




۱۳
پسندیدم
ارسال به »

کلیدواژه ها »

پناهیان محرم ۱۴۳۷

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 27 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1013

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡یاعلی♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


♥ از هر عالمی نباید تقلیدکرد:وقتی عالمی صریحا دروغ می گوید، رشوه می خورد، شما می دانید فاسق است حق ندارید دنبالش بروید و از او تقلید کنید


**حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی در شرح آیه«فَوَیْلٌ لِّلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتَابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هَـذَا مِنْ عِندِ اللّهِ» ابراز داشت: در حال حاضر برخی چون می دانند مردم حرف رهبر انقلاب را قبول دارند عقیده خود را به ایشان نسبت می دهند و می گویند مقام معظم رهبری نظرش چنین است.


وی افزود: از امام صادق(ع) پرسیدند این آیه در مورد چه کسانی است فرمود در مورد قومی از یهود است، روای پرسید آنها چون از علمای خود پیروی کردند به این چنین مورد خطاب پروردگار قرار گرفته اند، حضرت فرمود بله، پرسید ما نیز همین گونه رفتار می کنیم؛ حضرت در پاسخ فرمود برخی تقلیدها صحیح و برخی ناصحیح است.


نماینده مردم تهران در مجلس شواری اسلامی در تبیین تقلیدهای ناصحیح، گفت: وقتی عالمی صریحا دروغ می گوید، رشوه می خورد، با احکام خدا بازی می کند و شما می دانید فاسق است حق ندارید دنبالش بروید و او را واسطه میان خود و خدا قرار دهید.



*عده‌ای توهین به اسلام و پیامبر را با تساهل و تسامح نادیده می‌گیرند اما خودشان طاقت یک انتقاد را ندارند

استاد اخلاق حوزه علمیه قم تصریح کرد: حضرت در ادامه فرمود نگاه کنید به علمایی که نمی خواهد دین را ابزار دنیای خود کند، محافظ دینش باشد؛ برخی در مجلس هستند که یک کلمه علیه او صحبت کنید دادش به هوا می رود اما وقتی به اسلام و پیامبر(ص) توهین می شوند می گویند باید تساهل و تسامح داشت.



*برخی از جمهوری اسلامی تنها جمهوریت را می‌فهمند
وی منیت و هوای نفس را موجب سقوط عالم از عدالت خواند و گفت: علامه طباطبایی یک عمر زندگی کرد کسی از او«من» نشنید؛ چرا امام(ره) اینقدر محبوب بود چون واقعا هوای نفس نداشت و همواره دم از اسلام می زد؛ اما برخی هستند که از جمهوری اسلامی تنها جمهوری اش را می فهمند، دشمن هم می خواهد اسلام نامش باشد اما خودش نباشد.


اگر رهبر انقلاب نبود برخی مسؤولان استخوان یکدیگر را هم می‌خوردند
نماینده مردم تهران در مجلس شواری اسلامی حیف ما کاری کردیم که نتوانستیم یک لحظه زندگی امام عصر(عج) را ببینیم؛ خدا را شکر که کسانی مثل امام(ره) و رهبر کاری کردند که طعم وجود امام زمان را بچشیم؛ قدر ایشان را بدانید اگر رهبری نبود برخی مسؤولان استخوان همدیگر را هم می خوردند.


استاد اخلاق حوزه علمیه قم با اشاره به ادامه روایت امام صادق(ع)، گفت: حضرت فرمود اگر دیدید عالمی بی تقوا و فاسد است هیچ چیز را از او قبول نکنید؛ سخنگوی ائمه(ع) کسی است که فاسد و ویژه خوار نباشد؛ بنابراین باید به دنبال فقیه عادل و جامع الشرایط رفت، الحمدلله خداوند بر ما منت گذاشت و وجود امام(ره) و رهبر انقلاب را در زمان غیبت به داد ما رساند.
(منبع سخنرانی:خبرگزاری رسا)

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 25 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1010


اسلام و مکتب‌های انحرافی؛
جهل، ریشه تقابل فمینیسم با احکام اسلامی


فمینیست‌های مسلمان بیشتر به دنبال آیات و روایاتی بودند که از سویی بتوانند در برابر مخالفان خود قد افراشته کرده و از سوی دیگر مهر تأییدی بر باورها و ایده‌های خود بزنند.


آنچه امروزه اذهان بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول کرده، فمینیسم به معنای زن‌محوری و زن‌گرایی است. فراگیری این موضوع چند صباحی است که سرعت بیشتری گرفته، تا جایی که اندیشمندان مسلمان نیز توانی بیش از پیش به تحقیق درباره این تفکر اختصاص داده و به نظرات موافق و مخالف توجه ویژه‌ای داشته‌اند. اندیشه‌هایی که برگرفته از پژوهش در احکام اسلام و آیات قرآنند و با تعامل و تقابل نظری ـ عملی در اصول نهضت فمینیستی، دنیای جدیدی را در این حیطه گشوده است.



مهم‌ترین مبحث حقوقی قابل توجه در میان مسائل مربوط به زنان، دیه زن و عدم تساوی حقوقی با مردان است که این خود جنجال‌های بسیاری را در جوامع مختلف به وجود آورده است. اما پیش از هر سخن، نخست باید اصطلاح فمینیسم، زمان پیدایش و رویکردهای خاصه آن بررسی شود.



«فمینیسم» در اصل یک واژه فرانسوی به معنای «اعتقاد به برابری حقوق زن و مرد»، «زن باوری و پذیرش اصولی زنان» و «جنبش آزادی زنان» است. در اصطلاح به دلیل تعاریف و افق‌های فکری گسترده‌ای که در این واژه وجود دارد، نمی‌توان تعریف کامل، قاطع و همه جانبه‌ای از آن بیان کرد؛ تعریفی که طرفداران آن نیز پذیرایش باشند. شاید بهترین تفسیر از «فمینیسم» را بتوان این‌گونه گفت: «علاقه بسیار به رفاه و آزادی عمل زنان و مشارکت آن‌ها در فعالیت‌های اجتماعی گوناگون برای بهتر شدن شرایط زندگی‌شان.»(1) در برابر این تعریف، گروهی از نظریه پردازان ارائه یک تعریف کامل و جامع از «فمینیسم» را ممکن ندانسته و به معنای پذیرفته شده بنیانگذاران این نهضت اکتفا می‌کنند.







مبدأ و خاستگاه نهضت فمینیسم



«نادیده گرفتن»، «ضعیف شمردن جنس زن پس از مرد» و «حقیر دانستن زنان» از گذشته‌های دور تا به امروز، در طی مراحل مختلف یک باور مسلم شده و وابسته به انواع مکتب‌ها و نگرش‌های جوامع به ویژه مرد سالار همچنان باقی مانده است. فیلسوفانی چون «افلاطون»، «ارسطو» و متفکران قرون وسطایی، زنان را دچار عقب ماندگی می‌دانستند. کلیسائیان به عنوان متولی دین مسیح در کتاب‌های مقدس خود به دنبال نشانه‌هایی بودند تا بر اساس آن حکم به انسان نبودن زنان و تبلیغ علیه آنان داده و مانع از هرگونه فعالیت‌شان شوند.



متأسفانه، بسیاری از فلاسفه قرن‌های شانزدهم، هفدهم و... تاکنون همفکر و هماهنگ با متفکران گذشته، زنان را موجوداتی پست، فرودست و دارای ضعف عقلانی می‌دانستند. کسانی چون «بلاک استون»، «ژان ژاک روسو»، «امانوئل کانت» و «جان لاک» که در آثارشان زنان محروم از هرگونه حق قانونی و فروتر از مردان هستند. برای نمونه «فروید» زنان را دچار بیماری روانی(مازوخیسم یا آزار خواهی) می‌دانست که به تبع آن همیشه درگیر حسادت و خودکمتر بینی هستند. این آناتومی خاص آن‌ها است که منجر به فروتنی‌شان می‌شود.



در اواخر قرن هفدهم در نتیجه موج طرفداری اندیشمندان پایدار به حقوق و حمایت زنان، برای نخستین بار کلیسا مجبور شد دست از مخالفت با این فلاسفه و افکار طرفداران برداشته و زنان را به عنوان انسان‌هایی دارای حقوق کمتر و بعد از مردان معرفی کنند.(2) با کمی تأمل در تضییع حق زنان در غرب در می‌یابیم که خلاف ادعای کنونی غرب مبنی بر عدم آزادی زنان مسلمان، این زنان غیرمسلمان بودند که در تاریخ بشری همواره مورد ظلم و ستم قرار گرفته‌اند.



پس از گذشت قرن‌ها مخالفت، حرکت‌ها و فعالیت‌های علمی و اجتماعی در جهت تأمین حقوق زنان در جوامع بشری شکل گرفت. فلاسفه بزرگی همچون «مری ولستن کرافت» در دفاع از برابری حقوق زن و مرد و منع حقارت زنان، کتاب‌ها و مقالات ارزنده‌ای به چاپ رساندند. کتاب «استیفای حقوق زنان» همان نوشته معروف «مری ولستن کرافت» که درسال 1792 چاپ شد. وی در این کتاب هیچ نوع تفاوت نژادی، جنسی و طبقاتی میان زنان و مردان را نمی‌پذیرد و هرگونه اختلاف ظاهری را ناشی از محیط می‌داند. به نظر این گروه از اندیشمندان، زنان در فکر و عمل بر اساس عقل، می‌توانند همپای مردان باشند.







امواج فمینیسم: درباره آغاز شکل‌گیری نهضت فمینیسم تا به امروز سه نوع موج و انگیزش نام برده شده است.



موج نخست، از اوایل قرن نوزدهم آغاز و تا پس از جنگ جهانی اول ادامه داشت. در این برهه از جنبش فمینیسم بیشترین همت طرفداران، صرف رسیدن به حقوق مدنی و سیاسی برابر زن و مرد و تعلق حق رأی به زنان شد. ولی برای رفع گرفتاری‌ها و اصلاح وضعیت مربوط به زنان هیچ اقدام شایسته‌ای صورت نگرفت.



موج دوم، در این مرحله پیشرفت کار و خواسته‌های فمینیست‌ها در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و روانی در راستای برابری حق زنان و مردان سرعت بیشتری داشت. رسیدن به مقام‌های بلند سیاسی، اقتصادی، آزادی کامل زنان در مسائل مربوط به ازدواج، تولید مثل و افزایش طلاق از موارد برجسته‌ این موج است.



موج سوم، از اوایل دهه 90 آغاز شد. زمانی که سیر نزولی و سقوط فعالیت مجمع زن‌گرایان و تصحیح آرا منفی آنان را در برداشت؛ در اینجا بود که زیاده طلبی‌ها، تندروی‌ها و همچنین عیب‌ها و کاستی‌های نهضت فمینیسم شناخته شد و خوشبختانه نهاد خانواده و توجه به آن اهمیت بیشتری پیدا کرد.(3)



گرایش‌های فمینیستی: گرایش‌ها و نگرش‌هایی که از نظر پایه آرا هیچ شباهتی باهم ندارند.



نخست؛ لیبرال فمینیسم

دوم؛ مارکسیسم فمینیسم

سوم؛ رادیکال فمینیسم

چهارم؛ سوسیال فمینیسم



لیبرال‌های زن‌گرا(فمینیسم)؛ در قرن هجدهم برای اثبات تساوی حقوق زن و مرد تلاش زیادی کرده و در قرن نوزدهم این برابری را به عنوان یک قانون اصلی خواستار شدند. در قرن بیستم اصلاحات گوناگونی را برای داشتن حقوقی جامع و امکاناتی کامل برابر هم، برای زنان و مردان طلب کردند.



مارکسیست‌های فمینیست؛ وابستگی و تابع بودن زنان در جوامع سرمایه‌داری را یک موضوع لازم به حساب آورده و معتقد بودند باید ناهنجاری‌های جامعه سرمایه‌داری با یک انقلاب فرهنگی و دگرگونی اجتماعی ـ اقتصادی برچیده شود و اساس هر نوع ستم به زنان از میان برود.



رادیکال فمینیسم؛ فعالیت هواداران این جنبش در اواخر دهه 60 بود. این گروه سبب وابستگی و تحت امر بودن زنان را ساختار زیستی و نوع موجودیت‌شان ندانسته، بلکه علت اصلی مردان هستند که زنان را به سبب قدرت زاد و ولد و ناتوانی‌های زنانه تحت سلطه خویش در می‌آورند و آن‌ها نیز چاره‌ای جز تسلیم شدن ندارند.



سوسیال فمینیسم‌ها؛ تسلط مردان بر زنان را یک بخش از اقتصاد جامعه به حساب می‌آوردند، در نتیجه معتقد بودند برای رفع این سلطه باید شکل اقتصادی مسائلی همچون بارداری و زایمان زنان را تغییر داد.(4)



یکی‌دیگر از مکتب‌های نوظهور که سرشاخه‌ای از فمنیسم بوده و عنوان اسلامی را یدک می‌کشد، فمنیسم اسلامی است. فمینیسم اسلامی یک رویداد فکری است که طی سال‌های گذشته در جوامع اسلامی شکل گرفته است. بیشتر طرفداران این جریان، خود را با عنوان فمینیست مسلمان مدافع حقوق زنان می‌دانند.



به اعتقاد آن‌ها ظلم‌ها و تبعیض‌هایی که در حق زنان روا می‌دارند، همه ناشی از سنت‌های اشتباه رایج در جامعه از یک سو و از سوی دیگر ناشی از برداشت‌های نادرست و عدم درک عمق مسائل و احکام است. بهترین عقیده در عقاید ‌‌«فمینیست‌های مسلمان» این است که آن‌ها تأکید بر تساوی زنان و مردان در تمام حقوق فردی، خانوادگی، اجتماعی، شأن، منزلت، تفاوت‌های طبیعی را دارند. در عین حال نقش‌های مادری و همسرداری را در جهت حفظ خانواده برای آن‌ها بسیار مهم می‌دانند.









جنبش فمینیستی در ایران



طی قرن گذشته در ایران بود که مسائل مربوط به برابری حقوق زنان با مردان در زمینه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگ و خانواده شکل اساسی پیدا کرد. بعضی از متفکران ایرانی تساوی حقوق زنان و مردان را قبول نداشتند و بعضی دیگر در پی دستیابی زنان به حق و حقوق لازمه آن‌ها بودند. در میان طرفداران حق زنان اشخاصی چون «صدیقه دولت آبادی» و «محترم اسکندری» زنان جامعه را برای دفاع از حقوق خود تحریک و تشویق می‌کردند. آن‌ها به جرم مخالفت با قانون کشور در دوران مشروطیت چندین بار به زندان افتادند.(5)



ولی در دوران سلطنت پهلویان «رضاخان» به بهانه دفاع از حقوق زنان و به پیروی از اروپائیان، با مدافعان ضد دینِ حقوق زنان همراه شده و کشف حجاب را اجباری و بزرگترین خدمت را به فمینیست‌های غیر اسلامی کرد. در این دوران سازمان‌های گوناگون برای احقاق حقوق زنان به وجود آمد. این سازمان‌ها به گونه‌ای مسالمت آمیز و مداراگر با حکومت در پی ‌گرفتن حق زنان بوده و نتیجه فعالیت‌هایشان تصویب مجموعه قوانینی مانند حق رأی به نفع این قشر از افراد جامعه شد. معروف‌ترین این تشکل‌ها «سازمان شورای زنان» با خواسته‌هایی از این قرار بود.



نخست، ممنوعیت چند همسری و ازدواج موقت.

دوم، برداشتن تمام محدودیت‌ها و نابرابری‌های میان زنان و مردان تحت یک قانون مشخص.

سوم، اصلاح قوانین مربوط به طلاق و چگونگی وضعیت کودکان.

چهارم، حق رأی در همه انتخابات کشوری.

پنجم، ایجاد فرصت‌های شغلی دولتی برای زنان مساوی با مردان.



پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به وجود آمدن حکومتی با رهبری یک فرد خردمند مقتدر و الهی ـ قرآنی سبب شد که بسیاری از قوانین باقی مانده از دوران حکومت پهلوی برداشته و یا به صورت اساسی تغییر و اصلاح شود. تصویب مجموعه‌ای از احکام و قوانین شرعی با توجه به آیات در زمینه نهاد خانواده، ازدواج، طلاق، قصاص، دیه و محدودیت‌های شغلی زنان موجب شد که بسیاری از فمینیست‌های اسلامی و غیر اسلامی دچار آشفتگی شده و به مخالفت با این قوانین بپردازند.



فمینیست‌های مسلمان بیشتر به دنبال آیات و روایاتی بودند که از سویی بتوانند در برابر مخالفان خود قد افراشته کرده و از سوی دیگر مهر تأییدی بر باورها و ایده‌های خود بزنند. این گروه آیات و احادیثی که با اجتهاد مردان به تفسیر و نتیجه‌گیری رسیده بودند را سراسر از اشکال دانسته و در صدد رفع قوانین و احکام مخالف حقوق زنان بودند. از جمله احکام و قوانین شرعی که بیشتر مورد مخالفت قرار گرفت، قانون «دیه» و عدم تساوی دیه زنان با مردان بود. مسأله‌ای که در طول تاریخ فقه اسلام به اندازه عصر حاضر به اشکال و اعتراض فمینیست‌ها برنخورده است.(6)



دیه از نظر قرآن



در دو آیه از آیات مبارک قرآن موضوع دیه یا خون بهاء آمده است. آن‌جا که قرآن می‌فرماید: «وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن یَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً وَمَن قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى‏ أَهْلِهِ إِلَّا أَن یَصَّدَّقُوا فَإِن کَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَکُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِن کَانَ مِن قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُم مِیثَاقٌ فَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى‏ أَهْلِهِ وَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَن لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ تَوْبَةً مِنَ اللّهِ وَکَانَ اللّهُ عَلِیماً حَکِیماً؛ هیچ فرد با ایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند، مگر این که این کار از روی خطا و اشتباه از او سرزند؛ و [در عین حال] کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند، باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خون بهایی به کسان او بپردازد؛ مگر این که آن‌ها خون بها را ببخشند. و اگر مقتول، از گروهی باشد که دشمنان شما هستند [و کافرند]، ولی مقتول با ایمان بود، [تنها] باید یک برده مؤمن را آزاد کند و [پرداختن خون بها لازم نیست]. و اگر جمعیتی باشد که میان شما و آن‌ها پیمانی برقرار است، باید خون بهای او را به کسان او بپردازد و یک مؤمن برده [نیز] آزاد کند. و آن کسی که دست رسی [به آزاد کردن برده] ندارد، دو ماه پی در پی روزه بگیرد. این [یک نوع تخفیف] توبه الهی است و خداوند دانا و حکیم است.»(7)



در آیه دیگر می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى‏ بِالْأُنْثَى‏ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْ‏ءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذلِکَ تَخْفِیفٌ مِن رَبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى‏ بَعْدَ ذلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ ای افرادی که ایمان آورده‌اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است: آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، و زن در برابر زن، پس اگر کسی از سوی برادر دینی خود چیزی به او بخشیده شود، [و حکم قصاص او تبدیل به خون بها گردد] باید از راه پسندیده پیروی کند. [و صاحب خون، حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد] و او [قاتل] نیز به نیکی دیه را [به ولی مقتول] بپردازد [و در آن مسامحه نکند]. این، در تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما! و کسی که پس از آن تجاوز کند، عذاب دردناکی خواهد داشت.»(8)



بسیاری از مفسران اهل‌سنت بر اساس این آیه «دیه» را یک گزینه در قتل عمد می‌دانند و این در صورتی است که ولی دم عفو کننده باشد و قاتل عفو شده، پس باید قاتل به ولی مقتول چیزی بپردازد و جز دیه نیز هیچ چیز دیگر بر قاتل واجب نیست. همچنین در کتاب‌های تفسیر شیعه همانند «روض الجنان»، «المیزان»، «التبیان» و «منهج الصادقین» دیه در کنار قصاص به عنوان یک گزینه جهت عقوبت و یا جبران گناه کبیره قتل آمده است. بنابراین این دو آیه شریفه بر اساس تفسیر مفسران و نظر فقهای شیعه و سنی «دیه» در قتل عمد و قتل غیر عمد مردان واجب است.(9) با توجه به یکسان بودن زنان و مردان در احکام شرع، «دیه» در قتل عمد زنان و یا قتل غیر عمد زنان نیز واجب است.







دیه زن در فقه شیعه



بیشتر فقهای شیعه از جمله شیخ صدوق در کتاب «المقنع»، شیخ طوسی در «الخلاف و المبسوط»، علامه حلی در «قواعد الاحکام» و حضرت امام خمینی(ره ) در «تحریرالوسیله» دیه زن را نصف مرد می‌دانند.



تفکرات و نظر طرفداران برابری دیه زن و مرد



این گروه که همواره در پی احقاق حق زنان برابر مردان هستند، عدم تساوی دیه زن با دیه مرد را ناشی از افکار ناروا و منفی در مورد زنان می‌دانند. افکاری چون «نقص عقلانی زنان»، «نیمه انسان بودن زنان» و «ستیزه‌گری با زنان.» ماده 300 و 301 قانون مجازات اسلامی از عمده قوانینی است که دیه زن را نصف مرد می‌داند. قانونی که دیه زن مسلمان در قتل عمد و غیر عمد و دیه‌ اعضا زنان را نصف مرد معرفی کرده است.(10)



یکی از عمده اشکالاتی که بر دیه وارد شده، امضایی دانستن «دیه» و اجازه پرسش از چگونگی احکام امضایی است. در حالی که واجب بودن «دیه» در آیات و روایات یک امر واضح و آشکار است. در پایان می‌توان گفت: مقدار دیه زنان را هیچ انسان یا کارگزار حکومتی از گذشته تا به امروز تعیین نکرده است که به راحتی با حکم و قانون و مقررات وضعی که برخواسته از امیال بشری بوده تغییر کند؛ بلکه هرچه هست از تحقیق در آیات و بر اساس فرموده امامان معصوم(ع) معین و مشخص شده است.



گردآورنده: جعفریان

/9466/704/ر

---------------------------------------------

منابع

1. محمدرضا باطنی، فرهنگ معاصر، واژه فمینیسم.

2. نیکلاس دیوید سن، نقایص نظریه فمینیسم به نقل از: نگاهی به فمینیسم، ص 57

3. رکاوندی، مقدمه‌ای بر روان شناسی زن با نگرش علمی و اسلامی، ص 29.

4. ژان هاید، روان شناسی زنان، ترجمه بهزاد رحمتی، ص 15.

5. پروین پایدار، زنان و عصر ملی گرایی در ایران، جنس دوم، ترجمه فرخ قره داغی، ج 5، ص 111.

6. همان، ص 118 و مهرانگیز کار، حقوق سیاسی زنان ایران، ص 13-14.

7. نساء، آیه 92.

8. بقره، آیه 178.

9. نیره توحیدی، فمینیسم و دموکراسی، ص 6

10. مظفر، اصول فقه، ج 1، ص 227 و کاظمی خراسانی، فوائد الاصول، ج 4، ص 3

(منبع مقاله:خبرگزاری رسا)
http://rasanews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=294933

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 24 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1004

ادعا های بی اساس بعضی از مجلسی ها


1- بیانیه دیروز روابط عمومی بیت شریف رهبر معظم انقلاب در حالی منتشر شد که چگونگی تصویب برجام در جلسه روز سه‌شنبه مجلس شورای اسلامی را غباری از «تردید»ها و «اما‌و‌اگر»ها فرا گرفته بود و بسیاری از کسانی که روند رسیدگی به برجام را دنبال می‌کردند از برخی نقل‌قول‌ها درباره یک نشست خصوصی و محرمانه با یکی از اصلی‌ترین اعضای بیت رهبر معظم انقلاب - که به امانت‌داری و پیروی محض از حضرت آقا شهره است - و تاکید ایشان بر ضرورت تصویب بی‌کم و کاست طرح یک فوریتی ارائه شده در آن روز ابراز تعجب و تردید می‌کردند. در جلسه علنی روز سه‌شنبه مجلس شورای اسلامی، ادعا شده بود شب قبل از تصویب برجام، آقایان علی لاریجانی، رئيس مجلس شورای اسلامی و علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و حجت‌الاسلام‌والمسلمین حجازی از مسئولان برجسته بیت جلسه‌ای خصوصی و محرمانه داشته‌اند و ادعا شده بود که در آن جلسه آقای حجازی اعلام کرده است تصمیم نهایی و قطعی نظام بر تصویب برجام از طریق‌ همان طرح یک فوریتی است که قرار است فردا در صحن علنی مجلس مطرح شود!
براساس آنچه در جلسه علنی روز سه‌شنبه از سوی برخی نمایندگان مطرح شد، ابتدا آقای دکتر لاریجانی در جلسه غیرعلنی قبل از شروع جلسه علنی، ادعا کرده بود تصمیم کشور بر تصویب طرح یک فوریتی امروز است و گفته بود «قرار است پیشنهادهای نمایندگان درباره جزئیات طرح مطرح نشود»! و یکی از نمایندگان پرسیده بود منظور شما از تصمیم کشور چیست؟ و لاریجانی پاسخ داده بود «همان که خودتان می‌دانید»! و پس از آن آقای باهنر توضیح می‌دهد که این تصمیم شب گذشته در یک جلسه سه نفره با حضور آقایان لاریجانی، شمخانی و حجازی گرفته شده است! این گفت‌وگوها و رد و بدل پرسش‌های نمایندگان و پاسخ لاریجانی و باهنر در جلسه علنی روز سه‌شنبه نیز مطرح شد که با توجه به بیانات صریح و روشن رهبر معظم انقلاب درباره توافق وین و ضرورت بررسی دقیق آن در مجلس شورای اسلامی، تردیدهای جدی برخی از نمایندگان را به دنبال داشت. این عده از نمایندگان به دغدغه‌های اعلام شده رهبر معظم انقلاب نسبت به امکان سوء استفاده دشمن از برجام اشاره می‌کردند و با استناد به تأکید حضرت ایشان بر ضرورت بررسی دقیق توافق وین در مجلس شورای اسلامی و این که فرموده بودند «رأی نمایندگان متبع است» و «نمایندگان ملت باید تصمیم بگیرند»، ادعاهای مطرح شده را بی‌اعتبار دانسته و می‌گفتند؛ حضرت آقا بارها اعلام کرده‌اند نظرات علنی ایشان با نظرات غیرعلنی منافات و تفاوتی ندارد و نتیجه می‌گرفتند که ادعای تصویب بی‌چون و چرای طرح و انتساب این دیدگاه به حضرت آقا نه فقط نمی‌تواند صحت داشته باشد بلکه جفای بزرگی به ساحت مقدس رهبر معظم انقلاب نیز هست. ضمن آن که در تقوا و امانت‌داری حجت‌الاسلام والمسلمین حجازی که از افراد مورد وثوق کامل رهبر معظم انقلاب است تردیدی نداشتند و از این روی انتساب آن ادعا به ایشان را باورکردنی نمی‌دانستند.
گفتنی است، پیش از آن نیز دفتر رهبر معظم انقلاب با صدور بیانیه‌ای بر ملاک بودن نظرات صریحاً اعلام شده ایشان و بی‌اعتباری آنچه در تناقض با این نظرات صریح و به عنوان نظرات خصوصی حضرت ایشان مطرح می‌شود تأکید ورزیده بود. بنابراین طبیعی بود که ادعای تشکیل جلسه خصوصی سه‌نفره و تصمیم‌گیری درباره رأی نمایندگان تحت عنوان توصیه یکی از اعضای برجسته بیت رهبری نمی‌توانست صحت داشته و مورد قبول نمایندگان قرار بگیرد.
2- طی نزدیک به سه ماه گذشته، رهبر معظم انقلاب، حداقل، 3 بار بر لزوم بررسی برجام در مجاری قانونی تأکید ورزیده بودند ولی از این مجاری قانونی نامی به میان نیاورده بودند، اما در آخرین مرحله، با صراحت از ضرورت بررسی دقیق در مجلس شورای اسلامی یاد کرده و نظر نمایندگان را متبع دانسته بودند. از این روی، ادعای مورد اشاره در جلسه علنی روز سه‌شنبه مجلس برای بسیاری از نمایندگان و نیز، کسانی که از بیرون پی‌گیر ماجرا بودند، نمی‌توانست قابل پذیرش باشد. چرا که با نکات صریحاً ارائه شده از سوی حضرت آقا همخوانی نداشت.
حضرت آقا بر ضرورت بررسی دقیق تأکید فرموده بودند و جمعی از نمایندگان به پیروی از رهنمود ایشان، تشکیل کمیسیون ویژه بررسی برجام را پیشنهاد کرده و اعضای این کمیسیون نیز با رأی نمایندگان مجلس و با حضور سلیقه‌ها و طیف‌های مختلف تشکیل شده بود. این کمیسیون طی 40روز با دعوت از کارشناسان، اساتید دانشگاه، صاحب‌نظران موافق و مخالف، تیم‌های مذاکره کننده کنونی و قبلی و... به بررسی همه‌جانبه برجام پرداخت و گزارش نهایی را مطابق روال جاری مجلس در صحن علنی قرائت کرده و در اختیار همگان قرار داد. انتظار قانونی و منطقی آن بود که نظر نهایی مجلس درباره برجام از مجرای کمیسیون ویژه که صرفاً برای این منظور و با رأی نمایندگان تشکیل شده بود پی گرفته شود. اما در اقدامی قابل تأمل، فقط چند دقیقه بعد از قرائت گزارش کمیسیون ویژه، یک طرح دو فوریتی با امضای تعدادی از نمایندگان ارائه شد که با گزارش یاد شده و مفاد فنی و حقوقی آن همخوانی نداشت. دو فوریت این طرح رأی نیاورد و نمایندگان به یک فوریت آن رأی دادند. اما در حالی که انتظار می‌رفت و ضرورت نیز داشت که طرح مزبور برای بررسی به کمیسیون ویژه ارسال شود، رئیس مجلس این طرح را به کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی فرستاد! و کمیسیون بدون توجه به انبوه پیشنهادها و انتقادها، طرح یاد شده را در کمتر از 2 ساعت تصویب کرد! و این پرسش منطقی را بی‌پاسخ گذاشت که آیا نام این روال را می‌توان «بررسی دقیق برجام» که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب بوده است گذاشت؟ پاسخ به یقین منفی است.
3- این واقعیت را هم نمی‌توان با قاطعیت رد کرد که ادعاهای مطرح شده در جلسه روز سه‌شنبه مجلس شورای اسلامی در رأی مثبت برخی از نمایندگان به طرح یاد شده بی‌تأثیر نبوده است. چرا که نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی اگرچه سلیقه‌های سیاسی متفاوتی دارند ولی آنجا که پای نظر رهبر معظم انقلاب در میان باشد، کمترین تخطی و زاویه‌گرفتن از آن را برنمی‌تابند. نگاهی به ترکیب آراء به وضوح نشان می‌دهد تعداد نمایندگانی که به طرح مورد اشاره رأی منفی داده‌اند، همان‌هاهستند که با استناد به بیانات صریح رهبر معظم انقلاب در صحت ادعاهای مطرح شده درباره جلسه خصوصی شب گذشته تردید جدی داشته‌اند و خروجی آن جلسه ادعایی را باور نداشته و با نظرات حضرت آقا در تناقض آشکار ارزیابی کرده‌اند.
بنابراین، اکنون پای این پرسش منطقی، قانونی و شرعی در میان است که آیا آراء مأخوذه را می‌توان رأی دقیق نمایندگان دانست؟ و آیا مطرح کنندگان آن ادعا حق امانت را ادا کرده‌اند؟!

*حسین شریعتمداری، روزنامه کیهان
*بی باک نیوز

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡


***مقام معظم رهبری تلاش دشمن برای تغییر اعتقادات را از سه طریق میسر می‌دانند:

1. تغییر باور از طریق گذشته: در جنگ نرم تلاش می‌شود رژیم فاسد و پلید گذشته درخشان و زیبا جلوه داده شود و از این طریق نتیجه بگیرند لزومی به وقوع انقلاب اسلامی برای از بین بردن آن گذشته، لازم نبوده است.

2. تغییر باور از طریق حال و آینده: دشمن می‌خواهد به جوان امروزی القاء کند که وضع کنونی کشور مایه‌ی شرمندگی است و رسیدن به پیشرفت در آینده نیز غیرممکن است تا نشاط و تحرک و علم‌آموزی و امید به آینده را از نسل جوان گرفته شود.

3. تغییر باور از طریق القای تعبیر مدینه فاضله از غرب: دشمن از آمریکا، اروپا و کشورهای تابع آنان، نظامی پیشرفته، راحت، امن و بدون مشکل می‌سازد تا وانمود کند راهی که غرب در پیش‌گرفته است منتهی به پیشرفت و ثروت می‌شود.
(منبع: بی باک نیوز)



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 23 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1004



♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡


***مقام معظم رهبری تلاش دشمن برای تغییر اعتقادات را از سه طریق میسر می‌دانند:

1. تغییر باور از طریق گذشته: در جنگ نرم تلاش می‌شود رژیم فاسد و پلید گذشته درخشان و زیبا جلوه داده شود و از این طریق نتیجه بگیرند لزومی به وقوع انقلاب اسلامی برای از بین بردن آن گذشته، لازم نبوده است.

2. تغییر باور از طریق حال و آینده: دشمن می‌خواهد به جوان امروزی القاء کند که وضع کنونی کشور مایه‌ی شرمندگی است و رسیدن به پیشرفت در آینده نیز غیرممکن است تا نشاط و تحرک و علم‌آموزی و امید به آینده را از نسل جوان گرفته شود.

3. تغییر باور از طریق القای تعبیر مدینه فاضله از غرب: دشمن از آمریکا، اروپا و کشورهای تابع آنان، نظامی پیشرفته، راحت، امن و بدون مشکل می‌سازد تا وانمود کند راهی که غرب در پیش‌گرفته است منتهی به پیشرفت و ثروت می‌شود.
(منبع: بی باک نیوز)



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 23 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1018


محققان موفق به شناخت یکی از مهمترین دلایل بیش‌فعالی کودکان شدند. استفاده از تلفن همراه در دوران بارداری یکی از مهمترین دلایل اختلالات رفتاری فرزندان است. قرارگرفتن در معرض تشعشع تلفن همراه در دوران بارداری تاثیر مستقیمی بر رشد مغز نوزاد دارد و به بیش‌ فعالی او منجر می‌شود.
این اولین باری است که تاثیر مستقیم تشعشعات رادیویی تلفن همراه بر رفتار نوزاد و کودک مورد بررسی قرار گرفته است. در این آزمایش موش‌های باردار در دو قفس جـداگـانـه مـورد آزمـایـش قـرار گـرفتنـد. در قسمـت بالای قفس اول یک تلفن همراه نگهداری شد که گاهی اوقات در حالت فعال ( مکالمه ) بود و گاهی اوقات در حالت ساکت بود.
در قفس دوم از یک تلفن همراه در حالت غیر فعال استفاده شد. موش‌های نوزاد هر دوقفس پس از تولد مورد بررسی قرار گرفتند. موش‌هایی که مادر آن ها در هنگام بارداری در معرض تشعشعات تلفن همراه قرار داشتند بسیار بیش ‌فعال بودند و ظرفیت حافظه آن ها نیز بسیار پایین بود. این آزمایش بارها تکرار شده است و هر بار نتایج مشـابهـی حـاصـل شـده است. تشعشعات حاصل از تلفن همراه نورون‌های واقع در قسمت جلوی کورتکس را تحریک می‌کند و اختلالات بیش‌فعالی نیز دقیقا مربوط به نورون‌های همین ناحیه است.
یکی از بدترین چیزها برای جنینی که در شکم مادر است، امواج الکترومغناطیسی موبایل است. بدن جنین هنوز بافت خوب و کاملی را به خود نگرفته و بسیار حساس است. امواج موبایل منجر به کاهش عکس‌العمل مولکولی در بدن جنین می‌شود. این مسأله باعث ضعیف شدن سیستم‌های مختلف بدن می‌شود که شاید هنگامی که فرزند به دنیا آمد در آن دیده نشود ولی پس از سال‌ها بیماری‌های مختلفی خود را نشان دهند.
----------------------
منبع: سایت مهندسی بهداشت محیط envi.ir


به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 10 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1022

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ یاعلی ♥♥♥♥♥ یاعلی ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
خدایا!
تو را شکر بخاطر ولایت امیرالمومنین و ائمه معصومین علیهم السلام♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ یاعلی ♥♥♥ یاعلی ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 10 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1004

بحران تمایل به ازدواج/دلایل کاهش تمایل جوانان به ازدواج چیست؟

دلایل کاهش تمایل جوانان به ازدواج
گسترش تصور نادرست از دست دادن آزادی های فردی در میان جوانان و غلبه ی مشکل های اقتصادی، ازدواج را به شَبحی بدل کرده که در اولویت چندم زندگی آنان قرارگرفته است. کارشناسان افزایش ازدواج را در گروی آموزش و تقویت الگوهای سنتی با کمک رسانه ی ملی و جامعه می دانند.

از دیرباز، بسترسازی و ساماندهی «ازدواج» به عنوان یک پدیده ی اجتماعی، از مهمترین وظایف خانواده به شمار می رفت که با دخالت مستقیم والدین و پرس و جوی اقوام و خویشاوندان تحقق پیدا می کرد اما اکنون، با تغییر شرایط فرهنگی و اجتماعی، این قرارداد اجتماعی مهم نیز دستخوش تحول های پایه یی شد تا آن جا که شاهد انواع ازدواج سنتی، مدرن (نوگرا)، تلفیقی از این ۲ و ازدواج های اینترنتی هستیم.
اما در کنار دگرگونی های صورت گرفته در روند پدیده ی ازدواج، شاهد تغییر چشمگیری در وقوع این امر اجتماعی هستیم و آن کمرنگ شدن ازدواج در میان جوانان و افزایش سن متقاضیان ازدواج هستیم.
کارشناسان اجتماعی بر این باورند که عوامل بیرونی همچون مشکل های اقتصادی، شرایط دشوار گذران زندگی و افزایش سطح انتظارها ازدواج را به خرده فرهنگی بدل کرده که در اولویت های بعدی زندگی جای گرفته است.
تا آن جا که بنا به گفته ی «محمد اسماعیل مطلق» مدیر کل دفتر سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ازدواج اولویت هفتم جوانان قرار گرفته است.
وی که در همایش تبیین سیاست های کلی جمعیت در راستای ارتقای نرخ باروری مبتنی بر سلامت مادر و کودک در ارومیه سخن می گفت، افزود: در این نظرسنجی که از جوانان مجرد صورت گرفته است، مشخص شد که پیش از ازدواج، اولویت های دیگری مانند اشتغال و تحصیل قرار دارند که نشانگر بی توجهی نسل جوان به تشکیل خانواده است.
در این جا این پرسش مطرح است که آیا به درستی ازدواج بی هیچ دلیلی به عنوان اولویت های دست چندم جوانان تلقی می شود یا موانع و مشکل های درونی خانواده و بیرونی اجتماع، جوانان را به سمت و سویی کشانده که پس از تحصیل، اشتغال،کسب موقعیت های اجتماعی و شغلی مناسب و غیره به مقوله ی تشکیل خانواده و ازدواج فکر کنند؟
موضوعی که گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا به دنبال کندوکاو این موضوع و ارایه ی راهکار مناسب برای پایان دادن به این چالش، به گفت و گو با جامعه شناسان و مشاوران خانواده پرداخت.

***ازدواج اولویت نخست اما گام آخر
جهیزیه و خانه ی تازه، هلهله ی میهمانان و سرانجام شنیدن کلمه ی «بله» از زبان عروس خانم مدتی است که بنا به دلایل گوناگون کمتر دیده و شنیده می شود و سن بله گفتن رو به افزایش است تا آن جا که بنا به گفته ی «علی اکبر محزون» مدیرکل دفتر اطلاعات آمار، جمعیت و مهاجرت سازمان ثبت احوال، افزایش سن ازدواج در مردان از ۶.۷ درصد در سال ۱۳۸۴ به ۸.۸ درصد در سال ۱۳۹۳ رسیده و این افزایش برای زنان از ۶.۳ درصد در سال ۱۳۸۴ به ۱۱.۲ در سال ۱۳۹۳ افزایش پیدا کرده است.
برخی از جامعه شناسان و آسیب شناسان اجتماعی، عواملی همچون تحصیل، اشتغال و کسب منزلت اجتماعی را سه اولویت نخست جوانان امروزی عنوان می کنند که به دنبال کسب درآمد بیشتر، ازدواج را در اولویت های بعدی قرار داده اند اما در این میان «طهورا نوروزی» پژوهشگر و مشاور خانواده در گفت و گو با گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا معتقد است: گاهی موضوعی به عنوان اولویت نخست برخی افراد قرار دارد که دستیابی به آن تا اندازه یی دشوار است که پیش زمینه های دستیابی آن در اولویت قرار می گیرند. در این جا باید پرسید آیا به واقع ازدواج، در اولویت های آخر جوانان قرار گرفته است یا بلکه اولویت نخست است اما چون دستیابی به ازدواج در شرایط کنونی دشوار شده است، برای رسیدن به آن محورهای دیگر را در اولویت قرار می گیرند.
نوروزی افزود: همانطور که می بینیم در شرایط کنونی برای رسیدن به امر ازدواج، داشتن شغلی با درآمد بالا به عنوان یکی از پیش شرط های ازدواج مطرح می شود. در نتیجه یافتن پاسخی برای چرایی فکر نکردن جوانان به ازدواج، قابل گفت و گو و پژوهش است و در این مسیر بیان این مطلب که اولویت های جوانان تغییر کرده نادرست خواهد بود.

*** بی میلی اجباری یا اجبار به بی میلی
مصرف گرایی، تجمل گرایی، افزایش انتظارها و خواسته ها، گسترش تشریفات ازدواج و جهیزیه و بسیاری از موارد مادی و فرهنگی دیگر در کنار نبود اطمینان به آینده ی شغلی از جمله موانع و مشکل های زیادی است که در امر کاهش ازدواج موثر است.
در برابر نیز بسیاری از دختران تحصیلکرده هم عواملی مانند ترس از نبود تعهد و مسوولیت پذیری مردان، بیکاری، اعتیاد، درخواست جهیزیه های سنگین و دخالت های والدین را از عوامل بی میلی به ازدواج عنوان می کنند.
نوروزی، پژوهشگر و مشاور خانواده هم در پاسخ به چرایی کاهش ازدواج، شرایط بیرونی را متهم اصلی عنوان کرد و گفت: این جمله که جوانان به ازدواج فکر نمی کنند را قابل پذیرش نیست چرا که ازدواج یک نیاز فطری برای هر جوانی است که می خواهد در چارچوب شرع و قانون به آن برسد. نمی توان گفت که ازدواج در گذشته بر اساس تمایل بوده است و اکنون تمایلی به این امر نیست و رفتار و الگوی جوانان تغییر کرده است. نمی توان گفت به دلیل این که جامعه از شکل سنتی خارج شده است، رفتار افراد هم تغییر کرده است. در زمان کنونی هم تمایل به تشکیل خانواده وجود دارد چرا که در ذات بشر نهفته است. انسان نمی تواند به تمایل های فطری خود بی نیاز باشد و به آن «نَه» بگوید اما شرایط بیرونی، پاسخ گویی به این نیاز فطری و غریزی را مستلزم زمان و موقیعت مناسب قرار داده است.
از نگاه این مشاور خانواده، به طور کلی ۲ نگاه سخت افزاری و نرم افزاری به مقوله ی ازدواج وجود دارد که از اقتصاد و تامین معیشت به عنوان عامل سخت افزاری ازدواج و از تغییر معیارهای ازدواج و مباحث فرهنگی، خوی فردگرایی و تجردمحوری به عنوان عامل نرم افزاری می توان نام برد. حال این که وزن کدام یک در کاهش آمار ازدواج و توسعه ی تجردگرایی سنگین تر است، قابل بررسی خواهد بود. گروهی بر این باورند که گذران زندگی دشوار شده و فشار اقتصادی عامل اصلی ازدواج نکردن جوانان است اما با نگاهی به خرده فرهنگ های شکل گرفته در خانواده ها درمی یابیم که غلبه ی انتظارهای نابجا، چشم و هم چشمی ها و نگاه های ظاهرگرایانه بر سختی های معیشتی ازدواج افزوده است. به گونه یی که می توان گفت در دوران گذشته نیز گذران زندگی دشوار بود اما فرهنگ حاکم قناعت گرایی و قناعت محوری باعث می شد تا افراد با اندکی اندوخته روزگار بگذرانند.

*** پررنگ شدن روحیه ی فردگرایی و بی رنگی اشتراک
رواج تصور نادرست به خطر افتادن استقلال شخصی دختر و پسر و محدود شدن و از دست دادن آزادی عمل در زندگی مشترک؛ از جمله خرده فرهنگ هایی است که در سال های گذشته در میان جوانان نفوذ کرده است.
این افزایش روحیه ی فردگرایی هم یکی از دلایل بی میلی جوانان به امر ازدواج است که «فخرالسادات محتشمی پور» فعال اجتماعی در گفت و گو با پژوهشگر ایرنا به آن اشاره کرد و گفت: اکنون در شرایطی زندگی می کنیم که در دنیا، فردگرایی به نسبت جمع گرایی ارزش بیشتری پیدا کرده است و افراد به دنبال تثبیت شرایط خود و کسب موقعیت بهتر اجتماعی هستند. شوربختانه شیوه های تربیتی ما در خانواده ها نیز تغییر کرده است و به این امر دامن می زند. به این معنا که در یکی ۲ دهه ی اخیر توجه جدی به فرزندان بیشتر شده است و خانواده برای تامین شرایط بهتر زندگی برای فرزندان، از همه چیز خود می گذرد. به همان میزان، زمانی که فرزندان وارد زندگی می شوند، از خودگذشتگی ندارند و سعی در ایجاد تعامل و تفاهم نمی کنند. در نتیجه تن به ازدواج در هر شرایطی نمی دهند و تجرد و گذران زندگی در کنار خانواده را به ازدواج در شرایط دشوار ترجیح می دهند.
طهورا نوروزی هم در این باره گفت: زمانی که در خانواده های ایرانی، زن و مرد حوزه های فردگرای پررنگی برای خود تعیین کنند و عبارت هایی مانند «حساب بانکی خودم» یا «ملک خودم» در اولویت قرار گیرد، موضوع شراکت، همراهی و تعامل به مرور کمرنگ تر و فردگرایی برجسته تر خواهد شد. نخستین پایه های این فردگرایی نیز از همان دوران کودکی در خانواده ها شکل می گیرد؛ چرا که از کودکی می آموزیم اتاق خودم، کتاب خودم، لپ تاپ خودم. یعنی این فردگرایی روز به روز در جامعه پررنگ شده و در نتیجه یکی از خروجی های فرهنگ فردگرایی، تجرد در جامعه و بی تمایلی به تقسیم منافع است. بنابراین هدف از ازدواج که درکنار هم بودن و از بین بردن فردگرایی است به قهقرا می رود.
همچنین برخی از صاحبنظران این عرصه، افزایش آمار طلاق و نبود الگوی مناسب برای ازدواج را از دلایل عمده ی بی میلی جوانان به ازدواج عنوان می کنند.
فخرالسادات محتشمی پور از جمله ی این صاحبنظران است. به اعتقاد وی، نمی توان ذات طلاق را رد کرد. به طور معمول، در خانواده یی که مشکل های جدی وجود دارد و ممکن است به بحران های خطرناک کشیده شود، بهترین انتخاب، جدایی است. بروز اینگونه مسایل، نتیجه ی منفی در تصمیم گیری جوانان برای ازدواج می گذارد؛ به این معنا که با مشاهده ی افزایش آمار طلاق، بر این باور قرار می گیرند که ازدواج منجر به جدایی خواهد شد، پس چرا ازدواج کنیم؟ باورهای سنتی افزایش ازدواج، کاهش طلاق و تشکیل خانواده های بسامان خواسته ی قلبی مسوولان و خانواده های ایرانی است اما در سال های گذشته به دلایل گوناگون تحقق آن ها با موانعی روبه رو بوده است.

*** پیامدهای منفی تجردگرایی بر جامعه
ازدواج، تشکیل خانواده و رشد و تربیت فرزندان سالم، جامعه را به سطح قابل قبولی از بهبود خواهد رساند و در برابر، کاهش ازدواج جامعه را به سمت آسیب های فراوانی سوق خواهد داد.
از نگاه «امان الله قرایی مقدم» آسیب شناس، رکورد اقتصادی، تشدید افسردگی، از بین رفتن توازن و تجانس زن و مرد در جامعه از پیامدهای اصلی سست شدن گام های جوانان به سوی ازدواج است.
این جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفت و گو با ایرنا به برشمردن پیامدهای ناگوار کاهش ازدواج و افزایش تجردگرایی در جامعه پرداخت و آسیب های ناشی از آن را در پنج جنبه مورد بررسی قرار داد که از قرار زیر است:
۱- اقتصادی: می توان گفت که اقتصاد هر کشور از دل خانواده ها شکل می گیرد و به اقتصاد جامعه وابسته است. حال با شکل گیری و گسترش تجردگرایی پایه های اقتصادی جامعه دچار لغزش شده و به خطر می افتد. چرا که شخص مجرد احساس مسوولیتی در قبال رشد اقتصادی خود و در نتیجه جامعه نمی بیند. اما فردی که تشکیل خانواده می دهد برای برطرف ساختن نیازهای امروز و فردای خود و خانواده، دست به تلاش های مستمری در این زمینه زده و سعی در افزایش رشد اقتصادی دارد.
۲- جمعیتی: یکی دیگر از پیامدهای کاهش ازدواج، تاثیر آن بر ساختار جمعیتی یا به عبارتی باروری است. در اثر آن، هم نیروی کار و جمعیت فعال کاهش می یابد و هم جامعه دچار سالخوردگی یا پیری جمعیتی می شود. افزون بر این، کارایی و بازدهی پایین می آید، هزینه های بالای سالخوردگی بر دوش جامعه سنگینی می کند و جامعه یی مصرف کننده شکل می گیرد.
۳- اجتماعی: از جنبه ی اجتماعی هم با پدیده ی بی بند وباری جنسی مواجه خواهیم بود. جوانانی که به حریم افرادِ ساده انگار ورود می کنند و رابطه های غیرمتعارف پنهانی شکل می گیرد. وقتی این نوع روابط جاری شد انواع آسیب های دیگر مانند اعتیاد، جرم و جنایت را نیز در پی خواهد داشت.
۴- روانی: از نظر روحی و روانی نیز جامعه دچار نوعی بیماری مزمن غمناکی، افسردگی و تنهایی می شود.
۵- سیاسی: کاهش ازدواج از جنبه ی سیاسی آسیب زا است چرا که بیانگر این است که سیاست و حکومت نتوانسته امکانات اقتصادی، اشتغال و فرهنگی ازدواج را فراهم کند. اینجا است که جامعه شناسی می گوید خانواده اصل است و در صورت وجود خانواده، دولت نیز وجود دارد.

*** راهکارهای خروج از پدیده ی تجردگرایی
تغییر تعامل ها، روابط ضعیف و نبود درک متقابل بین اعضای خانواده باعث گرایش جوانان به زندگی مجردی شده است که بنا به گفته ی کارشناسان با خانواده درمانی و ارایه ی الگوی مناسب، می توان بر کارکرد خانواده به عنوان واحدی متشکل از تک تک اعضا بهبود بخشید و از کمالگرایی مطلق کاست و بر میل به زندگی مشترک افزود.
از نگاه طهورا نوروزی، کانون خانواده و به خصوص پدر ومادر به عنوان نخستین افرادی که فرزند با آنان سروکار دارد و نخستین بارقه های تربیتی را از آنان می آموزد، در تشدید کمالگرایی مطلق نسل جوان نقش بسزایی ایفا می کنند. والدین بر اساس عواطف خود، همواره فرزند خود را برتر از سایرین می بینند به همین دلیل در انتخاب ملاک های ازدواج نیز سعی در برگزیدن بهترین دارند. همین امر باعث شکل گیری کمال طلبی در فرزندان می شود. ما نمی گوییم که تحقیق نشود و شاخص ها ارزیابی نشود اما دیگر آن درجه از کمال طلبی که منجر به فردگرایی و مانع ازدواج شود اشتباه است.
توجه به الگوهای ایمانی و شرعی هم از دیگر راهکارهای پیشنهادی نوروزی است.
به بیان وی، بی شک وجود تناسب مذهبی و توجه به یکسانی ایمان و عقیده، مهم ترین عامل موثر بر گزینش همسر و تضمین کننده سلامت و موفقیت در ازدواج است و برخلاف تحول های اجتماعی جدید و فردگرایی در روزگار ما، تاثیر باورهای مذهبی بر رفتار و گفتار زن و شوهر قابل توجه است. اما متاسفانه در جامعه ی کنونی، برابری ها را در اقتصاد، پول، شهرت یا تحصیل می بینیم و به همین دلیل شرایط اجتماعی ما با برنامه ریزی های نادرست مواجه شده است. از یک طرف دایره ی دختران تحصیلکرده گسترش یافته و از طرفی دیگر پسران به جای تحصیل، جذب بازار کار شده در نتیجه آمار تحصیل آنان پایین آمده است که با توجه به معیارهای هم شان بودن و سایر معیارها، دختران مجرد تحصیلکرده تن به ازدواج با پسر تحصیل نکرده نمی دهند. اما زمانی که محور ایمان و اعتقادهای مذهبی و معیارهایی که در ایمان برای یک زن مطرح است برجسته سازی شود، اشتغال و معیشت و طبقه ی اجتماعی را کمرنگ تر شده و انعطاف پذیری جای آن را خواهد گرفت.
نقش دولت در فراهم کردن و آسان تر شدن امر ازدواج هم از جمله موارد راهکاری است که فخرالسادات محتشمی پور به آن اشاره می کند و می گوید: طبیعی است که نخست باید شرایط ازدواج فراهم شود و دولت به عنوان یکی از حامیان خانواده ها، این امکان را فراهم کند تا جوانان در شرایط مطلوب ازدواج قرار بگیرند. البته رسیدن به این امر، خود مستلزم پایین آوردن سطح توقع های جوانان و کاهش مداخله ی خانواده ها در امر ازدواج است تا بستر و زمینه ی ازدواج فراهم شود.
از نگاه این فعال اجتماعی، نقش آموزش نیز در امر افزایش آمار ازدواج بسیار با اهمیت است. پیش از این خانواده، به شکل سنتی به جوانان آموزش می دادند که مورد پذیرش آنان قرار می گرفت. اما در دوره ی کنونی آموزش باید متناسب با نیاز جوان باشد. این نوع از آموزش نیز تنها از عهده ی خانواده بر نمی آید و متاسفانه خلا آن در مدرسه، دانشگاه و محیط های اجتماعی به شدت احساس می شود. رسانه ی ملی نیز تاثیر به سزایی در آموزش و تشویق به ازدواج دارد اما هنوز نتوانسته نقش خود را به خوبی ایفا کند. این در حالی است که رسانه ی ملی و مطبوعات به دلیل نفوذپذیری بالا در میان خانواده ها، می توانند با فرهنگ سازی درست و ارایه ی الگوی مناسب، راهنمای مسیر درست زندگی جوانان باشند.



منبع: ایرنا و رجا نیوز

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 6 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1003

پناهیان:در خانه‌ای که مادر محبوب باشد و پدر مطاع، بچه تعادل خواهد داشت/خانمی که در مقابل شوهرش تواضع

خانوادۀ خوب-4

بعضی‌ها خانه را با مُبل راحتی اشتباه می‌گیرند!/ کسانی که به فرزندآوری توجه ندارند اصلاً معنای خانواده را متوجه نشده‌اند/ خانمی که در مقابل شوهرش تواضع می‌کند در واقع امکان لذت بردن خودش را از زندگی‌اش افزایش داده/در خانه‌ای که مادر محبوب باشد و پدر مطاع، بچه تعادل خواهد داشت/ با خانواده‌هایی وصلت کنید که از تعادل روحی برخوردارندزمان: 1392/09/12مکان: تهران - بقعه شیخ عبدالله طرشتی انعکاس در: رجانیوز پی دی اف: A5 | A4 اینفوگرافیک: پیشنهاد دهید صوت: دانلود | بشنوید کلیپ صوتی: پیشنهاد دهید

پناهیان: بعضی‌ها خانه را با مُبل راحتی اشتباه می‌گیرند! در حالی که نگاه آنها به خانواده باید مانند نگاه به یک ورزشگاه یا برنامۀ ورزشی باشد که می‌خواهد آنها را وادار به حرکت و تمرین کند و باعث رشد و تعالی آنها شود. در خانواده، زن و مرد با تفاوت‌های بسیار زیاد و آشکار در کنار همدیگر قرار می‌گیرند که این تفاوت‌ها هم موجب شیرینی‌هایی می‌شود و هم موجب تلخی‌هایی می‌شود. اگر شما این مسأله را پیش‌بینی نکرده باشید، نه ظرفیت برخورداری از شیرینی‌هایش را خواهید داشت و نه ظرفیت تحمل و برخورد مناسب با تلخی‌هایش را خواهید داشت. اصلاً خدا این دو جنس مخالف و متفاوت از خیلی جهات را در خانواده کنار هم قرار داده‌ تا تعارض‌ها و تناسب‌های این دو در کنار همدیگر دیده شود و ببیند این دو علی‌رغم همۀ اختلاف‌هایی که دارند، در طول زندگی مشترک چه عکس‌العمل‌هایی در قبال هم انجام می‌دهند. در واقع این دو (زن و شوهر) با همۀ اختلاف‌ها و تفاوت‌هایی که با هم دارند باید همدیگر را کامل کنند و به تکامل برسند.

بخش‌هایی از چهارمین روز سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در بقعۀ شیخ طرشتی با موضوع «خانوادۀ خوب» را در ادامه می‌خوانید:

یکی از دلایل تأخیر در ازدواج، تلقی‌های ناصحیحی است که از ازدواج در ذهن مردم شکل گرفته/ انتقاد از تکه کلام «فلانی خودش را بیچاره کرد و رفت زن گرفت!»در اولین قدم برای رسیدن به یک خانوادۀ خوب باید نگاه و تلقی خود را نسبت به «خانواده» اصلاح کنیم. ابتدا باید ببینیم نگرش و تلقی ما نسبت به خانواده چیست؟ آیا تلقی ما نسبت به خانواده این‌گونه است که خانواده را یک مفهوم باعظمت و باشکوه ببینیم؟ آیا خانواده را محل خودسازی و مجموعه‌ای شبیه پادگان یا ورزشگاه البته توأم با لطافت و مهربانی می‌بینیم یا آن را محل ول بودن و راحتی مطلق تلقی می‌کنیم؟ آیا خانواده را شبیه مسافرخانه می‌بینیم که فقط محل استراحت و غذا خوردن است یا آن را جایگاهی برای ایفای نقش و مسئولیتی مهم می‌دانیم؟متاسفانه بعضی‌ها تلقی منفی و نادرستی نسبت به خانواده دارند. مثلاً می‌گویند: «فلانی خودش را بیچاره کرد و رفت زن گرفت!» یا می‌گویند: «می‌دانید یک خانم باهوش چه شوهری را انتخاب می‌کند؟ یک خانم باهوش اصلاً هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کند!» این حرفها به لحاظ روانی اثر بدی روی جوانان خواهد داشت و به مرور تلقی آنها را نسبت به ازدواج خراب می‌کند. یکی از دلایل تأخیر در ازدواج همین تلقی‌های ناصحیحی است که از ازدواج در ذهن مردم شکل گرفته است. نشانۀ این تلقی‌های غلط همین تکّه‌کلام‌هایی است که دربارۀ ازدواج درست کرده‌اند، یا اینکه بعضی‌ها سختی‌های تشکیل خانواده را به صورت مبالغه‌آمیز بیان می‌کنند، یا دربارۀ آن منفی‌بافی می‌کنند و متاسفانه کمتر کسی را دیده‌ایم که از بابت زیبایی‌ها و خوبی‌های خانواده شکر کند.تلقی ما از تشکیل خانواده خیلی مهم است. تلقی ما نسبت به خانواده، بر اینکه چگونه همسری انتخاب کنیم یا برای ازدواج فرزندمان سراغ چه خانواده‌ای برویم، تأثیر دارد. اینکه بعضی خانواده‌ها در انتخاب داماد، نسبت به مال و اموال یا سطح اجتماعی یا سطح سواد او خیلی سختگیری می‌کنند به خاطر این است که تلقی آنها نسبت به تشکیل خانواده، درست نیست و شاید خانواده را وسیله‌ای برای قیافه‌گرفتن و فخرفروشی می‌دانند. بعضی از دختر خانم‌ها صریحاً می‌گویند: «این آقا پسر زیاد به من نمی‌آید! اگر ما با هم در خیابان راه برویم، مردم می‌گویند این دوتا به هم نمی‌آیند!» این‌قبیل افراد در ظرف «مردم می‌گویند» زندگی می‌کنند و تلقی‌شان از خانواده به این بستگی دارد که مردم چه چیزی درباره‌اش بگویند.خیلی از آقایان طبیعت زن را نمی‌شناسند/ مرد در قبال سخن تلخ همسرش باید سکوت کندخیلی از آقایان که ازدواج می‌کنند اصلاً جنس زن را نمی‌شناسند و تلقی درستی ندارند. مثلاً نمی‌دانند که طبیعت خانم‌ها-نه خانم‌های خودساخته- این‌طور است که وقتی زبان به گله و شکایت باز می‌کنند به طور مطلق انتقاد و ناشکری می‌کنند و وقتی از دست شوهرشان ناراحت می‌شوند، ممکن است به او بگویند: «من اصلاً هیچ خیری از تو ندیدم!»(لِأَنَّهَا إِذَا غَضِبَتْ عَلَى زَوْجِهَا سَاعَةً تَقُولُ مَا رَأَیْتُ مِنْکَ خَیْراً قَطُّ؛ مستدرک الوسائل/14/244 و لَا یَشْکُرْنَ الْکَثِیرَ إِذَا مُنِعْنَ الْقَلِیل‏؛ من لایحضره الفقیه/2/554) وقتی یک زن این را بگوید باعث می‌شود که شوهرش تصور کند او از شوهرش متنفر است در حالی که واقعاً این‌طور نیست و شوهر باید در چنین مواردی سکوت کند. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «خانم‌ها در گفتگو با شما چندان خوب حرف نمی‌زنند (گاهی زبانشان تلخ و تند یا نارسا است) و شما مردان این مسأله را با سکوت خودتان پوشش دهید؛ إِنَّمَا النِّسَاءُ عِیٌ ... و اسْتُرُوا الْعِیَّ بِالسُّکُوت»(کافی/5/535 و من‌لایحضره‌الفقیه/3/390)‏   در خانواده، زن و مرد با تفاوت‌های بسیار زیاد و آشکار در کنار همدیگر قرار می‌گیرند که این تفاوت‌ها هم موجب شیرینی‌هایی می‌شود و هم موجب تلخی‌هایی می‌شود. اگر شما این مسأله را پیش‌بینی نکرده باشید، نه ظرفیت برخورداری از شیرینی‌هایش را خواهید داشت و نه ظرفیت تحمل و برخورد مناسب با تلخی‌هایش را خواهید داشت. اصلاً خدا این دو جنس مخالف و متفاوت از خیلی جهات را در خانواده کنار هم قرار داده‌ تا تعارض‌ها و تناسب‌های این دو در کنار همدیگر دیده شود و ببیند این دو علی‌رغم همۀ اختلاف‌هایی که دارند، در طول زندگی مشترک چه عکس‌العمل‌هایی در قبال هم انجام می‌دهند. در واقع این دو (زن و شوهر) با همۀ اختلاف‌ها و تفاوت‌هایی که با هم دارند باید همدیگر را کامل کنند و به تکامل برسند. هر همسری که انتخاب کردی باید بگویی: «این را خدا برای من خواسته»/ پیامبر(ص): اگر من هم برایت دعا کنم باز همان همسری که خدا مقدر کرده نصیبت خواهد شدشما در امر انتخاب همسرتان دقت کنید اما بدانید که خودتان زیاد تعیین‌کننده نیستید، لذا هر انتخابی که صورت گرفت علی‌القاعده باید بگویید: «این را خدا برای من خواسته است» و هر تلخی‌ و هر مشکلی که بعداً در زندگی داشتید، تحمل کنید و بگویید: حتماً این تلخی و مشکل برای من سازنده است و الا خدا سر راهم قرارش نمی‌داد.(مگر اینکه برخی موارد نادر پیش بیاید، که شرحش خارج از این بحث است.) لذا شما در انتخاب همسر به وظیفۀ خود عمل کنید، و وقتی به وظیفۀ خود عمل کردید هر چیزی که برای شما پیش آمد، خواست خدا بدانید. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «اگر منِ پیامبر همراه با حضرت جبرائیل، میکائیل و فرشتگان حامل عرش برای اینکه یک همسر خوب نصیبت شود دعا کنیم، جز آن همسری که خدا برایت درنظر گرفته، نصیبت نخواهد شد؛ لو دَعا لک إسرافیلُ و جِبریلُ و میکائیلُ و حَمَلةُ العَرشِ و أنا فیهِم ما تَزَوَّجتَ إلاّ المرأةَ التی کُتِبَت لکَ»(میزان الحکمه/ح16500) بعضی‌ها که در انتخاب همسر خیلی سختگیرانه برخورد می‌کنند، می‌گویند: «من می‌خواهم کُفو خودم را پیدا کنم!» البته اصل قضیۀ «کفو بودن» زن و شوهر درست است ولی مهم این است که تحلیل شما از آن چگونه باشد. در واقع بهترین همسر برای شما همسری است که شما با زندگی کردن در کنار او بتوانید عیوب خود را برطرف کرده و رشد کنید و به پروردگار عالم تقرب پیدا کنید.بسیاری از طلاق‌ها ناشی از تلقی اشتباه نسبت به ازدواج است /کسانی که به فرزندآوری توجه ندارند اصلاً معنای خانواده را متوجه نشده‌اندممکن است بعضی از ازدواج‌ها به دلیل اینکه زن و شوهر واقعاً نتوانسته‌اند تاب بیاورند و تحمل کنند، به طلاق کشیده شود ولی بسیاری از طلاق‌ها به خاطر ناشی‌گری و بی‌توجهی آدم‌ها نسبت به مقدرات عالم است و ناشی از این است که اساساً تلقی آنها نسبت به ازدواج اشتباه بوده است. بعضی‌ها خانه را با مُبل راحتی اشتباه می‌گیرند! در حالی که نگاه آنها به خانواده باید مانند نگاه به یک ورزشگاه یا برنامۀ ورزشی باشد که می‌خواهد آنها را وادار به حرکت و تمرین کند و باعث رشد و تعالی آنها شود. تلقی ما نسبت به همسری چیست؟ یکی از نکاتی که در همسری وجود دارد، لذایذ جنسی است. در کنارش لذایذ عاطفی نیز هست، تعاون در زندگی نیز هست(یعنی اینکه هر یک از زن و مرد بخشی از کارها را به عهده بگیرند). یکی دیگر از قسمت‌های بسیار مهم «فرزندآوری» است که شاید مهمترین بخش زندگی باشد که خیلی‌ها کمترین توجه را به آن دارند. خیلی‌ها دربارۀ فرزندآوری خودشان را کنترل می‌کنند یا محدودیت قایل می‌شوند، اینها اصلاً متوجه نشده‌اند خانواده یعنی چه؟ تلقی آنها از خانواده و زندگی مشترک تلقی درستی نیست. مثل کسی که به او یک ماشین داده‌اند و او سوار می‌شود و به‌جای اینکه حرکت کند، فقط بوق می‌زند و پیاده می‌شود!تلقی غربی‌ها از خانواده طوری بوده که فرزندآوری در درجۀ اول قرار نداشته، تعامل و تحمل و تکامل به واسطۀ تضارب بین زن و مرد برایشان اهمیت نداشته و لذا بعد از مدتی به این نتیجه رسیدند که اصلاً من چرا باید به طور مداوم با یک جنس مخالف زندگی کنم؟! به جای تشکیل خانواده می‌توانم لذت جنسی خود را از راه دیگری تأمین کنم، و اگر هم خواستم زندگی کنم، با یک سگ و گربه زندگی می‌کنم! جالب است که طبق برخی آمارها، در این جوامع تعداد کسانی که با سگ و گربه زندگی می‌کنند از تعداد کسانی که با همسر خود زندگی می‌کنند بیشتر است! چون آنها از بس خودخواه و راحت‌طلب هستند نمی‌توانند یک انسان دیگر را در کنار خود تحمل کنند لذا می‌گویند: «من یک سگ را خیلی راحت‌تر از یک همسر می‌توانم در کنار خودم تحمل کنم!» چون نمی‌خواهند یک انسان دیگر در کنارشان باشد که احیاناً گاهی با او اختلاف پیدا کنند و اذیت شوند و این باعث شوند که رشد و تکامل پیدا کنند.پدر و مادر باید نسبت به برخی خطاهای فرزندان خود «تغافل» کنند/پدر نباید یواشکی و بی‌صدا وارد خانه شود تا مچ‌گیری کندخانواده حرمت خاصی دارد که زن و مرد باید آن را رعایت کنند. مثلاً امام صادق(ع) می‌فرماید: «مرد وقتی وارد خانه شد به اهل خانواده‌اش سلام کند (منتظر نباشد که به او سلام کنند هرچند آنها وظیفه دارند به پدر خانه سلام کنند) و وقتی که می‌خواهد وارد خانه شود، کفش خود را به زمین بزند و هنگام ورود با صدای کفش و با سرفه کردن، خانواده‌اش را از آمدن خود با خبر کند برای اینکه اهل خانه بفهمند او دارد می‌آید و اگر احیاناً رفتاری دارند که دوست ندارند پدر خانواده ببیند، خودشان را جمع کنند (یُسَلِّمُ الرَّجُلُ إِذَا دَخَلَ عَلَى أَهْلِهِ وَ إِذَا دَخَلَ یَضْرِبُ بِنَعْلَیْهِ وَ یَتَنَحْنَحُ وَ یَصْنَعُ ذَلِکَ حَتَّى یُؤْذِنَهُمْ أَنَّهُ قَدْ جَاءَ حَتَّى لَا یَرَى شَیْئاً یَکْرَهُهُ؛ جامع‌الاخبار/ص89) نه اینکه خانم‌ها یا بچه‌ها بخواهند چیزی را از پدر خانواده مخفی کنند که این در جای خودش قابل بحث است ولی مرد برای خودش و برای خانواده‌اش باید این‌طور حرمت حفظ کند. پدر نباید یواشکی و بی‌صدا وارد خانه شود تا مچ‌گیری کند! راه تربیت کردن یا کنترل کردن خانواده این نیست! مرد آن‌قدر باید آقا و بزرگوار باشد که همه از بزرگواری او خجالت بکشند و رفتار خود را درست کنند. حتی گفته شده است که پدر و مادر نسبت به برخی از خطاهای فرزندان خود، «تغافل» کنند و اگر هم آن خطا را دیدند، این‌طور وانمود کنند که اصلاً ندیده‌اند. درست است که این «تغافل» جلوی خطای بچه را نمی‌گیرد اما در عوض حیا و نجابت او را افزایش می‌دهد و بعداً این حیا و نجابت، به تدریج جلوی خطا را خواهد گرفت.تلقی یک مرد دربارۀ خدمت کردن به خانواده‌اش باید چگونه باشد؟ مثلاً پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «کسی که وارد بازار شود و یک چیزی بخرد و آن را برای خانوادۀ خودش حمل کند، مانند کسی است که برای یک گروه نیازمند صدقه‌ای را حمل می‌کند که اگر آن صدقه را به آنها نرساند از گرسنگی هلاک می‌شوند؛ مَنْ‏ دَخَلَ‏ السُّوقَ‏ فَاشْتَرَى‏ تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِیَالِهِ کَانَ کَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِیجَ»(امالی شیخ صدوق/577) نه اینکه حضرت بخواهد - نعوذ بالله- اهل خانه را به گرسنگان تشبیه کند؛ بلکه می‌خواهد بفرماید که مرد با این کار چقدر ثواب می‌برد.رسول خدا(ص) در ادامه می‌فرماید: «مرد وقتی چیزی برای خانواده‌اش آورد و خواست بین بچه‌هایش توزیع کند، اول به دخترانش بدهد و بعد به پسرانش بدهد؛ وَ لْیَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّکُورِ»(همان) و بعد می‌فرماید: «هر کس دختر خودش را خوشحال کند مانند کسی است که بنده‌ یا اسیری از فرزندان حضرت اسماعیل(ع) را در راه خدا آزاد کرده است و کسی که پسرش را خوشحال کند، مانند کسی است که از خشیت خدا گریه کرده است و کسی که از خوف خدا گریه کند خدا او را وارد بهشت خودش خواهد کرد؛ فَإِنَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَةً فَکَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ مُؤْمِنَةً فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ مَنْ أَقَرَّ بِعَیْنِ ابْنٍ فَکَأَنَّمَا بَکَى مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ بَکَى مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَدْخَلَهُ اللَّهُ فِی جَنَّاتِ النَّعِیم‏»(همان)مرد مسئول آموزش دینداری به همسرش است/ خانمی که در مقابل شوهرش تواضع می‌کند در واقع امکان لذت بردن خودش را از زندگی‌اش افزایش دادهامام صادق(ع) می‌‌فرماید: «کسی که برای خانواده‌اش زحمت می‌کشد تا از راه حلال پول دربیاورد، مانند مجاهد در راه خداست؛ الْکَادُّ عَلَى‏ عِیَالِهِ‏ مِنْ‏ حَلَالٍ کَالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»(من‌لایحضره‌الفقیه/3/168)پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «مرد باید برای همسر خودش غذا و لباس تهیه کند، و به او نماز و روزه و زکات یاد بدهد(یعنی دین را به او یاد بدهد) و خانم هم نباید در این امر با شوهر خودش مخالفت کند؛ لِلْمَرْأَةِ عَلَى زَوْجِهَا أَنْ یُشْبِعَ بَطْنَهَا وَ یَکْسُوَ ظَهْرَهَا وَ یُعَلِّمَهَا الصَّلَاةَ وَ الصَّوْمَ وَ الزَّکَاةَ إِنْ کَانَ فِی مَالِهَا حَقٌّ؛ وَ لَا تُخَالِفْهُ فِی ذَلِک»(مستدرک‌الوسایل/14/243) این یعنی مرد مسئول آموزش دینداری به همسرش است.پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «اگر مردی به صورت همسرش سیلی بزند، خداوند به مأمور جهنم دستور می‌دهد تا در آتش جهنم هفتاد سیلی بر صورت او بزند...؛ فَأَیُّ رَجُلٍ لَطَمَ امْرَأَتَهُ لَطْمَةً أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَالِکاً خَازِنَ النِّیرَانِ فَیَلْطِمُهُ عَلَى حُرِّ وَجْهِهِ سَبْعِینَ لَطْمَةً فِی نَارِ جَهَنَّمَ وَ أَیُّ رَجُلٍ مِنْکُمْ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى شَعْرِ امْرَأَةٍ مُسْلِمَةٍ سُمِّرَ کَفُّهُ بِمَسَامِیرَ مِنْ نَارٍ الْخَبَرَ»(مستدرک‌الوسایل/14/250) از سوی دیگر پیامبر اکرم(ص) دربارۀ رفتار خانم با شوهرش، فرمود: «وای بر زنی که شوهرش نسبت به او ناراضی و غضبناک باشد و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد؛ وَیْلٌ لِامْرَأَةٍ أَغْضَبَتْ زَوْجَهَا وَ طُوبَى لِامْرَأَةٍ رَضِیَ عَنْهَا زَوْجُهَا»(عیون اخبار الرضا/2/11) و در جای دیگری فرمود: «زنی که شوهرش را اذیت کند، خدا نماز و کارهای خوبش را نمی‌پذیرد تا اینکه به مرد کمک کرده و او را راضی کند، اگر چه این زن تمام عمر را روزه بگیرد و نماز بخواند و بندگان را آزاد و دارایی‌اش را در راه خدا انفاق کند؛ مَنْ کَانَ لَهُ امْرَأَةٌ تُؤْذِیهِ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ صَلَاتَهَا وَ لَا حَسَنَةً مِنْ عَمَلِهَا حَتَّى تُعِینَهُ وَ تُرْضِیَهُ وَ إِنْ صَامَتِ الدَّهْرَ وَ قَامَتْ وَ أَعْتَقَتِ الرِّقَابَ وَ أَنْفَقَتِ الْأَمْوَالَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ کَانَتْ أَوَّلَ مَنْ تَرِدُ النَّارَ»(وسائل الشیعه/20/163)اگر یک خانم کاری کند که شوهرش از او ناراضی و ناراحت شود، نباید به راحتی از کنار این موضوع رد شود و مثلاً کسب راضیت شوهر را به فردا واگذار کند، بلکه باید در کنار شوهرش بنشیند و دستش را در دست بگیرد و بگوید: من نمی‌خوابم تا از من راضی بشوی! (امام صادق(ع): خَیْرُ نِسَائِکُمُ الَّتِی إِنْ غَضِبَتْ أَوْ أَغْضَبَتْ قَالَتْ لِزَوْجِهَا یَدِی فِی یَدِکَ لَا أَکْتَحِلُ بِغُمْضٍ حَتَّی تَرْضَى عَنِّی؛ من‌لایحضره‌الفقیه/3/381) البته ممکن است گاهی شوهرش او را دیر ببخشد، و مثلاً مرد بخواهد غرور خودش را در اینجا ارضا کند، ولی زن باید صبر کند چون این غرور به درد این خانم هم می‌خورد، اگر غرور مرد شکسته شود، بعد از مدتی، زن از این مردی که غرورش شکسته شده، زیاد خوشش نمی‌آید. خانمی که در مقابل شوهرش تواضع می‌کند در واقع امکان لذت بردن خودش را از زندگی‌اش افزایش داده است.بی‌احترامی خانم به شوهرش موجب بد بار آمدن بچه‌ها می‌شود/ وقتی پدر در خانه حرمت نداشته باشد دختر معمولاً زیاد اهل حجاب نخواهد شدخانمی که در خانه به شوهر خودش بی‌احترامی می‌کند(مخصوصاً در حضور بچه‌ها) در واقع دارد ستون خانه را از بین می‌برد و باعث می‌شود بچه‌ها خوب تربیت نشوند چون حرمت پدر در این خانه شکسته شده است و محبت او نسبت به فرزندان (به خصوص دخترانش) بی‌اثر خواهد شد و آنها را لبریز و سرشار از محبت نخواهد کرد.یک خانمی می‌گفت: «من بچه‌های مدرسه را متقاعد کرده‌ام محجبه شوند ولی دختر خودم حجاب درستی ندارد!» بعد از کمی صحبت معلوم شد که این خانم در حضور دخترش به پدر خانه بی‌احترامی‌ می‌کند. علی‌القاعده وقتی پدر در خانه حرمت نداشته باشد، دختر معمولاً زیاد اهل حجاب نخواهد بود. پدری که در خانه حرمتش از سوی خانم خانه، رعایت شود با اشارۀ خودش می‌تواند رفتار دختر خود را تنظیم کند، و چنین پدری وقتی به دخترش محبت کند، دخترش سرشار از محبت خواهد شد و این پدر وقتی از دخترش بخواهد حجاب خوبی داشته باشد، این دختر به خاطر محبتی که نسبت به پدر دارد و احترامی که برای او قایل است، خود به خود بهترین حجاب را انتخاب خواهد کرد. اما اگر خانم خانه، شوهر خودش را در خانه و در حضور بچه‌ها، بی‌حرمت کند دیگر این پدر اگر بر سر دخترش فریاد هم بزند یا حتی التماس هم بکند، سخنش اثری بر روی دخترش نخواهد داشت. در خانه‌ای که مادر محبوب باشد و پدر مطاع، بچه تعادل خواهد داشتحرمت پدر باید در خانه حفظ بشود. خانم نباید بگوید: «حالا من عصبانی شدم و یک فریاد سر شوهرم کشیدم! مگر چه شده است؟!» خانه محل مبارزه با هوای نفس است؛ شما با این بی‌حرمتی به پدر، ستون خانه را خراب می‌کنید و باعث می‌شوید بچه‌ها خوب بار نیایند. متاسفانه بعضی از خانم‌ها فکر می‌کنند با فریاد زدن و با لحن تند صحبت کردن، همه چیز درست می‌شود! البته ممکن است وقتی فریاد می‌زند شوهرش (به هر دلیلی) با او مخالفت نکند و قبول کند و به این ترتیب آرامش در خانه برقرار شود ولی این باعث نمی‌شود که تعادل روحی در بچه‌ها برقرار شود.بچه‌ها وقتی در خانه تعادل روحی پیدا می‌کنند که ببینند «پدر "ستون" خانه است و مادر "زیبایی" خانه است» به تعبیر دیگر؛ بابا رئیس حقوقی خانه است و مادر رئیس عاطفی خانه است. لذا مادر باید به بچه‌ها بگوید:«مبادا غرور پدرتان را بشکنید!» و خودش هم غرور شوهرش را نشکند. و پدر هم باید به بچه‌ها بگوید: «مبادا دل مادرتان را بشکنید» و خودش هم دل همسرش را نشکند. در این خانواده هرچه مادر دوست داشته باشد و هر چه پدر فرمان بدهد، بچه‌ها طبق آن عمل خواهند کرد و به این ترتیب تعادل در خانه برقرار خواهد شد.در خانه‌ای که مادر محبوب است و پدر مطاع است، بچه تعادل دارد. این اصل است و سایر مسائل مانند وجود وسایل و امکانات رفاهی زندگی فرع هستند. هر چیزی باید سر جای خودش باشد؛ پدر در خانه فرمانده است و مادر ملکه است و نمی‌شود جای این دو را عوض کرد یعنی نمی‌شود مادر فرمانده و مطاع باشد و پدر محبوب و معشوق خانه باشد در این صورت بچه‌ها عدم تعادل خواهند داشت و اگر هم رفتار خوبی داشته باشند از سر بی‌عرضگی خواهد بود. چون بعضی‌ها از روی بی‌عرضگی آدم‌های خوبی هستند؛ بالاخره هر کاری-هرچند بد- نیاز به عرضۀ خاص خودش را دارد.با خانواده‌هایی وصلت کنید که از تعادل روحی برخوردارند/ کلیدی‌ترین عوامل تعادل روحی: محبت پدر به مادر، احترام مادر به پدربا خانواده‌هایی وصلت کنید که از تعادل روحی و روانی برخوردار هستند. البته تعادل روانی به فاکتورهای زیادی ربط پیدا می‌کند ولی دو تا از کلیدی‌ترین عوامل تعادل روحی بچه‌ها همین است: اینکه آیا پدر جلوی بچه‌ها به مادر محبت می‌کند و به او رحم می‌کند؟! آیا مادر جلوی بچه‌ها از پدر اطاعت می‌کند و به او احترام می‌گذارد؟! این است که تعادل را در خانه برقرار خواهد کرد. دختر چنین خانواده‌ای شوهردار و مادر خوبی خواهد شد و رعایت حجاب برایش راحت خواهد بود. و پسر این خانه هم زن‌داری بلد است چون پدرش به مادرش محبت کرده است.جالب است که در روایات ما نسبت به محبت کردن پدر به دخترش خیلی تأکید شده است. (مَنْ کَانَ لَهُ أُنْثًى‏ فَلَمْ‏ یُبْدِهَا وَ لَمْ‏ یُهِنْهَا وَ لَمْ یُؤْثِرْ وُلْدَهُ عَلَیْهَا أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّة؛ مستدرک‌الوسایل/15/ص118) و (مَنِ ابْتُلِیَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ هَذِهِ الْبَنَاتِ فَأَحْسَنَ إِلَیْهِنَّ کُنَّ لَهُ سِتْراً مِنَ النَّار؛ همان) امام صادق(ع) می‌فرماید: «دختر حسنه است و پسر نعمت است، برای حسنه اجر و پاداش می‌دهند ولی از بابت نعمت، حسابرسی می‌کنند؛ الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ فَالْحَسَنَاتُ یُثَابُ عَلَیْهَا وَ النِّعْمَةُ یُسْأَلُ عَنْهَا»(من‌لایحضره‌الفقیه/3/481) اصلاً طبق روایات دختردار بودن امر خیلی عجیبی است. رسول خدا(ص) فرمود: اگر کسی سه دختر بزرگ کند، بهشت بر او واجب می‌شود. شخصی از حضرت پرسید: دو دختر چطور؟ حضرت فرمود: آن نیز همین‌طور. پرسیدند: یک دختر چطور؟ فرمود: آن نیز همین‌طور؛ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ عَالَ ثَلَاثَ بَنَاتٍ أَوْ ثَلَاثَ أَخَوَاتٍ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ اثْنَتَیْنِ فَقَالَ وَ اثْنَتَیْنِ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ وَاحِدَةً فَقَالَ وَ وَاحِدَةً»(کافی/ ج6/ص6) شما تصور کنید چقدر زیبا و باشکوه است که یک پدر، به دخترش محبت می‌کند و این دختر را مثل دستۀ گل تربیت می‌کند و بعد این دختر ازدواج می‌کند و به تعبیری در خدمت یک خانوادۀ دیگر قرار می‌گیرد. ببینید این رفتار چقدر لطیف است. شاید اولین انتظار یک پدر از دامادش این باشد که به دخترش رحم کند و نسبت به او مهربان باشد. خُب آقای داماد باید این رفتار را در خانه از پدر خودش یاد گرفته باشد؛ یعنی از محبت کردن و مهربانی پدر به مادر خانه یاد گرفته باشد.البته بعضی‌ها هستند که هرچه به آنها محبت شود، قدر این محبت‌ها را نمی‌دانند. می‌دانید که امیرالمؤمنین(ع) چقدر به بچه‌های یتیم کوفه محبت می‌کرد و به آنها غذا می‌داد. اما این مردم بعد از عاشورا چطور محبت‌های علی(ع) را جبران کردند؟! وقتی کاروان اسرای کربلا را تا نزدیکی‌های کوفه آوردند قبل از ورود به شهر توقف کردند و شروع کردند به غذا پختن. بوی غذای گرم به بچه‌های امام حسین(ع) می‌رسید ولی به این بچه‌ها که دو روز غذا نخورده بودند، یک لقمه غذا هم ندادند. آن نامردها می‌خواستند این بچه‌ها که نوه‌های علی(ع) بودند از گرسنگی به خودشان بپیچند تا وقتی وارد کوفه شدند دست دراز کنند و از مردم غذا بخواهند...         منبع:بیان معنوی ناشر اثار استاد پناهیان

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 4 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1017

اولین روش تربیت دینی، تلاوت است

اولین روش تربیت دینی، تلاوت است

یکی از روشهای تربیتی مغفول روش تلاوت است. تلاوت در صدر ماموریت پیامبران الهی قبل از تزکیه و تعلیم قرار دارد. «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ»(آل عمران/164) تلاوت آیات امری غیر از آموزش کتاب خدا و آموزش حکمت است. گویا تلاوت به عنوان یک روش تربیتی معنایش این است که متربیان در معرض تابش نور معنوی و معرفتی آیات قرآن قرار گیرند. از آنجایی که انسان موجود پیچیده ایست و افراد نیز با یکدیگر تفاوتهای فراوان دارند، نمیتوان به سادگی راه رشد افراد را برنامه ریزی کرد. از طرفی آیات قرآن کریم نیز از معانی ژرف و پیچیده ای برخوردار است و وقتی انسانها در معرض آن قرار میگیرند ما نمیدانیم آیات با افراد چه می کنند. لذا در مرحلۀ اول تربیت، باید از روش تلاوت برای تربیت استفاده کرد و این اولیت در تمام مسیر تربیت حتی برای کسانی که در اوج تربیت یافتگی قرار دارند هم وجود دارد یعنی همواره باید به تلاوت پرداخت. مدارس و هر گونه محیط آموزشی باید در کنار هرگونه برنامه آموزشی و تربیتی سهمی برای تلاوت قرار دهند. افراد نیز برای برنامۀ تربیتی که برای خود میریزند باید سهم تلاوت را مشخص نمایند. 

  

منبع:بیان معنوی ناشر اثار استاد پناهیان



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 4 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1023

اثرات خود تحقیری



♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡


۹۴/۷/۴
به نظرمن یکی از بزرگترین عیبهایی که خیلی از ما ایرانیها داریم اینه که همش دیگران رو، خصوصا اروپاییها رو از خودمون بهتر میبینیم اگه از یه نفر خارجی کار خوبی ببینیم فکر میکنیم همه اروپاییها بافرهنگ و متمدن اند
از طرفی اگه چن نفر ایرانی کار بدی رو انجام بِدن، نتیجه میگیریم که اکثر ایرانی ها بی فرهنگند و فلان عیب رو دارن
یعنی همش خوبی غریبه ها و بدی خودمون رو میبینیم، میشه گفت یه جورایی عادت به خود کم بینی و خودتحقیری داریم

♥بد نیست بدونیم چه کسانی جنگ اول و دوم جهانی رو راه انداختن. فقط تو جنگ جهانی دوم حداقل آمار کشته ها که خود اروپایی ها هم تأیید میکنن، حداقل هفتاد الی هشتاد ملیون کشته داشت

♥همین آلمانی های بافرهنگ که خیلی هم به ایرانی ها علاقه دارن(!)، به صدام سلاح شیمیایی میدادن، و الان هم یکی از اصلی ترین کشورهای تحریم کننده ایران هستن
چه خوبه که گول "حقوق‌بشر"های اروپایی و امریکایی رو نخوریم و تحت تأثیر تبلیغات دوروغین قرار نگیریم

♡همین الان هم داعش رو همین اروپایی های با فرهنگ بوجود آوردن و حمایت کردن. البته در ظاهر و به زبان همیشه طرفدار حقوق بشرن! اون هم با ظاهر تر و تمیز، و کت و شلوار اتو کشیده و ادکلن زده!


به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 4 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1035

لحظه تیراندازی به دختر فلسطینی +عکس

لحظه تیراندازی به دختر فلسطینی +عکس
تصاویر منتشر شده از لحظه تیر خوردن «هدیل الهشلمون» دختر نوجوان فلسطینی، دروغ بودن ادعای صهیونیست ها مبنی بر حمله وی به آنها را اثبات می کند.
خبرگزاری رجانیوز بنقل از خبرگزاری مهر: رسانه های عربی تصاویری از لحظه شهادت دختر ۱۸ ساله فلسطینی در الخلیل را منتشر کرده اند که نشان می دهد ادعای مطرح شده از سوی نظامیان اسرائیلی در مورد حمله وی به آنها دروغی بیش نیست.


بر این اساس الهشلمون در حالی نزدیک یک ایست بازرسی در محله «الرمیده» هدف گلوله یک نظامی اسرائیلی قرار می گیرد که هیچ اقدام تهدید آمیزی انجام نمی دهد و به حالتی بی دفاع در برابر لوله سلاح این نظامی ایستاده است. نطامیان صهیونیست در ادعای مضحک خود حتی گفته بودند این نوجوان با چاقو به سوی آنها حمله کرده است.
(برای دیدت عکس به نشانی زیر بروید:
http://www.rajanews.com/news/223166#comment-79096

)

لحظه تیراندازی به دختر فلسطینی +عکس

با این حال شاهدان عینی می گویند نظامی صهیونیست پس از آنکه با مقاومت این نوجوان فلسطینی در برداشتن حجابش مواجه شده در کمال خونسردی به سوی او آتش گشوده است. بر این اساس الهشلمون پس از اصابت گلوله به ناحیه شکم، به روی زمین افتاده و مدتی طولانی دچار خونریزی بوده و در تمام این مدت صهیونیستها هیچ عجله ای برای نجات وی نداشته اند.

پس از مدتی یک دستگاه آمبولانس به محل حادثه می آید و با انتقال دیر هنگام این نوجوان به مرکز درمانی، وی در آنجا جان می سپارد. صهیونیست ها در توجیه جنایت خود مدعی شدند این دختر جوان به آنها حمله کرده است، با این حال تصاویر منتشر شده علاوه بر اثبات دروغ بودن این ادعا، شدت قساوت و بی رحمی صهیونیستها را به نمایش می گذارد.

لحظه تیراندازی به دختر فلسطینی +عکس

این دومین جنایت صهیونیست ها در الخلیل طی تنها یک روز بود. پیشتر نیز یک جوان فلسطینی دیگر به ضرب گلوله نظامیان اسرائیلی به شهادت رسیده بود. جنایات روز گذشته صهیونیستها پس از چراغ سبز «بنیامین نتانیاهو» به نظامیان برای تیراندازی مستقیم به سوی فلسطینی ها رخ می دهد. وی طی سخنانی با ادعای کشنده بودن سنگ و اشیای پرتابی معترضان فلسطینی به سوی نظامیان، به آنها اجازه تیراندازی به سوی معترضان به بهانه دفاع از خودشان را صادر کرد.

گفتنی است اعتراضات اخیر فلسطینی ها در حمایت از مسجدالاقصی موجب نگرانی شدید رژیم صهیونیستی شده و مقامات این رژیم را در مورد احتمال آغاز انتفاضه ای دیگر در سرزمین های اشغالی به وحشت انداخته است.









منبع:رجا، با کمی تغییر

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 1 مهر 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1002

پرامکانات ترین سرویس وبلاگدهی