خلاصه روشهای امریکا برای براندازی نظام
آمریکا تاکنون برای براندازی نظام اسلامی به نتیجه نرسیده به همین دلیل از نفوذ نرم برای رسیدن به اهداف شوم خود استفاده میکند و منابع اطلاعاتی امریکا و عوامل نفوذی آن در داخل کشور به دنبال براندازی نرم هستند و تلاش میکنند هم در عرصه امنیتی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نفوذ داشته باشند.
***۱) دلسرد کردن مردم از نظام،
۲) دور کردن مردم از تعصب دینی،
۳) تضعیف تفکر مقاومت در مقابل امریکا،
۴) ترویج دوستی با استکبار و و غیره از جمله اقدامات آمریکا برای رسیدن به اهدافش است.
***۵)آمریکا به دنبال دوقطبی کردن جامعه است و مردم و مسؤولان باید هوشیارانه رفتار کنند و بدانند که آمریکا هیچگاه نه به سود ما و نه در مسیر منافع ما حرکت نمیکند.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ
31 مرداد 1394| توسط tarbiyat |
نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1015
***فرزند خود را ببينيد، بشنويد و احساس كنيد
اكثر والدين به رغم همه تلاشهايي كه براي برطرف كردن نيازهاي مادي فرزندانشان انجام ميدهند همچنان از تربيت آنها ناراضياند و به دنبال راهحلي براي به دست آوردن اقتدار از دست رفتهشان و مديريت و تربيت صحيح فرزندان هستند.
يكي از نكات قابل توجه اين است كه والدين بيشتر سعي در تأمين نيازهاي مادي و رفاهي فرزندان دارند و هميشه ميگويند كودك ما هيچگونه كمبودي نسبت به همسالانش ندارد پس چرا از ما حرفشنوي ندارد؟ واقعيت امر اين است كه اين تنها بخشي از تربيت فرزند است و بخش اعظم آن كاملاً ناديده گرفته شده است و نتيجه اين سبك تربيتي رايج، فرزندسالاري است كه در آن پدر و مادر اقتدار خود را از دست داده و فرزندان به ميل و سبك خود تربيت ميشوند. توصيههاي هشتگانه زير به شما در اين مسير كمك خواهد كرد.
گام اول: والدين قاطع و جدي باشيد
قدم اول تربيت كودك بايد از تغيير در خود والدين شروع شود. والدين بايد شخصيتي مقتدر و خودباورانه داشته باشند. اين يعني اينكه كودك اين قاطعيت، جديت و خودباوري والدينش را درك كند. تنها در اين صورت است كه والدين ميتوانند از پس لجبازيها و بهانهگيريهاي كودك برآيند. البته منظور خشونت نيست بلكه جديت و مصمم بودن است.
گام دوم: هرگز جلوي فرزندتان حرف همسرتان و شيوه تربيتياش را نقض نكنيد
والدين بسياري هستند كه اقتدار شخصيتي والد مقابل را به خاطر خصومت و لجبازي نقض ميكنند و متوجه اين مهم نيستند كه بزرگترين آسيب متوجه تربيت كودك است. به بيان سادهتر يكي از والدين در قبال كودك سختگيري خاصي ميكند يا اجازه انجام كاري را نميدهد اما والد مقابل در يك موضعگيري تصميم همسرش را در مقابل كودك نقض ميكند. در چنين شرايطي كودك ميآموزد كه هرگز «نه» مطلق يا اقتدار خاصي وجود ندارد و بالاخره يكي از والدين اجازه را خواهند داد.
راهكار ما براي والدين اين است كه هرگز اقتدار همسرشان را جلوي كودك نشكنند و او را سرزنش نكنند. به فرزندتان بگوييد پدرت يا مادرت حتماً صلاح تو را ميخواهد و حق تصميمگيري براي تو را دارد. تو حق گله و يا گريه نداري.
چند ساعت بعد وقتي با همسرتان تنها هستيد در مورد اين موضوع صحبت كنيد. سعي كنيد در تربيت فرزندتان با يكديگر هماهنگ شويد.
گام سوم: هرگز اجازه ندهيد فرزندان ميان والدين قضاوت كنند
اگر با همسرتان اختلاف يا مشاجره داريد حتي در چنين شرايطي سعي كنيد با هم هماهنگ باشيد و از فرزندتان بخواهيد كه دخالت نكند و شما را تنها بگذارد. اين نكته را والدين بايد جدي بگيرند كه هرگز از كودكان استفاده ابزاري نكنند و نخواهند كه بين آنها قضاوت كنند و اين را يك امتياز بدانند كه هميشه فرزند من از من طرفداري ميكند.
والدين از اين موضوع غافلند كه كودكان وقتي از يكي از والدين طرفداري ميكنند به اين معناست كه امتيازي را يا چيزي را از آن والد ميخواهند.
در واقع كودك به تناسب چيزي كه نياز دارد از والد، پدر يا مادر حمايت ميكند و به عبارت سادهتر باج ميخواهد.
گام چهارم: از فرزندانتان خواهش يا درخواست نكنيد بلكه امر كنيد
والدين بايد به اين نكته توجه كنند كه پيامهاي روشن و قاطعي را متوجه فرزندانشان كنند. به عبارت سادهتر بايد درخواست يا خواهش نكنند و درخواستشان به دور از ابهام و عدم قطعيت باشد تا كودك آن را دلبخواهي و اختياري تلقي نكند. وقتي والدين براي انجام كاري به جاي امر كردن از فرزندان خواهش ميكنند كودك چنين برداشت ميكند كه در انتخاب مختار است و بايد آنگونه كه ميپسندد عمل كند. راهكار پيشنهادي ما اين است كه وقتي امر ميكنيد با قطعيت منتظر انجام آن از طرف فرزندتان باشيد حتي اگر طول بكشد.
گام پنجم: براي فرزندانتان الگوي رفتاري باشيد
والدين زماني كه از فرزندانشان انتظار عمل خاصي را دارند ابتدا بايد خود عامل باشند. چگونه ميتوان انتظار داشت والديني كه خودشان دروغ ميگويند كودكانشان دروغ نگويند. كودكان از همان ابتدا از والدين الگوبرداري ميكنند. چيزي كه والدين از آن غافلند اين است كه كوچكترين حركات آنها زير ذرهبين نگاه فرزندانشان است و آنها عيناً از پدر و مادر خود تقليد ميكنند.
گام ششم: قوانينتان، چه تنبيه و چه پاداش تداوم داشته باشد
اگر والدين رفتار خاصي را از فرزندشان منع ميكنند و براي آن مجازاتي در نظر ميگيرند يا رفتاري را تقويت ميكنند و پاداش ميدهند علاوه بر اينكه هر دو والد بايد با هم هماهنگ باشند بايد آن تنبيه يا تشويق براي آن رفتار خاص هميشگي باشد، يعني به اين صورت نباشد كه دو بار تنبيه يا تشويق را بگيرد و چهار بار نگيرد. رعايت نكردن اين نكته قاطعيت والدين را زير سؤال ميبرد.
گام هفتم: به فرزندانتان عشق و احترام نثار كنيد
والدين براي اينكه بتوانند ارتباط و تعامل مطلوبي با فرزندانشان برقرار كنند لازم است به آنها عشق و احترام هديه كنند. به عبارت سادهتر اجازه صحبت كردن، نظر دادن و انتقاد كردن را به فرزندانتان بدهيد و به دقت به آنها گوش دهيد، حتي اگر عمل نميكنيد، آنها كاملاً دوست دارند ديده و شنيده شوند. اجازه دهيد فرزندانتان همزمان با بزرگ شدن و تربيت شدن عزت نفسشان هم رشد كنند و خودپذيرشي داشته باشند. در چنين شرايطي است كه فرزندانتان هم به شما گوش ميدهند و هم شما را تكريم ميكنند.
گام هشتم: زماني كه در مورد رفتار فرزندتان قضاوت ميكنيد نيمه پر ليوان را ببينيد
والدين عمدتا رفتارهاي اشتباه فرزندانشان را ميبينند، نه مواردي را كه فرزندان آنها را درست انجام ميدهند. وقتي كودكان كاري را حتي نصفه و نيمه انجام ميدهند انتظار ديده شدن، تشويق و تحسين از سوي والدينشان دارند. فرزندان بايد ديده شده و تشويق شوند. اگر ديده نشوند آن رفتارخوب را ديگر انجام نميدهند. به عبارتي ميتوان گفت رفتار خوب در آنها خاموش ميشود.
منبع : روزنامه جوان
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ
29 مرداد 1394| توسط tarbiyat |
نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :999
آیا میدانید های قابل تأمل...
آیا میدانید که اصالت با کانون خانواده است نه اقتصاد؟
آیا میدانید بیشتر پرورش دهندگان نسل سالم آینده زنانی اند که بجای کار، برای خانواده وقت وحوصله میگذارند؟
آیا میدانید که یکی از مهمترین عوامل تجرد و افزایش سن ازدواج دختران در جامعه کنونی ما گسترش پنهان افکار فمینیستی در زنان و جامعه است؟
آیا میدانید که تفکرات فمینیستی یک حالت پنهان از کینه و انتقام در زن نسبت به تمام مردان تاریخ ایجاد میکند؟
آیا میدانید که تفکرات پنهان فمینیسنی باعث نارضایتی زن از همسرش و در نهایت طلاق عاطفی و حتی باعث طلاق و جدایی کامل زن و مرد و فروپاشی کامل خانواده میشود؟
آیا میدانید که تفکرات فمینیستی به بهانه دفاع از آزادی زن به دنبال عروسک کردن زنان و دختران و تبدیل کردن آنان به ابزاری برای لذت جنسی بیشتر در شهوترانان خیابان هاست؟ این از بدترین توهین ها به زن است که وسیله شهوت مردم در خیابان باشد.
آیا میدانید که شرکتها و کمپانی های غربی از جاذبه زن بیشترین استفاده را برای تبلیغ کالاها و محصولات خود میکنند؟ آیا این، جنایت به ارزش و کرامت زن نیست؟
آیا میدانید که منافع تفکرات فمینیستی دقیقا مثل کسی میماند که برای اصلاح ابرو چشم را کور میکند؟ زیرا این تفکرات به بهانه دفاع از حقوق زن اصل نهاد خانواده را به نابودی کشانده اند. بگذیم از این که نه تنها از حقوق زن دفاع نکرده اند، بلکه بدترین جنایت ها را هم به جایگاه و حقوق زن کرده اند.
آیا میدانید که بعضی از شخصیت ها و رسانه ها سعی بر ترویج افکار فمینیستی دارند؟
آیا میدانید که این افراد و رسانه ها برای فریب دادن مخاطبان خود و ترویج تفکرات فمینیتی از کلمات با ظاهر زیبا استفاده میکنند؟
آیا میدانید که حتی نتانیاهو -نخست وزیر کودک کش اسرائیل- جزو طرفداران تفکرات فمینیستی است؟ آیا واقعا طرفدار حقوق زنان است؟ و یا نه، دنبال سردی روابط زن و مرد و نابودی خانواده در جوامع مسلمان...
و آیا میدانید بیشتر پرورش دهندگان نسل سالم آینده زنانی اند که بجای کار، برای خانواده وقت وحوصله میگذارند؟
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ
14 مرداد 1394| توسط tarbiyat |
نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1015
****اصالت کانون خانواده/تربیت فرزند/مسئله اشتغال زنان/ باید به زنان نگاه احترام آمیز داشت/زنان،پرورش دهنده نسل آینده
یک پژوهشگر مسائل جمعیتی در یادداشتی آورده است: مهمترین اصل سیاستهای جمعیتی اصالت کانون خانواده است، هیچ کس با اشتغال بانوان مخالف نیست اما یکی از مهمترین بحثهایی که باید به آن پرداخته شود اشتغال صحیح زنان است.
فارس: رضا جلالی راد پژوهشگر مسائل جمعیتی با انتشار یادداشتی به اهمیت موضوع جمعیت در کشور اشاره کرده و با انتقاد از گفتههای برخی مسئولان تأکید کرده است که آنچه در موضوع سیاستهای جمعیتی مهم است و نباید فراموش شود، اصل تحکیم بنیان خانواده است.
در این یادداشت آمده است:
با وجود اینکه بیشتر از یک سال از ابلاغ سیاستهای کلی جمعیت از طرف مقام معظم رهبری میگذرد اما باز هم مواضع مخالف برخی از مسئولین با آن ادامه دارد. در حالی که مردم و دلسوزان جامعه برای رهایی از وضعیت خطرناک جمعیتی کشور، به اقدامات همه جانبه و فوری مسئولان چشم امید دارند اما گاهی خبر از حرکت برخی در مسیرهایی در تضاد با سیاستهای کلی جمعیت به گوش میرسد.
در ادامه آمده است: اخیرا معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور، طی یادداشتی که در روز چهارشنبه مورخ ۷ مرداد ۹۴ در خبرگزاری رسمی دولت، ایرنا منتشر شده تاکید کرده است: «بدیهی است آنچه در کشور پیش رو داریم شاید ریشهای عمیق تر از مشکلاتی داشته باشد که کشورهای بزرگ در راستای زیاده خواهی های خود تحمیل کردند...یکی از مشکلات پیش روی جامعه ایران، معضلات و مشکلات اقتصادی است. مسائلی برخاسته از معیشت تا اشتغال و سرمایه گذاری.در این میان با داشتن حدود ۲۰ میلیون زن خانه دار که یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل می دهند، میتوان دریافت که بخشی از این عدم پویایی در اقتصاد و مشکلات، ناشی از همین خانه- نشینی و نداشتن جایگاه اجتماعی مشخص است... بنابراین یکی از مسایل ما موضوع افزایش نرخ مشارکت اقتصادی دختران و زنان جوان است.»(۱)
در ادامه این یادداشت نویسنده به هفت نکته اشاره کرده است:
۱- بند ۴ سیاست های کلی جمعیت تاکید می کند: «تحکیم بنیان و پایداری خانواده با اصلاح و تکمیل آموزشهای عمومی درباره اصالت کانون خانواده و فرزند پروری و با تأکید بر آموزش مهارتهای زندگی و ارتباطی و ارائه خدمات مشاورهای بر مبنای فرهنگ و ارزشهای اسلامی- ایرانی.»(۲)
هیچ کس با اشتغال بانوان مخالف نیست اما یکی از مهمترین بحثهایی که باید به آن پرداخته شود اشتغال صحیح زنان است. باز هم تأکید میشود کسی مخالف کار کردن زنان نیست چرا که برخی مشاغل مختص زنان است و باید در اختیار آنها قرار گیرد.
باید تسهیلاتی در اختیار زنان قرار داده شود که بتوانند مدت زمان کمتری را در محل کار خود بگذرانند و بیشتر در کنار خانواده خود باشند.بدیهی است اگر این اجازه به زنان داده شود که زودتر بتوانند به خانه بروند فشار و استرس کمتری خواهند داشت. بانوان اگر تحت فشار زیاد باشند یا نباید فرزند داشته باشند یا اگر فرزند دارند خواه ناخواه دچار استرس و ناراحتی های روحی می شوند.
باید کار کارشناسی انجام شود که چه نوع اشتغالی به نفع زنان و به گونهای است که با روحیات آنها هماهنگ می باشد تا به سلامت روحی و روانی زن، خانواده و کودک لطمهای وارد نشود. این جزو حقوق زنان است و انکار این مسئله در حقیقت نوعی اعمال خشونت علیه زنان خواهد بود.
۲- بند ۵ سیاستهای کلی جمعیت عبارت است از : «ترویج و نهادینهسازی سبک زندگی اسلامی- ایرانی و مقابله با ابعاد نامطلوب سبک زندگی غربی.»(۳)
سوال مهمی که وجود دارد این است که در کدام آیه و روایت، اقتصاد جامعه بر دوش زنان نهاده شده است؟ و مگر نه اینکه مهم ترین بعد نامطلوب جامعه غربی، همان تحقیر بانوان با استفاده اقتصادی از آنان است؟
۳- هرچند در بند ۳ سیاست های کلی جمعیت آمده است: اختصاص تسهیلات مناسب برای مادران بویژه در دوره بارداری و شیردهی و پوشش بیمهای هزینههای زایمان و درمان ناباروری مردان و زنان و تقویت نهادها و مؤسسات حمایتی ذیربط.(۴)
طبق اظهارات معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده طی یک سال و نیم گذشته ۴۷ هزار مادر به خاطر استفاده از قانون مرخصی زایمان از کار اخراج شده اند(۵). در چنین شرایطی صحبت از وظایف بانوان در قبال اقتصاد جامعه به جای تاکید ویژه بر ضرورت حضور ایشان در کنار خانواده، آبی است که به آسیاب کارفرمایان قانون شکن ریخته می شود.
۴- جایگاه اجتماعی زنان در فرهنگ ایرانی اسلامی بسیار بالاتر از مسائل اقتصادی است و صحبت از وظایف بانوان در قبال اقتصاد جامعه، ظلم به ایشان است .کسی که بهشت زیر پای او قرار دارد لزومی ندارد به گشتن در دنیای مادی جهت فعالیت اقتصادی سوق داده شود.
۵- افزایش مشارکت اقتصادی زنان جوان سه حالت دارد:
الف) زنان جوان همزمان به خانواده و فعالیت اقتصادی مشغول باشند. دراین حالت: از یک سو با توجه به شرایط بیکاری که در کشور وجود دارد ترویج اشتغال زنان جوان باعث بیکار شدن مردان و ظلم به خود آنان می گردد. لذا با توجه به اینکه بیکار شدن آقایان مشکل مضاعفی را برای خانوادهها ایجاد میکند باید سعی شود در ابتدا اکثریت مردان صاحب شغل شوند تا بار اقتصادی خانواده بر دوش آنها قرار گیرد و سپس دختران و بانوان جوان با شاغل شدن برای خود منبع درآمد مجزا داشته باشند.
از سوی دیگر باید توجه داشت که هر چند یک مرد تا ساعات پایانی شب هم می تواند کار انجام دهد اما حضور یک دختر جوان هم در عرصه کار و هم در عرصه خانواده، تعادل زندگی مشترک را به هم می زند. حضور دختران و زنان جوان در کانون خانواده در شرایط فعلی نه تنها به اقتصاد خانواده کمک می کند بلکه در این صورت دولت نیز هزینه کمتری را برای آسیبهای روحی، روانی، طلاق، مشکلات فرزندان و یا طلاقهای عاطفی میپردازد.
ب)یک زن جوان به جای ازدواج به فعالیت اقتصادی بپردازد.
باید توجه داشت که با افزایش سن ازدواج هم احتمال باروری ناسالم و جهش های ژنی از قبیل سندروم داون بیشتر میشود هم احتمال ناباروری افزایش پیدا خواهد کرد که عملا با این فرض تحقق سیاست های کلی جمعیت غیرممکن خواهد بود.
ج) یک زن جوان پس از بارداری و مراقبت از کودک به کار اقتصادی مشغول شود:
در این حالت با توجه به اینکه دوره باروری برای بانوان محدود است، در صورت وجود فاصله زیاد میان باروری اول و دوم جهت فعالیتهای اقتصادی عملا تعداد فرزندان به یک یا دو فرزند محدود خواهد شد در حالی که طبق سیاست های کلی جمعیت هر خانواده باید سه فرزند یا بیشتر داشته باشد.
۶ - برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه،انگلیس و آلمان هزینه مهد کودک و حقوق مادران را به آنها پرداخت میکنند و از آنها میخواهند که در کنار فرزندانشان باشند و آنها را خودشان تربیت کنند. این حمایت های متعدد در حالی است که در کشورهای با سطح پایین اقتصادی مانند افغانستان تامین اقتصاد جامعه به بانوان تحمیل میشود.
۷- نکته مهم دیگر نیاز کودکان و نوجوانان به آغوش گرم مادر است. ممکن است تعداد زیادی کودک تنها با یک معلم به تحصیل خود ادامه دهند اما هر کودکی نیاز مبرم به یک مادر دارد. به بیان دیگر اگر زنان تا ساعت زیادی در ادارات باشند ضربه روحی و روانی به کودکان وارد میشود، بنابراین با قاطعیت می توان گفت زنان بر خلاف مردان هیچ گونه وظیفه اقتصادی ندارند.
درپایان متذکر می شود در صورت دوری بانوان از خانواده، افزایش نرخ باروری و رشد جمعیت محال است. لذا می توان دریافت که تحقق سیاست های کلی جمعیت با اصالت کانون خانواده کاملا عجین است. به عبارت دیگر مهم ترین اصل جمعیتی اصالت کانون خانواده است.
۱- irna.ir/fa/News/۸۱۶۹۹۹۰۰/
۲- http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=۲۶۴۴۰
۳- همان
۴- همان
۵- http://isna.ir/fa/news/۹۴۰۵۱۱۰۵۹۴۱/%D۹%۸۵%D۹%۸۷%D۸%AF%D۹%۸۷%D۸%A۷%DB%۸C-%DA%A۹%D۹%۸۸%D۸%AF%DA%A۹-%D۸%A۸%D۹%۸۷-%D۸%A۷%D۸%AF%D۸%A۷%D۸%B۱%D۸%A۷%D۸%AA-%D۸%A۸%D۸%A۷%D۸%B۲-%D۹%۸۵%DB%۸C-%DA%AF%D۸%B۱%D۸%AF%D۹%۸۶%D۸%AF-%D۹%۸۵%D۸%B۱%D۸%AE%D۸%B۵%DB%۸C
منبع:رجانیوز
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ
14 مرداد 1394| توسط tarbiyat |
نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1002
لقمه حرام افراد را قسیالقلب و بداخلاق میکند
یک محقق و پژوهشگر گفت: کسی که لقمه حرام میخورد, قسیالقلب و بداخلاق میشود, نسبت به همه کس و همه چیز بی تفاوت میشود و تاثیراتش را در رفتار با همسر و خانواده و مردم خواهد گذاشت.
تسنیم: براساس تحقیقات انجام شده، امروزه در سراسر جهان بروز هر گونه عارضه جسمی و روحی که خود منشاء آسیبهای اجتماعی به حساب میآید، تغذیه است.
علیرضا ابوالفضلی محقق و پژوهشگر درباره غذای روح و تاثیر آن به خبرنگار سلامت تسنیم, میگوید: با توجه به اینکه بدن انسان از دو بُعد جسمانی و روحانی تشکیل شده که این دو بعد هر دو نیاز به غذا دارند و برای اینکه جسم سالم باشد باید غذای سالمی داشته باشد و روح هم به همین ترتیب.
به گفته وی منتها چون انسانها هر کدام دارای یکی از مزاجهای اصلی هستند, در غذای جسمشان هم تفاوتهایی وجود دارد که باید بعد از شناخت مزاج خود غذا بخورند, چه اندازه و چه زمانی و با چه کیفیتی بخورند. در مرحله بعد هم بُعد روحانی است, انسان باید دقت کافی داشته باشد و جدیت لازم را حتی بیش از پرداختن به جسم داشته باشد.
تسنیم: تمامی ادیان قائل به روحانی بودن انسان هستند؟
ابوالفضلی: تمامی ادیان قائل به روحانی بودن انسان هستند که بعد از حیات روح از کالبد جسم جدا و به سمتی میرود که از آنجا آمده است یعنی همان رجعت است به دنیای دیگر. روح پس از حیات و در زمان ممات از جسم جدا و به جایی که از آنجا آمده است, برمیگردد.
با توجه به شرایط جوی امروز و به سبب آب و هوا معمولاً انسان ها بیش از ۸۰ سال عمر نمیکنند و معمولا همراه با بیماریهایی است که در سنین بالاتر در بدن رخ میدهد همراه است.
ما حدوداً ۴۰ سال عمر مفید داریم که تا ۲۰ سالگی دوران کودکی, نوجوانی است که فکری برای آینده نداریم و عمده تلاش ما از ۲۰ تا ۳۰ سال است که یا فصل تحصیل و یا مهارت و کسب دانش انتفاعی و آزاد است که ممکن است تا ۳۵ یا ۴۰ هم طول بکشد. از ۴۰ تا ۵۰ سال شرایط نرمال برای رسیدن به یک رفاه نسبی است که میتواند لذت ببرند و استفاده کند از تلاشهایی که داشته است.
تسنیم: در طب اسلامی عمر مفید چند سال است؟
ابوالفضلی: در طب اسلامی عمر مفید را صرف نظر از بیماری و به شرط سلامت جسم حدود از ۴۰ تا ۵۵ سال میدانند و بهره وری را از ۴۰ تا ۵۵ سال قائل هستیم. بعد از آن فعالیتهای سلولی و تکثرات سلولی کم میشود و مقاومت بدن اعم از تکثر گلبولهای سفید و مقاومتهایی که در کبد, کلیه ها و شش ها وجود دارد, مقداری دچار ضعف میشود و شاید تبدیل به بیماری نشود ولی مانند پویایی قبل را ندارد.
ما ماکزیمم ۲۰ سال در دنیا میخواهیم بهره ور باشیم و زندگی کنیم و زندگی پس از مرگ هم هر روز آنجا برابر با صد سال یا هزار سال و ... به توان N برابر این دنیا هست.
افرادی که قائل هستند به زندگی پس از مرگ میبینند که عمر روحانی ما بعد از مرگ بسیار زیادتر از عمر جسمانی ما در این دنیا است و به این فکر میافتند که روحشان را تربیت کنند کما اینکه میبینیم علمای ما کار به دنیا ندارند و دنیا را به عنوان مزرعه آخرت توجه دارند.
به عنوان مصداق اگر ما تأسی کنیم از همین مکتبی که علمای بنام ما و آموزههای اسلامی ما که تاریخ نشان داده و افرادی را هم در معاصر میشناسیم و میبینیم که اینها روحشان را به جای جسمشان پرورش دادند البته به این معنا نیست که از جسم غافل شدهاند؛ جسم نیاز به تغذیه دارد و به ویژه نیاز به تغذیه مناسب دارد که در همه افراد متفاوت است. با مقوله مزاج شناسی و طبع شناسی میشود به تغذیه مناسب هر مزاج دست پیدا کرد.
وقتی انسان حرف از روح میزند و این که روح بعد از مرگ به سوی خالق رجعت میکند، معمولاً تفکر میکند که این روح که قرار است هزاران سال در برزخ و قیامت و بعد از آن زندگی کند باید روحی باشد که حرفی برای گفتن داشته باشد لذا جدیت میکند که روح را پاک کند از تمام معاصی و حواشیهایی که در آن دلبستگی به این دنیاست. اگر این اتفاق بیافتد فرد میتواند به جرات بگوید که من تلاش خود را درباره توجه به روح با پشتوانه و انگیزه رحمانیت خدا کردهام .
تسنیم: چه کنیم که بتوانیم بهترین غذا را برای روح فراهم کنیم؟
ابوالفضلی: این مقدمهای بود برای اینکه به صلابت و اهمیت روح پی ببریم. حال چه کنیم که بتوانیم غذای روح را هم فراهم کنیم و بهترین غذا را بدهیم. یک راهکار خیلی ساده و راحت که در تمام مزاجها کاربردی است که برای تمام ادیان نیز میتوان به کار برد.
تمام ادیان الهی, رسول خدا را آخرین پیامبر میدانند که دارای ویژگیهای خاصی است که شاید بقیه انبیا و بزرگان ادیان نداشته باشند و ندارند. زرتشتی, بودایی, مسیحی, یهودی و هرکسی که دارای کتاب آسمانی رسمی هست, معتقد است که حضرت رسول منحصر به فرد است در جهان به سبب پارامترهای اخلاقی و انسانی که دارد.
اگر ادیان مختلف که حضرت رسول (ص) به عنوان پیامبر رحمت را قبول دارند, یک حدیث را در زندگی خود بکار ببندند و به جرات می توان گفت که سعادت دنیا و آخرت برای آنها رقم خواهد خورد چون به زندگی پس از مرگ معتقدند و آن حدیث ثقلین است که پیامبر(ص) میفرماید من بعد از خودم ۲ امانت گرانبها را در اختیار شما قرار میدهم.
وقتی بحث امانت پیش میآید بحث امانت گذار(پیامبر) و امین(مردم) مطرح است. پیامبر میفرماید امانت یعنی اینکه بالاخره باید یک روزی این امانت را به من برگردانید. این هدیه برای این دنیاست و بعد از حیات باید برگردانید و همه چیز تحت الشعاع این امانت است.
تسنیم: اولین امانت پیامبر(ص) نزد امت چیست؟
ابوالفضلی: اولین امانت قرآن است. متاسفانه قرآنهایی که در منازل ما و محل کارما وجود دارد استفادههای میشود مانند اینکه برای تفال و استخاره و ...به کار برده میشود.
یا قران سر سفره عقد یا در شبهای احیا و در سفر رفتن به کار برده میشود یا قران میخوانند برای ثواب.
کسانی که قران میخوانند و در آن تدبر میکنند بسیار کم است و این ناسپاسی است.
اگر قران را بر اساس فرمایش پیامبر در حدیث ثقلین به آن توجه کنیم و بدانیم که یک امانت است و باید برگردانده شود و باید امین باشیم و خائن نباشیم.
مکلفیم که قران که یک هدیه الهی است را بر آن تدبر و تامل کنیم, فکر کنیم و به کار بندیم. از داستانهای قرانی تا نکتهها و آموزهها درس بگیریم.
متاسفانه دشمن توانسته در فرهنگ اسلامی کاری انجام دهد که خود بسیار تامل برانگیر است. دشمن نیامده قرآن را حذف کند میگوید قران بخوانید تا نور چشمتان بالا رود ولی این کافی نیست باید از آن استفاده کنیم در زندگی به کار بندیم تا سعادتمند شویم. نه به خاطر ثواب و نور بلکه علاوه بر آن که میخوانیم تا از سور آن استفاده کرده و در زندگی شغلی و کاری به کار بندیم تا بدعتی باشد و تبدیل به سنت شود برای جامعه, متاسفانه ما صرفا نگاه تقدسی به قرآن داریم.
تسنیم: دومین امانت پیامبر نزد امت چیست؟
ابوالفضلی: دومین امانت پیامبر نزد امت, اهل بیت است. شاید تصور خیلیها این باشد که ادیان دیگری که اهل بیت ندارند و به آنها تأسی نمیکنند چرا موفق هستند؟ باید گفت که این که افرادی که این ادعا دارند پس یا این افراد نرفتهاند ببینند و یا اینکه مطلعند و دارند تظاهر میکنند که بی اطلاعند که یحتمل تعمدی در کار است و یا نشنیدهاید که افرادی که صاحب کتب آسمانی هستند یا نیستند دارند در همه زمینهها از مکتب و آموزههای اهل بیت استفاده میکنند.
آنهایی که کار پژوهشی کردهاند, مطلعند که بزرگترین مرکز شیعه شناسی در اسرائیل است, در تلاویو پایگاه صهیونیسم جهانی. بهترین پزشکان در اسرائیل هستند و اگر فردی ناامید از درمان شود همه هدایتش میکنند به سمت اسرائیل.
تسنیم: پزشکان اسرائیلیها بیماران را چگونه درمان میکنند؟
ابوالفضلی: دلیلش این است که آنها پزشکی خودشان را قبول ندارند و پزشکی که آنها روی آن کار میکنند, پزشکی اهل بیت ماست و برای همین است که میخواهند این مکتب را زمین بزنند نه برای خودشان بلکه برای همه جهان.
چون آنها معتقدند که نسل برترند و قوم ویژهاند, باید بمانند و بقیه باید از بین بروند. بر فرض مثال راجع به طب, در اسرائیل بالاترین زالودرمانیها و تخصصیترین حجامتها و خاص ترین درمانها با داروهای گیاهی انجام میگیرد نه با سیستم طب کلاسیک.
اگر کسی برای عمل جراحی به تلاویو رفته باشد از خارج از کشور چه مسلمان و چه غیر مسلمان کاملاً متوجه میشود که چه به جایی رفته و از چه قوانین پزشکی تبعیت میشود و شخص بهبود پیدا میکند.
این مقدمه راجع به بحث حدیث ثقلین که آنها متاسفانه بر علیه شیعیان استفاده میکنند. در همان مرکز شیعه شناسی که در تلاویو, آنها تمام ابعاد و زوایای جسمی و روحی شیعیان را مورد تحقیق قرار داده و نتیجه هم گرفتهاند.
میدانند ابعاد شخصیتی مسلمانها به ویژه شیعیان با چه تدبیری و المانی قابل تغییر هست, به سمت گرایشهایی که خودشان میخواهند تا آن سعادت و کمال را هم در این دنیا و هم در ان دنیا از انسان خصوصاً شیعیان دفع کنند.
در بحث این دو امانت شریف وقتی به زندگی نامه اهل بیت نگاه میکنیم اعم از تغذیه جسم و روح میبینیم که آنها حتی مزاج روحی خود را تشخیص دادند و بر اساس آن عبادت کرده و برای خود تقرب ایجاد کردهاند.
برای رسیدن به کمال نهایی و مقام ویژه محمود که در قران آمده. این که پیامبر فرمود اهل بیت من امانت من نزد شما هستند چون اینها سراسر نورند و از سوی خدا انتخاب شده و مقام ولایت و امامت اگر موروثی است که با منشا الهی و خدایی است و با یک تجلی صفات الهی است که در آنها متجلی میشود.
آموزههای مکتب اهل بیتی این است که ما از چهارده معصوم بهره بگیریم. زندگی اخلاقی تقیدی دینی ورزشی تفریحی و کاری آنها.
جای تاسف دارد که ما در ایران که پایگاه جهان تشیع است هیچ کدام از مسائل و مواردی که عرض کردم در زندگی مختلف اهل بیت مورد پیروی ما نیست و در زندگی ما به چشم نمیخورد و این ضعف بسیار بزرگی است که ما اهل بیتی به این قوت داریم با آن پشتوانه منحصر بفرد و اندر خم یک کوچه ایم.
تسنیم: چرا امروزه افراد نگران و بیماراند؟
ابوالفضلی: امروزه افراد از خود سوال میکنند که چرا نگرانیم, چرا روحمان سالم نیست چرا جسممان مریض است. ما در کل زندگی اهل بیت چیزی به عنوان بیماری نداریم و اگر هم در جایی به چشم میخورد به این سبب است که خداوند به آن معصوم بیماری را میدهد تا هم او را رشد دهد و محک بزند و هم اینکه بگوید اینها هم انسان هستند و قابلیت دریافت بیماری را هم دارند.
مثلا حضرت امیر علیه السلام از باب تغذیه جسم غذایشان بسیار محدود و کم بود. پس انسان این قوت جسمانی را از کجا تأمین کند. اتفاقا حکمای ما میگویند مادر تمام بیماریها پرخوری و مادر تمام قوتها کم خوری است.
پس اگر امیرالمومنین کم میخورند ایشان دارای قوت میشوند و صرف نظر از بحث یداللهی بودن ایشان که از زور و بازوی خاصی هم برخوردارند ولی زندگی اجتماعی اهل بیت که همه به تأسی از پدران بزرگوار ایشان است و بر میگردد به امیرالمومنین و پیامبر اکرم ، اینها عملا تمام برنامههای زندگیشان یک برنامه ریزی تدوین شده از سوی خود خداست.
پس خداوند تجلی کرده فطرت رفتاری و الگوریتم کرداری خود را در ائمه معصومین علیه السلام و اگر ما در تمام آیتمهای زندگیمان (خوردن آشامیدن خوابیدن کارکردن تقرب عبادت سفر کسب و تجارت و ...) تأسی کردیم به ائمه و کاربردی شود؛ شکی نیست که به سعادت دنیا و آخرت خواهیم رسید.
تسنیم: سبک زندگی اهل بیت در میان ایرانیان تا چه حد پیروی میشود؟
ابوالفضلی: یکی از معضلاتی که ما در جهان شاهدش هستیم به ویژه در ایران به عنوان مرکز جهان تشیع این است که ما از سبک و سیاق زندگی اهل بیت رفتیم به سمت سبک و سیاق زندگی غربی. ما آنچه که داریم انجام میدهیم در همه پارامترهای زندگی پیروی از مکتب غربی است و خود هم مطلع نیستیم.
شاید نماز و روزه و عبادتی داشته باشیم خیلی معمول و برای هدفی نبوده بعد میگوییم چرا اینطوری شدهایم, فرزندانمان چرا این گونه شدهاند؟
تسنیم: درباره لقمه حلال و حرام لطفا توضیح دهید؟
ابوالفضلی: این یک بحث و بحث آخر مثال کوتاه نسبت به این دو امانتی که در حدیث است و تأسی از همین حدیث و پیاده سازی و اعمال ان در زندگیمان به یک نکته اشاره می کنم و آن کسب لقمه حلال و طیب و طاهر است که این هم دارای دو بُعد مادی و معنوی است.
بُعد مادی این است که کسی لقمه حرام میخورد, قسیالقلب و بداخلاق میشود, نسبت به همه کس و همه چیز بی تفاوت میشود, تاثیراتش را در رفتار با همسر و خانواده و مردم خواهد گذاشت.
چهره نورانیتش را از دست میدهد و از همه مهمتر کار حرام کردم . گناه کبیرهای که باید پاسخ بدهم. غیر از این که شاید آلوده به حق الناس هم شده باشد.
بُعد معنوی هم اثر وضعی آن لقمه ناپاک است. این که حتی ممکن است اثر وضعی به فرزند و نوه من هم سرایت کند و شاید اصلاً من نفهمم که این لقمه حرام بوده ولی اتفاقی است افتاده که لقمه ناپاک خوردم.
شیخ عباس قمی میگفتند که شبی دعوت شده بودم به مجلسی بعد از شام از آن شب تا چهل یا سی شب نتوانستم نماز شب بخوانم و لقمه حلال و حرام در زندگی بسیار اهمیت دارد.
رجانیوز
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
____________________________________________________
برچسب ها: