ارسال در تاريخ 26 آبان 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1019
هیچ روانشناسی از معصومین(ع) عاقل تر و روشنبینتر و داناتر نیست؛ بلکه علمشان نسبت به معصومین(ع) صفر است:
باب: در اينكه سكينه(آرامش) ايمان است
باب : در اينكه سكينه ايمان است
باب في أن السكينة هي الإيمان
محمد بن يحيي عن أحمد بن محمد بن عيسي عن علي بن الحكم عن أبي حمزة عن أبي جعفر ع قال سألته عن قول الله عز و جل أنزل السكينة في قلوب المؤمنين قال هو الإيمان قال و سألته عن قول الله عز و جل و أيدهم بروح منه قال هو الإيمان
اصول كافي ج : 3 ص : 24 رواية :1
ابوحمزه گويد: از امام باقر عليه السلام راجع به قول خداي عزوجل : (سكينه را در دل مؤ منين نازل كرد 4 سوره 48 ) پرسيدم ، فرمود: سكينه ايمانست و باز درباره قول خداي عزوجل: (با روحي از جانب خود ايشانرا تاءييد كرد) پرسيدم ، فرمود: آن روح ايمانست .
عنه عن أحمد عن صفوان عن أبان عن فضيل قال قلت لأبي عبد الله ع أولئك كتب في قلوبهم الإيمان هل لهم فيما كتب في قلوبهم صنع قال لا
اصول كافي ج : 3 ص : 24 رواية :2
فضيل گويد: بامام صادق (ع ) عرضكردم : اينكه خدا فرمايد: (ايشانند كه خدا ايمانرا در دلهايشان رقم زده ، 22 سوره 58) آيا خود نسبت بآنچه خدا در دلهايشان رقم زده دستي دارند؟) فرمود: نه .
شرح :
اين روايت با عنوان باب مناسبت ندارد و گويا از روايات باب سابق بوده و اشتباها در اينجا درج شده است . و نيز روايتي بدين مضمون در ج 1 ص 229 بشماره 411 گذشت و در آنجا شرحي نسبت بآن بيان شد، كه مختصرش اينست : احداث وايجاد ايمان در دل مؤ من از عهده بنده خارج است و وظيفه او نيست بلكه اين كار فقط بدست خداست ، ولي وظيفه بنده اينست كه صفحه دل را از تعصب و اغراض باطل پاك كند و آنرا آماده پذيرش قلم خدا سازد، مثلا درصددهمين آيه صفتي براي مؤ منين ذكر نموده و سپس فرموده است اولئك كتب ... و پيداست كه غير ايشان مشمول رقم زدن خدا نمي شوند و صدر آيه اينست : لاتجد قوما يؤ منون بالله و اليوم الاخر يوادون من حادالله و رسوله و لوكانوا آباء هم او ابناءهم او اخوانهم او عشريتهم (گروهي را بخدا و روز جزا ايمان آورده اند، نبيني كه با كسانيكه با خدا وپيغمبرش مخالفت مي كنند، دوستي ورزند، اگر چه پدران يا پسران يا برادران يا خويشانشان باشند).
عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن خالد عن ابن محبوب عن العلاء عن محمد بن مسلم عن أبي جعفر ع قال السكينة الإيمان
اصول كافي ج : 3 ص : 24 رواية :3
محمد بن مسلم گويد: امام باقر عليه السلام فرمود: سكينه همان ايمانست .
علي بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن حفص بن البختري و هشام بن سالم و غيرهما عن أبي عبد الله ع في قول الله عز و جل هو الذي أنزل السكينة في قلوب المؤمنين قال هو الإيمان
اصول كافي ج : 3 ص : 25 رواية :4
امام صادق (ع ) درباره خداي عزوجل: (او است كه سكينه را در دلهاي مؤ منين نازل كرده 26 سوره 48) فرمود: آن سكينه ايمانست .
علي بن إبراهيم عن محمد بن عيسي بن عبيد عن يونس عن جميل قال سألت أبا عبد الله ع عن قوله عز و جل هو الذي أنزل السكينة في قلوب المؤمنين قال هو الإيمان قال و أيدهم بروح منه قال هو الإيمان و عن قوله و ألزمهم كلمة التقوي قال هو الإيمان
اصول كافي ج : 3 ص : 25 رواية :5
جميل گويد: از امام صادق (ع ) درباره قول خداي عزوجل (اوست كه سكينه را در دلهاي مؤ منين نازل كرده ) پرسيدم فرمود: آن سكينه ايمانست . و اينكه فرمايد: (و با روحي از خود تاءييدشان كرد) آن روح ايمانست و راجع به قول خدايتعالي (و كلمه تقوي را گردن گيرشان ساخت ، 26 سوره 48) پرسيدم ، فرمود: آن كلمه ايمانست .
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
باب: در اينكه سكينه(آرامش) ايمان است
باب : در اينكه سكينه ايمان است
باب في أن السكينة هي الإيمان
محمد بن يحيي عن أحمد بن محمد بن عيسي عن علي بن الحكم عن أبي حمزة عن أبي جعفر ع قال سألته عن قول الله عز و جل أنزل السكينة في قلوب المؤمنين قال هو الإيمان قال و سألته عن قول الله عز و جل و أيدهم بروح منه قال هو الإيمان
اصول كافي ج : 3 ص : 24 رواية :1
ابوحمزه گويد: از امام باقر عليه السلام راجع به قول خداي عزوجل : (سكينه را در دل مؤ منين نازل كرد 4 سوره 48 ) پرسيدم ، فرمود: سكينه ايمانست و باز درباره قول خداي عزوجل: (با روحي از جانب خود ايشانرا تاءييد كرد) پرسيدم ، فرمود: آن روح ايمانست .
عنه عن أحمد عن صفوان عن أبان عن فضيل قال قلت لأبي عبد الله ع أولئك كتب في قلوبهم الإيمان هل لهم فيما كتب في قلوبهم صنع قال لا
اصول كافي ج : 3 ص : 24 رواية :2
فضيل گويد: بامام صادق (ع ) عرضكردم : اينكه خدا فرمايد: (ايشانند كه خدا ايمانرا در دلهايشان رقم زده ، 22 سوره 58) آيا خود نسبت بآنچه خدا در دلهايشان رقم زده دستي دارند؟) فرمود: نه .
شرح :
اين روايت با عنوان باب مناسبت ندارد و گويا از روايات باب سابق بوده و اشتباها در اينجا درج شده است . و نيز روايتي بدين مضمون در ج 1 ص 229 بشماره 411 گذشت و در آنجا شرحي نسبت بآن بيان شد، كه مختصرش اينست : احداث وايجاد ايمان در دل مؤ من از عهده بنده خارج است و وظيفه او نيست بلكه اين كار فقط بدست خداست ، ولي وظيفه بنده اينست كه صفحه دل را از تعصب و اغراض باطل پاك كند و آنرا آماده پذيرش قلم خدا سازد، مثلا درصددهمين آيه صفتي براي مؤ منين ذكر نموده و سپس فرموده است اولئك كتب ... و پيداست كه غير ايشان مشمول رقم زدن خدا نمي شوند و صدر آيه اينست : لاتجد قوما يؤ منون بالله و اليوم الاخر يوادون من حادالله و رسوله و لوكانوا آباء هم او ابناءهم او اخوانهم او عشريتهم (گروهي را بخدا و روز جزا ايمان آورده اند، نبيني كه با كسانيكه با خدا وپيغمبرش مخالفت مي كنند، دوستي ورزند، اگر چه پدران يا پسران يا برادران يا خويشانشان باشند).
عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد بن خالد عن ابن محبوب عن العلاء عن محمد بن مسلم عن أبي جعفر ع قال السكينة الإيمان
اصول كافي ج : 3 ص : 24 رواية :3
محمد بن مسلم گويد: امام باقر عليه السلام فرمود: سكينه همان ايمانست .
علي بن إبراهيم عن أبيه عن ابن أبي عمير عن حفص بن البختري و هشام بن سالم و غيرهما عن أبي عبد الله ع في قول الله عز و جل هو الذي أنزل السكينة في قلوب المؤمنين قال هو الإيمان
اصول كافي ج : 3 ص : 25 رواية :4
امام صادق (ع ) درباره خداي عزوجل: (او است كه سكينه را در دلهاي مؤ منين نازل كرده 26 سوره 48) فرمود: آن سكينه ايمانست .
علي بن إبراهيم عن محمد بن عيسي بن عبيد عن يونس عن جميل قال سألت أبا عبد الله ع عن قوله عز و جل هو الذي أنزل السكينة في قلوب المؤمنين قال هو الإيمان قال و أيدهم بروح منه قال هو الإيمان و عن قوله و ألزمهم كلمة التقوي قال هو الإيمان
اصول كافي ج : 3 ص : 25 رواية :5
جميل گويد: از امام صادق (ع ) درباره قول خداي عزوجل (اوست كه سكينه را در دلهاي مؤ منين نازل كرده ) پرسيدم فرمود: آن سكينه ايمانست . و اينكه فرمايد: (و با روحي از خود تاءييدشان كرد) آن روح ايمانست و راجع به قول خدايتعالي (و كلمه تقوي را گردن گيرشان ساخت ، 26 سوره 48) پرسيدم ، فرمود: آن كلمه ايمانست .
به این مطلب امتیاز بدهید:
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 24 آبان 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1144
استاد پناهیان:
سوال – آيا اميري کردن بچه در هفت سال اول باعث نمي شود که او لوس شود ؟
پاسخ – اصلي ترين نکات اين است که ما بدانيم در تربيت چه کاري مي خواهيم بکنيم . و چه چيزي را بايد به فرزندان خود منتقل کنيم . قبل از تربيت ديني بايد زندگي را به بچه آموزش داد . زندگي مديريت خوشي ها و ناخوشي ها است . ناخوشي هايي که فلسفه داشته و بايد باشند . نحوه ي برخورد ما با آنها مي تواند تلخي هاي زندگي را کاهش دهد ولي هيچوقت از بين نمي برد . ما بايد با اين روش شروع کنيم . ما در هفت سال دوم وقتي که مي خواهيم ناخوشي ها را به بچه نشان داده و در کنار آن ازبچه ادب بخواهيم و دلم مي خواهد ها را يک مقدار تضعيف کرده و کنار بزنيم . بايد در هفت سال اول به قدر کافي به بچه محبت کرده باشيم . در هفت سال اول به قدر کافي به بچه آزادي داده باشيم تا زماني که درهفت سال دوم با سختي ها مواجه مي شود مشکل پيدا نکند . به راحتي تلخي هاي زندگي را پذيرفته وادب را که يک مقدار ضابطه مند کردن فرد و جلوگيري از خودخواهي ها است بپذيرد . ما بايد بنا را با آسايش و راحتي بچه در هفت سال اول محکم کنيم . اين کلمه ي امير واقعاً به اين معنا نيست که بچه فرمانده باشد . اميرالمومنين (ع) مي فرمايد فرزند تو تا هفت سال ريحانه ي تو است . ريحانه لطيف بوده و نياز به مراقبت بيشتر دارد . مثلاً اگر شما يک گلداني داشته باشيد که برگ هاي آن به سمت آفتاب رفته باشد ، زماني که گلدان را جابجا مي کنيد ، اجازه مي دهيد که برگ آرام آرام تغيير جهت دهد . بنابراين برخورد با ريحانه شيوه ي خاصي دارد . بايد در هفت سال اول امنيت خاطر ، محبت و پناهگاه محکم خانوادگي را براي بچه ايجاد کرده باشيد . خيلي اوقات پدر و مادرها با بچه ي خود مدارا مي کنند، اما با يک يا دو دعوا بچه پشتوانه ي امنيتي خود را درخانه از دست مي دهد . بچه به سهولت به سمت پنهان کاري رفته و چون احساس دشمني مي کند به سرعت به سمت دشمني کردن مي رود . ما مي توانيم در هفت سال اول بچه را امر و نهي کنيم اما نبايد او احساس دشمني بکند . نبايد احساس امنيت او از بين برود . ولي مثلاً اگر با چاقوي تيزي بازي مي کند نبايد اورا رها کنيم و بگذاريم هر کاري مي خواهد انجام دهد . مهم اين است که ما انتظاري که از اين نحوه ي برخورد با بچه را داريم مشخص باشد . اينکه بچه با کمال آرامش به هفت سالگي برسد . و از دلم مي خواهد ها سيراب باشد . ما زحمت بکشيم و اين دلم مي خواهد ها را جهت دهيم و بعد با او همراهي کنيم . با اين کار بچه اطمينان خاطر دارد که با پدر و مادر خود جنگ و دعوا ندارد . از هفت سالگي به بعد که پدر و مادرها مي خواهند براي اين دلم مي خواهد ها برنامه بگذارند ، بچه احساس مي کند که يک بازي جديد است که شروع شده . ما مي توانيم در سخت ترين شرايط بچه را اداره و مديريت کنيم . ولي بايد مراقب باشيم که بچه چه برداشتي مي کند . ما قبل از هفت سال اول اسير برداشت هاي بچه هستيم . اگر در مقابل فرزند خود به ديگري محبت کرديم و او برداشت غلط کرد . بايد رفتار خود را به گونه اي اصلاح کنيم که اين برداشت غلط براي او ايجاد نشود . محبت کردن به ديگري در مقابل چشم بچه ي سه ساله اشکالي ندارد. ما نبايد از ترس حسادت او ، به بچه ديگري محبت نکنيم . ولي بايد اين مسئله ي حسادت را حل کنيم . موضوع اين است که برداشتي که بچه مي کند ، برداشت مناسبي باشد . در هفت سال اول تعليم و تربيت بايد باشد . اما بايد انعطاف پذير بوده وآئين نامه اي نباشد . در روايتي داريم که وقتي بچه سه ساله شد به او لا اله الا الله را ياد بدهيد . وقت سه سال و هفت ماهه شد محمد رسول الله (ص) را به او بياموزيد . پس ما بايد آموزش قبل از هفت سال داشته باشيم . وقتي که فرزند شما به سمت خطر مي رود بايد به او آموزش دهيد که اين وسيله خطرناک است . نبايد بچه اين ها را تجربه کند ، شايد به اين وسيله بخود صدمه ي سنگيني بزند . در اين هفت سال پدر و مادر بايد عميقاً وقت گذاشته و به او توجه کنند . با بچه حرف بزنند . معمولاً پسرها ديرتر زبان باز مي کنند اما در همان موقع نيز خيلي چيزها را فهميده و درک مي کنند . پدر و مادر بايد با بچه ي خود گفتگو کرده و بفهمند که او چه چيزي را مي خواهد . اگر چيزي را که مي خواهد به او داديد ، امنيت خاطر پيدا کرده و فکر مي کند هرچه بخواهد پدر و مادر به او مي دهند . پدر و مادر با شيوه ي گفتگو با يکديگر بايد به بچه ادب ياد بدهند . به شيوه ي ريحانه با او برخورد کرده وبه او امر و نهي نکنند . اگر بچه کاري کرد و عذر خواهي نکرد . در سن پنج سالگي نبايد او را مجبور به اين کار بکنيد . اين روش يعني تربيت بالاي هفت سال را در سني کمتر، اجرا کردن . اگر مي خواهند در اين سن به بچه عذرخواهي کردن را ياد بدهند، بايد پدر و مادر يک نمايش اجرا کرده و مدام در آن از هم عذر خواهي کنند . خداوند متعال يکي از روش هاي تربيتي براي فرزندان را تئاتر قرار داده و بازيگران آن نيز پدر و مادر هستند . وقتي پدر و مادر به يکديگر اعتنا نداشته و يا رفتارهايي را در مقابل نگاه اين بچه انجام دهند. و در مقابل مدام بخواهند با بچه به صورت امر و نهي برخورد کنند ، اين حديث جلوي آنها را مي گيرد . اينکه اين بچه در اين هفت سال امير است و نبايد به او امر و نهي کرد . البته بعد از هفت سال نيز اين نمايش وجود دارد . اما در اين زمان امر و نهي هم مي توانيد بکنيد . انشاء الله خداوند متعال خانه هاي ما را محل تربيت سربازان امام زمان (عج) قرار دهد.
نرم افزار برنامه سمت خدا
سمت خدا – 20/7/90
آقاي پناهيان
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه زودتر از شما به سراغ آنها بروند
♥امام صادق علیه السّلام فرمودند:
بادِرُوا أولادََكُم بِالحَديثِ قَبلَ أن يَسبِقَكُم إلَيهِمُ المُرجِئَةُ؛
در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه (منحرفان) زودتر از شما به سراغ آنها بروند.
کافی، ج 6، ص 47
راسخون نت
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
سوال – آيا اميري کردن بچه در هفت سال اول باعث نمي شود که او لوس شود ؟
پاسخ – اصلي ترين نکات اين است که ما بدانيم در تربيت چه کاري مي خواهيم بکنيم . و چه چيزي را بايد به فرزندان خود منتقل کنيم . قبل از تربيت ديني بايد زندگي را به بچه آموزش داد . زندگي مديريت خوشي ها و ناخوشي ها است . ناخوشي هايي که فلسفه داشته و بايد باشند . نحوه ي برخورد ما با آنها مي تواند تلخي هاي زندگي را کاهش دهد ولي هيچوقت از بين نمي برد . ما بايد با اين روش شروع کنيم . ما در هفت سال دوم وقتي که مي خواهيم ناخوشي ها را به بچه نشان داده و در کنار آن ازبچه ادب بخواهيم و دلم مي خواهد ها را يک مقدار تضعيف کرده و کنار بزنيم . بايد در هفت سال اول به قدر کافي به بچه محبت کرده باشيم . در هفت سال اول به قدر کافي به بچه آزادي داده باشيم تا زماني که درهفت سال دوم با سختي ها مواجه مي شود مشکل پيدا نکند . به راحتي تلخي هاي زندگي را پذيرفته وادب را که يک مقدار ضابطه مند کردن فرد و جلوگيري از خودخواهي ها است بپذيرد . ما بايد بنا را با آسايش و راحتي بچه در هفت سال اول محکم کنيم . اين کلمه ي امير واقعاً به اين معنا نيست که بچه فرمانده باشد . اميرالمومنين (ع) مي فرمايد فرزند تو تا هفت سال ريحانه ي تو است . ريحانه لطيف بوده و نياز به مراقبت بيشتر دارد . مثلاً اگر شما يک گلداني داشته باشيد که برگ هاي آن به سمت آفتاب رفته باشد ، زماني که گلدان را جابجا مي کنيد ، اجازه مي دهيد که برگ آرام آرام تغيير جهت دهد . بنابراين برخورد با ريحانه شيوه ي خاصي دارد . بايد در هفت سال اول امنيت خاطر ، محبت و پناهگاه محکم خانوادگي را براي بچه ايجاد کرده باشيد . خيلي اوقات پدر و مادرها با بچه ي خود مدارا مي کنند، اما با يک يا دو دعوا بچه پشتوانه ي امنيتي خود را درخانه از دست مي دهد . بچه به سهولت به سمت پنهان کاري رفته و چون احساس دشمني مي کند به سرعت به سمت دشمني کردن مي رود . ما مي توانيم در هفت سال اول بچه را امر و نهي کنيم اما نبايد او احساس دشمني بکند . نبايد احساس امنيت او از بين برود . ولي مثلاً اگر با چاقوي تيزي بازي مي کند نبايد اورا رها کنيم و بگذاريم هر کاري مي خواهد انجام دهد . مهم اين است که ما انتظاري که از اين نحوه ي برخورد با بچه را داريم مشخص باشد . اينکه بچه با کمال آرامش به هفت سالگي برسد . و از دلم مي خواهد ها سيراب باشد . ما زحمت بکشيم و اين دلم مي خواهد ها را جهت دهيم و بعد با او همراهي کنيم . با اين کار بچه اطمينان خاطر دارد که با پدر و مادر خود جنگ و دعوا ندارد . از هفت سالگي به بعد که پدر و مادرها مي خواهند براي اين دلم مي خواهد ها برنامه بگذارند ، بچه احساس مي کند که يک بازي جديد است که شروع شده . ما مي توانيم در سخت ترين شرايط بچه را اداره و مديريت کنيم . ولي بايد مراقب باشيم که بچه چه برداشتي مي کند . ما قبل از هفت سال اول اسير برداشت هاي بچه هستيم . اگر در مقابل فرزند خود به ديگري محبت کرديم و او برداشت غلط کرد . بايد رفتار خود را به گونه اي اصلاح کنيم که اين برداشت غلط براي او ايجاد نشود . محبت کردن به ديگري در مقابل چشم بچه ي سه ساله اشکالي ندارد. ما نبايد از ترس حسادت او ، به بچه ديگري محبت نکنيم . ولي بايد اين مسئله ي حسادت را حل کنيم . موضوع اين است که برداشتي که بچه مي کند ، برداشت مناسبي باشد . در هفت سال اول تعليم و تربيت بايد باشد . اما بايد انعطاف پذير بوده وآئين نامه اي نباشد . در روايتي داريم که وقتي بچه سه ساله شد به او لا اله الا الله را ياد بدهيد . وقت سه سال و هفت ماهه شد محمد رسول الله (ص) را به او بياموزيد . پس ما بايد آموزش قبل از هفت سال داشته باشيم . وقتي که فرزند شما به سمت خطر مي رود بايد به او آموزش دهيد که اين وسيله خطرناک است . نبايد بچه اين ها را تجربه کند ، شايد به اين وسيله بخود صدمه ي سنگيني بزند . در اين هفت سال پدر و مادر بايد عميقاً وقت گذاشته و به او توجه کنند . با بچه حرف بزنند . معمولاً پسرها ديرتر زبان باز مي کنند اما در همان موقع نيز خيلي چيزها را فهميده و درک مي کنند . پدر و مادر بايد با بچه ي خود گفتگو کرده و بفهمند که او چه چيزي را مي خواهد . اگر چيزي را که مي خواهد به او داديد ، امنيت خاطر پيدا کرده و فکر مي کند هرچه بخواهد پدر و مادر به او مي دهند . پدر و مادر با شيوه ي گفتگو با يکديگر بايد به بچه ادب ياد بدهند . به شيوه ي ريحانه با او برخورد کرده وبه او امر و نهي نکنند . اگر بچه کاري کرد و عذر خواهي نکرد . در سن پنج سالگي نبايد او را مجبور به اين کار بکنيد . اين روش يعني تربيت بالاي هفت سال را در سني کمتر، اجرا کردن . اگر مي خواهند در اين سن به بچه عذرخواهي کردن را ياد بدهند، بايد پدر و مادر يک نمايش اجرا کرده و مدام در آن از هم عذر خواهي کنند . خداوند متعال يکي از روش هاي تربيتي براي فرزندان را تئاتر قرار داده و بازيگران آن نيز پدر و مادر هستند . وقتي پدر و مادر به يکديگر اعتنا نداشته و يا رفتارهايي را در مقابل نگاه اين بچه انجام دهند. و در مقابل مدام بخواهند با بچه به صورت امر و نهي برخورد کنند ، اين حديث جلوي آنها را مي گيرد . اينکه اين بچه در اين هفت سال امير است و نبايد به او امر و نهي کرد . البته بعد از هفت سال نيز اين نمايش وجود دارد . اما در اين زمان امر و نهي هم مي توانيد بکنيد . انشاء الله خداوند متعال خانه هاي ما را محل تربيت سربازان امام زمان (عج) قرار دهد.
نرم افزار برنامه سمت خدا
سمت خدا – 20/7/90
آقاي پناهيان
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه زودتر از شما به سراغ آنها بروند
♥امام صادق علیه السّلام فرمودند:
بادِرُوا أولادََكُم بِالحَديثِ قَبلَ أن يَسبِقَكُم إلَيهِمُ المُرجِئَةُ؛
در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه (منحرفان) زودتر از شما به سراغ آنها بروند.
کافی، ج 6، ص 47
راسخون نت
به این مطلب امتیاز بدهید:
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 22 آبان 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1182
استاد پناهیان:
سوال – گاهي اوقات مرد دستورات ظالمانه اي مي دهد و يا بخاطر فرهنگ جامعه، زن نمي تواند در مقابل فرزندان از شوهر خود اطاعت کند . اين مسئله را شما چگونه توجيه مي کنيد؟
پاسخ – اساساً ما بايد ببينيم که زن به صورت فطري و غريزي علاقه دارد از همسر خود فرمان ببرد يا خير. ما هر پيشنهادي که مي دهيم بايد مطابق با توانايي ها و علاقمندي هاي طرف مقابل باشد . اگر دستوري که ما مي دهيم با توانايي هاي فرد هماهنگ باشد اما مطابق علاقمندي هاي او نباشد ، ظلمي به او خواهد بود . اگر کسي دستوري را مطابق علاقمندي هاي خود دريافت کند اما مطابق با توانمندي هاي او نباشد باز هم ظلم است . ما معتقد هستيم دستوراتي که دين مي دهد، مطابق با علاقمندي ها و توانايي هاي افراد است . دين دستور مي دهد که برخي جاها بصورت محدود و معين زن بايد از مرد اطاعت کند . اين مسئله اصلاً به صورت مطلق نيست . نبايد برخي از آقايان اين تصور را داشته باشند که هر دستوري را مي توانند به همسر خود بدهند . معمولاً خانم ها مرد مقتدر را دوست دارند . مردي که بتوانند به او تکيه کنند . يکي از تجلي گاه هاي اين اقتدار و بزرگتر بودن همين دستور دادن و اطاعت کردن است . دايره ي نياز زن به اقتدار مرد ، دايره ي بسيار گسترده و پيچيده اي است . فرهنگ غرب نيز هرچقدر خواست بين زن و مرد مساوات ايجاد کند ، موفق نبود . اين مسئله را عدم رضايت مندي زنان از زندگي و مشکلات عاطفي زيادي که دارند نشان مي دهد . مساوات بين زن و مرد معنايي ندارد . زن بايد محبوب تر از مرد باشد . مرد نيز بايد مطاع تر از زن باشد . خانمي که مي خواهد همسر او تکيه گاه باشد ، بايد گاهي فرمان او را بپذيرد . با اين کار هم مرد آرام مي گيرد و هم علاقه ي بيشتري به همسر خود پيدا مي کند و هم زن آرام گرفته و احساس مي کند که يک تکيه گاهي دارد . از لحاظ روحي و عاطفي براي زن هم لازم است که اين تناسب برقرار باشد . گاهي اوقات فرهنگ جامعه کاري مي کند که ما از فطرت خود دور شويم . فرهنگ جلوي فکر کردن ما را مي گيرد . زنان با يک يا دو کلمه مي توانند مرد خود را آرام کرده و اخلاق او را بهتر کنند . بعضي اوقات زنان بر سر شوهر خود داد مي زنند تا نياز آنها را برآورده کنند . درحالي که اگر مي خواهند شوهر از آنها اطاعت کند احتياجي به داد زدن نيست . کافي است با قدرتي که خداوند در زنان قرار داده از شوهر خود دلبري کرده و بر او تأثير بگذارند . با اين کار مرد آرام مي گيرد . چون جايگاه او تثبيت شده است . درست است که عزت و غرور براي خانم ها مهم است اما بيشترين چيزي که آنها مي خواهند عاطفه است . اينکه مرد ، همسر خود را دوست داشته باشد . اسلام توصيه مي کند که مرد علاقه ي خود را به همسر خود ابراز کند . چون اين يک نياز زن است . ما نمي توانيم تفاوت بين زن و مرد را انکار کنيم . تفاوت صرفاً در ظاهر و قيافه ي زن و مرد نيست . حتماً در روحيات هم است . در کليدي ترين مسائل اين تفاوت ها ديده مي شود . خانم ها بايد يک جاهايي اجازه ي فرمان دادن به همسر خود بدهند . البته گاهي اوقات مردها فرمان دهنده هاي خوبي نيستند . گاهي مرد خيلي ظالم است و بايد درمان شود . زن ها ، بهترين درمان گرهاي مردان خود هستند . برخي از مردها خوب فرمان نمي دهند ولي ظلمي در فرمان آنها نيست . خانم ها مي توانند مخفيانه به اينگونه مردها اعتراض کنند . اما بخاطر بچه ها در ظاهر از فرمان اين مردها هم اطاعت کنند. براي اينکه نظام اطاعت زن از مرد تحقق پيدا کند و مفهوم لازم به بچه ها منتقل شود
نرم افزار برنامه سمت خدا
سمت خدا – 2/9/90
آقاي پناهيان
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه زودتر از شما به سراغ آنها بروند
♥امام صادق علیه السّلام فرمودند:
بادِرُوا أولادََكُم بِالحَديثِ قَبلَ أن يَسبِقَكُم إلَيهِمُ المُرجِئَةُ؛
در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه (منحرفان) زودتر از شما به سراغ آنها بروند.
کافی، ج 6، ص 47
راسخون نت
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
سوال – گاهي اوقات مرد دستورات ظالمانه اي مي دهد و يا بخاطر فرهنگ جامعه، زن نمي تواند در مقابل فرزندان از شوهر خود اطاعت کند . اين مسئله را شما چگونه توجيه مي کنيد؟
پاسخ – اساساً ما بايد ببينيم که زن به صورت فطري و غريزي علاقه دارد از همسر خود فرمان ببرد يا خير. ما هر پيشنهادي که مي دهيم بايد مطابق با توانايي ها و علاقمندي هاي طرف مقابل باشد . اگر دستوري که ما مي دهيم با توانايي هاي فرد هماهنگ باشد اما مطابق علاقمندي هاي او نباشد ، ظلمي به او خواهد بود . اگر کسي دستوري را مطابق علاقمندي هاي خود دريافت کند اما مطابق با توانمندي هاي او نباشد باز هم ظلم است . ما معتقد هستيم دستوراتي که دين مي دهد، مطابق با علاقمندي ها و توانايي هاي افراد است . دين دستور مي دهد که برخي جاها بصورت محدود و معين زن بايد از مرد اطاعت کند . اين مسئله اصلاً به صورت مطلق نيست . نبايد برخي از آقايان اين تصور را داشته باشند که هر دستوري را مي توانند به همسر خود بدهند . معمولاً خانم ها مرد مقتدر را دوست دارند . مردي که بتوانند به او تکيه کنند . يکي از تجلي گاه هاي اين اقتدار و بزرگتر بودن همين دستور دادن و اطاعت کردن است . دايره ي نياز زن به اقتدار مرد ، دايره ي بسيار گسترده و پيچيده اي است . فرهنگ غرب نيز هرچقدر خواست بين زن و مرد مساوات ايجاد کند ، موفق نبود . اين مسئله را عدم رضايت مندي زنان از زندگي و مشکلات عاطفي زيادي که دارند نشان مي دهد . مساوات بين زن و مرد معنايي ندارد . زن بايد محبوب تر از مرد باشد . مرد نيز بايد مطاع تر از زن باشد . خانمي که مي خواهد همسر او تکيه گاه باشد ، بايد گاهي فرمان او را بپذيرد . با اين کار هم مرد آرام مي گيرد و هم علاقه ي بيشتري به همسر خود پيدا مي کند و هم زن آرام گرفته و احساس مي کند که يک تکيه گاهي دارد . از لحاظ روحي و عاطفي براي زن هم لازم است که اين تناسب برقرار باشد . گاهي اوقات فرهنگ جامعه کاري مي کند که ما از فطرت خود دور شويم . فرهنگ جلوي فکر کردن ما را مي گيرد . زنان با يک يا دو کلمه مي توانند مرد خود را آرام کرده و اخلاق او را بهتر کنند . بعضي اوقات زنان بر سر شوهر خود داد مي زنند تا نياز آنها را برآورده کنند . درحالي که اگر مي خواهند شوهر از آنها اطاعت کند احتياجي به داد زدن نيست . کافي است با قدرتي که خداوند در زنان قرار داده از شوهر خود دلبري کرده و بر او تأثير بگذارند . با اين کار مرد آرام مي گيرد . چون جايگاه او تثبيت شده است . درست است که عزت و غرور براي خانم ها مهم است اما بيشترين چيزي که آنها مي خواهند عاطفه است . اينکه مرد ، همسر خود را دوست داشته باشد . اسلام توصيه مي کند که مرد علاقه ي خود را به همسر خود ابراز کند . چون اين يک نياز زن است . ما نمي توانيم تفاوت بين زن و مرد را انکار کنيم . تفاوت صرفاً در ظاهر و قيافه ي زن و مرد نيست . حتماً در روحيات هم است . در کليدي ترين مسائل اين تفاوت ها ديده مي شود . خانم ها بايد يک جاهايي اجازه ي فرمان دادن به همسر خود بدهند . البته گاهي اوقات مردها فرمان دهنده هاي خوبي نيستند . گاهي مرد خيلي ظالم است و بايد درمان شود . زن ها ، بهترين درمان گرهاي مردان خود هستند . برخي از مردها خوب فرمان نمي دهند ولي ظلمي در فرمان آنها نيست . خانم ها مي توانند مخفيانه به اينگونه مردها اعتراض کنند . اما بخاطر بچه ها در ظاهر از فرمان اين مردها هم اطاعت کنند. براي اينکه نظام اطاعت زن از مرد تحقق پيدا کند و مفهوم لازم به بچه ها منتقل شود
نرم افزار برنامه سمت خدا
سمت خدا – 2/9/90
آقاي پناهيان
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه زودتر از شما به سراغ آنها بروند
♥امام صادق علیه السّلام فرمودند:
بادِرُوا أولادََكُم بِالحَديثِ قَبلَ أن يَسبِقَكُم إلَيهِمُ المُرجِئَةُ؛
در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید پیش از آنکه مرجئه (منحرفان) زودتر از شما به سراغ آنها بروند.
کافی، ج 6، ص 47
راسخون نت
به این مطلب امتیاز بدهید:
____________________________________________________
برچسب ها:
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 21 آبان 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1026

