تربیت صحیح فرزندان - آرشیو 1395/6
<-Description->

مطالب بسیار مهم و عالی از طب سنتی



http://zakizadehteb.blogfa.com/1391/11



آشنايي با طب ايراني – اسلامي

اصلاح تغذيه ، ضرورت زندگي امروز

اهميتي كه طب ايراني – اسلامي به تغذيه و غذا خوردن اصولي مي دهد، در هيچ يك از مكاتب طبي دنيا به چشم نمي خورد.

حكيمان ايران زمين معتقد بودند: اگر طبيب درمان بيمار خود را از اصلاح غذاي او آغاز نكند، گويي بر كشتن وي جرأت يافته است. و اين جمله بسيار هشداردهنده و تمام كننده است.

نظر معصومين نيز اهميت بي اندازه ي تغذيه را به ما گوشزد مي كند.رسول خدا فرموده اند: معده خانه ي تمام دردها و بيماري هاست. قرآن كريم مي فرمايد:انظر الي طعامك كه از (انظر)، تفاسير متعددي دارد. از جمله اين كه دقت در خوردن و آشاميدن يك (دستور) مهم اسلامي و ديني است.

پيشگيري،بهداشت و درمان بيماري هاي جسم و روح و روان انسان ها ميسر نخواهد شد تا زماني كه تغذيه و خوردن و آشاميدن آنان كامل و صحيح نباشد. پس اهميت اين بحث بيشتر از آن چيزي است كه بتوان تصور كرد و در آخر به نظر مي رسد حتي شخصيت،شعور و معرفت انسان ها نيز وابستگي بي اندازه اي به نوع تغذيه ي آنان دارد و اين ضرب المثل عاميانه براي كارشناسان تغذيه طب سنتي و طب اسلامي كاملا\" پذيرفته شده است كه: (به من بگو چگونه مي خوري و غذاي تو چيست تا بگويم كيستي و چه كاره اي...)

حضرت امام صادق(ع) مي فرمايند:غذاي تو، دواي تو بايد باشد. يعني به گونه اي خوردني ها و آشاميدني ها را تهيه و ميل كنيم كه علاوه بر نقش غذايي، در بدن عملكرد اصلاحي و دارويي نيز داشته باشند. به همين منظور مهم ترين دستورهاي طب سنتي و اسلامي در جهت تهيه و مصرف (غذاي دوايي)و(دواي غذايي) است.

انتخاب غذا بر حسب طبع و مزاج فرد:

در طب ايراني تئوري بنياديني داريم به نام اخلاط چهار گانه(بلغم، سودا، صفرا، خون) و نيز مفاهيم سردي، گرمي، خشكي و تري كه اساس اين طب و تمام راه كارهاي بهداشتي و درماني آن،بر اين تئوري و مفاهيم بنا نهاده شده است. غذا و اصول تغذيه نيز از اين تئوري اخلاط رابعه و سردي و گرمي پيروي مي كند.

هر انساني به طور سرشتي و ژنتيكي داراي طبيعتي است كه يا سرد است يا گرم. طبيعت گرم يعني فرد گرمايي است(تحمل گرما را ندارد و هواي خنك براي وي مناسب تر است.)در زمستان لباس كم مي پوشد، آب زياد مي خورد، ميل به خنكي ها و غذاهاي سرد نظير ماست و خيار و ترشي دارد، در صورت مصرف غذاهاي گرم نظير عسل، خرما و دارچين، بدن او دچار التهاب شده و ممكن است جوش، خارش و كهير پيدا كند. صورت او سرخ و دستانش داغ و پرانرژي است. طبيعت سرد يعني فرد سرمايي است(تحمل سرما را ندارد و هواي گرم براي وي مناسب تر است.) در زمستان لباس زياد مي پوشد، آب كم مي خورد، ميل به گرمي ها و غذاهاي گرم نظير عسل، كنجد، زنجبيل و شيريني ها دارد، در صورت مصرف غذاهاي سرد نظير ماست، خيار، دوغ و گوشت گوساله دچار ناراحتي هايي نظير آبريزش دهان، پرخوابي، درد اندام ها و استخوان درد، سستي عضلات، كسالت، بي حالي و بي حوصلگي خواهد شد. به غير از گرمي و سردي، طبيعت خشكي و تري هم داريم. امتزاج خشكي وتري و گرمي و سردي صفات اخلاط چهار گانه را تشكيل مي دهد.

اخلاط چهار گانه تركيباتي هستند سيال و مايع كه بدين گونه شكل مي گيرند:

غذايي كه ما مي خوريم در كبد تغيير ماهيت داده و فعل و انفعالاتي روي آن صورت مي گيرد و به چهار شكل در مي آيد: تركيب قرمز متمايل به زرد به نام صفرا كه به هضم غذا كمك مي كند،حركات روده را افزايش مي دهد، مسير گردش خون در عروق را باز مي كند، سبب افزايش حافظه و تيزي هوش و ذهن مي شود و توانايي هاي مغزي را افزايش مي دهد. صفرا ضد عفونت هاست. اگر خون را در يك ظرف بريزيم صفرا از تمام خلط ها سبك تر بوده و در صدر خواهد ايستاد.تركيب ديگر سرخ رنگ است و نام دم يا خلط خون به خود مي گيرد كه حمل كننده اكسيژن و مواد غذايي براي بافت ها و سلول هاي بدن است و لايه ي دوم و پايين تر از صفرا خواهد ايستاد. تركيب سوم قرمز صورتي يا قرمز كم رنگ است كه پايين تر از دم(خون) خواهد ايستاد و بلغم نام دارد و وظيفه ي آن تسهيل كار مكانيكي و لغزش مفاصل روي هم، تشكيل بافت عصبي و سلول هاي مغزي، آب ميان بافتي و شبكه هاي لنفاوي مي باشد، همچنين ترشحات دستگاه تناسلي زن و مرد عمدتا\" از ماده بلغم مي باشد.

تركيب چهارم قرمز تيره و جگري رنگ است كه سودا نام دارد و پايين ترين لايه و سنگين ترين خلط است. وظيفه ي طبيعي آن تحريك اشتها و تشكيل بافت استخواني است. صفرا طبيعت گرم و خشك دارد. سودا طبيعت سرد و خشك دارد. دم طبيعت گرم و تر دارد. بلغم طبيعت سرد و تر دارد.

اين اخلاط چهار گانه با يكديگر تعامل و تعادلي دارند كه در مسير گردش خون در جايگاه طبيعي خود به ميزان تعريف شده و متعادل قرار گرفته و وظايف ذاتي خود را انجام مي دهند. مشكل درد و بيماري ها از آن جا آغاز مي گردد كه قرارگيري اين اخلاط چهارگانه (سودا، صفرا، بلغم و خون)در جايگاه هاي خاص خود به هم مي خورد و خلط وارد جايگاه ديگري مي شود(خلط نابه جا) يا اين كه كمتر و بيشتر از حد لازم در مكاني حضور يابند يا اين كه كيفيت آن ها ضايع شده و به اصطلاح خلط هاي فاسد و بد تشكيل شود.

در عالم خلقت علاوه بر انسان ها تمام جانداران و حتي موجودات بي جان(گياهان، جمادات، نباتات و حيوانات) و حتي رنگ ها و تصويرها و فضاها و هواها و جغرافياي سرزمين ها و ... داراي طبع و مزاج خاص خود هستند كه هر كدام بحث جداگانه اي مي طلبد.

هر ماده ي غذايي بسته به طبع و مزاج خود، وقتي وارد بدن مي شود، موجب توليد اخلاط چهارگانه مي گردد. اما يك خلط را بيشتر توليد خواهد كرد. مثلا\" كاهو طبع سرد و تر(بلغم زا) دارد و پس از مصرف آن خلط بلغم خون افزايش مي يابد. زنجبيل گرم و خشك است(صفرا زا) و پس از مصرف آن خلط صفراي خون افزايش مي يابد و به همين شكل برنج سرد و خشك(سودازا) و انگور گرم و تر(خون ساز يا خون زا) است.

در اين قسمت فهرستي از غذاهاي گرم و سرد و معتدل(نه گرم و نه سرد)را مي آوريم:

اغذيه ي گرم:

انگور، سير، دارچين، پياز، زنجبيل، گلاب، فلفل سياه، نارگيل، گوشت گوسفند، تره ، نخود، ريحان، عسل، ارده، خرما، شيره ي انگور، نان گندم، موز، زيتون، قهوه، گردو، فندق، پسته، زيره سياه، بادام زميني، زردچوبه، توت، شلغم، روغن حيواني، سياه دانه، انجير، كنجد، نمك، كاكائو، شكلات، نبات، نعناع، شكر سرخ و سيب شيرين و ... بادنجان، كدو، مركبات،(گرم و خشك)، كدو حلوايي، گيلاس(گرم و تر)

اغذيه ي سرد:

ماهي، آلو، مرغ، گلابي، گلابي، شاه توت، عدس، توت فرنگي، اسفناج، چغندر، ماست، ذرت، خيار، باقلا، كاهو، گوشت گاو، هندوانه، گوشت گوساله، برنج، گوجه فرنگي، قارچ، شكر، كيوي، كاسني، پنير، باميه، چاي، كشك، سيب زميني، زرشك، نان جو، آلبالو، انار، سركه، ماءالشعير، آب غوره، آب ليمو، سماق، روغن نباتي، سيب ترش، سيب زميني، شير و ...

اغذيه ي معتدل:

آب گوشت، سيب ملس، بادام و ...

هر كس بسته به طبع و مزاج خود بايد غذاي مناسب حال خود را برگزيند و بيشتر آن نوع از غذاها را مصرف كند. مثالي مي زنيم:فردي كه طبع گرم صفراوي يا دموي دارد بايد غذاهاي خنك و سرد مانند آش انار، آش آلو، آب زرشك، خيار، مركبات، ماست و... مصرف كند تا گرمي و حرارت ذاتي او تعديل شود و در سلامت كامل و تعادل جسمي و گوارشي به سر ببرد. چنين فردي بايد كمتر گرمي بخورد و هر گاه غذاهاي گرم مصرف كرد، بايد به همراه آن، اقلام سرد و خنك نيز بخورد در غير اينصورت عوارض گرمي( جوش و خارش بدن، گرگرفتگي، بي قراري، كهير، سوزش ادرار، سوزش سر دل، آفت دهان و...) او را آزار خواهد داد. برعكس فردي كه طبع سرد بلغمي يا سوداوي دارد بايد غذاهاي گرم مصرف كند تا سردي ذاتي او تعديل شود و در سلامت كامل و تعادل جسمي و گوارشي به سر ببرد. چنين فردي بايد كمتر سردي بخورد و هرگاه غذاهاي سرد مصرف كرد بايد به همراه آن، اقلام گرم نيز بخورد در غير اينصورت عوارض سردي(بي حالي و ضعف و سستي بدن، خواب آلودگي، نفخ معده، استخوان درد و پف آلودگي صورت و...) او را آزار خواهد داد. به همين دليل در طب سنتي هر غذا يك « مصلح» دارد كه سردي يا گرمي غذا را به تعادل مي رساند. مثلا\" مصلح برنج زيره و مصلح نان، رازيانه و مصلح گوشت، پياز و مصلح عدس، گلپر و مصلح انار، گلاب و مصلح شير، هل و گلاب و مصلح مرغ، زعفران و ... برشمرده شده است.

جمع بندي:

اولا\" ما بايد مزاج و طبع خود را بشناسيم كه حدود دويست علامت دارد و اگر خودمان اين اطلاعات و تجربه رانداريم از پزشك يا كارشناس طب سنتي جوياي اين مهم باشيم كه «خودمان را به خودمان بشناسد» و قطعا\" يكي از جنبه هاي بسيار مهم خودشناسي كه مورد تأكيد اسلام و ائمه معصومين(ع)، حكما، عرفا و فيلسوفان است، همين شناخت طبع و مزاج خود است. ثانيا\" بر حسب اين طبع و مزاج، غذا و حتي پوشاك و بسياري ملزومات زندگي و شغلي و معيشتي خود را برگزينيم.

زماني ازدواج درست و صحيح صورت مي گيرد كه طبع و مزاج زن و مرد، همگون و شبيه به هم باشد. به طور مثال زنان يا مرداني كه دموي مزاج هستند از خصوصيات بارز آنان سلطه جويي و اقتدار طلبي خواهد بود و زنان و مرداني كه صفراوي مزاج هستند تند و تيز و بي قرار و دچار عصبانيت زودرس و زنان و مرداني كه سوداوي مزاج هستند، وسواسي، ترسو و كم تحمل و مرد و زن بلغمي مزاج آرام و مطيع و بردبار خواهند بود.

در گزينش نيروي انساني براي هر مجموعه ي كاري نيز طبايع و مزاج ها كاربرد فوق العاده اي دارد. به طور مثال سرباز يا كارگر بايد پر انرژي، شجاع و جسور باشد كه از خصوصيات افراد دموي است. مدير و طراح و محقق بايد دقيق، پيگير، باهوش، با اراده، ريزبين، منظم و سيستم ساز باشد كه از خصوصيات صفراوي مزاجهاست. قاضي، پزشك و مربي ورزشي بايد وسواس گونه، سختگيرانه و دقيق روي كارش نظارت كند كه تا حدي از خصوصيات سوداويهاست.(اگر در پي عاشق ديوانه هستيد، فرد سوداوي مزاج را برگزينيد!)

كارمند، فروشنده، هنرمند و سرايدار بايد بلغمي مزاج باشد تا مطيع، آرام و صبور باشد و چون و چرا در كار نياورد.

رنگ ها، لباس ها، زمين، مصالح ساختماني، وسايل پلاستيكي، محيط هاي جغرافيايي، خوراكي ها، احساسات، رفتارهاي مذهبي، رفتارهاي اجتماعي، رفتارهاي جنسي، بارداري، تكلم، تفكر،كار، ورزش و ... هر كدام داراي طبع گرم و سرد و مزاج خاص بوده و به همان نسبت بر روح و روان و جسم و نوع شخصيت آدمي تأثيرگذار هستند.

مشكلات سفره ي خانواده ي ايراني امروز:

- زرشك پلو با مرغ و سبزي پلو با ماهي: از غذاهاي بسيار سرد هستند كه بلغم زا و سودازا هستند (يعني به مرور زمان و در صورت مصرف زياد غلظت خون ايجاد خواهند كرد و اخلاط نابه جا و مضر در بدن توليد مي كنند) ماهي، مرغ، برنج، زرشك، رب، سالاد، ماست، آب ليمو، سيب زميني، باقلا، روغن نباتي، همگي سرد و بلغم زا هستند كه بايد چنين اغذيه هايي كمتر مصرف شود و همراه آن ها حتما\" بايد ادويه اي گرم و گرمي هايي نظير فلفل سياه، كنجد، عسل، سياهدانه، زنجبيل، و آويشن مصرف شود.

- عدسي غذايي سودازاست و غلظت خون ايجاد مي كند. نخود صفرازا و خونساز است. در طب سنتي لوبيا جايگاه چنداني در تغذيه ندارد و در عوض نخود بسيار مورد تأكيد است و حكما سم زدايي از بدن، افزايش توان جنسي، افزايش حافظه، تقويت قلب، خونسازي، استخوان سازي، جلوگيري از سفيدي موها و ده ها خاصيت ديگر را براي نخود قائل مي باشند. نخود حرارت غريزي(نيروي حياتي و انرژي ذاتي) را افزايش مي دهد و جواني را پايدار مي كند. به همين دليل در تغذيه ي سنتي ايرانيان نخود جايگاه ويژه اي داشته و در نخودآب، آب گوشت و انواع خورشت ها و آش ها مكرر استفاده مي شده است و امروز بر عكس شده و مصرف لوبيا روز به روز بيشتر و گسترده تر و مصرف نخود روز به روز محدودتر و كمتر مي شود.

- حذف سبزي و جايگزيني انواع سالادها نيز صحيح نيست. طبق توصيه ي اهل بيت(ع) سبزي آرايش و زينت و بركت سفره است. طبع سبزي ها عموما\" «گرم» است و هضم غذا را بهتر مي كند. داراي فيبر بوده كه مانع يبوست است و مواد معدني سرشار و ويتامين هاي متنوعي دارد. سالادهاي مرسوم(نظير خيار، گوجه، كاهو و...) بلغم زا هستند و بر خلاف تفكر مرسوم هضم غذا را مختل مي كنند! نفخ ايجاد كرده و اخلاط مضر در بدن توليد خواهند كرد. خصوصا\" كه روي سالادها سس مايونز(ماده اي بسيار سمي و مضر ) هم اضافه مي شود.

- خوردن ماست به همراه گوشت و غذاي گوشتي بسيار مضر است و طبق گفته ي حكما خلط خام و بلغم فراوان توليد خواهد كرد. يكي از مهم ترين علل ويتيليگو(برص و لك وپيس) از نظر طب قديم مصرف ماست همراه با گوشت، ذكر شده است.

- مصرف پنير به تنهايي بلغم زا و مضر است. بهتر است پنير شبها و همراه گردو مصرف شود. پنير را مي توان به همراه زيره ي سياه و سياهدانه مصرف كرد. خوردن نان و پنير به تنهايي در صبحانه بلغم زاست و فرد دچار رخوت و سستي، بيحالي و خواب آلودگي، كندي در يادگيري و كاهش تمركز ذهن خواهد كرد.

- لبنيات خالي مضر است. پنير با گردو يا سياهدانه يا زيره، شير با گلاب يا عسل يا هل يا دارچين، ماست با سياهدانه يا شيره ي انگور يا نعناع و گل سرخ و بالاخره كره با عسل بايد ميل شود.

- حذف سركه از سبد غذايي خانواده ي ايراني: اين مورد يكي از بزرگترين ظلم هايي است كه متأسفانه توسط گروهي از پزشكان به آن دامن زده مي شود. تحت اين عنوان كه سركه براي اعصاب مضر است و سبب زخم و ورم معده مي گردد! رسول خدا(ص) مي فرمايند: در خانه اي كه سركه باشد فقر وارد نمي شود. سركه جزء ثابت خوراك سفره ي امام علي(ع) بوده است. طبق تحقيقات طب نوين، سركه در كاهش كلسترول، چربي خون و قند خون نقش بسزايي دارد. سركه سبب وازوديلاتاسيون عروق و بهتر شدن جريان خون در رگ هاي بدن مي شود. سركه به هضم غذا كمك مي كند و برطرف كننده صفرا است. سركه ضدعفوني كننده غذا و از بين رفتن رسوبات و املاح مضر آنها است. طبيعت سركه سرد است و اگر فرد سوداوي و بلغمي در مصرف آن زياده روي كند، سبب ضعف اعصاب، بيحالي و افت فشار خون مي شود و ممكن است مضراتي داشته باشد. بهتر است اين افراد سركه را با عسل يا شيره(سكنجبين و سركه شيره) مخلوط كرده و ميل كنند كه تركيبي اصلاح شده است و ديگر عوارض سركه را نخواهد داشت. ترشي ها جايگزين هاي خوبي براي سركه هستند. زكرياي رازي در رساله ي «سكنجبينيه» بيش از يك هزار نوع سركه و سكنجبين معرفي كرده كه هر كدام فرمول ساخت ويژه اي داشته و موارد مصرف و كاربردهاي درماني هر كدام را به طور مفصل تشريح نموده است.

- وعده ي غذاي ظهر از نظر طب سنتي و طب اسلامي سودازا و مضر است و سبب غلظت خون مي شود. در طب اسلامي توصيه به دو وعده غذا خوردن شده است. يكي صبح و ديگري عصر و غروب يا ابتداي شب. (در تابستان ها غذاي ظهر ضرر بيشتري نسبت به زمستان دارد.) فرمول ديگر غذا خوردن طبق دستور امام رضا(ع) اين است: روز اول صبحانه و شام، روز دوم فقط ناهار ميل شود يعني هر دو روز، سه وعده غذا ميل شود.

- تنوع خواري و مصرف اقلام متعدد و متنوع در يك وعده ي غذايي كاري غلط است و از نظر طب اسلامي مضر است و سبب به هم خوردن تنظيم دستگاه گوارش مي شود. زماني كه تنوع اقلام يك وعده ي غذا از دو-سه مورد فراتر مي رود، سيستم اخلاطي و آنزيم هاي هاضمه دچار سردرگمي و اختلال شده و هضم غذا ناقص خواهد شد. يكي از رموز «طول عمر» از نظر طب سنتي، ساده غذا خوردن و تنوع كم اقلام غذاهاي سر سفره، ذكر شده است.

- ريزه خواري و جزء خواري نيز در طب سنتي، براي دستگاه گوارش مضر محسوب مي شود. وعده هاي متعدد اما كوچك غذا خوردن(به ويژه اگر اقلام JUNK FOOK نظير پفك و چيپس و كيك و... باشد) سبب استهلاك بيشتر دستگاه گوارش و طول عمر كمتر مي گردد.(تنوع خواري و ريزخواري در طب جديد نه تنها مضر معرفي نشده است بلكه مفيد شمرده شده است!) مثال ساده اي مي زنيم: شما اگر در يك روز اتومبيل خود را يك بار روشن كنيد و صد كيلومتر رانندگي كنيد، به مراتب استهلاك كمتري خواهد داشت تا آن را بارها روشن كرده ولي هر بار صد متر و پنجاه متر رانندگي كنيد.

- آجيل ها براي كاهش چربي خون، غلظت خون، سلامت كبد، قلب و افزايش كاركرد مغز بي نهايت مفيد و لازم مي باشند.طبق تحقيقات محققين آمريكايي بهترين آجيل ها به ترتيب بادام درختي، گردو و فندق است(درست منطبق بر ديدگاه حكماي طب سنتي ايران) مصرف روزانه ي يك مشت آجيل بين پنج تا پانزده سال به طول عمر شما مي افزايد.( در سنت ايرانيان مصرف آجيل فراوان بوده و در مهماني ها و شب نشيني ها، آجيل بسيار مرسوم بوده است.) مصرف روزانه 21-7 عدد بادام، (البته مغز نشده به طوري كه خودمان آن را بشكنيم. زيرا بادام و گردو پس از خارج شدن از پوسته ي خود پس از چند روز، درصد قابل توجهي از خواص خود را از دست مي دهند.) جهت پاك سازي كبد، تقويت استخوان ها، رشد قد اطفال و افزايش هوش و حافظه توصيه مي گردد. آجيل ها به غلط، براي كبد مضر معرفي شده است كه به هيچ وجه اين طور نيست و فقط در طبايع صفراوي مزاج مصرف آن بايد محدودتر باشد.(تفت و بو دادن آجيل ها خاصيت آنها را كمتر مي كند.)

- باور غلط و مصطلح ديگري كه باز از سوي برخي پزشكان ما تقويت مي شود. مضر بودن ادويه براي كبد است! طبيعت ادويه گرم و خشك است و تنها مورد احتياط آن در طبايع صفراوي كه خود گرم و خشك هستند و نيز افرادي كه كبد گرم دارند، مي باشد. مصرف ادويه همراه غذاهاي در طبايع سرد، عامل فعال شدن كبد و كاركرد منظم دستگاه گوارش خواهد بود. ادويه سبب تعديل بلغم اضافي معده و رطوبت هاي نابه جاي دستگاه گوارش شده و با مصرف بلندمدت و مداوم، بلغم و سوداي نابه جاي بدن نيز كاهش يافته كه در تخفيف و درمان بيماري هاي بلغمي و سوداوي بسيار موثر است.(بيماري هايي نظير آرتروز، درد مفاصل، نفخ معده، كاهش حافظه، صرع، شب ادراري، عفونت هاي زنانگي و افسردگي و ...) بالاترين مصرف زنجبيل در دنيا مربوط به كشورهاي اروپايي است و امروزه ثابت شده است كه زنجبيل در مهار اترواسكلروزيس(انسداد عروق) و حل كردن لخته هاي خون و كاهش غلظت خون كاملا\" موثر است. مهم ترين علت نفخ معده، مصرف سردي ها با غذا نظير خيار، كاهو، ماست و... است كه براي حل اين موضوع، مصرف ادويه با غذاها مثلا\" كنجد خام و عسل، فلفل سياه، پودر آويشن با ماست، سياهدانه، زنجبيل، زيره ي سياه و... توصيه مي شود.

- مصرف هندوانه، خربزه، طالبي و انگور به همراه غذاها سوء هاضمه و اخلاط فاسد توليد مي كند. تنها ميوه اي كه همراه غذا مجاز به مصرف است، انار و زيتون است و جالب است كه بدانيم مصرف انار و زيتون به تنهايي از ديدگاه حكماي طب سنتي مضر است. به طور كلي ميوه ها بهتر است تنها مصرف شوند.

- هر غذايي در طب سنتي داراي يك يا چند مصلح مي باشد. منظور از مصلح يعني نوعي ماده ي غذايي يا گياه دارويي كه مصرف آن به همراه غذاي مورد نظر، در اصلاح و تعديل عوارض جانبي احتمالي آن غذا، موثر خواهد بود و هضم غذا را بهتر خواهد كرد و خواص و فوايد غذا، جذب غذا و تأثير غذا را در بدن و ارگان هاي مربوطه مضاعف خواهد كرد. در تغذيه ي سنتي ايرانيان مصرف مصلحات به طور كامل مراعات مي شده و تقريبا\" غذا و ميوه اي يافت نمي شود كه بدون مصلحات مصرف شود. مثلا\" كاهو و سكنجبين، خيار با نعناع يا گل سرخ، ماست يا شيره، برنج با زيره ي سياه، دوغ با كاكوتي يا آويشن، چاي با آبليمو، تخم مرغ با دارچين، ارده با شيره ي انگور، عدسي با گلپر، آش جو با فلفل سياه، آب گوشت با پياز، كباب با سماق، ماهي با گردو يا فلفل سياه، سير يا خرما و ... مصرف مي شده است. امروزه تقريبا\" مصرف اين مصلحات با غذاها كنار گذاشته شده است كه اين خود سبب كاهش كم و كيف جذب و هضم غذا خواهد شد.

- اكثر اقلام و غذاهاي وارداتي غربي مانند: ماكاروني، پيتزا، پفك، سوسيس، كالباس، همبرگر، نان فانتزي، شكلات ها، بيسكوئيت ها، چيپس و ... يبوست زا هستند. يبوست در طب سنتي بسيار حائز اهميت است و يكي از اصلي ترين دلايل پيدايش و شدت يافتن بيماري هاست. تا آنجا كه به عنوان ام الامراض(مادر بيماري ها) شناخته شده است. نان هاي بدون سبوس و برنج دو عامل مهم تشديد يبوست است. غذا هر چه خشك تر باشد يبوست زاتر است. به همين دليل در طب سنتي اغلب غذاها به شكل آبدار و آبكي نظير آش، خورشت، حليم، فرني و آب گوشت طراحي شده است كه همگي ضد يبوست هستند.

- سالاد الويه نيز جزء غذاهاي بسيار سرد و بلغم زا مي باشد و لذا بايد با ادويه گرم نظير فلفل سياه و آويشن مصرف شود. به دليل وجود مواد شيميايي سرطان زا در سس مايونز، بهتر است هنگام تهيه سالاد الويه از سس كمتري استفاده شود.

قواعد طبخ غذا:

الف: غذا بايد به آرامي، با تأني و در مدت زمان هر چه طولاني تر پخته شود و حرارت اعمال شده براي پخت غذا ملايم اما بلند مدت باشد. ديگ زود پز، تندپز، مايكروويو و دستگاه هاي برقي داغ كننده ي نان(Toaster) مضر هستند و طبق تحقيقات طب جديد، حتي موجب از بين بردن تركيبات پروتئيني موجود در گوشت شده و مواد كانسروژن(سرطانزا) به غذاها مي افزايند. در فرهنگ ايراني«بار گذاشتن غذا» لغتي آشناست كه اغلب شب تا صبح يا صبح تا غروب، غذا با يك شعله ي ملايم در حال طبح بوده است و همه مي دانند چنين غذاهايي كه بار گذاشته مي شود به مراتب لذيذتر، خوش طعم تر، سالم تر و پرخاصيت تر هستند تا غذاهايي كه به سرعت آماده مي شوند.

ب:غذاهاي فريزري و منجمد شده بسيار مضر هستند و هر چه مدت فريز كردن طولاني تر باشد، مضرات اين غذاها بيشتر خواهد بود.

در غذاهاي فريزر شده، مواد سرطان زا آرام آرام تجمع يافته و از طرفي ماهيت ماده ي غذايي دچار تحولاتي مي شود كه فوايد و خواص آن كمتر شده و حتي طعم آن نيز تغيير خواهد كرد. باز به همين دليل است كه غذاهاي تازه لذيذتر و مطبوع تر است تا غذاهاي مانده يا غذايي كه با اقلام نگهداري شده و منجمد شده تهيه شده است.

در يك تحقيق علمي مشخص شده است يكي از اركان طول عمر بالاي صدسال پرهيز از مصرف غذاهاي فريزري است.

ج:فلسفه ي نامگذاري آشپزخانه اين بوده است كه محل طبح آش مي باشد. پايه ي سفره ي غذايي خانوار ايراني آش بوده است و تا يكصد نوع آش، در منابع طب سنتي معرفي و نسخه شده است. آش ها هم غذا هستند و هم دارو. آش يك مرحله ي هضم را پشت سر گذاشته و شبيه به كيموس معده شده است و دستگاه گوارش ما در هضم و جذب، كمتر دچار مشكل مي شود. امروز خانواده ي ايراني كمتر آش سماق، آش انار، آش جو، آش آلو، آش شله قلمكار، آش دوغ، آش زيره و... مصرف مي كند. اگر مصرف آش با مصلحات آن باشد، نه تنها نفخ و سوزش معده ايجاد نخواهد كرد بلكه سبب درمان مشكلات گوارشي نيز خواهد شد. آش ضد يبوست است.

د: ذكرها و آداب معنوي غذاها: هر غذايي ذكر خاص خود را دارد. گفتن ذكر حين طبخ غذاها سبب روحاني شدن خوراك و افزايش انرژي هاي خوب و اثر معنوي آن غذا در جسم و روان ما خواهد شد. قطعا\" غذايي كه با ذكر تهيه شده باشد، سالم تر، لذيذتر و رشدآفرين تر خواهد بود. ذكرهاي گوناگوني توسط حكيمان سنتي بيان شده كه چهار ذكر عمومي از پركاربردترين ذكرها براي تمامي غذاهاست:

1- بسم الله الرحمن الرحيم 2- صلوات بر محمد و آل محمد 3- يا نور 4- يا رزاق.

وضو داشتن هنگام پخت و پز غذا توصيه ي ديگر طب اسلامي است. قدما در تهيه ي سركه از تربت سيد الشهداء استفاده مي كردند.

چ- ظروف غذا: ظروف استيل سبب ورود سرب به غذاها مي شوند و سرطان زا شناخته شده اند. مضرات ظروف تفلون در تحقيقات جديد مطرح شده حاكي از آن است كه به دليل تخريب لايه ي تفلون و ورود آن به غذا، سرطان زاي مسلم هستند. ظروف آلومينيوم سبب كم خوني مي شوند (آلومينيوم با آهن رقابت كرده و به هموگلبين باند مي شود) و لرزش دست و آلزايمر و ضعف اعصاب از آثار شناخته شده ي آلومينيوم بر جسم افراد است. بهترين ظرف براي طبخ غذا در درجه ي اول ظروف سنگي و بعد ظروف مسي است. در تحقيقاتي كه در كشور آمريكا انجام شده مشخص شده كه يون مس در تنظيم و تقويت كاركرد سيستم ايمني بدن، تعادل هورمون هاي بدن و مهار افسردگي موثر است. از طريق ظروف مسي يون مس وارد بدن مي شود و شايد يكي از دلايل اصرار ايرانيان بر استفاده از ظروف مسي (به طور همه جانبه) همين خواص آن بوده است. امروزه طبق گزارش هاي منتشر شده، رويكرد مردم آمريكا و اروپا به ظروف مسي روز به روز بيشتر مي شود. تمام باكتري ها، طي چهار ساعت اولي كه غذا در ظروف مسي مي ماند، از بين مي روند و به نوعي مس سبب ضد عفوني غذاها مي شود. طعم غذا يا مرباي تهيه شده در ظرف مسي بنا به اذعان همگان، مطبوع تر و لذيذتر است.

ظروف پيركس و چيني بي ضرر و بي فايده هستند.ظروف لعاب دار نيز (به ويژه سفال) مفيد هستند.

آداب غذا خوردن:

1- گفتن بسم ا... الرحمن الرحيم ابتداي غذا و به جاي آوردن حمد و شكر آخر غذا، مورد تأكيد فراوان طب اسلامي و معصومين(ع) است.

2- مصرف اندكي نمك ابتدا و انتهاي غذا توصيه شده است. نمك ضد بلغم معده عمل كرده و هضم غذا را بهتر مي كند. نمك برطرف كننده بوي بد دهان نيز مي باشد.

3- غذا بايد به آهستگي و آرام خورده شود و كاملا\" جويده شود. اهميت اين موضوع به حدي است كه طبق فرمايش معصومين(ع) مدت زماني كه سر سفره ي غذا مي مانيم، جزو عمر ما محسوب نمي شود. شايد يك حكمت اين روايت اين است كه انسان تشويق شود تا با آرامش و حوصله و صرف وقت بيشتري به غذا خوردن بپردازد. تند غذا خوردن سبب ترشح ناقص آنزيم هاي گوارشي شده كه هضم را مختل خواهد كرد. (فراموش نشود كه از ديدگاه طب سنتي به هر دليل هضم ناقص شود، خلط فاسد و نابجا در دستگاه گوارش توليد و به سراسر بدن منتشر مي شود.) كامل نجويدن غذاها از عادت هاي غلط اغلب انسان ها است كه باز موجب اختلالات گوارشي و هضم ناقص خواهد شد.

4- ايستاده غذا خوردن، پشت ميز و صندلي غذا خوردن و كفش به پا داشتن حين غذا خوردن سودازا است و خون را به شدت غليظ مي كند.

5- بهتر است غذا مزه مزه شود و به آن نگاه كنيم و آب جرعه جرعه نوشيده شود و حتي توصيه شده آب هم مزه مزه شود و در حين نوشيدن به آن نگاه كنيم.

6- دست كشيدن از غذا قبل از سيري كامل نيز توصيه ي مهم طب اسلامي است و جزو اركان طول عمر شمرده شده است. همگان شنيده ايم كه آن طبيب مشهور زمان صدر اسلام گفت:« تا زماني كه مسلمين اين عادت را دارند( يعني قبل از سير شدن كامل دست از غذا مي كشند) ما پزشكان مشتري نخواهيم داشت!»

7- خواب پس از غذا مضر است و خون غليظ و سودايي توليد مي كند. حداكثر بيست دقيقه خواب كوتاه پس از صرف ناهار، مجاز دانسته شده است.

8- غذا بسيار سرد و بسيار داغ، هر دو مضر است.

9- يخ سودازاست و آبي كه درون آن يخ انداخته باشيم باعث افزايش سودا در خون مي گردد، و خون را غليظ مي كند! بو علي سينا مي فرمايد: آب يخ خوردن ضرر خود را اگر در جواني نشان ندهد، در پيري حتما\" ضربه ي خود را به تو خواهد زد. آبي كه در يخچال گذاشته شود تا خنك شود ضرر چنداني ندارد.

اقلام و اغذيه ي مضر و خطرناك:

1- روغن نباتي:

روغن هاي هيدروژنه ي جامد، سبب افزايش كلسترول و تري گليسيريد شده و در عروق بدن و قلب رسوب كرده و پلاك اتروم تشكيل مي دهد. مواد رنگ بر و نگهدارنده ي افزوده شده به آن تركيبات بسيار مضر و خطرناكي هستند.گزارش هاي فراواني (غير مستند) وجود دارد كه از آلودگي مخازن نگهدارنده ي روغن به حيواناتي مثل موش و از طرفي به كارگيري تركيبات پايه ي نفتي در روغن هاي نباتي حكايت دارد كه در صورت واقعيت داشتن، مايه ي تأسف بسيار است. طبع روغن نباتي بسيار سرد است.

2- روغن هاي مايع:

تفاوت چنداني با روغن نباتي ندارد و علي رغم تبليغات بسيار كارخانه هاي سازنده ي آن و برخي از پزشكان، در عمل مشاهده شده است كه مصرف روغن مايع نيز سبب افزايش كلسترول و تري گليسيريد مي شود.

3- كره ي گياهي و مارگارين:

طبق تحقيقات ده ساله ي آمريكا روي سيزده هزار بيمار ثابت شده است كه مارگارين در رسوب كلسترول در عروق و تشكيل پلاك اتروم در عروق كرونر قلب و بيماري هاي ايسكميك قلب نقش قابل توجهي دارد و از عوامل سكته ي قلبي است. چگونه است كه در صدا و سيما و جرايد. به طور مداوم در مورد فوايد كره هاي گياهي « دوست قلب شماست» ماده ي مضر را مفيد جلوه مي دهند!؟

4- نوشابه:

نوشابه حاوي بنزوات سديم(ماده ي نگهدارنده) است كه بسيار سمي و سرطان زاست. طبق برخي تحقيقات غير رسمي، درصد اين مواد نگهدارنده در نوشابه هاي ايران از حد مجاز استاندارد جهاني آن بالاتر است. بنزوات سديم به شدت موجب آسيب سلول هاي كبدي مي شود. سرانه ي مصرف نوشابه در ايران بسيار بالاست به طوري كه از اين نظر رتبه ي اول را در جهان داريم! كافئين و مواد رنگي نوشابه براي قلب مضر است و سبب بي قراري و نامنظمي ضربان قلب مي شود. گاز CO2 موجود در نوشابه، سبب پوكي استخوان مي شود. فسفر و اسيد فسفريك نوشابه ها با كلسيم استخوان ها رقابت كرده و مانع نشست كلسيم بر روي سطوح استخواني مي شود و خود جاي آن مي نشيند. بدين ترتيب از طرفي سبب نرمي و پوكي استخوان مي شود و از طرفي رسوبات كلسيم وارد شده در خون، ايجاد سنگ كليه مي كند. يك عدد نوشابه به اندازه ي شش بشقاب برنج چاق كننده است. مواد قندي نوشابه براي دندان ها مضر است.

5- سس مايونز:

حاوي مواد نگهدارنده(سربات پتاسيم و بنزوات سديم) است كه سرطان زا هستند. به تجربه ثابت شده است كه در اقلام غذايي هيچ چيز به اندازه ي سس مايونز موجب صدمه به پوست صورت و باعث جوش صورت نمي شود. از نظر طب سنتي مصرف سركه و تخم مرغ با هم بسيار مضر است كه پايه ي سس مايونز همين دو قلم است!

6- گوشت گاو و گوساله:

بوعلي سينا شانزده بيماري مهلك را به مصرف گوشت گاو و گوساله مرتبط مي داند كه اولين آن سرطان، دوم ماليخوليا(معادل اسكيزوفرني امروز) و سوم بواسير(هموروئيد) است. گوشت گاو به شدت سودازاست و خون را غليظ كرده و براي كبد بار سنگين دارد. سبب تيرگي پوست صورت و حالت هاي عصبي، افسردگي و وسواس مي شود. رسول خدا(ص) فرموده اند: «گوشت گاو مرض است و شير گاو شفاست و روغن گاو (روغن حيواني) دواست».

7- سوسيس و كالباس:

رنگ قرمز اين اقلام از تاج خروس است(بنا به شواهد عيني). مواد افزودني بنزوات سديم و نيترات به حد وفور به اين اقلام افزوده مي شود كه بسيار مضر هستند. 60-30% تركيبات سوسيس و كالباس متشكل از سير است كه خود سبب آكنه صورت مي شود. گوشت پايه ي آن(اگر گوشتي در كار باشد!) گوشت گاو است كه مضرات آن پيش تر گفته شد. حتي باز بنا به شواهد عيني، از زايدات گوشت و گوشت هاي غير قابل استفاده براي ساختن سوسيس و كالباس استفاده مي شود.

8- پيتزا و همبرگر:

پنير پخته در طب سنتي بلغم زا و مضر شناخته شده است. روغن هاي سرخ كردني در پيتزا مضر است و سوسيس، كالباس و گوشت گوساله استفاده شده در آن سودازاست. خمير پيتزا براي معده سنگين و مضر است. همبرگر نيز از گوشت گاو تشكيل يافته كه مضر است و سرخ كردن آن با روغني كه بارها سرخ شده است ضريب سرطان زايي آن را بالا مي برد.

9- پفك:

در يك تحقيق علمي در كشور انگلستان مشخص شده است كه درصد عقيمي و ناباروري در كودكاني كه به وفور پفك مصرف مي كنند بالاتر از ساير كودكان است. پفك حاوي تارترازين(به عنوان ماده ي قرمز و نارنجي رنگ) است كه سبب اختلالات رفتاري، اضطراب، پرخاشگري، تندخويي و حالت هاي عصبي در اطفال شده و سرطان زا نيز مي باشد. بنا به نقل شواهد عيني پنير پفك گاهي پنير تلخ( پنير فاسد و گنديده كه تاريخ مصرف آن گذشته است) مي باشد زيرا ارزانتر از پنير سالم است. پفك باعث چسبندگي شديد به دندان ها مي شود، به طوري كه در يك مطالعه مشخص شده كه با هفت مرتبه مسواك زدن صحيح و اصولي، باز هم ذرات پفك لابه لاي دندان ها مشاهده مي شود. پفك اشتهاي طبيعي كودك را از بين مي برد. تا توجه به آمار بالاي مصرف پفك در ايران(روزانه به طور متوسط 2 عدد) بايد براي سلامتي نسل آينده شديدا\" نگران بود.

10- ماكاروني:

حاوي گلوتن صنعتي است كه در ماكاروني هاي ايران گلوتن از حد مجاز بين المللي بيشتر گزارش شده است. گلوتن صنعتي سرطان زا شناخته شده است. ماكاروني يبوست زاست.

11- برنج:

برنج سفيد كه از پر مصرف ترين اقلام سفره ي خانواده هاي ايراني شده، بسيار مضر است! برنج سودازاست و خون را به شدت غليظ مي كند. برنج يبوست زاست كه گفتيم يبوست مادر همه ي بيماري هاست. برنج انسداد عروقي ايجاد مي كند، سنگ صفرا و سنگ كليه نيز يكي از دلايل مصرف بالاي برنج است. برنج بايد كم مصرف شود و بهتر است با مصلح خود كه زيره و زعفران است مصرف شود. برنج چلويي (آبكش شده) كم ضررتر از كته بوده و برنج ايراني هم كم ضررتر از برنج خارجي مي باشد. ضمنا\" خيساندن برنج در آب سبوس گندم يا سبوس برنج(چلتوك) و خوردن آن با شيريني هاي طبيعي نظير هويج پلو، خرما پلو و... توصيه شده است.

12- چاي سياه:

فوايدي دارد اما كفه ي مضرات آن سنگين تر است. چاي سياه سبب آريتمي قلبي، كم خوني، اختلالات گوارشي، چروكيدگي پوست صورت و ريزش مو خواهد شد. چاي جاذب سموم محيط بوده و حتي در منابع طب سنتي به عنوان پست ترين دم كرده ي گياهي معرفي شده است. چاي سودازا و بلغم زاست. يك صد نوع دم كرده ي سنتي ايراني وجود دارد ( كه مشهورترين آن ها را با ذكر دستور تهيه و خواص و منافع هر كدام مختصر خواهيم آورد).

13- قند و شكر:

شكر سفيد براي كبد مضر است و مواد رنگبر قند و شكر مضر شناخته شده است. قند و شكر تفاله ي باقي مانده از چغندر و نيشكر است كه تمام مواد مفيد و ارزشمند آن را از آن گرفته اند و به دام ها مي دهند و تفاله ي آن را به انسان مي دهند! شكر سبب به هم خوردن متابوليسم سلول هاي كبد مي شود.

14- گوشت مرغ:

مرغ ها بنا به گزارش هاي مكرر، با هورمون رشد و دانه هاي غني شده، به سرعت رشد كاذب پيدا كرده و پروسه ي طبيعي رشد خود را طي نمي كنند. بدين ترتيب كيفيت گوشت آنها بسيار كاهش مي يابد.روش صنعتي ذبح مرغ ها سبب ترشح هورمون استرس در بافتهاي آن ها شده كه براي مصرف كنندگان گوشت مرغ مضر است(تحقيق در كشور فرانسه). مرغ هاي ماشيني از نور آفتاب محروم هستند كه اين نيز سبب نزول كيفيت گوشت آن ها مي شود. گوشت مرغ ماشيني از لحاظ طب سنتي بلغم زاست و جايگاه چنداني در تغذيه ي طب سنتي ايرانيان ندارد. به مرغ ها آنتي بيوتيك هاي متنوع و فراواني خورانده مي شود كه سبب ايجاد مقاومت ميكروبي مصرف كننده ي گوشت مرغ خواهد شد و بدين ترتيب در صدر بروز و شيوع عفونت هاي ميكروبي در بدن فرد بالا رفته و ميكروب هاي خطر ناك و مقاوم به آنتي بيوتيك در بدن انسان لانه گزيني خواهد كرد. مرغ طبيعي و خانگي مفيد است و به ويژه جوجه اي كه هنوز تخم نكرده بسيار مفيد است.

15- چيپس:

اسيدهاي چرب ترانس در چيپس موجود است كه پس از حرارت ديدن مكرر تبديل به (F.F.A) Free Fatty Acid شده كه سرطان زاست. اغلب چيپس هايي كه به اين شيوه در ايران توليد مي شود صددرصد سرطان زاست. زيرا روغن آن به دفعات استفاده مي شود.

16- موز:

موز طبيعي مفيد است. اما موزهاي بازار، توسط كاربيت كه گاز استيلن دارد و سرطان زاست عمل آوري مي شوند. موز يبوست زاست. مصلح آن نمك، عسل، مرباي زنجبيل، شكر و در سردمزاجان سكنجبين است. در گرم مزاجان ناشتا خوردن موز بسيار مضر است.

17 – اقلام حاوي ماده ي نگهدارنده:

به طور كلي تن ماهي، كنسروها، سركه و آب ليمو و آب غوره ي كارخانه اي، رب كارخانه اي، بستني، شكلات ها، كاكائوها، بيسكوئيت ها و اكثر اقلام غذايي كارخانه اي و بسته بندي شده به دليل افزودن مواد نگهدارنده، مواد رنگي و مضر سرطان زا هستند و بايد تا حد امكان از مصرف آنها اجتناب شود.

- از نظر طب سنتي مصرف ميوه غير فصل، مضر است. يعني خيار و گوجه فرنگي گلخانه اي كه در زمستان به عمل مي آيد مضر هستند. به طور كلي ميوه هاي گلخانه اي به دليل مصرف بيش از حد كودهاي شيميايي، مضر هستند.

- از نظر طب سنتي هر محصول غذايي فقط در محيط هاي جغرافيايي كه توليد و عمل آوري مي شود. مفيد و قابل استفاده است. بطور مثال برنج و ماهي كه در شمال بهتر عمل مي آيد، براي مصرف اهالي مناطق شمالي، مناسب تر و براي ساير مناطق زياد مناسب نيست. و همين طور خرما براي مردم جنوب و... .

- آشاميدن آب پس از ميوه خوردن مضر مي باشد.

- آشاميدن آب بلافاصله پس از جماع(مقاربت جنسي) و ورزش و ناشتا و حمام بسيار مضر است.

- اقلام زير بهتر است صبح ناشتا خورده شوند و از مصرف آنها بويژه در شب پرهيز كنيد: توت، زردآلو، كدو و انار شيرين.

- فرو كردن سر زير آب دريا سبب بيماريهاي مغزي و عصبي مي گردد.

- زياده روي در مصرف ميوه هاي آبدار و آب ميوه ها سبب عفونت و غلظت خون مي گردد.

- اجتماع دوغ با ماهي، پنير با ميوه هاي آبدار، شير با تمام ميوه ها، فندق با بادام ممنوع است. (اجتماع = باهم خوردن)

- خانم ها و دختران جوان در دورهء عادت ماهيانه بايد از خوردن سرديجات و حمام رفتن پرهيز كنند و الا دچار كيست تخمدان و بيماري هاي هورموني و بالاخره پيري زودرس خواهند شد.

اغذيه ي مفيد(چه بخوريم؟):

1- روغن حيواني بايد به جاي روغن نباتي و روغن مايع مصرف شود. آخرين تحقيقات علمي دنيا نشان مي دهد كه اسيد لينولئيك و آراشيدونيك روغن هاي حيواني سبب افزايش HDL (چربي خوب) و كاهش LDL (چربي بد) مي شود. از نظر طب اسلامي و طب سنتي خواص روغن حيواني بي شمار است. از آن جمله مي توان به استخوان سازي، كاهش غلظت خون، كاهش چربي هاي زايد شكم، شادابي و سفيدي پوست و سم زدايي از بدن اشاره كرد. تغذيه ي سلول هاي خود عضله ي قلب، از اسيدهاي چرب است كه تنها در روغن حيواني به وفور يافت مي شود. يكي از اركان طول عمر و جواني پايدار از نظر طب سنتي مصرف مداوم روغن حيواني است. فراموش نشود رسول خدا فرموده اند كه روغن حيواني«دواست». امام صادق فرموده اند: به همان اندازه كه روغن حيواني مصرف مي شود، به همان اندازه چربي از بدن شما دفع مي شود( يا مي سوزد). يكي از بهترين درمان هاي چاقي مصرف مداوم روغن حيواني با غذاهاست.

جايگزين روغن حيواني، روغن زيتون، كره ي حيواني، روغن دنبه، روغن كنجد و روغن هسته انگور است. روغن دنبه نه تنها ضرر ندارد بلكه خواص فراواني دارد. از جمله ي آن مي توان به كوچك كردن سايز شكم اشاره كرد! مصرف اندكي روغن حيواني پس از هر غذا ثقل طعام را از بين مي برد.

طرز تهيه روغن دنبه: 4 كيلوگرم دنبه را چرخ كرده و با 2 عدد پياز 4 قاچ شده و يك كاسه ماست و قدري گلاب و هل حرارت مي دهيم تا به حد قهوه اي شدن برسد. روغن ذوب شده را مرتب از سر ظرف كم مي كنيم.

2- عسل:خواص بي حد و اندازه اي دارد. از جمله ضد سرطان، كاهش دهنده ي قند خون(قابل توجه ديابتي ها)، حذف چربي زايد بدن، كوچك كردن شكم، افزايش حافظه و مهار كننده ي پوسيدگي دندان به هضم بهتر غذاها نيز كمك مي كند و... عسل دافع سودا و بلغم بدن است و جذب تمام داروهاي گياهي و املاح و پروتئين ها و ويتامين ها را بالا مي برد. بهتر است به جاي قند و شكر، عسل، خرما يا شكر سرخ (شكر تصفيه نشده) استفاده كنيم.

3- بهترين صبحانه: به ترتيب ارده و شيره، ارده و عسل معرفي شده است. كره ي حيواني و عسل، تخم مرغ عسلي (نيم بند)، پنير و گردو در اولويت هاي بعدي است.

- طبق نظر بوعلي سينا، تخم مرغ آب پز، سبب غلظت خون و تخم مرغ عسلي، سبب رقيق شدن و اصلاح خون مي شود. نيمرو نيز با روغن حيواني يا ديگر روغن هاي طبيعي مفيد است. نگهداري تخم مرغ داخل نمك سبب حفظ بيشتر خواص آن مي شود. گاه گاهي خوردن تخم مرغ عسلي(قبل از غذا) سبب دفع اخلاط فاسد بدن، دستگاه گوارش، پاك سازي سموم بدن و نيز رفع يبوست مي شود.

- تنقلات زير سبب افزايش هوش و حافظه اطفال و نوجوانان مي شود: بادام، مويز، نخود، گردو و كنجد.

- طبق فرمايش حضرت علي(ع) مصرف 21 عدد مويز صبح ناشتا خواص عجيب و فراواني دارد.

- به طور كلي سركه، آب ليمو و آب غوره مصلح تمام غذاهاي گرم، و سياه دانه و عسل مصلح تمام غذاهاي سرد است.

- خوردن شيريني پس از غذاي گوشتي مفيد اما پس از مصرف غذاي چرب مضر است.

- آب بسيار سرد، آب ولرم، آب گرم و آب جوش براي اعصاب و معده مضر است اما آب داغ (نه جوش) و آب سرد براي تقويت معده، اعصاب، كليه ها و لثه ها مفيد است.

- اول غذا چيزهاي لغزنده(مانند روغن) نبايد خورد، بهتر است غذا را با تناول چيزهاي نازك، لطيف و روان شروع كنيم(سبزي، آب خورشت و...) و سپس قسمت هاي سخت تر(مثل گوشت و ته ديگ و...)

- هنگام گرسنگي شديد و پس از ورزش و كار بدني سنگين نبايد غذاهاي سبك و نرم مانند (ميوه ها، شير و آب ميوه) خورد بلكه غذاي پركالري و سخت (مانند خرما و گوشت) بايد خورد.

- زياد خوردن ترشي ها و چيزهاي ترش باعث پيري زودرس مي شود.

- نان اگر خوب پخته نشود و خوب جويده و هضم نگردد مضرتش از گوشت هضم نشده بيشتر است!

- مصرف سير و پياز توأم با هم در هر وعده غذايي مضر مي باشد.

حتما\" ميل كنيد:

اين اقلام موجب تصفيه شدن خون، شادابي پوست و مو، تقويت اعصاب، رفع چاقي و چربي خون، سلامت كبد، كليه و قلب، محكم شدن مغز استخوان، افزايش رشد جسمي و ذهني اطفال و نوجوانان، سلامت معده، افزايش مقاومت بدن، مقوي اعضاي رئيسه بدن و در مجموع دفع اخلاط فاسد و توليد خون صالح و سلامت جسم و روح مي شوند:

1. روغن حيواني 2. ماءالشعير و دوغ(گاز آنها گرفته شود) 3.كره ي حيواني(طبيعي)4.خرما و كشمش به جاي قند 5.عسل و نباب به جاي شكر 6. گوشت گوسفند 7. نان سبوسدار(سنگك و نان جو) 8.ميوه و سبزي تازه، سير و پياز خام 9. زيتون و روغن زيتون همراه غذا و سالاد 10. خاكشير و گلاب و عسل(هرچه بيشتر) 11. شير سرد و آلوي خيس كرده ي قبل از خواب 12.نان و پنير و گردو(شبها)يك شب در ميان 13. سماق همراه با غذاها 14. انار و رب انار همراه تمام غذاها 15. عناب(جوشاندني) 16. آب زرشك روزي 2 ليوان 17.كاهو و سكنجبين 18.شيره ي انگور 19. سياهدانه(نصف قاشق چايخوري بجويد، همراه يك قاشق عسل يا مابين غذا ميل كنيد) صبح و شب 20. سركه و آب غوره ي طبيعي(خانگي) همراه تمام غذاها (در طبايع سرد كمتر مصرف شود) 21. ليمو ترش تازه همراه غذاها 22. لبنيات محلي و طبيعي(به شرط بهداشتي بودن) نگران تب مالت نباشيد 23.گل بنفشه(دم كردني) 24. قبل از خواب يك قطعه پنير شور به دندان هايتان بماليد. 25.يك عدد تخم مرغ خام و سالم را(بدون اين كه شكسته شود) داخل فنجان آب ليموي خانگي(تازه)بيندازيد و بگذاريد به مدت 6 ساعت بماند، سپس تخم مرغ را خارج كرده و آب ليموي باقيمانده را با آب خالي رقيق كرده و شب ها ميل نماييد.(به مدت 40 شب)آب ليمو را با عسل شيرين كنيد. مي توانيد آب ليمو را با سالاد يا آش و سوپ مصرف كنيد 26. پوست تخم مرغ را آسياب كرده به نسبت يك به چهار با عسل مخلوط كرده وشب ها يك قاشق ميل كنيد.

توصيه هاي بهداشتي:

1- خوردن غذا را با ذكر بسم ا...الرحمن الرحيم شروع كنيد. پس از غذا شكر خدا را به جا آوريد. به غذا خوب نگاه كنيد...

2- قبل از سير شدن كامل، دست از غذا بكشيد، غذا را به آهستگي و آرام ميل كنيد.

3- ظروف آلومينيوم و تفلون سبب كم خوني، سرطان زايي، اختلال حافظه و ضعف اعصاب مي شوند و ضررهاي ديگري نيز دارند.)

4- در فصل زمستان خيار و گوجه مصرف نكنيد.

5- ابتدا و انتهاي غذا قدري نمك ميل كنيد.

6- خمير دندان بسيار كم استفاده كنيد.(به اندازه ي نخود روي مسواك كافي است).

7- سالم ترين و پرخاصيت ترين نوشابه ي سنتي ايران شربت سكنجبين است. (طرز تهيه: يك ليوان آب + 4 ليوان عسل + يك ليوان سركه ي طبيعي (خانگي) + يك ليوان عرق نعنا مخلوط شود به مدت 5 دقيقه بجوشد. پس از خنك شدن قدري از آن را با آب رقيق كرده و شربت كنيد. صبح، ناشتا و قبل از خواب ميل شود.)

8- ظروف مسي استفاده كنيد.(قلع اندود شده باشد بهتر است) برخي خواص ظروف مسي:ضد سرطان، ضد افسردگي، انر‍ژي زا، تقويت كننده ي سيستم ايمني و دفاعي بدن، تنظيم كننده ي ترشح هورمون هاي بدن، ضد عفوني كردن آب و غذا و... ظروف چيني و پيركس فايده و ضرر ندارد اما در هر صورت از آلومينيوم و تفلون بهترند.

9- مابين غذا مايعات و آب ننوشيد. غذا را كاملا\" بجويد، سرپا غذا نخوريد، حين غذا خوردن كفش به پا نداشته باشيد.

10- چاي پس از غذا ايجاد كم خوني و بيماري هاي گوارشي مي كند.

11- به جاي چاي معمولي، يكي از 25 نوع دمكرده اصيل ايراني را ميل كنيد. كه در پايان اين جزوه شرح همه آنها را براي شما ذكر مي كنيم.

12- تا حد امكان در ساعات مختلفي از شبانه روز( با غذا يا به تنهايي) عسل ميل كنيد.

13- روغن حيواني خواص بي شماري براي بدن دارد. اما پس از سن چهل سالگي شب ها نبايد مصرف شود.

خواص روغن حيواني:ضد سم، كاهش چاقي و چربي خون، مهار پوكي استخوان، تقويت قلب و... جهت هضم بهتر، همراه غذاي طبخ شده با روغن حيواني مقداري سركه، آب غوره يا آب ليمو ميل شود. در فصل بهار و تابستان روغن حيواني كمتر مصرف شود.

14- صبحانه كامل، ناهار سبك و حاضري، شام كامل اما ابتداي شب ميل شود.

15- جوشانده ي برگ يا ريشه ي كاسني يا عرق كاسني بهترين دوست كبد مي باشد.(روزي يك تا دو ليوان)

16- پس از صبحانه 14 تا 7 عدد بادام پوست نشده را مغز كنيد و ميل نماييد(40 روز)

17- به ياد داشته باشيد كه«پرهيز» سرآمد تمام داروهاست.

18- آب گوشت گوسفندي كامل ترين، سالم ترين و معتدل ترين غذاي ايراني است كه تركيبات آن مولد خون صالح مي باشد.

19- حداقل هفته اي دو مرتبه آش سنتي(جو، آلو، انار، زرشك، سماق و...) همراه عسل ميل كنيد. (آش هاي سنتي پايه ي سلامتي هستند. هر چه آش كمتر مصرف شود. رنگ سلامتي را كمتر خواهيد ديد!)

20- يبوست مادر بيماري ها(ام الامراض) است.طبق نظر بوعلي سينا مزاج سالم در روز 3 تا 5 مرتبه بايد تخليه شود. در غير اين صورت بيمار هستيد.(و مستعد انواع بيماري هاي عصبي و جسمي و...)

21- خواب رفتن سريع دست و پا از علايم غلظت خون است و غلظت خون نيز مادر بيماري ها(ام الامراض) است و حجامت بهترين چاره آن است.

22- خوردن ماست با غذاي گوشتي مضر و مولد خون فاسد است.

23- پفك از علل عقيمي، ناباروري و نازايي است. از عقيمي اطفال خود پيشگيري به عمل آوريم!

24- هر كسي بسته به مزاج و طبيعت بدن خود بايد غذا بخورد. كسي كه سوداوي يا صفراوي است، بايد از خوردن مواد مولد سودا و صفرا پرهيز كند و فرد بلغمي و دموي نيز همين طور. تشخيص مزاج و طبع و نوع غذاهاي لازم موافق با طبع خود را از پزشك خود بخواهيد.

25- خوابيدن طولاني و بلافاصله پس از غذا مضر است. شب ها دير خوابيدن بسيار مضر است. صبح ها دير بيدار شدن از هردو مضرتر است!

26- به جاي نمك يددار فقط از نمك سنگ طبيعي(آسياب شده) استفاده كنيد (يدي كه در نمك سنگ است بسيار براي تيروئيد سودمند است).

غذاهاي معتدل:

نان فطير، نيمرو، فرني، سبزي خوردن، شير تازه، كوفته(با گوشت گوسفندي)، شير ترش، آب گوشت شير(مانند آب گوشت معمولي به جاي آب، شير استفاده مي شود) گوشت بره، سوپ مرغ، آب گوشت سركه، آب گوشت لپه(سيب زميني، پياز، ليمو عماني، لپه، گوشت گردن)، گوشت مرغ خانگي، دست و پاچه، بال و گردن مرغ، گوشت خروس و جوجه خروس، آش زيره و شله بريان، كله پاچه، آب باران، انار شيرين، كوكو سبزي، ترنج(معتدل گرم)، آب گوشت بزباش(گوشت گردن)، سبزي هاي:تره، جعفري، شنبليله، پياز، سير، نخود، لوبيا، بنفشه، ريحان يا سوسنبر.

غذاهاي سرد:

كاهو، شفتالو، سبزي پلو با ماهي، آب غوره، آلو، خوراك مرغ، سركه، انار ترش، زرشك پلو با مرغ، خيار، سيب ترش، ته چين(با گوشت گاو)، اسفناج، توت فرنگي، املت، قارچ، سنجد، سالاد كاهو، كدو، زالزالك، دوغ، كلم قمري، نشاسته، نوشابه، پنير تازه، جو، آب گوشت به(مانند آب گوشت معمولي و به جاي سيب زميني از به استفاده مي شود)، تخم مرغابي، برنج، گوشت گوساله، باقلا، سركه، آب ليمو، آب گوشت همه جوره(بارنجان، قارچ، سيب زميني، پياز، سير، گوشت)، گوشت گاو، ماش.

آب گوشت كلم سنگي(مانند آب گوشت معمولي به جاي سيب زميني كلم سنگي)، بادنجان، گوشت ماهي، آب هندوانه پخته(مدر و براي دفع سنگ كليه بسيار نافع است)، كله، گوشت بز، مغز، ماكاروني، آب گوشت سركه(مانند آب گوشت معمولي و به جاي آب سركه ريخته شود)، دل، چلوكباب(با گوشت گوساله و گاو)، جگر، شكنبه(مسهل صفرا)، سنگدان، كشك بادنجان، قره قوروت، آش رشته، ريواس، آش جو، آش سماق و ناردانه، آش ريواس، خورشت بادنجان، آش زرشك، كوكو سيب زميني، آش غوره، سالاد الويه(خيلي سرد)، آب چشمه ها، شيربرنج.

غذاهاي گرم:

تخم مرغ خانگي، ميگو، حليم، نخودآب و آب گوشت، فسنجان، برياني، قليه، كره، انگبين(عسل)، مربا، گوشت آهو، فالوده، خامه، گوشت خرگوش، آب شور، زنجبيل، توت سفيد(شيرين)، آب گرم، آب گوشت زيره(مانند آب گوشت معمولي+ليمو عماني+آلو+زيره ي فراوان)، گل سرخ، انجير، مغز بادام شور، رطب(گرم و مقوي و مسهل)، كرفس، انجير خشك، ترخون، گردو، آب گوشت نخود(گرم و مقوي)، نعناع، گندم، ترتيزك، مغز بادام شيرين، آب گوشت مغز دانه ها(گوشت قلوه گاه+سينه+ بادام، پسته،گردو+ سيب زميني)، نخود، تره پياز، نيشكر، سير، پسته، آب گوشت خربزه،(مانند آب گوشت معمولي و به جاي آب، خربزه مي ريزيم) زردك، فندق، زيتون سياه، نبات، نمك، گلاب، گوشت گنجشك، چلوكباب(با گوشت گوسفندي)، گوشت بلدرچين، گوشت خروس، گوشت شتر، گوشت كبوتر، گوشت اردك، گوشت ماهي شور، خاگينه، سبزي پلو.

اسامي داروهاي اساسي در طب اسلامي:

1- قرآن 2- آب 3- آفتاب 4- روغن حيواني 5- سركه 6- شير 7- عسل 8-گلاب(گل سرخ) 9- خرما 10- بادام 11-انجير 12- زيتون 13- سياهدانه 14- زنجبيل 15- كاسني 15-انار 17- انگور 18-كشمش و مويز 19-به 20- اسپند 21- بارهنگ 22- نعناع 23- كنجد 24-كندر 25-قسط 26-رازيانه 27-سنجد 28-خرفه 29-سنا 30-سعد 31-صبرزرد 32-بنفشه 33-خربق سفيد 34-كرفس 35-نخود 36-هليله زرد 37-سدر 38-آويشن 39-جو 40-خاكشير 41-هليله سياه 42-شكر سرخ 43-كافور 44-آب نيسان 45-استخودوس 46-مصطكي 47-گل ختمي 48-سيب 49-كدو 50- تربت سيدالشهداء

فهرست مصلحات خوراكي ها:

1- برنج، مصلح:زيره ي سياه، زغفران

2-خيار، مصلح:نعناع و گلسرخ، رازيانه، نمك

3-روغن حيواني،مصلح:عسل، سركه، آب ليمو و ترشي ها

4-كاهو، مصلح: سكنجبين

5-ماست، مصلح: شيره، عسل، سياهدانه، آويشن و زنيان

6-پنير،مصلح:گردو و زيتون

7-كره، مصلح:عسل و انواع مربا

8-گوشت گوسفند،مصلح:عسل،سماق، قره قوروت و كشك

9-آش جو، مصلح: زيره و آب غوره

10-تخم مرغ، مصلح:دارچين، پياز، فلفل سياه، شويد و نمك

11-شير، مصلح: گلاب، هل، شكر و عسل

12-كره ي حيواني، مصلح: عسل

13-نان گندم، مصلح:رازيانه، سياهدانه، كنجد و خشخاش

14-عدسي،مصلح:گلپر

15-باقلا،مصلح:گلپر

16-انار، مصلح:گلاب و گلپر

17-انواع آش، مصلح: فلفل سياه، آويشن، زنيان و سياهدانه

18-دوغ، مصلح: كاكوتي

19-ماهي، مصلح: گردو، فلفل سياه و خرما

20-آبگوشت، مصلح: دنبه، آويشن، سركه، ترشي ها و پياز

21-چاي سياه، مصلح: آب ليمو و ليمو عماني

انواع دمنوش سنتي ايراني:

اكثر دمنوش هاي به شرح ذيل مورد تأييد ائمه ي معصومين عليهم السلام و اساتيد بزرگي چون شيخ الرئيس ابن سينا مي باشد.

1- دمنوش گل گاوزبان و سنبل الطيب: گل گاوزبان(4 قاشق مرباخوري) به اضافه ي سنبل الطيب(9 قاشق مرباخوري) و 1 عدد ليمو عماني در2 ليوان آب سرد و مقداري نبات.

خواص: گاوزبان: طبيعت گرم و تر، آرام بخش اعصاب، خواب آور، علاج دردهاي عصبي و دردهاي كليوي، ضد سودا و صفرا.

سنبل الطيب: طبيعت گرم، ضد قولنج و اسپاسم، ضد تشتج و صرع، تقويت كننده ي قوه باء (نيروي جنسي).

2- دمنوش به ليمو زيرفون: به ليمو (1 قاشق مرباخوري) به اضافه ي زيرفون (1 قاشق غذاخوري) در يك قوري (2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت گرم، ضد سرماخوردگي، ضد نارحتي عصبي، ضد تشنج، ضد نقرس، ضد سياتيك، ضد غلظت خون، ضد رماتيسم، خواب آور شب، ضد ميگرن، آرام بخش، ضد طپش قلب، ضد سردرد، تقويت حافظه، تقويت معده، ضد آسم، پايين آورنده ي فشار خون، ضد اسهال، شستشو دهنده ي كليه.

3- دمنوش بادرنجبويه زيرفون: بادربجبويه (1 قاشق مرباخوري) به اضافه ي زيرفون ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت خيلي گرم، در بعضي مزاج ها بالابرنده ي قوي فشار خون، مقوي قلب و اعصاب، خون ساز، تقويت كننده ي سلول هاي مغزي، فوق العاده آرام بخش، تقويت كننده ي مغز، ضد صداي گوش، خواب آور، نشاط آور، ضد بيماري هاي كليه، ضد خواب هاي وحشتناك، ضد بوي دهان.

4- دمنوش بابونه: بابونه( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري (2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن آب انار و عسل است.

خواص: طبيعت معتدل و ديم آن گرم و خشك. آرام بخش اعصاب، معده، روده و تقويت كننده ي آن ها، ضد تب، ضد انگل، ضد يبوست، مقوي اعصاب و مغز، اشتهاآور، ضد بلغم و صفرا و شستشو دهنده ي بسيار قوي كليه ها.

5- دمنوش به ليمو: به ليمو( 1 قاشق غذا خوري) در يك قوري (2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت گرم، خواب آور شب، آرام بخش، ضد ميگرن، ضد سردرد، ضد طپش قلب، تقويت كننده ي حافظه، ضد نفخ، تقويت كننده ي معده و ضد آسم.

6- دمنوش دارچين: دارچين( چند قلم آسياب نشده) در يك قوري(2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن كتيراست.

خواص: طبيعت گرم و خشك، محرك اعصاب، شستشودهنده ي كليه، دفع رطوبت اخلاط رطوبتي، مفرح، تقويت كننده ي قوه باء، ضد دردهاي رطوبتي، اشتهاء آور، ضد دلهره، ضد بوي دهان، تقويت كننده ي كبد و معده«تأثير آن تا 15 سال در بدن مي ماند»!

7- دمنوش زنجبيل: زنجبيل( 1 قاشق مرباخوردي كوبيده) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن عسل.

خواص: طبيعت گرم و خشك، بالابرنده ي فوري فشار خون، آرام بخش، تقويت كننده ي حافظه، تنظيم كننده ي ادرار، ضد رطوبت مزاج، ضد بلغم، خون ساز، ضددرد مفاصل، تقويت قوه جنسي، مقوي جهاز هاضمه، ضد سم غذايي، مقوي معده، مسكن، مقوي قواي رئيسه بدن.

8- دمنوش ميوه گل نسترن: ميوه گل نسترن(15 عدد) در يك قوري(2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت معتدل و خشك، پايين آورنده ي فشار خون، ضد قند خون، ضد ورم و درد كليه، شستشودهنده ي كليه، سرشار از ويتامين C ضد سرماخوردگي، مقوي معده و ضد اسهال.

9- دمنوش زيرفون: زيرفون ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت گرم، در صورت مصرف زياد پايين آورنده ي فشار خون، ضد ناراحتي هاي عصبي و تشنج ها، ضد ميگرن هاي مزمن، ضد بي خوابي، ضد سردرد، بيماري هاي ريوي، ضد زكام، ضد غلظت خون، ضد استفراغ، ضد رماتيسم، آرتروز، ضد تومور نقرس و سياتيك.«براي خانمهاي باردار ممنوع است».

10- دمنوش آويشن: آويشن ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن سركه است.

خواص: طبيعت معتدل، بالابرنده ي فشار خون، تقويت كننده ي اعصاب، رفع كوليت هاي مزمن، شستشو دهنده ي كليه، ضد انگل، ضد رطوبت بدن، ضد صفرا، ضد زكام و سرفه و آسم، اشتهاآور، ضد غلظت خون، مقوي جهاز هاضمه، تقويت كننده ي بينايي.

11- دمنوش اكليل كوهي: اكليل كوهي( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري (2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. و مصلح آن عسل و مويز است.

خواص: طبيعت معتدل گرم، معروف به گياه معجزه گر، مقوي اعصاب، شتستشودهنده ي كليه، ضد صفراء، ضد دلهره و اضطراب، تقويت كننده ي سيستم بدن، ضد زكام، آسم و سياه سرفه، مقوي معده، ضد درد روماتيسمي و استخواني و كمر، ضد سنگ كيسه صفرا.

12- دمنوش گزنه: گزنه ( 1 قاشق غذا خوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن عناب و مويز است.

خواص: طبيعت گرم و خشك، ضد قند، ضد غلظت خون، ضد چربي، ضد صفرا و سنگ كيسه صفرا، ضد سرطان، ضد امراض كليه، شستشودهنده ي كليه، ضد خون ريزي، زياد كننده ي شير مادر، رفع خستگي، ضد ريزش مو، ضد تومور و درمان كننده ي پروستات.

13- دمنوش مرزنجوش: مرزنجوش ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت گرم، آرامبخش اعصاب، بهترين داروي ميگرن كهنه و درد شقيقه و سردردها، ضد نفخ معده، ضد ورم معده، ضد اخلاط مضره، ضد سرماخوردگي، ضد اسهال، خلط آور، تب بر، خواب آور، اشتهاآور است و خواص آنتي بيوتيكي دارد.

14- دمنوش استخودوس: استخودوس ( 1 قاشق غذاخوري)در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت خيلي گرم و خشك، آرام بخش اعصاب، تقويت كننده ي سلول هاي مغز، ضد ميگرن، ضد زكام و آسم و برونشيت، مسكن، درمان رماتيسم، شستشودهنده ي كليه، ضد اگزما. «در اكثر بيماري هاي عصبي و رواني كاربرد درماني فراواني دارد.»

15- دمنوش فلوس: مغز فلوس ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت معتدل، پايين آورنده ي فشار خون، ضد برفك دهان، ملين، مسهل قوي، ضد صفرا، ضد يبوست هاي بد و مزمن، ضد تورم امعاء و احشاء

16- دمنوش زعفران: زعفران ( 1 قاشق مرباخوري كوبيده) در يك قوري (ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت گرم و خشك، مفرح، مقوي قلب، محرك قواي مغزي، نشاط آور، خنده آور، ضد كرم خوردگي دندان، شستشودهنده ي كليه و مقوي معده.

17- دمنوش نعناع: نعناع ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت معتدل و اندكي گرم، ضد اسهال و استفراغ، ضد نفخ معده، خوشبو كننده ي دهان، آرام كننده ي روده ها، رفع كننده ي خستگي، ناراحتي هاي كيسه ي صفرا، ناراحتي هاي ريوي، تنگي نفس و آسم و ضد سرفه.

18- دمنوش پونه: پونه ( 1 قاشق غذا خوري) در يك قوري( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت معتدل و اندكي گرم، ضد اسهال و استفراغ، ضد نفخ معده، مقوي معده، خوشبوكننده ي دهان، آرام كننده ي روده ها، رفع كننده ي ناراحتي هاي ريوي، آسم، تنگي نفس، ضد سرفه، ضد ناراحتيهاي كيسه صفرا و خستگي.

19- دمنوش چلتوك برنج: چلتوك برنج ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: ضد ترك لب، ضد ريزش مو، خانم ها بايد كمتر مصرف كنند.

20- دمنوش گلپر: گلپر( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت خيلي گرم و خشك، تقويت كننده ي عالي براي حافظه، ضد صرع قوي، ضد فراموشي، ضد انواع اسهال، تقويت قوه باء، ضد تنبلي معده، ضد جوش و دمل، اشتهاآور و كمك كننده به هضم غذا.

21- دمنوش زيره ي سياه: زيره ي سياه ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت بسيار گرم، بالابرنده ي فشار خون، سوزاندن چربي اضافي، تصفيه ي خون، مقوي قلب و عروق، شستشودهنده ي كليه، ضد چاقي، ضد زردي پوست، زياد كننده ي شير ماده، ضد نفخ معده، مقوي معده، رفع ناراحتي هاي روده.

22- دمنوش باردنجبويه: بادرنجبويه ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت خيلي گرم، در بعضي مزاج ها بالابرنده ي قوي فشار خون، مقوي قلب و اعصاب، خون ساز، تقويت كننده ي سلول هاي مغزي، فوق العاده آرام بخش، تقويت كننده ي مغز، ضد صداي گوش، خواب آور، نشاط آور، ضد بيماري هاي كليه، ضد خواب هاي وحشتناك، ضد بوي دهان.

23- دمنوش بهارنارنج: بهارنارنج ( 1 قاشق غذا خوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات، مصلح آن شكر و عسل است.

خواص: طبيعت گرم، آرامبخش، تقويت كننده ي قلب و اعصاب، مفرح و نشاط آور، ضد سردردهاي عصبي، اشتهاآور.

24- دمنوش هوفاريقون:هوفاريقون ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن سكنجبين است.

خواص: طبيعت گرم و خشك، آرام بخش اعصاب، مقوي قلب، دافع اخلاط، ضد افسردگي.

25- چاي كوهي: چاي كوهي( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص طبيعت گرم، ضد آلر‍ژي و حساسيت، مقوي اعصاب، آرام بخش، ضد اگزماي پوستي.

طرز تهيه ي دمنوش هاي سنتي ايراني:

بعد از مخلوط كردن مواد فوق روي حرارت كم قرار دهيد تا با نقطه ي جوش برسد. سپس قوري را روي حرارت غير مستقيم ( كتري يا سماور) قرار داده، 15 دقيقه دم بكشد صاف نموده و ميل كنيد.

دمنوش هاي سنتي ايراني هر چه بيشتر دم بكشد، بهتر است و بعد از دم كشيدن تا سه روز قابل مصرف است و كتري يا قوري بهتر است مسي يا رويي باشد در غير اينصورت پيركس يا چيني.
[ ] [ ] [ اکبر زکی زاده ]




به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 27 شهریور 1395| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1294

ويژگي هاي حضرت صاحب الزمان عليه السلام

1 - امتياز نور ظل و شبح آن جناب است در عالم اظله بين انوار ائمه عليهم السلام چنان كه در اخبار معراجيه و غيره آمده است كه نور آن جناب در ميان انوار ائمه عليهم السلام مانند ستاره درخشان بود.
2 - شرافت نسب؛ نسب همه پدران طاهر آن حضرت شريف ترين نسب ها است و نسب آن حضرت از طرف مادر به قيصرهاي روم مي‌رسد كه آن هم جناب شمعون، وصي حضرت عيسي عليه السلام منتهي مي‌گردد.
3 - دو فرشته آن حضرت را در روز ولادت به سراپرده عرش بردند و خداوند متعال خطاب به آن حضرت فرمود: مرحبا به تو اي بنده من! براي نصرت دين و اظهار امر من و هدايت بندگان من، قسم خوردم كه به تو بگيرم و به تو بدهم و به تو بيامرزم و به تو عذاب كنم.
4 - بيت الحمد خانه‌اي است كه از روز ولادت آن حضرت تا روز خروج آن حضرت با چراغي روشن است و خاموشي ندارد.
5 - كنيه حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم و اسم مبارك آن حضرت يكي است.
6
7 - ختم وصايت به آن حضرت.
8 - غيبت از روز ولادت و سپرده شدن به روح القدس.
9 - عدم معاشرت و مصاحبت با كفار و منافقان و فاسقان و نداشتن خوف و تقيه.
10 - بيعت نكردن با هيچ يك از جباران.
11 - داشتن علامتي در پشت، مانند علامت پشت مبارك حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم.
12 - خداوند متعال در كتب آسماني و اخبار معراج، آن حضرت را به لقب ياد نموده و نام شريفش را نبرده است.
13 - ظهور نشانه هاي عجيب و غريب آسماني و زميني براي ظهور آن حضرت.
14 - به گوش رسيدن اسم آن حضرت در آسمان.
15 - كندي حركت افلاك.
16 - آشكار ساختن مصحف امير المؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام.
18 - سايه انداختن پيوسته ابر سفيد بر سر آن حضرت و به گوش رسيدن صدايي از آن ابر كه: اوست مهدي آل محمد عليهم السلام كه زمين را از عدل پر مي‌كند.
19 - ملائكه و جن در سپاه آن حضرت مي‌باشند و ياران حضرت، آنان را مي‌بينند.
19 - كاهش نيافتن بنيه آن حضرت در گذشت زمان.
20 - از بين رفتم وحشت و نفرت از ميان حيوانات و انسان ها.
21 - زنده شدن بعضي از بزرگان هنگام خروج ايشان.
22 - ظاهر شدن گنج ها و ذخاير زمين.
23 - زياد شدن نعمت هاي الهي.
24 - كامل شدن عقل مردم به بركت وجود آن حضرت.
25 - نيروي خارق العاده در چشم ها و گوش هاي اصحاب آن حضرت.
26 - طول عمر اصحاب و انصار آن حضرت.
27 - زدوده شدن آفت ها و بلاها از بدن انصار آن حضرت.
28 - اصحاب آن حضرت قدرت چهل مرد را دارند.
29 - بي نيازي مردم از نور آفتاب و ماه با نور آن حضرت.
30 - پرچم پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم با آن حضرت است.
31 - زره پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فقط بر قامت آن حضرت اندازه است.
32 - در اختيار قرار دادن ابري كه در آن رعد و برق است، از طرف خداوند متعال به آن حضرت.
33 - برداشته شدن تقيه.
34 - سلطنت حضرت بر تمام زمين.
35 - پر شدن تمام روي زمين از عدل و داد.
36 - به علم امامت خود در ميان مردم حكم مي‌كند.
37 - اعلان احكام جديد مانند رجم زاني محصن، گردن زدن مانع الزكاة و ارث بردن برادر از برادرش در عالم ذر يعني هر دو نفري كه در آنجا ميانشان عقد اخوت بسته شده در اينجا از يكديگر ارث مي‌برند.
38 - باز شدن تمام درهاي علم (27 حرف).
39 - آوردن شمشيرهاي آسماني براي اصحاب آن حضرت.
40 - اطاعت حيوانات از ياران آن حضرت.
41 - بيرون آمدن دو نهر آب و شير در پشت كوفه.
42 - نزول حضرت عيسي از آسمان براي ياران آن حضرت و اقتداي حضرت عيسي به آن حضرت در نماز.
43 - قتل دجال لعين كه براي مسلمانان از عذاب هاي الهي به شمار مي‌آيد.
44 - جواز هفت تكبير بر جنازه آن حضرت.
45 - تسبيح آن حضرت از هجدهم ماه تا آخر ماه است و تسبيح اين است:
سبحان الله عدد خلقه سبحان الله مداد كلماته سبحان الله زنة عرشه و الحمدلله مثل ذلك.
46 - پايان سلطنت جباران و ستمگران در دنيا.

چهره‌هاي درخشان چهارده‌معصوم عليه‌السلام‌/ تاليف حسيني‌كاكي‌دشتي‌، عبدالله‌

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 21 شهریور 1395| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1137

اخرالزمان متدین نجات نمی‌یابد مگر اینکه او را نادان تصوّر کنند

مرحوم علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار به نقل از امام صادق(عج) روایت نموده که فرمود:
زمانی برای شما فرا خواهد رسید که فرد متدیّن [از گناه و بی‌دینی]نجات پیدا نمی‌کند مگر آن که او را سفیه و نادان تصوّر کنند و او نیز صبر و شکیبایی بر این (پندار غلط) داشته باشد که او را ابله و نادان می‌دانند.

32. تمام ناخالصی ها باید بروند و سالم‌ها بمانند تا فرج حاصل شود

شیخ طوسی; در کتاب الغیبۀ به نقل از امام صادق(عج) روایت نموده که فرمود:
تا ازشما به اندازه سرمه در چشم باقی نماند هرگز فرج حاصل نمی‌شود (ظهور حضرت مهدی(عج)) و فرج ما هرگز پدید نمی‌آید مگر اینکه تمام ناخالصی ها بروند و سالم ها بمانند
منابع،


.

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 16 شهریور 1395| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1201

بسم الله الرحمن الرحیم

*نظریه‌ی علمی \"ضرورت اعمال قانون، برای رفع نواقص تربیتی و فرهنگی جوامع\"


متن اصلی:
بعضی از کسانی که دغدغه اصلاح فرهنگ جوامع را دارند و خواهان حاکمیت ارزشهای اخلاقی بر جامعه هستند، شاید گمان کنند که کارفرهنگی صرف مثل سخنرانی و وعظ و انتشارکتب فرهنگی و مجلات و روزنامه و یا تولید فیلم و سریال با محتوای اخلاقی و دینی، بتنهایی میتواند تمام مشکلات فرهنگی یک جامعه را حل کند.
اما اگر بخواهیم عمیق و واقعبینانه نگاه کنیم اینطور نیست. هر جامعه‌ای از نظرعمل به ارزشهای فرهنگی بطور عمده متشکل از سه دسته ‌است. دسته اول کسانی که کاملا به ارزشها پایبندند. دسته دوم کسانی که ارزشهارا قبول دارند اما کم و بیش، به دلایلی از جمله منافع شخصی یا لذتگرایی و ضعف اراده و راحت طلبی، هرجا که منفعتشان مورد خطر واقع شود یا اراده‌شان ضعیف باشد، به ارزشهای فرهنگی پایبندی نشان نمیدهند. دسته سوم کسان هستند که ارزشها را قبول ندارند و با حاکمیت ارزشها برجامعه مخالفند و حتی در بسیاری از مواقع برای نقض ارزشها تعمد و لجاجت نشان میدهند، و دنبال قبح شکنی از ضد ارزشها و زشت نشان دادن ارزشها و تقدس زدایی از مقدسات هستند تا با ارزشهای دینی و اخلاقی جامعه تقابل کنند.


۱)دسته اول خودشان اخلاق و فرهنگ را رعایت میکنند.
۲)اما دسته دوم با اینکه ارزشهای فرهنگی را قبول دارند، اما بخاطر \"هوای نفس\" و \"دلم می خواهد\"هایی که دارند، کم و بیش برخلاف مسیر صحیح گام برمیدارند. گروهی از این افراد صرفا با کار فرهنگی اصلاح شده و به دسته اول میپیوندند. اما باز گروهی میمانند که پند و نصیحت و کار فرهنگی در انها اثر ندارد . اینها کسانی هستند که نمیخواهند اصلاح شوند در نتیجه آموزش، پند و نصیحت و کتب اخلاقی و غیره روی آنان اثری نمیگذارد. در این موارد، راهی جز \"اعمال قانون و اجبار\" برای جلوگیری از خلافکاری های این صنف افراد وجود ندارد. مثلا کسی که علنا در خیابان عرق بخورد و هرقدر هم از بدی و مضرات اینکار به او بگوییم از کار زشتش باز نمی ایستد، در این موارد یا موارد مشابه آن، نیاز به یک نیروی مسلط بر شخص گناهکار است تا بالاجبار او را از گناه منع کند.
در اینجا سوال مهمی پیش میآید که: \"اگر کسی خودش خواست گناه کند، به سایر مردم یا به دولت چه ربطی دارد که بخواهند به زور جلوی گناه او را بگیرند؟ هرکسی آزاد است و هر کاری خواست میتواند بکند. او با این گناه به ما که ضرری نمی زند، فقط دارد به خودش ضربه روحی و معنوی و جسمی می زند. پس بهتر است که بگذاریم هرکسی آزادی عمل داشته باشد ولو کار زشتی انجام بدهد\"
جواب این سوال این است که :
اولا، کسی که گناهی را علنا مرتکب میشود، قبح آن گناه رادر چشم ناظران میشکند. و شکسته شدن قبح یک گناه زمینه شیوع گناه در جامعه را فراهم میکند.
ثانیا، ارتکاب گناه بصورت آشکار و علنی نوعی تبلیغ گناه میباشد. درنتیجه، بمرور زمان این گناه به سایر افراد جامعه سرایت میکند.
ثالثا، بسیاری از این افراد دسته دوم از روی ضعف اراده است که مرتکب گناه میشوند، یکی از اثرات بسیار مهمی که قانون دارد، اینست که ضعف اراده را در این اشخاص بشدت جبران میکند. اگر کسی به یاد داشته باشد قبلا که هنوز بستن کمر بند ایمنی اجباری نشده بود، اکثریت مردم با اینکه فواید کمربند ایمنی را می دانستند، کمربند نمی بستند و این بخاطر ضعف اراده بود نه ندانستن فواید کمربند ایمنی (اینجاست که میفهمیم آموزش و کارفرهنگی به تنهایی نمیتواند تمام مشکلات فرهنگی را حل کند و بسیاری از اوقات که کار فرهنگی جواب نمیدهد، نیاز به الزام و اجبار و اعمال قانون است).
وهمچنین است که بسیاری از گناهان تنها با آموزش و نصیحت و کار فرهنگی از بین نمیروند بلکه نیاز به التزام قانونی توسط دولت است تا ضعف اراده ای که بسیاری از مردم به آن مبتلایند جبران و درمان شود.
و اثر قانون در دراز مدت این است که با گذشت زمان اراده این صنف افراد را تقویت هم میکند(یعنی ضعف اراده را کم و بیش درمان میکند) و به آن کاری که سستی و تنبلی میکردند، عادت میکنند و این سستی و تنبلی و ضعف اراده در بسیاری از افراد(نه همه) رفع میشود حتی اگر دیگر قانون هم نباشد. مثلا در زمان حاضر به فرض اگر قانون اجباری بودن کمربند ایمنی لغو هم بشود گروهی از مردمی که قبلا اصلا عادت و حوصله کمربند ایمنی را هم نداشتند، باز آن را رعایت خواهند کرد.
یکی از فواید دیگری که قانون دارد اینست که ارزش ارزشها را رسمی تر و قبح ضد ارزشها را هم رسمی تر میکند در نتیجه زیبایی ارزشها و زشتی ضد ارزشها در نظر مردم نسبت به قبل، افزایش پیدا میکند که این خود عامل مهمی برای گسترش ارزشها و جلوگیری از گسترش ضد ارزشهاست.

رابعا، گناه چه آشکار باشد چه پنهان، صاحب خود را به عذابهای دنیوی و آتش اخرت مبتلا خواهد کرد. انسانی که خیرخواه و دلسوز مردم است، چگونه میتواند نسبت به معذب شدن همنوعان خود بی تفاوت باشد؟ به همین خاطر اسلام هم مردم و هم حکومت اسلامی را موظف کرده است اگر گناهی را از شخصی دیدند در درجه اول اورا نهی از منکر زبانی کنند اما اگر اثر نکرد، در درجه دوم دولت اسلامی وظیفه دارد نگذارد که فرد خاطی، با گناهش خود را به سوی هلاکت و عذاب اخروی ببرد. که اینکار با وضع قانون و وضع مجازات برای گناهکار و سپس به اجرا در آوردن قانون درباره گناهکار، امکان پذیر است.
درنتیجه، وضع قوانینی برای جلوگیری و از بین بردن زمینه های گناه و فساد امری ضروریست. مثلا دولت وظیفه دارد جلوی ورود مواد مخدر به کشور را بگیرد گرچه عده ای از مردم که از مواد مخدر نفعی میبرند یا کسانی که معتاد به این مواد هستند از تصویب این قانون و عملکرد دولت ناراضی باشند. و یا مثلا دولت وظیفه دارد جلوی شبکه های ماهواره ای که اکثرا به افساد اخلاق و فرهنگ و حتی افساد عقاید دینی مردم مشغولند را بگیرد گرچه افرادی با این عملکرد دولت مخالف باشند و آن را مخالف آزادی بدانند. زیرا دولت مسئول فرهنگ جامعه هم هست و حق ندارد نسبت به چیزی که برای مردم مضر است بی تفاوت باشد ویا فقط به موضع گیری زبانی بسنده کند، بلکه باید با اعمال قدرت جلوی هر چیزی که عامل فساد و تباهی جامعه است را بگیرد از مواد مخدر، تا ماهواره و غیره.
البته لازم به تذکر است که تجسس و اینکه فلان شخص آیا فلان گناه را مرتکب میشود یانه؟، از نظر اسلامی ممنوع است، کسی حق ندارد درپی یافتن گناهان مردم باشد(مگر در مواردی که قانون بدلایلی این اجازه را داده باشد، مثلا وزارت اطلاعات).


۳) و اما دسته سوم، کسانی که به تقابل با ارزشها میپردازند، این دسته قطعا موعظه و نصیحت و کار فرهنگی اثری روی آنها نمیگذارد(مگر در مواردی نادر).درنتیجه چاره ای جز اعمال قانون برای جلوگیری از آنها وجود ندارد.
زیرا هم عقل و هم تجربه به ما ثابت کرده است که اگر به این افراد، فرصت جولان داده شود به مرور زمان ریشه ی تمام فضایل اخلاقی را که با آن مخالف باشند اگر بتوانند از بیخ و بن برمیکنند.
واگر جلوی آنها گرفته نشود بیماری اخلاقی خود را به سایر افراد جامعه سرایت داده و و مردم سالم را در باتلاق گناه و فساد غرق خواهند کرد. و این مشکل در این حد متوقف نمانده و به نسلهای آینده هم سرایت کرده و آنها را تهی از اکثر فضایل اخلاقی بار می آورد. که نمونه عینی این جوامع، جوامع غربی خصوصا جامعه امریکاست که در عین پیشرفت شگرف علمی، از اخلاق و فضائل تهیست و با بحران معنویت و اخلاق دست و پنجه نرم میکند در نتیجه ی این بحران اخلاق و معنویت، آمار خودکشی و طلاق و خشونت و تجاوز جنسی -حتی به کودکان- و آمار بسیاری از مشکلات اخلاقی دیگر، بالاست.
این بخاطر آن است که در این کشور به اسم آزادی، جلوی کسانی را که بر ضد اخلاق و فرهنگ و دین کمر همت بسته اند نمیگیرند.



**برخی از فواید تصویب و اجرای محکم قوانینی که برای صیانت و حفظ فرهنگ جوامع وضع میشوند به شرح زیر است(باتوجه به متن این مقاله) :

-درمان ضعف اراده عموم جامعه در کوتاه مدت و بلند مدت.
-جلوگیری از شیوع و گسترش ضدارزشها در جامعه.
-جلوگیری از کسانی که مغرضانه به تقابل با ارزشها میپردازند. و بسیاری از اوقات مورد حمایت دشمنان خارجی هم هستند.
-رسمی تر کردن قبح گناه و ضد ارزشها.
-رسمی تر کردن ارزشها و زیبایی های فرهنگ دینی.

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 16 شهریور 1395| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1130

چرا اعضای خانواده نباید با گناهکاران معاشرت کنند/اثرات بد تربیتی روی فرزندان


گفته میشود:

چرا مقيد هستيد همواره در زيارت عاشورا صد مرتبه دشمنان امام حسين(عليه السلام) را لعن كنيد؟ بياييد فقط همان صد مرتبه سلام را بخوانيد. چرا بايد اين همه لعن بگوييد و مردم را نسبت به ديگران بدبين كنيد و يا نسبت به ديگران احساسات منفى ايجاد كنيد؟ امروز زمانى است كه بايد با همه مردم با خوشى و شادى و لبخند رفتار كرد. امروز بايد دم از زندگى زد، دم از شادى زد، دم از صلح و آشتى زد. اين روحيه لعن و تبرى و پشت كردن به ديگران خشونت هايى است كه به هزار و چهار صد سال پيش، يعنى زمانى كه امام حسين(عليه السلام) را كشتند برمى‌گردد و با آن زمان مناسبت دارد. اما امروز ديگر جامعه و مردم اين كارها را نمى‌پسندند. بياييد به جاى اين ها راه آشتى را پيش بگيريد، به روى دشمنان هم لبخند بزنيد، به آن ها هم محبت كنيد. مگر اسلام دين محبت، دين رأفت و رحمت نيست؟ اين چه كارى است كه شما دائماً لعن و بدگويى مى‌كنيد؟
اگر كسانى واقعاً از روى جهل اين سوال را مطرح كنند، جواب دادن به آن ها مشكل نيست. اما احتمال قوى مى‌دهيم كه بسيارى از كسانى كه اين گونه سخن مى‌گويند، انديشه هاى ديگرى، و اغراض خاصى در سر دارند. احتمال دارد آن ها از سياست هاى ديگرى پيروى كنند، و يا نقشه هايى را كه ديگران كشيده اند اجرا كنند. البته ما فرض را بر اين مى‌گذاريم كه اين سؤال عاقلانه و عالمانه اى است كه جواب آن هم بايد عالمانه باشد. صرف نظر از ارزش گذارى در مورد طرح اين گونه سؤال ها، فرض كنيد اگر نوجوانى از ما سؤال كرد كه چرا بايد قاتلان ابى عبد الله را لعن كرد؟ به جاى لعن هايى كه در زيارت عاشورا مى‌خوانيد صد مرتبه ديگر هم باز بر امام حسين(عليه السلام) سلام بفرستيد. مگر سلام كردن براى سيدالشهداء(عليه السلام) ثواب ندارد؟ به جاى آن صد مرتبه لعن، صد مرتبه سلام بفرستيد، چه عيبى دارد؟ اين همه لعن و بدگويى، فحش، ناسزا و اظهار برائت چه لزومى دارد؟
جواب علمى چنين سؤالى اين است كه همان گونه كه سرشت انسان فقط از شناخت ساخته نشده است، تنها از احساسات و عواطف مثبت هم ساخته نشده است. آدميزاد موجودى است كه هم احساس مثبت و هم احساس منفى دارد. هم عواطف مثبت و هم عواطف منفى دارد. همان گونه كه شادى در وجود ما هست، غم هم هست. خدا ما را اين گونه آفريده است. هيچ انسانى نمى‌تواند بى غم و يا بى شادى زندگى كند. همچنان كه خدا استعداد خنديدن به ما داده استعداد گريه كردن هم به ما عطا فرموده است. در جاى خودش بايد خنديد و به جاى خود هم بايد گريست. تعطيل كردن بخشى از وجودمان، به اين معنى است كه از داده هاى خدا در راه آنچه آفريده شده استفاده نكنيم. دليل اين كه خدا در ما گريه را قرار داده، اين است كه در مواردى بايد گريه كرد. البته مورد آن را بايد پيدا كنيم، و الا استعداد گريه در
وجود ما لغو خواهد بود. خدا چرا در انسان اين احساس را قرار داده است كه به واسطه آن، حزن و اندوه پيدا مى‌كند و اشك از ديدگانش جارى مى‌شود؟ معلوم مى‌شود گريه كردن نيز در زندگى انسان جاى خود را دارد. گريه براى خدا، به انگيزه خوف از عذاب يا شوق به لقاى الهى و شوق به لقاى محبوب در تكامل انسان نقش دارد. انسان در اثر دلسوزى نسبت به محبوب مصيبت ديده خود، رقت پيدا مى‌كند؛ اين طبيعت انسان است كه در مواردى بايد رقت قلب پيدا كند و در اثر آن گريه سر دهد.
خداوند در ما محبت را آفريده است تا نسبت به كسانى كه به ما خدمت مى‌كنند، نسبت به كسانى كه كمالى دارند، خواه كمال جسمانى، يا كمال عقلانى يا روانى و يا عاطفى، به ابراز علاقه و محبت بپردازيم. هنگامى كه انسان احساس مى‌كند در جايى كمالى و يا صاحب كمالى يافت مى‌شود، نسبت به آن كمال و صاحب كمال محبت پيدا مى‌كند. علاوه بر آن در وجود انسان نقطه مقابل محبت به نام بُغض و دشمنى قرار داده شده است. همان گونه كه فطرت انسان بر اين است كه كسى را كه به او خدمت مى‌كند دوست بدارد، فطرتش نيز بر اين است كه كسى را كه به او ضرر مى‌زند دشمن بدارد. البته ضررهاى مادىِ دنيوى براى مؤمن اهميتى ندارد. چون اصل دنيا براى او ارزشى ندارد. اما دشمنى كه دين را از انسان بگيرد، دشمنى كه سعادت ابدى را از انسان بگيرد، آيا قابل اغماض است؟ قرآن مى‌فرمايد: «‌انَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُّوٌ فَاتَّخِذُوهُ عَدُّواً‌»1 شيطان دشمن شما است، شما هم بايد با او دشمنى كنيد. با شيطان ديگر نمى‌شود لبخند زد و كنار آمد. وگرنه انسان هم مى‌شود شيطان. اگر بايد با اولياى خدا دوستى كرد، با دشمنان خدا هم بايد دشمنى كرد. اين فطرت انسانى است و عامل تكامل و سعادت انسانى است. اگر «‌دشمنى‌» با دشمنان خدا نباشد، به تدريج رفته رفته رفتار انسان با آن ها دوستانه مى‌شود، و در اثر معاشرت، رفتار آن ها را مى‌پذيرد و حرف هايشان را قبول مى‌كند. كم كم شيطان ديگرى مثل آن ها مى‌شود. مى‌گوييد نه! ببينيد قرآن چه مى‌فرمايد: «‌وَ اِذا رَأَيْتَ الَّذينَ يَخُوضُونَ فى آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُم حتّى يَخوضُوا فى حَديث غيرهِ‌»،2 چنانچه ببينى كسانى نسبت به دين بدگويى و اهانت مى‌كنند، با سستى و با زبان مسخره و استهزا سخن مى‌گويند، به آن ها نزديك نشو. هر چه گفتند، گوش نده تا زمانى كه به بحث ديگرى بپردازند. و در جاى
1. فاطر، 6.

2. انعام، 68.


ديگر مى‌فرمايد: «‌وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فى الْكتابِ أَنْ اِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللّهِ يُكْفَرُ بِها وَيُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدوا مَعَهُمْ حتّى يخوضوا فى حديث غَيْرهِ‌» بعد مى‌فرمايد اگر كسانى اين نصيحت را گوش نكردند، بايد بدانند كه عاقبت به آن ها ملحق خواهند شد. «‌اِنَّ اللّهَ جامِعُ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ فى جَهَنَّمَ جَميعاً‌»1 سرانجامِ كسانى كه نسبت به استهزاكنندگانِ دين محبت مىورزند و به آن ها روى خوش نشان مى‌دهند اين است كه تدريجاً حرف هاى استهزاكنندگان بر آن ها اثر مى‌گذارد. وقتى حرفهايشان اثر كرد، در دل هايشان شك به وجود مى‌آيد. و اگر شك ايجاد شد، اظهار ايمان كردن نفاق مى‌شود. انسان وقتى در دل ايمان ندارد اما در ظاهر بگويد من مسلمانم، اين عين نفاق است. قرآن مى‌فرمايد: «‌اِنَّ اللّهَ جامِعُ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ فى جَهَنَّمَ جَميعاً‌» چنين كسانى كه در دنيا به واسطه اثر همنشينى با كافران منافق مى‌شوند، در آخرت داخل جهنم با ايشان هم نشين خواهند بود.
به عبارت ديگر، دشمنى با دشمنان، سيستمى دفاعى در مقابل ضررها و خطرها ايجاد مى‌كند. بدن انسان همان گونه كه عامل جاذبه اى دارد كه مواد مفيد را جذب مى‌كند، يك سيستم دفاعى نيز دارد كه سموم و ميكرب ها را دفع مى‌كند، سيستمى كه با ميكرب مبارزه مى‌كند و آن ها را مى‌كشد. كار گلبول هاى سفيد همين است. اگر سيستم دفاعى بدن ضعيف شد، ميكرب ها رشد مى‌كنند. رشد ميكرب ها به بيمارى انسان منجر مى‌شود و انسان بيمار ممكن است با مرگ رو به رو شود. اگر بگوييم ورود ميكروب به بدن ايرادى ندارد! به ميكرب خوش آمد گفته و بگوييم مهمان هستيد! احترامتان واجب است! آيا در اين صورت بدن سالم مى‌ماند؟ بايد ميكرب را از بين برد. اين سنت الهى است. اين تدبير و حكمت الهى است كه براى هر موجود زنده اى دو سيستم در نظر گرفته است، يك سيستم براى جذب و ديگرى سيستم دفع. همان طور كه جذب مواد مورد نياز، براى رشد هر موجود زنده اى لازم است، دفع سموم و مواد مضر از بدن هم لازم است. اگر انسان سموم را دفع نكند، نمى‌تواند به حيات خود ادامه دهد.
موجودات زنده قوه دافعه دارند. اين قوه دافعه به خصوص در حيوانات و انسان همين نقش را ايفا مى‌كند. چيزهايى كه براى بدن مضر است بايد بيرون ريخت. دستگاه هايى در بدن وجود دارند نظير كليه، مثانه، و... كه اين كار را به طور عادى انجام مى‌دهند. گاهى هم وقتى

1. نساء، 140.

ميكروب هاى خارجى حملهور مى‌شوند، بايد گلبول هاى سفيد فعال شوند و با آن ها بجنگند تا آن ها را كشته و از بدن بيرون بريزند. در روح انسان نيز بايد چنين استعدادى وجود داشته باشد. بايد يك عامل جاذبه روانى داشته باشيم تا از كسانى كه براى ما مفيد هستند خوشمان بيايد، دوستشان بداريم، به آن ها نزديك شويم، از آنان علم، كمال، ادب، معرفت و اخلاق فرا بگيريم. چرا انسان بايد افراد و امور پسنديده را دوست دارد؟ براى اين كه وقتى به آن ها نزديك مى‌شود از آن ها استفاده مى‌كند. نسبت به خوبانى كه منشأ كمال هستند، و در پيشرفت جامعه مؤثر هستند بايد ابراز دوستى كرد، و در مقابل، بايد عملا با كسانى كه براى سرنوشت جامعه مضر هستند دشمنى كرد: «‌قَدْ كانَتْ لَكُمْ اُسْوُةٌ حَسَنَةٌ فى اِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ اِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ اِنّا بُرَئاءُ مِنْكُمْ وَ مِمّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ، كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُم الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ اَبَداً حَتّى تُؤْمِنُوا بِاللّه وَحْدَهُ‌»1 قرآن مى‌فرمايد شما بايد به حضرت ابراهيم(عليه السلام) و ياران او تأسى كنيد. مى‌دانيد كه حضرت ابراهيم(عليه السلام) در فرهنگ اسلامى جايگاه بسيار رفيعى دارد. پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)هم مى‌فرمود من تابع ابراهيم هستم. اسلام هم نامى است كه حضرت ابراهيم(عليه السلام) به اين دين و آيين داد: «‌هُوَ سَمّاكُم الْمُسْلِمينَ مِنْ قِبْل‌»2 خداوند مى‌فرمايد شما بايد به ابراهيم(عليه السلام) تأسى كنيد. كار ابراهيم(عليه السلام) چه بود؟ ابراهيم(عليه السلام) و يارانش به بت پرستانى كه با آن ها دشمنى مى‌كردند و ايشان را از شهر و ديار خود بيرون راندند گفتند: «‌اِنّا بُرَئاءٌ مِنْكُمْ ‌» ما از شما بيزاريم. اعلان برائت كردند. بعد به اين هم اكتفا نمى‌كند. مى‌فرمايد بين ما و شما تا روز قيامت دشمنى و كينه برقرار است، مگر اين كه دست از خيانتكارى خود برداريد.
اين كه ما نسبت به دشمنان اسلام و شيطان بزرگ اين قدر كينه داريم و اجازه نمى‌دهيم شعار «‌مرگ بر آمريكا‌» حذف شود، تأسى به حضرت ابراهيم(عليه السلام) است. قرآن مى‌فرمايد شما بايد از ابراهيم(عليه السلام) ياد بگيريد و صريحاً بگوييد مرگ بر دشمن اسلام، و عداوت و دشمنى خود را نسبت به دشمنان دين اعلام كنيد. همه موارد، جاى لبخند نيست. در بعضى موارد بايد عبوس بود، بايد اخم كرد، بايد صريحاً گفت ما دشمن شماييم، ما آشتى نمى‌كنيم، مگر دست از خيانت برداريد. اين دستور قرآن است. سابقاً مى‌گفتند فروع دين ده تا است. بعد از «‌امر به معروف‌» و «‌نهى از منكر‌» دو فرع «‌تولّي‌» و «‌تبرّي‌» را نيز جزء فروع دين به حساب مى‌آوردند.

1. ممتحنه، 4.

2. حج، 78.

يعنى از جمله واجباتى كه همه مسلمان ها بايد توجه داشته باشند و به آن ها عمل كنند، اين است كه بايد دوستان خدا را دوست بدارند و با دشمنان خدا نيز دشمنى كنند. تنها دوستى دوستان خدا كافى نيست؛ اگر دشمنى با دشمنان خدا نباشد، دوستى دوستان هم از بين خواهد رفت. اگر سيستم دفاعى بدن نباشد، آن سيستم جذب هم، نابود خواهد شد. آنچه مهم است اين است كه ما جاى جذب و دفع را درست بشناسيم. گاهى متأسفانه امور مشتبه مى‌شود. در موردى كه بايد جذب كنيم عملا به دفع مى‌پردازيم. كسى كه از روى نادانى سخنى به اشتباه و خطا گفته و لغزشى براى او پيش آمده و بعد هم پشيمان گرديده است، و يا اگر براى او توضيح دهيم، از روى انصاف قبول خواهد كرد، نسبت به چنين كسى نبايد دشمنى كرد. صِرف اين كه كسى مرتكب گناهى شد، نبايد او را از جامعه طرد كرد، بلكه بايد در صدد اصلاح او برآييم. او بيمارى است كه بايد به پرستارى اش پرداخت. در اين مورد جاى اظهار دشمنى نيست. مگر كسى كه تعمد داشته باشد و علناً گناه را در جامعه رواج دهد. اين ديگر خيانت است، تعمد و خباثت و پليدى است. بايد با چنين شخصى دشمنى كرد. اما اگر كسى اشتباهاً مرتكب گناهى شده است، بايد با مهربانى با او رفتار كرد. نبايد آبروى او را ريخت، بلكه بايد در اصلاح او سعى كرد. او مشكل دارد و بايد مشكلش را حل كرد.
اما در مورد دشمنان غدّار، كينه توز و قسم خورده، خداوند مى‌فرمايد: «‌وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لا النَّصارى حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم‌»1، تا دست از انقلابتان بر نداريد، آمريكا از شما راضى نخواهد شد. هر روز لازم است تأمل كنيم كه آشتى با چنين كسانى يعنى چه؟ لبخند به روى آنان يعنى چه؟ بايد با نهايت غضب، خشونت، تندى و عبوسى با اين ها بر خورد كرد. بايد مرگ را بر سر اين ها باريد، چون آنان جز به مرگ ما راضى نيستند، نه تنها به مرگ بدن ما، بلكه تنها به مرگ روح ما، به مرگ دين ما راضى مى‌شوند.
حاصل سخن اين كه، بزرگداشت مراسم سيدالشهداء(عليه السلام) بازسازى حيات حسينى است، تا از آن حيات به نحو احسن استفاده شود نبايد به بحث هاى علمى اكتفا شود. چون انسان به برانگيخته شدن عواطف و احساسات احتياج دارد. نبايد به عواطف مثبت، به شادى، به خنده، بسنده كرد، زيرا زنده نگه داشتن خاطره سيدالشهداء(عليه السلام) و مظلوميت او از راه احساسات شور انگيز حزن و گريه و سوگوارى امكان دارد. و بالاخره همراه با آن همه درود و

1. بقره، 120

سلام و عرض ارادت به خاك پاى حسينى و به خاك قبر حسينى، بايد بر دشمن حسين(عليه السلام) و دشمن اسلام و دشمنان خدا لعن و نفرين كرد. تنها سلام و درود مشكل را حل نمى‌كند. ما نمى‌توانيم از بركات حسينى استفاده كنيم، مگر اين كه اول دشمنان او را لعن كنيم، بعد بر او سلام بفرستيم، قرآن هم اول مى‌فرمايد: «‌أَشِدّاءُ عَلَى الْكُفّار‌»،1 بعد مى‌فرمايد: «‌رُحَماءُ بَيْنَهُم‌».2پس در كنار سلام، بايد لعن هم باشد. در كنار ولايت، تبرّى و اظهار دشمنى نسبت به دشمنان اسلام نيز بايد باشد. اگر اين گونه شديم، حسينى هستيم؛ وگرنه بى جهت خودمان را به حسين(عليه السلام) نسبت ندهيم.

1. فتح، 29.

2. همان.

کتاب آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، مصباح یزدی

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 14 شهریور 1395| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1129

علیرغم تأکیدات رهبر انقلاب مبنی بر جبران خطای تحدید نسل، «عقیم‌سازی» همچنان ادامه دارد/ دیگر از دلارهای سازمان های بین المللی برای جلوگیری از پیری جمعیت ایران خبری نیست!

برای دیدن عکسهای این خبر مهم، به آدرس زیر مراجعه بنمایید:
http://www.rajanews.com/news/248517/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%BA%D9%85-%D8%AA%D8%A3%DA%A9%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A8%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%B3%D9%84%D8%8C-%C2%AB%D8%B9%D9%82%DB%8C%D9%85%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%C2%BB-%D9%87%D9%85%DA%86%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF



سازمان ملل هم در سال 2010 و پیش از آن که یک خائن، آمار نرخ باروری کشور را دستکاری کند، نوید جمعیت فوق سالمند سی و یک میلیونی ایران را به اربابش آمریکا داده بود. سازمان جهانی بهداشت (WHO) نیز پیشاپیش خبر از پیری جمعیت ایران داده است: «سال 2050 میلادی» که در آن جمعیت بالای شصت سال کشور به سی و سه درصد کل جمعیت خواهد رسید.
گروه اجتماعی رجانیوز - حسین مروتی: در بخش پیشین از این مقاله، تاریخچه تحدید نسل در ایران مورد بحث و بررسی قرار گرفت و مختصرا، پنج مولفه فرهنگ منحط تنظیم خانواده مورد اشاره قرار گرفت: استفاده از بهانه های بهداشت و سلامت، فمینیسم، ترویج فساد جنسی، وعده فقر و دامن زدن به فردگرایی مردم.

سه معجزه! نخستین معجزه؛ «پروژه تحدید نسل ایرانیان»
بخش دوم: قربانی ناقابل!

در ادامه، حاصل این پروژه و عملکرد کنونی عاملان اجرای آن را مورد بررسی قرار می دهیم.

... الغرض حاصل کار جهادی و بی قاعده برای تحدید نسل، این شد که می بینید. تحدید نسل که باید در سال 1371 متوقف می شد، بیش از دو دهه بیخود و بی جهت ادامه پیدا کرد و به قول برخی از دانشمندان غربی، ایران شد رکورددار کاهش رشد جمعیت در جهان، آن هم در طول تاریخ بشر! (1)

تازه در آن زمان که کشور داشت مرحله به مرحله به بحران جمعیت نزدیک می شد، برخی از دانشمندان و کارشناسان ایرانی که نمی دانستند دارد چه بلایی بر سر کشور می آید، با افتخار، سقوط فاجعه بار نرخ باروری در کشور را یکجا به پای عملکرد وزارت بهداشت می گذاشتند، آن را به مقاله تبدیل کرده و در غرب منتشر می کردند. اسم این فاجعه را هم می گذاشتند: معجزه ایرانیIranian Miracle) )! (2)
عنوان مقاله: «معجزه ایرانی: چگونه در کمتر از یک دهه، نرخ پوشش وسایل ممانعت از بارداری، تا بیش از 70 درصد افزایش یافت و دو سوم از نرخ باروری کاسته شد؟»

اکنون البته ثمره این معجزه را می توان دید.

اکنون نرخ رشد جمعیت که زمانی 3.2 درصد بود، به کمتر از 1.3 درصد رسیده. اکنون یک زن در سن باروری، کمتر از یک دختر از خود به جای می گذارد، یعنی کشور در طول زمان نمی تواند حتی جمعیت خود را جایگزین کند. اکنون جمعیت ایران، سریعترین حرکت را به سمت مرزهای سالخوردگی جمعیت دارد و همین چند وقت پیش بود که مدیرکل سازمان بهزیستی استان تهران گفت: \"از سال 65 تا 90 جمعیت کشور در حالی سالانه 1.7 درصد رشد داشته که رشد جمعیت بالای 60 سال در کشور 4.3 درصد بوده، یعنی رقمی حدود سه برابر رشد کلی جمعیت\" (3) سازمان ملل هم در سال 2010 و پیش از آن که یک خائن، آمار نرخ باروری کشور را دستکاری کند، نوید جمعیت فوق سالمند سی و یک میلیونی ایران را به اربابش آمریکا داده بود. سازمان جهانی بهداشت (WHO) نیز پیشاپیش خبر از پیری جمعیت ایران داده است: «سال 2050 میلادی» که در آن جمعیت بالای شصت سال کشور به سی و سه درصد کل جمعیت خواهد رسید.

درصد جمعیت افراد با سنّ شصت سال یا بیشتر در سال 2015

پیش بینی سازمان بهداشت جهانی از درصد جمعیت افراد با سنّ شصت سال یا بیشتر در سال 2050؛ طبق این پیش بینی و در صورت ادامه روند کنونی فرزندآوری خانواده ها، نسل بعدی فرزندان ایران، در جامعه ای به شدت سالخورده زندگی خواهند کرد؛ سالخورده ترین کشور منطقه و کشوری پیرتر از روسیه و آمریکا (4)

آری اکنون نرخ باروری در آمریکا با وجود آن همه فساد و فحشاء و فروپاشی خانواده، بیشتر از ایران است و اکنون برژینسکی ها خوشحالند.
مشاور ارشد امنیت ملی کارتر، در مصاحبه معروفش می گوید: \"از فکر کردن به حمله‌ پیشدستانه علیه تأسیسات هسته ای ایران اجتناب کنید و یک بازی طولانی مدت را انجام دهید، چون زمان، آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع حکومت کنونی نیست\" (5)

البته اکنون دیگر، نه تنها جمعیت شناسی پیدا نمی شود که برای سالخوردگی جمعیت بزرگنمایی کند، نه تنها یک نفر نیست که حقایق جمعیتی را تشریح کند، بلکه نابغه ای پیدا شده است که می گوید: \"از دید کارشناسی، سالخوردگی جمعیت، شاید یک فرصت باشد تا تهدید!\" (6)

اکنون دیگر خبری از سازمان های بین المللی و دلارهای‌شان هم نیست که نگذارند جمعیت ایران پیر شود. آقای عبدالرسول هاجری [1] خاطره جالبی از ملاقاتش با عبدالعزیز بن سلطان- نماینده صندوق جمعیت سازمان ملل- در کنفرانس بین المللی جمعیت در اندونزی بیان کرده که یک دنیا عبرت است. وی می گوید در حاشیه این کنفرانس به سراغ نماینده صندوق جمعیت رفتم و گفتم: ایران در آینده‌ای نزدیک دچار رشد منفی و نزولی جمعیت می شود و برخی از صاحب‌نظران جمعیت گفته اند که کاهش سطح باروری در ایران، از نظر سرعت، در دنیا بی‌نظیر است و اکنون هم‌ جمعیت ایران دارد پیر می شود. اما با این وجود برنامه‌های تنظیم خانواده با حمایت صندوق جمعیت سازمان ملل، به همان قوت در حال اجراست. آیا وقت آن نرسیده که صندوق جمعیت سازمان ملل که متولی تنظیم خانواده در جهان است، به فکر افزایش باروری در ایران باشد و نگذارد که جمعیت ایران پیر شود؟ عبدالعزیز در پاسخ به آقای هاجری می گوید: \"صندوق جمعیت تاکنون به تنظیم خانواده با جهت‌گیری مثبت فکر نکرده و هیچ برنامه‌ای برای آن در دستور کار ندارد. اگر روزی بخواهد در این زمینه وارد شود به کشورها توصیه می‌کند به جای افزایش فرزندآوری، از کشورهای پرجمعیتی مثل بنگلادش، آدم وارد کنند!\" (7)

اکنون دیگر آن کسانی که برای دریافت مجوز تحدید نسل، هر روزه به سراغ یکی از علما می رفتند، کاری به نظر علما ندارند، علمایی یکصدا می گویند «نگذارید جمعیت پیر شود». البته که حق دارند، نظرات علما دیگر با منویات صندوق جمعیت سازمان ملل و سازمانی موسوم به سازمان بهداشت جهانی –حضرت دبلیو اچ او- نمی خواند.

آن پزشکانی که زمانی عواقب رشد بی رویه جمعیت را از منظر اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و غیره شرح می کردند، اکنون که بابت بحران جمعیت مورد بازخواست قرار می گیرند به جای مسئولیت پذیری و عذرخواهی می گویند: ما پزشک بودیم نه جمعیت شناس!

آری اکنون نه تنها مسببان ظاهرالصلاح این خسارت بزرگ در پی جبران مافات نیستند، بلکه وقتی نمایندگان مردم می خواهند قانونی برای حمایت از فرزندآوری مردم تصویب کنند، بیشرمانه در مخالفت قد علم کرده و در مجلس شورای اسلامی رو به بیژن نوباوه (نماینده دوره پیشین مجلس شورای اسلامی) داد می زنند که: \"شما می خواهید یک مشت گدا –گشنه و کور و کچل اضافه کنید!\"

اکنون معاون بهداشت وزارت بهداشت اصل بحران جمعیت را زیر سوال برده و می گوید: \"حالا از نظر جمعیتی زمان عروسی است!\" و سپس به دروغ مدعی می شود که اطلاعات جمعیتی به صورت ناقص و اشتباه به مقام معظم رهبری رسیده است! (8)

اکنون صحبت های مکرر مقام معظم رهبری و توصیه های ایشان برای «جبران خطا» (9) نیز خریداری ندارد و دکتر محمد اسلامی (رئیس اداره باروری سالم -تنظیم خانواده سابق- و مشاور فنی دفتر سلامت جمعیت وزارت بهداشت)، نماینده صندوق ضدجمعیت را به یک مرکز بهداشت در جنوب شهر می برد تا خیال ارباب راحت شود که عقیم سازی‌ها همچنان ادامه دارد. تازه این کار زمانی صورت می گیرد که تنها قریب بهک ماه از اعلام موضع صریح مقام معظم رهبری گذشته است که فرموده اند: «من معتقد به کثرت جمعیتم. هر اقدام و تدبیری که می‌خواهد برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد، بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد» (16/05/1390)

دکتر اسلامی با لباس سفید مشغول صحبت با هولکی اوز در دیدار از بخش وازکتومی مرکز بهداشت نور سعادت
(تاریخ بازدید:27/06/1390)

اکنون دکتر مطلق؛ مديرکل دفتر سلامت جمعيت وزارت بهداشت که سالیان سال با شعارهای «دو بچه کافیست» و «فرزند کمتر؛ زندگی بهتر» کشور را به مصیبت کنونی دچار کرده است، ضمن افاضاتی می گوید: \"اصلاً برنامه ما این نيست که جمعيت را کم یا زیاد کنيم. برنامه ما تأمين سلامت مادر و کودک است\"!! (8)

اکنون...

(گفتم داخل پرانتز مسئله ای را با مخاطبان محترم در میان بگذارم و آن این که: ماجرای مسئولین دفتر سلامت جمعیت وزارت بهداشت، حقیقتا از نوادر نظام مدیریتی در کشور ما به شمار می آید، زیرا در دو دهه اخیر هرچه وزیر و دولت اعم از کارگزارانی، اصلاح طلب، مهرورز و معتدل آمده اند و رفته اند، مدیران این قسمت از وزارت بهداشت از جایشان تکان نخورده اند. الغرض این موضوع در کشوری که با تغییر دولت ها، بعضا آبدارچی ادارات نیز تغییر می کنند، قدری عجیب به نظر می رسد. البته ناگفته نماند که: در زمان وزارت چندماهه دکتر طریقت منفرد، مدیران این بخش توسط معاون بهداشت وزارت تغییر کردند. همین مسئله هم باعث شد که افراد متعددی معاون مزبور را توبیخ کنند، از جملهکی از نمایندگان دوره قبل مجلس که در تماسی تلفنی، خانم دکتر فاطمه رخشانی -معاون بهداشت وزارت بهداشت- را تهدید کرده، می گوید: \"هر کار می خواهی بکن، ولی فلانی را از آنجا برندار!\" البته کهک مربی کارکشته، خوب می داند \"نباید به ترکیب تیم برنده دست زد!!\" به هر حال با آمدن دولت فعلی، مدیران مربوطه به جایگاه ازلی – ابدی خود بازگشتند و ماجرا به خیر و خوشی تمام شد! بگذریم...)

اما یک سوال مهم؛ جریان تنظیم خانواده چرا زمانی که دید نظام اسلامی به اهداف جمعیتیش رسیده است، روند تحدید نسل را متوقف نکرد؟
در پاسخ باید گفت: درست است که نظام اسلامی به هدفش رسیده بود، ولی نظام استکبار جهانی که به هدفش نرسیده بود!

به زبانی دیگر: این درست که قرار بود وقتی به نرخ باروری 4 و درصد رشد جمعیت 2.3 درصد رسیدیم، سیاست تحدید نسل را کنار بگذاریم و این هم درست که در سال 1371 به هدفمان رسیدیم، ولی ما نمی توانستیم زیر قولمان بزنیم و به تعهداتمان عمل نکنیم.

- چه قولی؟! چه تعهدی؟!

شهریور ماه سال 1373 بود که ما در رأس هیئتی بلندپایه عازم قاهره شدیم تا در کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه (ICPD) شرکت کنیم. رویمان به دیوار و گلاب به رویتان، ما آنجا متعهد شدیم که نرخ رشد جمعیت ایران را به صفر –تکرار می کنم به صفر- برسانیم. به هر حال مرد بود و قولش!


چنان که در تصویر فوق، برگرفته از سایت مرکز آمار ایران مشاهده می شود، یکی از اهداف کنفرانس جمعیت و توسعه (ICPD) برای ایران، کشاندن کشور به ورطه «رشد جمعیتی برابر صفر» بوده است. پس از رسانه ای شدن این هدف استعماری، بخش مزبور از سایت مرکز آمار کشور حذف شد.

اما یک سوال اساسی دیگر: جریان تنظیم خانواده از ابتدا به چه دلیل، پیگیر کاهش رشد جمعیت ایران شد؟

جوابش ساده است و یک جمله:

\"تعامل با دنیا خرج دارد و بهای این تعامل حتی می تواند قربانی کردن بزرگترین ثروت یک کشور، یعنی نیروی انسانی آن باشد!\"

نکند گمان کرده اید که اگر سیاست تعدیل اقتصادی و کنترل جمعیت را نمی پذیرفتیم و منویات بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را، طابق النعل بالنعل اجرا نمی کردیم، باز هم موفق می شدیم میلیاردها دلار وام بگیریم و در کشور سازندگی کنیم! بانک جهانی تنها در سال 1372، 141 میلیون و چهارصد هزار دلار برای تحدید نسل به ایران وام داد و در سال 1379، 86 میلیون دلار به اجرای تنظیم خانواده در ایران کمک کرد و شما نمی دانید که هر دولتی این هنر را ندارد که بانک جهانی را بدوشد! نه واقعا گمان کرده اید اگر نمازی ها را به ایران نمی آوردیم و نمی گذاشتیم شبکه سازی کنند، ارباب نمازی ها می گذاشت شل، توتال، استات اویل، بریتیش پترولیوم و دیگران به ایران بیایند و سرمایه گذاری کنند؟! آیا گمان کرده اید اگر ملک افضلی در هیئت مدیره موسسه همیاران غیردولتی ایران (غدا) و زیر نظر مدیرعاملی با نام باقر نمازی (10) (مشاور ارشد شورای جمعیت، وابسته به بنیاد راکفلر) راهبری NGO های کل کشور را بر عهده نمی گرفت و نهایت تلاش خود را مصروف قلع و قمع جمعیت کشور نمی کرد، می توانست جایزه جمعیت سازمان ملل را بگیرد و برای کشور آبروی بین المللی به ارمغان بیاورد؟! زهی تصور باطل، زهی خیال محال...

تصویری از صفحه تارنمای همیاران غدا که تصویر نمازی و ملک افضلی را به عنوان مدیران این موسسه نشان می دهد.


الغرض؛ برای پیشرفت و توسعه، راهی جز تعامل با دنیا وجود ندارد.

تعامل با دنیا هم قواعدی دارد و یکی از آنها پیشکش کردن قربانی به محضر کدخداست.

قربانی هم هر آن چیزی است که کدخدا طلب کند، یک زمان جمعیت است، یک زمان نهاد خانواده و اخلاق جنسی است و زمانی هم ممکن است قربانی، اعتقادات دینی مردم باشد!

...

مخاطبان محترم! اگر نمی دانستید، بدانید که آنچه تا اینجا خوانده اید تنها مقدمه ای بوده است برای این که بفهمیم: معجزاتی جدید در راه است! شواهد و قرائن متعددی نشان می دهد که قرار است پس از معجزه در سلامت باروری و تنظیم خانواده، لااقل دو معجزه دیگر اتفاق بیفتد، معجزاتی در سلامت معنوی و سلامت جنسی.

و حال تکخوان آن گروه سرود قصد کرده که در حد توان، خطای کودکیش را جبران کند و مانع وقوع فجایعی بزرگتر از بحران جمعیت شود!

ادامه دارد...
----------------------------------------
(منابع):
1- http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940223000206
2- http://archive.iussp.org/Brazil2001/s20/S20_02_Mehryar.pdf
3- http://goo.gl/UPy5QN
4- http://apps.who.int/iris/bitstream/10665/186463/1/9789240694811_eng.pdf?ua=1
ص44
5- http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13930904000609
6- http://www.ettelaat.com/etiran/?p=98651
7- http://www.ensani.ir/fa/content/110758/default.aspx
8- http://jahannews.com/vdcamony049nem1.k5k4.html
9- «آنطوری كه افراد متخصص و عالم و كارشناسان علمیِ این قسمت تحقیق و بررسی كردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدی كه از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر می دادیم؛ خطا كردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران كنیم» (03/05/1391)
10- «توطئها سهل انگاری ملی»، عباس توفیقی، ویژه نامه نسل ششم، آذر 1393
----------------------------------------
[پی نوشت]:
[1] روحانی، فعال فرهنگی و نویسنده کتاب «فمینیسم جهانی و چالش های پیش رو»
----------------------------------------
مطالب مرتبط:
ناگفته‌هایی از پروژه امریکایی «تحدید نسل ایرانیان»؛ «طرح عقیم‌سازی میلیونی ایرانی ها» و معرفی ایران به عنوان الگوی برتر شیوه غیرانسانی تحدید نسل

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 13 شهریور 1395| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1215

پیچیدہ عطر چادرت در ڪل اشعارم
بانوے خوب و سربہ زیرم دوستت دارم

هرڪس ڪہ چادر میڪند بر سر ڪہ مومن نیست
من از حجاب بے حیاها سخت بیزارم

این ڪہ تورا اینقدر میخواهم چہ شیرین است
روے تو غیرت دارم و از عشق سرشارم

غرق سڪوت اما درونم مملو از شعر است
دیوان شعرے خاڪ خوردہ ڪنج انبارم

تو شاخہ ے گل هستے و میمیرم آن دم ڪہ
قدر نسیمے شاخہ اے گل را بیازارم

شب هاے خوب عاشقے وقتے ڪہ میخوابے
دائم نگاهت میڪنم تا صبح بیدارم

بوے نم خاڪ از سرڪوے تو مے آید
ابرم ڪہ غیر از شانہ ات جایے نمے بارم

تو هیئتے هستے و من هم هیئتے هستم
مست حجابت هستم از بس غیرتے هستم

اے ڪاش تا آخر همیشہ با خدا باشیم
در یڪ شب خلوت دوتایے ڪربلا باشیم

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 9 شهریور 1395| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1249

داستان بني اسرائيل، حقيقتي فراموش نشدني

از آن‌جا كه نقل داستان و سرگذشت اقوام پيشين، درس‌هاي آموزندهاي را در پي دارد، لذا در قرآن كريم داستان‌هاي فراواني نقل گرديده است. بخشي از اين حكايات، در مورد قوم بني اسرائيل ميباشد. تعداد زيادي از افراد اين قوم گرفتار معصيت الهي شده و مستقيماً به انجام امور خلاف اقدام نمودند. اين عده عليرغم ممنوع شدن صيد ماهي در روزهاي شنبه، در اين روز تور به آب ميانداختند و در روز بعد ماهيان را صيد و از آب خارج ميكردند. آنان از اين طريق، تصميم داشتند تا خداوند را فريب دهند، غافل از آن‌كه خداوند متعال نسبت به درون آنان آگاهي دارد. عدهاي ديگر از افراد همين قوم، به نصيحت و اندرز معصيت كاران پرداخته و به آنان گوشزد مينمودند كه با اينگونه اعمال، زمينه عذاب الهي بر آنان فراهم ميشود. ليكن نصيحت‌هاي آنان ثمري نبخشيد و نافرماني خداوند هم چنان تداوم يافت. در ميان اين گروه‌ها، گروه ديگري حضور داشت كه نصيحت كنندگان را موعظه مينمود، تلاش آنان را بينتيجه قلمداد ميكرد و اظهار ميداشت:لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا؛(1)براي چه قومي را كه خدا هلاك‌كننده ايشان است ‌يا آنان را به عذابي سخت عذاب خواهد كرد، پند مي‌دهيد. اما آن گروه كه به نصيحت خطاكاران ميپرداخت، پاسخ ميداد:مَعْذِرَه إِلَي رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُون؛(2)تا معذرتي پيش پروردگارتان باشد و شايد كه آنان پرهيزگاري كنند.براساس اين بخش از آيه، اين افراد احتمال عدم تأثير نصيحت‌هاي خود را ميدادند، ليكن براي آن‌كه در نزد خدا عذري داشته باشند، به اين عمل خود ادامه ميدادند. علاوه بر اين‌كه آنان يقين نداشتند كه تلاششان بي‌ثمر باشد، بلكه اين احتمال وجود داشت كه در ميان آن افراد خاطي، كساني يافت شوند كه تحت تأثير اين موعظهها قرار گرفته و عمل ناشايست خود را ترك نمايند. سرانجام پس از مدتي عذاب الهي بر آنان نازل گرديد و افراد خطاكار و كساني كه وظيفه امر به معروف و نهي از منكر را ترك نموده بودند، به جزاي اعمال خود رسيدند.
ترك امر به معروف و نهي از منكر تا آن حد، حائز اهميت است كه براساس برخي از روايات، صد هزار نفر از افراد قوم حضرت شعيب(علي نبينا و آله و عليه السلام) به عذاب الهي گرفتار آمدند كه تنها چهل هزار نفر از آنان، از كساني بودند كه خود، اقدام به انجام اعمال فاسد مينمودند. شصت هزار نفر ديگر، از كساني بودند كه نهي از منكر را رها و اين افراد را به حال خود واگذار كرده بودند.(3) تنها، كساني از اين عذاب الهي جان سالم به در بردند كه در هيچ شرايطي دست از امر به معروف و نهي از منكر برنداشته و به وظيفه خود عمل نمودند. بنابراين، در هر جامعهاي، كسي كه گناهي را مشاهده نمايد و اقدام به نهي از منكر نكند، در گناهِ مرتكبِ آن خطا، شريك خواهد بود و همچون او عذاب الهي را خواهد چشيد.


1. اعراف (7)، 164.

2. اعراف (7)، 164.

3. الكليني، محمد بن يعقوب؛ فروع الكافي؛ بيروت: دار الاضواء ، 1413ق، ج 5، ص 56 ، باب الامر بالمعروف و النهي عن المنكر، روايت 1.

مصباح یزدی/ اصلاحات،ريشه‌ها و تيشه‌ها/بخش سوم: شيوه‎هاي برخورد با مظاهر فساد در جامعه

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 8 شهریور 1395| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1023

عقد موقت/جدیدترین استفتائات درباره ازدواج و عقد موقت(متعه) از امام خامنه‌ای

احکام نکاح و طلاق

متعه قبل از اتمام عده
س. خانمی در عقد موقت، از دبر، همبستری داشته است و به خاطر جهل به عدّه، بلافاصله بعد از اتمام مدت متعه اول با دیگری متعه شده اما دخول بعد از مدتی بوده که عملاً عدّه متعه اول تمام شده بود، آیا حرمت ابدی با دومی حاصل شده است؟
ج. در مورد مذکور حرمت ابدی ثابت است.

عقد موقت دوم
س. حکم کسی که در عقد موقت کسی بوده و بدون بخشیدن مدت به عقد مرد دوم درآمده است؟
ج. در صورتی که مرد علم داشته باشد و یا دخول صورت گرفته باشد حرام می‌شوند، اما اگر علم به موضوع و حکم ندارند و دخول صورت نگرفته، عقد باطل است اما حرمت ابدی نیست.

وکالت در طلاق
س. در صورتی که مرد برای طلاق همسرش وکالت طلاق به وکیل بدهد و زن بگوید در پاکی هستم و صیغه طلاق جاری شود، بعداً بگوید در عادت بودم با توجه به اینکه صیغه طلاق صحیح نبوده است آیا زن میتواند دوباره به وکیل رجوع کند و تقاضای جاری کردن صیغه طلاق را داشته باشد؟
ج. تابع چگونگی وکالت است، چنانچه وکالت استمرار داشته باشد، مانعی ندارد.

روابط زن و مرد در طلاق رجعی
س. مطلّقه رجعیه در زمان عدّه حکم زوجه را دارد، محدوده حلیت زوج نسبت به زوجه بدون قصد رجوع چه مقدار است؟
ج. در فرض سؤال انجام کارهایی همچون وطی که برای غیر زوج نسبت به زوجهاش حلال نیست ـ ولو بدون قصد رجوع ـ در صورتی که قصد آن فعل را داشته باشد و نظیر غافل و نائم و ساهی نباشد موجب رجوع است.

نفقه تحصیل فرزندان
س. آیا نفقه تحصیل فرزندان مثلاً تحصیل در مقطع ابتدایی و... جزء نفقه واجب بر عهده پدر میباشد؟
ج. اگر فرزند توانایی مالی ندارد، در حدّی که عرفاً محتاج به تحصیل است، از قبیل مقطع دوره ابتدایی، هزینه‌های تحصیل به عهده پدر می‌باشد.

عدم ذکر مهریه عقد موقت
س. حکم عقد موقت در صورتی که مدت ذکر شده ولی مهریه ذکر نشده چیست؟
ج. عقد باطل است.

عدم ذکر مدت عقد موقت
س. در صورتی که در عقد موقت، مهریه ذکر شده ولی مدت ذکر نشده حکم عقد چیست؟
ج. تبدیل به عقد دائم می شود.

عدم ذکر مهریه و مدت عقد موقت
س. در صورتی که در عقد موقت، مهریه و مدت ذکر نشده آیا عقد صحیح است؟
ج. باطل است.

ابهام در مهریه یا مدت عقد موقت
س. حکم عقد موقت در صورتی که مهریه یا مدتی که در صیغه بیان شده است ابهام داشته باشد چیست؟
ج. اگر مهریه معلوم ولی مدت نامعلوم باشد، احتیاط واجب در این است هم مدت را هبه کند و هم طلاق داده شود. و اگر مهریه نامعلوم باشد، عقد باطل است


منبع:
سایت مقام معظم رهبری
http://www.leader.ir/fa/content/16129/استفتائات-جدید

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 2 شهریور 1395| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1022

پرامکانات ترین سرویس وبلاگدهی