تربیت صحیح فرزندان - آرشیو 1394/6
<-Description->
♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚♚
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

**از شبکه زنان شیردل بسیجی تا شبکه فمنیست‌های مسلمان!


کیهان نوشت: هفته پیش تلاش کردیم مفاهیم و اهداف طرح آمریکایی- انگلیسی «توانمندسازی زنان» به عنوان بهترین مسیر برای تحمیل آموزه‌ها و تغییرات لیبرالیستی در جوامع هدف را تشریح کنیم. از مدارس آمریکایی- انگلیسی فعال در ایران گفتیم که دریچه‌ای برای ایجاد تغییرات نسلی و آرمانی گسترده در جامعه ایرانی با نفوذ در فکر زنان کشورمان به عنوان مهم‌ترین نگاهبانان و مروجین سبک زندگی ایرانی- اسلامی یافته‌اند و در قالب آموزش‌های به ظاهر ساده، اهداف مهمی همچون «تقابل زن و اسلام» و «درگیری جامعه بانوان و حاکمیت» و «جدایی دولت و مردم» را دنبال می‌کنند.

بر اساس اسناد «آژانس توسعه ملی آمریکا»، زنان جوامع مسلمان هدف اصلی اجرای طرح جهانی «توانمندسازی زنان» قرار دارند. یک جستجوی تصویری ساده در اینترنت نشان می‌دهد «فمنیست های مسلمان» به عنوان گروهی که از دانشگاه سواس لندن وابسته به MI۶ سربرآوردند، مهم‌ترین مجریان و ایده‌پردازان طرح مذکور به شمار می‌روند. اخیرا شبکه بی‌بی‌سی فارسی با دعوت از یکی از نوادگان علمای شهیر سابق، کوشید موضوع فمنیسم اسلامی را ذیل تیتر توانمندسازی زنان در جوامع مسلمان باز کند.

میهمان برنامه با حجاب ناقصی که بر سر داشت از تناقضات اسلام با «حقوق زنان» گفت و بیان کرد: وقتی به جای احادیث و فتاوا و اجتهادات مراجع تقلید به متن قرآن مراجعه کردم، متوجه شدم این خدا نیست که به ما زن‌ها ظلم کرده، بلکه احادیث و دین‌داران هستند که چنین می‌کنند! سپس مجری برنامه کوشید با ذکر مثال‌هایی از تضاد حقوق زن در اسلام و لیبرالیسم همچون حجاب و آزادی جنسی، موضوع را کامل در ذهن مخاطب راه بیندازد و شکلی جدید از اسلام من درآوردی انگلیسی را از دهان «فمنیسم اسلامی» به مخاطب عرضه کند.

اما نکته اصلی بحث «نفوذ در جوامع زنان مسلمان» به نام توانمندسازی فمنیسیتی یا هر نحله زنانه دیگری که از غرب در طول دهه‌های متمادی سربرآورده این است که تاکنون «لیبرالیسم» به عنوان مهم‌ترین و جدی‌ترین رقیب مدعی و در حال جنگ با اسلام، موفق نشده آرامش، خوشبختی و امنیتی مثال‌زدنی حتی در یک جامعه کوچک اروپایی به عنوان نمونه‌ای آرمانی و مثالی به جهان ارائه دهد.


آنچه تلاش می‌شود در ذیل فرقه و نحله‌سازی‌های مکرر پنهان نگاه داشته شود، شکست غرب در حوزه «خانواده» و علی الخصوص مسئله «زنان» به عنوان نیمی از جمعیت جهان است. شعارهایی همچون «برابری جنسیتی» به عنوان مبنای اساسی طرح «توانمندسازی زنان» بنا بود با ارائه آزادی‌های ضدخانواده به زنان، آنها را مستقل از نهادها و نقش‌های اجتماعی، صرفا موجودی توانا و آزاد در ضربه‌زدن به چارچوب‌های خانواده، به خوشبختی و آرامشی مثال‌زدنی برساند. نتیجه این شد که خود «فمنیسم» به عنوان مادر طرح لیبرالیستی «توانمندسازی اجتماعی- اقتصادی زنان» تاکنون برای حفظ اندک هوادار خود، پس از بروز مشکلات اجتماعی و فردی بسیار برای جامعه زنان، ناچار به ایجاد دست کم ۵ نسل تغییرات در اصول خود شده است! علی‌رغم فاش بودن سابقه همه حرکت‌های زنانه در غرب و فروپاشی خانواده به عنوان مقدس‌ترین نهاد اجتماعی در جوامع بانی و مجری چنین طرح‌هایی، کماکان اصرار بر برهم زدن «اعتدال زنانه جوامع مسلمان» به نام اجرای «نسخه برتر» وجود دارد. با این مقدمه در این شماره تلاش می‌کنیم، نگاهی از نزدیک به ساختارسازی‌های درونی حاکمیت در حوزه زنان داشته باشیم و کشف کنیم چطور جامعه‌‌‌ای با نظامات برتر در حوزه خانواده اعم از زن و مرد و فرزندان، تصمیم گرفت دست کم در پاره‌ای از موارد تن به اجرای آموزه‌های خانمان برانداز غربی بدهد!


سرویس اجتماعی

زن برتر است یا مرد؟
این سوالی است تاریخی که احتمالا در رونق انحرافات اجتماعی و دست کاری اعتدال خانواده با تلاش برای تنظیم کفه‌های ترازوی خانه به سمت زن یا مرد، نقشی غیرقابل انکار داشته است. برخلاف فلسفه غربی، در اسلام اصالت از آن «زن» یا «مرد» به تنهایی نیست بلکه قوانین زندگی متناسب با حفظ ارزش‌ها، اخلاقیات و امنیت خانواده، تنظیم شده است. رهبر انقلاب با تأکید بر نگاه انسانی اسلام به مسئله زن می‌گویند:«در بسیاری از مسائل از جمله سیر مقامات معنوی هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد اما قالب‌ها متفاوت است و این واقعیت در کنار عرصه‌های مشترک، منطقاً عرصه‌های متفاوتی را نیز به همراه می‌آورد.» به همین دلیل است که ایشان تاکید بر «برابری جنسی» را مطابق با مفاد کنوانسیون‌های غربی، کاملا غلط برمی‌شمارند و تفاوت‌های زن و مرد را به رسمیت شناخته و می‌گویند: «اگر می‌خواهیم نگاه ما به مسئله زن، «سالم، منطقی، دقیق و راهگشا» باشد باید از افکار غربی در مسائلی نظیر اشتغال و برابری جنسی کاملاً فاصله بگیریم. برابری همیشه به معنای عدالت نیست، عدالت همیشه حق است، اما برابری گاه «حق» است و گاه «باطل».»


عدالت یا برابری جنسیتی؟
عدالت حکم می‌کند زنی که به واسطه مرگ همسر، طلاق با بیماری نان‌آور خانه، بار سرپرستی اقتصادی خانواده بر دوش‌اش افتاده، توسط حاکمیت اسلامی دست‌گیری شود و سهمی از بیت‌المال دریافت کند چرا که بر اساس آموزه‌های دین ما، تکفل اقتصادی خانواده برعهده زن نیست. در مقابل «برابری جنسیتی» می‌گوید «زن و مرد» توامان باید کار کنند تا در میانه این بهره‌کشی مضاعف از خانواده، چرخ اقتصاد لیبرال سرمایه‌داری بچرخد.
عدالت اسلامی «اشتغال زنان» را تبلیغ نمی‌کند اما در ارائه مشوق‌های وقت‌گذرانی مادر و فرزند و حضور زنان در خانواده پیشقدم است. پس جامعه‌ای اسلامی‌تر است که به زنان شاغل «تخفیف ساعت کار» برای «تشویق احساس مادری» می‌دهد و «حق شیردهی» در ساعت اداری و مرخصی زایمان قابل توجه به مادران شاغل را تسهیل می‌کند. تمام موارد ذکر شده ناقض «برابری جنسیتی» و برآمده از «عدالت جنسیتی» است که کیان خانواده و حفظ اعتدال زنانه جامعه را بر شعاردهی و کوشش و خطا در مسیر دستکاری مکرر قوانین و حقوق زنانه یا مردانه، برتر می‌شمارد. پس اگر ما با جامعه آرمانی اسلامی که «حقوق زنان» را در قالب «تقویت کانون خانواده» به بهترین شکل و بر اساس متون الهی ادا نمی‌کند و هنوز موفق نشده مسیر حفظ امنیت و آرامش زندگی نیمی از جمعیت جامعه را در قالب چارچوب های قانونی ارائه حق، تا حد اعلی تامین کند، یعنی با قله «عدالت جنسیتی» فاصله داریم. اگر در مسیر تلاش برای تحقق «اصول اسلامی» ضعف قانونی یا عزم ناقص داریم، دلیل نمی‌شود از حرکت در جاده حق منحرف شده و تن به حقوق ضدخانواده غربی دهیم! در پیش گرفتن چنین رویه‌ای مثل قمار بر‌داشته‌های ۸۰ درصدی برای کسب حقوق بر زمین مانده ۲۰ درصدی می‌ماند و هیچ بعید نیست در چنین نقشه هولناکی به واسطه بر هم خوردن اعتدال زنانه جامعه، کل نظامات کشور را به علت اهمیت مقام و جایگاه زن در جامعه اسلامی، به هیچ ببازیم.


یک پرده از پروژه نفوذ
در هفته‌ای که گذشت، معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با همراهی وزارت صنعت، دومین نمایشگاه و همایش «نقش‌آفرینی زنان در توسعه پایدار» را با سرفصل «توانمندسازی اجتماعی زنان» مطابق با فرامین دستوری غربی در اجلاس کمیسیون مقام زن نیویورک، برگزار کرد. هدف از این همایش توسعه «اشتغال و کارآفرینی زنان» برای پیشرفت اقتصادی جامعه ایرانی عنوان شد. در بخش همکاران این همایش نام سه مرکز اروپایی فعال در حوزه «برابری جنسیتی» به نام AFAMME، YENTE و SELENA به چشم می‌خورد. تحقیقی کوتاه نشان داد هر سه مرکز مذکور با هویت ایتالیایی و هلندی وابسته به یک شبکه بین‌المللی رهبری زنان در جامعه جهانی هستند که متشکل از ده‌ها بنیاد مختلف است و به صورت شبکه‌ای مدیریت طرح غربی «توانمندسازی زنان» بر اساس اصل «برابری جنسیتی» را عهده‌دار هستند. شبکه مذکور رسماً مدعی است با استفاده از شرکای ملی خود همچون وزارت خارجه هلند، وزارت خارجه ایتالیا و نهادهای حاکمیتی اتحادیه اروپا، اجرای طرح‌های جهانی غربی در حوزه زنان را از مسیر تامین بودجه، همکاری‌های آموزشی و ملاقات‌های فراملی، رهبری می‌کند.
جالب اینجاست که جوامع هدف اجرای طرح‌های مذکور بنا به اعتراف صریح خود مراکز، کشورهای فقیر و عقب مانده‌ای همچون غنا، پرو، بولیوی و امثالهم هستند که به لطف دولت تدبیر و امید اکنون رسما نام «ایران» نیز در چنین مراکزی ثبت شده است! به نظر می‌رسد همکاری مشترک دستگاه‌های مختلف دولتی در ایران با مراکز مروج نظامات لیبرالیستی در ایران، حاصل رفت و آمد مکرر هیئت‌های زنان پارلمان اروپایی است که پیش از این منجر به بروز گاف‌های امنیتی همچون دیدار با عوامل شبه فمنیست و مدعی رهبری جریان غربی زنان همچون «نسرین ستوده» در ایران و دعوت مکرر از فعالین فراری زن همچون «فرح کریمی» و «شیرین عبادی» و «مهرانگیز کار» و «هاله اسفندیاری» به پارلمان اروپا باشد.


اسلامی بمانیم یا غربی شویم؟
هم اکنون بسیاری از اندیشکده‌های آمریکایی- اروپایی همچون وودرو ویلسون، بروکینگر، ویلسون سنتر، نایاک و مراکز وابسته به پارلمان اروپا و زیرمجموعه‌های سازمان ملل در کنار آژانس توسعه ملی آمریکا و دپارتمان توسعه انگلیس، کار بر جامعه زنان ایرانی را در دستور کار قرار داده‌اند. سوال اصلی اینجاست که چه کسانی در داخل در برابر اجرای طرح نفوذ دشمن در حوزه اعتدال زنانه جامعه ایرانی وا داده‌اند و حرکت دشمن در چنین مسیر خطرناکی را تسریع می‌کنند؟ در کدام اتاق فکر نظام جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفته شد «اشتغال زنان» کلید توسعه جامعه باشد در حالی که در مدل اسلامی برخلاف مدل توسعه غربی، اشتغال زنان به خودی خود «ارزش» محسوب نمی‌شود!؟
تناقض در حوزه سیاست‌گذاری‌های دولتی در بخش زنان بیداد می‌کند به نحوی که مدعیان حقوق زنان، هنوز موفق نشده‌اند خواسته مهم جامعه زنان شاغل ایرانی در خصوص «مرخصی زایمان مادران» را به مرحله اجرا درآورند و برخلاف حوزه‌های مبتنی بر آرمان «برابری جنسیتی» حاضر نیستند فرضا در تامین بودجه طرح مذکور از مشارکت نهادهای بین ‌لمللی استفاده کنند! ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که هنوز زن ایرانی، برای فرزندآوری همزمان با تحصیل در دانشگاه مشکلات بسیاری را متحمل می‌شود اما دولت حتی یک لایحه در این حوزه به نام حمایت از تحصیل مادر ایرانی، تقدیم مجلس نکرده است. زن در جامعه ایرانی به ابزاری برای تامین منافع غرب گرایان تبدیل شده و در این میان ترجیح بر این است که اصلی‌ترین و مهم‌ترین دغدغه‌اش «ورود به ورزشگاه‌ها» عنوان شود!
با تلاش‌های دولت، ایران از سپتامبر ۲۰۱۵ بر کرسی مدیریت آژانس «برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان» در سازمان ملل تکیه می‌زند بی‌آنکه کسی پاسخگو باشد ایران بر اساس تصمیم کدام فرد، متعهد به آرمان لیبرالیستی «برابری جنسیتی» شد؟!


فراموشی نظامات برتر ایرانی- اسلامی
شاید مشکل اصلی جامعه ما در حوزه توانمندسازی حقیقی جامعه زنان به عنوان آرمانی صد در صد اسلامی، فراموشی نظامات اجتماعی درونی و مرعوب شدن در برابر نظامات غربی باشد. حتماً بسیاری از مادران و مادربزرگان انقلابی به یاد دارند که چگونه زنان ایرانی در بحبوحه پیروزی انقلاب و پشتیبانی از جنگ تحمیلی نقش‌آفرینی کردند. از زمانی می‌گوییم که توانمندی زن ایرانی به معنای برابری در نوع وظایف اجرایی نبود و عمده زنان در پشت جبهه در مساجد و حسینیه‌ها و دفاتر بسیج و سپاه به پشتیبانی از پدران و پسران و همسران مجاهد خود اشتغال داشتند. چه کسی می‌تواند مدعی شود حفظ امنیت و آرامش خانواده در ناامن‌ترین شرایط اقتصادی و اجتماعی، با قناعت و مدیریت مصرف خانوار و خدمت مضاعف در سنگر مقاومت و پشتیبانی اجری کمتر از جنگاوری در جبهه داشته است؟ قطعاً رضایت چنین شیر زنان توانمندی از عمر پربرکت و سراسر تلاش‌شان، بیش از زنان شکست ‌خورده غربی در‌گیر و دار مبارزه با مردان در مسیر فروپاشی خانواده بوده است.
حقیقت این است که با فراموشی نظامات موفق و کارگشای اسلامی، جامعه ایرانی به واسطه افت آرمانی در برخی حوزه‌ها، تضعیف شده است. ما محوریت مجلس در مدیریت امور خانواده را با کلاس‌های «توانمندسازی غربی» در مدارس آژانس توسعه ملی آمریکا تاخت زدیم و نتیجه این شد که دشمن «کشف حجاب»، «طلاق»، «بی‌بند و باری جنسی»، «سقط جنین»، «نفی مقام مرد در خانواده»، «اشتغال به شرط گسست بین نسلی» و «برابری جنسیتی» را به عنوان ارزش‌های آینده جوامع اسلامی معرفی کرد.


لذت سبک زندگی اصیل خانوادگی
ما از یاد بردیم که لذت آشپزی دورهمی، مشاغل خانگی در مسیر خودکفایی خانوار، مهارت‌آموزی در جلسات مذهبی همسایگی و عضویت در بسیج محله تا چه میزان در احساس توانمندی اجتماعی زنان جامعه ایرانی تاثیر داشته است. نتیجه این که امروز دست کم در منازل شمال شهری، دعوا بر سر این است که آشپزی و نظافت منزل وظیفه مرد است یا زن؟! در این میان کسی یادآور نشد اسلام خانه را در امنیت حکومت اخلاق بنا کرده است و بر همین اساس مردی که به همسر خود در امور خانه کمک کند ماجور است و مادری که به فرزند خود شیر دهد، در زمره زنان بهشتی است! زن می‌تواند خدمتکار طلب کند اما با هر قدمی که در راه رتق و فتق امور منزل برمی‌دارد، فرشتگان الهی برای او حسنات ثبت می‌کنند. کدام خانواده‌ای را می‌شناسید که چنین نظام حقوقی را ظلم‌پرور و مروج خشونت و ضد زن ارزیابی کند؟!


ماهواره، آموزگار جدید سبک زندگی
اولین حاصل همه‌گیری جلسات خانگی آموزش سبک زندگی لیبرالیستی، وقت نداشتن بانوی منزل برای تربیت کودکان است. زنی که تربیت نسل پیش از خود را نمی‌پسندد و به واسطه کم‌کاری نهادهایی همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزش و پرورش و غیره، جزواتی برآمده از اصول سبک زندگی ایرانی- اسلامی در جلسات مساجد و پایگاه‌های محل در اختیار نیست ناخودآگاه «ماهواره» را به عنوان آموزگار خود برمی‌گزیند. نتیجه این می‌شود که در غیاب جهادگران بصیر و عالم و سختکوش ایرانی، آموزگار اصول تربیت کودک مادران ایرانی «روانشناس بهایی» شبکه ماهواره‌ای من و تو می‌شود! همین به اصطلاح مشاور خانواده کم‌سواد به زنان ایرانی می‌گوید:«فساد وقتی شکل علنی به خود می‌گیرد ضرر خانوادگی کمتری دارد. به همین جهت است که در جوامع غربی، خیانت به خانواده به علت ازدیاد دیسکوها و مراکز فحشا، کمتر است(!)»

رهبر انقلاب در توصیف پدیده مذکور می‌گویند: «در دنیای غرب و به خصوص در آمریکا و بعضی از کشورهای اروپای شمالی معروف است که بنیان خانواده خیلی متزلزل است. چرا؟ علت این است که در آن جاها آزادی جنسی و بی‌بند و باری جنسی زیادتر است. وقتی بی‌عفتی رایج شد، یعنی مرد و زن این نیاز غریزی را در جایی دیگر غیر از خانواده، غیر از کانون خانواده، تأمین کردند، این کانون خانواده در واقع یک چیز بی‌معناست: یک چیز تحمیلی و تشریفاتی است. لذا از نظر عاطفی از هم جدا می‌شوند. حالا ظاهراً جدایی بینشان نیست اما به هم علاقه و دلبستگی ندارند.
اگر انسانها رها بودند که غریزه‌ جنسی را هر طور می‌خواهند اشباع کنند، یا خانواده تشکیل نمی‌شد یا یک چیز سُست و پوچ و تهدیدپذیر و ویرانی‌پذیری می‌شد و هر نسیمی آن را به هم می‌زد. لذا در هر جای دنیا که می‌بینید آزادیهای جنسی هست، به همان نسبت خانواده ضعیف است؛ چون مرد و زن برای اشباع این غریزه، احتیاجی به این کانون ندارند. اما در آن جاهایی که دین حاکم است و آزادی جنسی نیست، همه چیز برای مرد و زن هست، لذا این کانون خانواده حفظ و نگهداشته می‌شود.»


بسیج و مسجد کجا جاماندند؟
جزئی از یک کل بودن و احساس گروه گرایی میلی ذاتی است که در زن و مرد جامعه ایرانی وجود دارد. اگر نهادهای انقلابی ما نتوانند احساس تعهد به آرمانی جمعی را در جلسات مشترک هفتگی در جامعه زنان ایرانی ایجاد کنند، فعالیت دشمن در حوزه شبکه‌سازی اجتماعی زنان جامعه ایرانی، ساده‌تر خواهد شد. اگر ما معتقدیم ترغیب زنان ایرانی به «اشتغال دایم» خارج از خانه، هدفی برآمده از سبک زندگی اسلامی نیست، پس باید برای اوقات فراغت و آموزش اصول تربیت کودک و همسرداری و خانه‌داری حرفه‌ای ارزشی چند برابر قائل شویم.

بر اساس اطلاعات گردآوری شده در یکی از استان‌های کشورمان، ضرورت کارجمعی مورد تأیید اکثریت زنان (۸۵ درصد مشارکت‌کنندگان در مطالعه) بوده و تمایل به جمع‌گرایی در سطح قابل توجهی است. زنان برای فعالیت‌های خیریه‌ای اهمیت بسیار زیادی قائل هستند. اکثریت تمایل زیاد و بسیار زیاد (۸۶ درصد) به این نوع فعالیت‌ها دارند اما در کنار چنین تمایلی کمی بیش از ۸۲ درصد از زنان سرپرست خانوار در یک‌سال گذشته در هیچ فعالیت جمعی شرکت نداشته‌اند و فقط چهار نفر (کمتر از ۴ درصد) مسئول بخشی از یک کار جمعی بوده‌اند.

در این گزارش، مشارکت زنان در فعالیت‌های خیریه‌ای علاوه بر اعتقادات مذهبی، ناشی از ماهیت محلی این نوع فعالیت‌ها، حضور گروه‌های فامیلی و غیره ارزیابی شده است. شرکت در جلسات انجمن اولیاء مربیان و بسیج خواهران در مرتبه بعدی از مشارکت اجتماعی زنان قرار دارد. مسئولیت آموزش بچه‌ها و حسن زنانه بودن بسیج خواهران، علاوه بر سایر انگیزه‌های مادی و غیرمادی می‌تواند دلیل شرکت در این گروه‌های اجتماعی باشد.

پس از بسیج و سایر نهادهای انقلابی همچون کمیته امداد امام خمینی و مساجد کماکان در کانون توجه زنان قرار دارند به شرطی که بی‌برنامگی ساختارمند و کم‌توجهی به جامعه زنان ایرانی را کنار گذاشته و آموزش و توانمندی حقیقی زنان به عنوان کلیدداران ارزش‌ها و اصول سبک زندگی ایرانی- اسلامی را در کانون برنامه‌ریزی‌ها قرار دهند.

فراموش نکنیم نظام اسلامی؛ سربلندی، دوام و رشد و توانمندی خود را مدیون کار و تلاش توام زنان و مردان ایرانی در عرصه‌های مختلف است و بی‌توجهی به ساختارهای اجتماعی در حوزه خانواده و تربیت نسل عواقبی سخت و جبران‌ناپذیر به همراه خواهد داشت.
کیهان و رجانیوز

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 31 شهریور 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1021


خرید اسباب بازی برای کودک
مادری هستم که فرزندی 5 ساله دارم؛ هر بار که با کودکم بیرون برویم و مغازه اسباب بازی فروشی ببیند، اسباب بازی می خواهد و اگر برایش نخریم گریه می کند و ناراحت می شود. بگوييد چه كار كنم تا كودكم وقتي با هم بيرون مي رويم از من نخواهد كه برايش اسباب بازي جديد بخرم؟


پرسشگر گرامي؛ از اينكه مي بينيم با مادري مهربان هم صحبت هستيم كه بر روي تربيت كودك خود حساس است و مي خواهد آگاهي هاي خود را در اين زمينه افزايش دهد تا بتواند كودك خود را با آموزه هاي درست تربيت كند بسيار خوشحاليم و اميدواريم راهنماي خوبي براي شما باشيم.
قبل از هر چيز لازم به يادآوري است كه درك و شناخت كودك نسبت به دنيا و مفاهيم آن، با درك و شناخت يك بزرگسال بسيار متفاوت است و رفتارهاي كودك هم بازتاب همين درك و شناخت اوست، كه اين مسأله در كتب روانشناسي رشد به تفصيل و با جزييات مورد بررسي قرار مي گيرد. كودك مينياتور (کوچک شده) افراد بزرگسال نيست. كودك ، كودك است با مختصات مربوط به خود. پس اين انتظار نامعقولي است كه ما از كودك توقع داشته باشيم كه مانند ما فكر كند و عمل كند.
بگذاريد برايتان مثالي بزنم تا اين موضوع برايتان ملموس تر شود. در روانشناسي كودك گفته شده كه تهديدهاي خطرناك كودك را تا سن 7 يا 8 سال جدي بگيريد و به سادگي از آن رد نشويد، زيرا ممكن است تبعات جبران ناپذيري داشته باشد . اما چرا؟ فرض كنيد در خانه آپارتمانی تان نشسته ايد و كودك 5 ساله تان به شما مي گويد اگر برايم فلان اسباب بازي را نخريد خودم را از پنجره پرت مي كنم و مي كُشم ( چون كودك فهميده است شما از مرگ مي ترسيد). اكنون شما با يك تهديد خطرناك از كودك مواجه شده ايد. تهديد به كشتن خود. اگر شما اين گفته را جدي نگيريد و فكر كنيد كه كودك است و براي خود حرفي مي زند و هيچ وقت اينكار را نمي كند و به او بگوييد هر كاري مي خواهي بكن، با اشتباه بزرگي روبرو شده ايد که ممکن است به مرگ کودکتان بینجامد؛ زيرا تصور يك كودك پنج ساله از مرگ با تصور يك بزرگسال کاملاً فرق مي كند. بزرگسال مي داند كه مرگ پايان اين دنياست و برگشتي وجود ندارد، ولي كودك در این سن، هنوز به اين فهم نرسيده است و تصور ديگري از مرگ دارد و آن را پایان دنیا و برگشت ناپذیر نمی داند. البته اين به اين معني نيست كه به تهديدهاي خطرناك كودك هميشه جامه عمل بپوشانيد، بلكه منظور اين است كه مراقب باشيد و آن را به خوبی مديريت كنيد تا بعدها پشيمان نشويد.
پرسشگر گرامي؛ بازي يكي از نيازهاي اساسي و مهم‌ترين فعاليت كودك به شمار مي‌رود كه در عين سرگرم كردن كودك، كاركردهاي مهم ديگري را داراست كه هر يك از اين كاركردها به جنبه‌اي از زندگي كودك مربوط مي‌شوند كه او را براي ورود به زندگي بزرگسالي آماده مي‌سازند. از اين لحاظ شرايط بازي ، آزادي كودك در بازي و اسباب بازي هاي مورد استفاده كودك اهميت شايان توجهي دارد. مهم است بدانيم اين يك روند است كه بايد طي شود، بطوري كه تا هفت سالگي، بازي، كار كودك محسوب مي شود. اگر فرزند در سنين كودكي خوب بازي نكند نمي تواند خوب تعليم ببيند. خداوند نخستين دوره رشد انسان را با بازي همراه كرده است. در دين ما نيز سفارش شده است كه فرزندتان را ۷ سال آزاد بگذارید تا بازي كند . اين دستور نشانگر تاثير بازي در تربيت كودك است ؛ در ۷ سال دوم او را تعليم دهيد و ادب به او بياموزيد و او بايد فرمانبردار باشد و در ۷ سال سوم وزير. اينكه گفته شده فرزندتان را رها كنيد تا بازي كند منظور اين نيست كه اصلا به او كار نداشته باشيد و او را تربيت نكنيد بلكه منظور اينست كه بسياري از آموزشهاي تربيتي را مي‌توان در خلال بازي ها به كودك نشان داد و به راحتي كودك را در مسير درست تربيت نمود، زيرا كودك در اين سن حرف شنوي چنداني ندارد و نمي توان با امر و نهي او را تربيت كرد .

با اين مقدمه بايد به اين نكته توجه داشته باشيد كه اسباب بازي ها وسايلي هستند كه به كودك در بازي كردن كمك مي كنند و در رشد همه جانبه كودك بسيار موثر هستند، به شرط اينكه درست انتخاب شوند و متناسب با شرايط رشدي كودك باشند.
شما مي گوييد چه كار كنم تا كودكم وقتي با هم بيرون مي رويم از من نخواهد كه برايش اسباب بازي جديد بخرم. كمي با خود بينديشيد. آيا اينگونه رفتار كودك در اين سن غير طبيعي است؟ مسلما نه. يكي از ويژگي هاي كودك در اين سنين اين است كه نمي تواند مانند يك بزرگسال رسيدن به خواسته اش را به تعويق بيندازد. چيزي كه دوست دارد را بدون توجه به شرايط موجود ابراز مي كند و مي خواهد در لحظه، خواسته اش جامه عمل بپوشد. او درك صحيحي از شرايط اقتصادي و مسائلي از اين قبيل ندارد. اما آيا بايد به همه خواسته هاي كودك در اين زمينه جواب مثبت داد؟ مسلما نه. اگر شما با توجه به شرايط اقتصادي تان به طور معمول براي كودكتان اسباب بازي تهيه كرديد و مي كنيد و كودكتان در اين زمينه با فقر اسباب بازي مواجه نيست، ولي او با اين حال هميشه اصرار به خريدن اسباب بازي هاي بيشتر دارد بايد بگوييم در اينجا نيازي نيست به حرف هاي او توجهي كنيد. پاسخ منفي به خواسته هاي كودك كه بسياري از والدين از آن پرهيز مي كنند تا محبت خود را نشان دهند، اشتباهي است كه كودك را از دريافت محبت خالصانه و واقعي محروم مي كند. كودكي كه با گريه و دعوا يك وسيله اسباب بازي مي خواهد و والدين در برابر خواسته كودك و خريد آن مقاومت مي كنند، مي توانند و بايد محبت واقعي خود را پس از نخريدن وسيله به وي نشان دهند و دلايلشان را به زبان قابل فهم كودك براي او مطرح كنند. اينجاست كه كودك درمي يابد كه والدين حتي با نخريدن اسباب بازي او را همچنان دوست دارند و او مثل گذشته مي تواند بازي كند و از زندگي اش لذت ببرد. اما وقتي والدين تسليم خواسته كودك مي شوند، محبت واقعي خود را دريغ و آن وسيله را جايگزين آن مي كنند. ( پس اين نكته را هيچ گاه فراموش نكنيد)

*** برخي نكات كاربردي در اين زمينه :
1. وقتي با كودكتان به خيابان مي رويد، اگر براي خريد مي رويد قبلاً با آگاهي و برنامه ريزي اين كار را انجام دهيد ( انتخاب اسباب بازي مناسب و ...)، ولي اگر به دليل مسائل اقتصادي قصد خريدن چيزي نداريد، اگر كودك شما دست تان را گرفت و به سوي ويترين اسباب بازي برد و با اصرار و سماجت و پاكوبيدن و گريه، خواست شما را وادار كند كه برايش چيزي بخريد، تسليم خواسته كودك نشويد و بدانيد هيچ كودكي تا كنون در دنيا به خاطر این گریه کردن ها مشکلی برایش به وجود نیامده است و جای نگرانی ندارد (البته منظور ما این نیست که باعث گریه کودک خود شوید و نسبت به گریه های او بی تفاوت باشید، بلکه منظور است که به خاطر برخی گریه ها مرتکب خطای تربیتی نشوید و سعی کنید گریه کودک را با روش صحیح و محبت های لازم و بجا کنترل و مدیریت کنید)؛ اگر پس از گریه کردن کودک او را به هدفش برسانید، براي كودك عادت مي شود و هميشه مي خواهد به همين نحو به خواسته خويش برسد. فراموش نکنید که کودکان بسیار هوشمندند و وقتی می بینند این راه (گریه کردن) برای رسیدن به خواسته هایشان جواب می دهد، همیشه از آن استفاده می کنند.
2. وقتي كودك همراهتان هست و امكانش نيز هست مي توانيد از مسيرهايي حركت كنيد كه مغازه هاي اسباب بازي فروشي وجود نداشته باشد تا توجه كودكتان به آن ها جلب نشود.
3. اگر كودكتان اصرار به خريدن اسباب بازي كرد ولي شما قصد خريد نداشتيد، مي توانيد توجه او را به موضوع ديگري جلب كنيد، تا خريدن اسباب بازي را فراموش كند ( مثلا قول رفتن به پارك را به او بدهيد و به آن هم حتما عمل كنيد).
4. در صورت اصرار او به خريدن اسباب بازي، مي توانيد به كودكتان بگوييد كه وقتي به خانه رفتيم خودمان يك اسباب بازي درست مي كنيم. اين گفته شما علاوه بر اينكه حس كنجكاوي كودك را بر مي انگيزد، باعث دست برداشتن او از سماجتش براي خريد اسباب بازي مي شود. هميشه لازم نيست مبلغ هنگفتي براي خريد اسباب بازي گران قيمت پرداخت كنيم، مي توانيم در خانه و با استفاده از وسايل خانگي و حتی دورریختنی ها، براي كودك اسباب بازي بسازيم. مثلا مي توانيد لوله هاي مقوايي دستمال كاغذي رولي را با كمي تزيين تبديل به عروسك كنيد يا با ريختن چند عدد نخود در يك ظرف و محكم كردن در آن، يك جغجغه بسازيد.

با به کارگیری مطالبی که خدمتتان عرض شد و همچنین افزایش سن کودکتان، این گونه رفتارهای او که در این سنین طبیعی است از بین خواهد رفت.
موفق باشید.

نویسنده : علی حسینعلی پور
سایت پرسمان


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

نفوذ سیاسی و فرهنگی و اقتصادی امریکا به کشور؛


امام خامنه‌ای:

امروز نفوذ دشمن یکی از تهدیدهای بزرگ است برای این کشور؛ دنبال نفوذند. نفوذ یعنی چه؟ نفوذ اقتصادی ممکن است، که البتّه کم‌اهمّیّت‌ترین آن نفوذ اقتصادی است؛ و ممکن است که جزو کم‌اهمّیّت‌ترین [هم‌] نفوذ امنیّتی باشد. نفوذ امنیّتی چیز کوچکی نیست امّا در مقابل نفوذ فکری و فرهنگی و سیاسی، کم‌اهمّیّت است. نفوذ امنیّتی عوامل خودش را دارد، مسئولین گوناگون -از جمله خود سپاه- جلوی نفوذ امنیّتی دشمن را با کمال قدرت ان‌شاءالله میگیرند.

در زمینه‌های اقتصادی، چشمهای بینای مسئولین اقتصادی بایستی باز باشد و مواظب باشند که [دشمنان‌] نفوذ اقتصادی پیدا نکنند؛ چون نفوذ دشمن پایه‌ی اقتصادِ محکم را متزلزل میکند. آنجاهایی که نفوذ اقتصادی کردند، آنجاهایی که توانستند خودشان را بر اقتصاد کشورها و ملّتها مثل یک بختکی(۱۳) سوار بکنند، پدر آن کشورها درآمد. اینجا ده پانزده سال قبل از این، رئیس یکی از همین کشورهایی که جزو کشورهای پیشرفته‌ی منطقه‌ی ما بود، در سفری که به تهران داشت و پیش ما آمد به من گفت آقا ما به خاطر نفوذ اقتصادی در ظرف یک شب تبدیل شدیم به فقیر، به گدا؛ راست میگفت. فلان سرمایه‌دار، به‌خاطر فلان خصوصیّت اراده میکند این کشور را به زانو دربیاورد: سرمایه‌ی خودش را میکشد بیرون یا تصرّفاتی میکند که اقتصاد آن کشور به زانو دربیاید. این هم البتّه خیلی مهم است؛ امّا در قبال اقتصاد فرهنگی، اقتصاد سیاسی، نفوذ سیاسی و نفوذ فرهنگی اهمیتش، کمتر است و از همه مهم‌تر، نفوذ سیاسی و نفوذ فرهنگی است.

دشمن سعی میکند در زمینه‌ی فرهنگی، باورهای جامعه را دگرگون کند؛ و آن باورهایی را که توانسته این جامعه را سرِپا نگه دارد جابه‌جا کند، خدشه در آنها وارد کند، اختلال و رخنه در آنها به‌وجود بیاورد. خرجها میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند برای این مقصود؛ این رخنه و نفوذ فرهنگی است.

نفوذ سیاسی هم این است که در مراکز تصمیم‌گیری، و اگر نشد تصمیم‌سازی، نفوذ بکنند. وقتی دستگاه‌های سیاسی و دستگاه‌های مدیریّتی یک کشور تحت‌تأثیر دشمنان مستکبر قرار گرفت، آن‌وقت همه‌ی تصمیم‌گیری‌ها در این کشور بر طبقِ خواست و میل و اراده‌ی مستکبرین انجام خواهد گرفت؛ یعنی مجبور میشوند. وقتی یک کشوری تحت نفوذ سیاسی قرار گرفت، حرکت آن کشور، جهت‌گیری آن کشور در دستگاه‌های مدیریّتی، بر طبق اراده‌ی آنها است؛ آنها هم همین را میخواهند. آنها دوست نمیدارند که یک نفر از خودشان را بر یک کشوری مسلّط بکنند، مثل آن چیزی که در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ در هند این کار را کردند؛ از خودشان آنجا مأمور داشتند؛ یک نفر از انگلیس رئیس هند بود. امروز این امکان‌پذیر نیست؛ برای آنها بهتر این است که از خود آن ملّت کسانی در رأس آن کشور باشند که مثل آنها فکر کنند، مثل آنها اراده کنند، مثل آنها و بر طبق مصالح آنها تصمیم بگیرند؛ این نفوذ سیاسی است. [هدف این است که‌] در مراکز تصمیم‌گیری نفوذ کنند، اگر نتوانستند در مراکز تصمیم‌سازی [نفوذ کنند]؛ زیرا جاهایی هست که تصمیم‌سازی میکند. اینها کارهایی است که دشمن انجام میدهد.

اگرچنانچه ما بیدار باشیم، امید آنها ناامید خواهد شد. آنها منتظر نشسته‌اند که یک روزی ملّت ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران خوابش ببرد؛ منتظر این هستند. وعده میدهند که ده سال بعد، ایران آن ایران نیست و دیگران هم که دیگر کاری نمیکنند! تصوّرشان این است. نباید گذاشت این فکر و این امید شیطانی در دل دشمن پا بگیرد؛ باید آن‌چنان پایه‌های انقلاب و فکر انقلابی در اینجا مستحکم باشد که مُردن و زنده بودن این و آن و زید و عمرو، تأثیری در حرکت انقلابی این کشور نگذارد؛ این وظیفه‌ی اساسی نخبگان سپاه و همه‌ی نخبگان انقلابی این کشور است.

بیانات در تاریخ ۱۳۹۴/۰۶/۲۵



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 26 شهریور 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1025

نامگذاری فرزند
سلام و خدا قوت؛ همسرم باردار است، لطفادر مورد نامگذاري فرزند به طور کامل شرح دهيد.حق چه كسي است ؟ نظر من زينب است و نظر خانمم از نام هاي جديد. چطور او را بامحبت راضي كنم؟ نظر پدر و مادرمان را بپرسيم؟ تشكر

پرسشگر گرامي دغدغه ديني و الهيتان ستودني است؛ از مكاتبه شما با اين مركز بسيار خرسنديم و خوشحاليم با فردي مذهبي هم صحبت هستيم كه در رويارويي با دغدغه هاي ذهني اش راه زيباي مشورت را در پيش مي گيرد. به خاطر اين فهم زيبا به شما تبريك مي گوييم و اميدواريم راهنماي خوبي برايتان باشيم.
همانطور كه مي دانيد در دين اسلام نيز تاكيدها و توصيه هاي زيادي درباره حسن انتخاب نام نيكو بر فرزند شده است. همان گونه كه مي‌دانيد يكي از كارهاي حساس و وظايف مهم پدر و مادر نام‌گذاري كودك است. انتخاب نام را نمي‌توان يك موضوع كوچك و بي‌اهميت دانست. مردم روي نامها و فاميلها حساب كرده و خوبي و زيبايي آن را نشان تشخص مي‌شمارند. هر كس نام خوب و زيبايي داشته باشد هميشه و در همه جا سر‌بلند است. اما نام زشت باعث شرمندگي و احساس حقارات صاحبش است. و اين عقده حقارت خواه نا‌خواه در روح او آثار بدي خواهد گذاشت. بدين جهت اسلام انتخاب نام نيك را وظيفه پدر و مادر و نخستين احسان آنها مي‌شمارد. رسول خدا(ص) در اين باره مي‌فرمايند: «فرزند سه حق بر پدر دارد: اول آنكه نام نيكي برايش انتخاب كند، دوم اينكه خواندن و نوشتن را به او بياموزد، سوم اينكه برايش همسر گزيند.»
از طرف ديگر انتخاب نام اثر اجتماعي هم دارد. نام‌گذاري است كه اهداف، آرمانها و افكار پدر و مادر را آشكار مي‌نمايد و آنها و فرزندشان را رسماً به جمعيتها و مرامهاي گوناگون وابسته و ملحق مي‌كند. از نامگذاري پدر و مادر آگاه ميتوان به افكار و آرمانهاي آنها پي‌برد. اين وابستگي اسمي علاوه بر اينكه در افكار عمومي اثر دارد، غالباً در طرز فكر صاحب اسم نيز بي‌اثر نخواهد بود و اين مساله در روانشناسي نيز به اثبات رسيده است. در جهاني كه براي ترويج مرامها و تجليل از شخصيتها از هر فرصتي حتي نام‌گذاري شهرها، خيابانها و ميدانها استفاده مي‌كنند يك مسلمان مسئول و آگاه نيز از هر فرصتي حتي نام‌گذاري غفلت نخواهد كرد.
اما در پاسخ به پرسشتان اجمالا بايد بگوييم كه وظيفه اين مركز و كارشناسان آن بيان ملاك، معيار و شاخصه هاي يك نام گذاري نيكو از ديدگاه اسلام است و انتخاب هر اسمي منوط به تشخيص خود مكلّف و پرسشگر بوده و شايد اظهار نظر ما در رابطه با اسم خاصي شايسته نباشد.
اما در تفصيل بايد بگوييم: يكي از عناصر عمده فرهنگ يك جامعه «نام» اشخاص و افراد و اماكن ... آن مي‏باشد. با تجزيه و تحليل اسامي موجود در زبان و ادبيات يك جامعه، مي‏توان به نحوه تفكر، نگرش، عواطف و روحيات آن قوم پي برد. علاوه براين همانطور كه نام‏ها مي‏توانند به عنوان نشان و نمود خارجي مافي‏الضمير انسان‏ها مطرح باشند، خود نيز قادرند روحيات، عواطف، نگرش‏ها و حتي رفتار فرد و جامعه را متأثر سازند. وجود تنوع و گونا‏گوني ‏در اسامي افراد و اماكن، متناسب با فرهنگ‏ها، مذاهب، مناطق جغرافيايي و طبقات اجتماعي مختلف، گوياي اين واقعيت انكارناپذير است. پذيرش اين تنوع و همبستگي، مسئوليت خانواده ها را پيچيده‏تر كرده، به آنان گوشزد مي‏نمايد كه قبل از اتخاذ هر تصميمي، نخست جنبه‏ هاي مختلف موضوع را به خوبي بشناسند و پس از بررسي كامل، مناسب‏ترين روش را انتخاب نمايند. بر اين اساس نامگذاري افراد موضوعي است كه مورد توجه بسياري از محققين حوزه‏هاي علوم اجتماعي قرار گرفته است.
نامگذاري مانند هر عمل ديگر، در زمينه و بستر اجتماعي و فرهنگي معيني انجام مي‏شود و از اين مؤلفه تأثير مي‏ پذيرد. دكتر رجب زاده معتقد است كه «عمل نامگذاري در سطح يك جامعه و گروه، مبين گرايش‏هاي جمعي موجود در آن جمع است و مي‏توان براساس تغيير در روند نامگذاري و تحول در نام‏ها در مورد تحول و تغيير آن جامعه قضاوت كرد» ويلسون (wilson) نيز در اين خصوص مي‏گويد: «نام‏ها همچنان كه شاخصي براي تحولات فرهنگي و اجتماعي محسوب مي‏شوند، ملاكي براي پايگاه و طبقه اجتماعي هم هستند.» نام‏ها مي‏توانند از زوايا و ابعاد مختلفي مورد بررسي قرار گرفته و به شناخت حيات اجتماعي كمك نمايند. هم به عنوان يك شاخص هم به عنوان يك واقعيت اجتماعي كه در تعامل با واقعيت‏هاي اجتماعي و فرهنگي ديگري مي‏باشد. بدين ترتيب درست است كه اختيار نامگذاري فرزند با پدر و مادر است ولي با توجه به آموزه هاي ديني مان يكي از حقوق فرزند بر پدر و مادر اين ملاك است كه نامي نيكو و شايسته بر او بگذارند كه هم معني خوبي داشته باشد و هم در آينده باعث سرافكندگي او در جامعه نشود و از شنيدن اسم خود احساس خجالت و حقارت نكند.
در ادامه بايد بگوييم كه بر حسب وظيفه شاخصه ها و ملاك هايي در زمينه نامگذاري فرزند در اختيارتان قرار مي دهيم كه اميدواريم با مطالعه اين مطالب و در اختيار قراردادن آن ها به همسرتان؛ بتوانيد با مشاركت هم اسم مناسبي را براي فرزندتان انتخاب كنيد.
*** در فرهنگ مقدس اسلام دستور اين است كه پيش از تولد فرزند (دوران تكوين جنين و دميدن روح در كودك) بهتر است پدر و مادر تصميم بگيرند و براي فرزند، چه دختر و چه پسر، نامي تعيين نمايند. امام علي عليه السلام مي فرمايد: فرزند خويش را پيش از تولد نامگذاري كنيد. هرگاه نمي دانيد پسر است يا دختر، آنان را به تناسب مرد و زن بودن، نامگذاري كنيد چرا كه مردم در هنگامه ي قيامت به نام هاي خويش خوانده مي شوند و فرزندي كه سقط شده باشد و نامي براي او تعيين نكرده باشند، در روز قيامت از پدر مؤاخذه خواهد كرد.
در فقه الرضا توصيه شده است: هرگاه پيش از تولد نامي براي فرزند تعيين نكرده ايد، حتماً تا روز هفتم نامي مناسب انتخاب كنيد. رسول اكرم صلي الله عليه و آله نام هايي زيبا و با مسّمي همچون حسن عليه السلام و حسين عليه السلام را انتخاب فرمودند و حتي جنين حضرت زهرا سلام الله عليها را پيش از ولادت محسن ناميدند. از نظر گاه رواني، نامگذاري پس از تولد عمدتاً مبتني بر احساسات، آن هم احساسي متناسب با نوزادي لطيف و ظريف است و به همين دليل ممكن است نامي خوش آوا، اما رقيق و كم محتوا و يا بدون انديشه به فرداي كودك و بزرگسالي او انتخاب شود. تكيه بر زيبايي لفظ به ويژه در سال هاي اخير رايج شده است. در يكي از مدارس در پرسش از سي مادر، تنها هفت مادر با معني نام فرزندشان و يا شخصيتي كه نامش را بر فرزند خويش نهاده بودند، آشنايي داشتند. آروين، آتوسا، پوپك، بيوك، پرمون، سالومه، سميرا، شيده، مانا، مونا، از جمله نامهايي بوده و هستند كه پدران و مادران به خوش آهنگي و رواني آنها توجه دارند، نه معنا و احياناً معادل چهره ي تاريخي آنها.
حضرت امام خميني (ره) نيز در ديدار و ملاقات افرادي كه از حضرتش تقاضاي نامگذاري فرزندشان را داشتند، عبدالله و فاطمه و زهرا و ... را پيشنهاد مي كردند. ايشان در رساله ي علميه مي فرمايند: فقر و بينوايي داخل خانه اي نمي شود كه در آن خانه محمد يا احمد يا علي و يا حسين و يا جعفر و طالب و عبدالله و فاطمه باشد.
از نظر روانشناسي، نامها اگر برگرفته از چهره هايي باشند كه در تاريخ به بزرگ منشي و نيكي از آنان ياد مي شود، كودك بعدها در انطباق با نام خويش هويتي مطلوب و ارزشمند مي يابد. گاه يك چهره ي مقطعي، نام يك ستاره ي سينما يا ورزشكار، عنوان و نام فرزندي مي شود كه چندي بعد در ذهنها فراموش مي شود. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: حق فرزند بر پدر اين است كه نام او را نيك، جاي او را نيك و ادب او را نيك كند. همچنين مي‌فرمودند: «حتي بچه‌هاي سقط شده را هم نامگذاري كنيد، چون در روز قيامت كه مردم را به اسم مي‌خوانند، بچه هاي سقط شده به پدرانشان اعتراض مي‌كنند كه چرا براي ما اسم نگذاشتيد؟!» پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله خودشان، نام آخرين فرزند فاطمه زهرا سلام الله عليها را قبل از تولّد، محسن گذاشت، كه البته در ماجراي هجوم به خانه آن حضرت، سقط و به شهادت رسيد. (خسروى‏، موسى، احتجاجات، ج‏2، ص: 108، اسلاميه)

*** انتخاب نام نيكو
قرآن كريم ارتباط با خداوند و خواندن او به نام هاي نيكويش را امر فرموده و كساني كه احترام خداوند را رعايت نمي نمايند و با خطاب هاي ناپسند او را صدا مي زنند مورد نكوهش قرار داده و دوري از آنان را به مؤمنين سفارش نموده است و مي فرمايد « و براي خداست نام هاي شايسته پس با اين نام ها خدا را بخوانيد و از كساني كه نام هاي خداوند را تحريف مي كنند كناره گيري كنيد، آنان بزودي به جزاي اعمالي كه انجام مي دهند مي رسند.» (سوره مباركه اعراف آيه 180 )
پيامبر رحمت حضرت محمد صلي الله عليه و آله مؤمنين را به نامگذاري شايسته فرزندان سفارش نموده و مي فرمايد: «نخستين چيزي كه هر يك از شما به فرزندش پيشكش مي كند نام نيكو است. بنابراين هر كدام از شما نامي نيكو بر فرزند خويش نهد.» (ميزان الحكمه حديث8908 مؤلف ري شهري)
ابن‌عباس از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل مي كند كه فرمود: «حَقُّ الْوَلَدِ عَلَي الْوَالِدِ أَنْ يُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ أَدَبَهُ»؛ «حق فرزند بر پدر آن است كه: نام خوبي بر او بنهد و به بهترين شكل تربيتش نمايد».
اسلام براي تشويق مؤمنين و بيان جايگاه نام نيكو اين مهم را محدود به دنيا نمي داند و تا قيامت اتصاف نام به صاحبش را ياد آوري مي كند، آنجا كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود « نام نيكو بر خود نهيد، زيرا در قيامت به اين نام ها خوانده مي شويد فلاني پسر فلاني بر خيز به سوي نور خود برو و فلاني پسر فلاني برخيز كه نوري نداري.» (ميزان الحكمه حديث2586 مؤلف ري شهري)

*** كدام نام؟
حضرت امام محمدباقر عليه السلام مي فرمايد: «راست ترين نام ها، نامي است گوياي عبوديت و بندگي باشد، بهترين نام ها، نام هاي پيامبران است»(ميزان الحكمه حديث8911 مؤلف ري شهري)
مصداق اين حديث شريف نام هائي نظير : عبدالله، عبدالرحمن، عبداللطيف كه دلالت بر بندگي خداوند مي نمايند مي باشد و بعضي از نام هاي پيامبران مثل محمد، احمد، موسي، عيسي، يعقوب، هارون، يونس، هود، ابراهيم، آدم، لقمان، خضر، عمران و از زنان نام هائي همچون : فاطمه، مريم، سوسن، زهره، نفيسه، زكيه، زهرا، عذرا، ريحانه، صديقه، طيّبه، آمنه، طاهره، خديجه، آسيه، راضيه، رضيّه، مرضيه، معصومه، مباركه، جمليه، حليمه، حميده، نرجس، محدثـّه، ساره، منصوره، مليحه، فريده، وجيهه، عاتكه، عاليه، صفيه، حورا، زينب، عصمت، عفت، عزّت، كبري، رحيمه، ناعمه، شهربانو، حَوّاء، رَمله، ريحانه، زَينب، سارا، سَاره، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، بتول، حصان، حرة، سيدة، عذرا، حوراء، نوريه، سماويه، حانية، حبيبه، محبوبه، آسيه، معصومه، رقيه، سمانه، و كلثوم و ... انتخاب كنند.

*** فايده نامگذاري افراد به نام ائمه معصومين عليهم السلام
شايد خيلي از افراد اين سؤال را مطرح كنند كه مگر نام براي مشخص كردن افراد نيست؟ پس غير از اين علامت گذاري چه نفعي مي تواند داشته باشد كه اينقدرحساسيت نشان مي دهيد؟ انتخاب نام هاي شخصيت هاي ديني يا مناسبت هاي مذهبي بر افراد، نشانه علاقه به آن حقايق است مثل نام هاي ائمه معصومين عليهم السلام يا نام ماه هائي چون محرم، صفر، رمضان بر افراد كه ارزش حوادث آن مناسبت ها و شخصيت هاي آن زمان ها را براي شنونده ياد آوري مي كند و مخاطب در مي يابدكه اين نام متعلق به يك مسلمان است. از امام صادق عليه السلام سؤال شد: آيا نامگذاري فرزندان به نام هاي ائمه سودي دارد؟ حضرت فرمود: آري، مگر دين چيزي جز محبت است؟

*** ارتباط عاطفي با صاحب نام
وقتي نامي براي كسي انتخاب مي شود نوعي رابطه عاطفي بين صاحب نام و شخصيت مورد نظر يا مكان مورد نظر كه بدان نام مي باشد برقرار مي گردد، نام حسين پيوند حماسي با سيدالشهداء برقرار مي كند و نام محرم محبت به شخصيت هاي اين ماه و بغض به مفسدان اين حادثه را گوشزد مي نمايد. امام حسين عليه السلام بخاطر علاقه زياد به پدرش علي عليه السلام و مادرش «فاطمه» نام فرزندان خود را فقط علي و فاطمه مي گذاشت و براي جلوگيري از تشابه اسمي پسوند اصغر، صغري، اوسط و وسطي، اكبر و كبري را بعد از نام هريك اضافه مي نمود مثل علي اصغر، علي اوسط، علي اكبر، يا فاطمه صغري، فاطمه وسطي و فاطمه كبري.

*** تأثيرگذاري نام مناسب بر شخصيت و هويت افراد
انتخاب نام هاي بزرگان و شخصيت ها بر افراد، باعث مي شود كه صاحبِ نام، احساس نوعي بزرگي و وقار در خود نمايد و همرنگي خود با شخصيت مورد نظر را مضاعف نمايد. اين احساس روز به روز بيشتر و باعث اثرگذاري بر رفتار و گفتار او مي گردد تا جائي كه خود را مسئول حراست از قداست آن نام مي شمارد. رسالت والدين در تربيت صحيح فرزندان به روزي حلال، تعليم و تربيت و ... خلاصه نمي شود بلكه انتخاب نام مناسب اولين قدم اظهار محبت آنها به فرزندشان تلقي شده كه بايد محقق شود.

*** ذكر يك نكته :
امروزه شاهد اين هستيم كه بعضي از افراد، نام هايي براي فرزندانشان انتخاب مي كنند كه ريشه در افسانه هاي فرهنگ هاي مختلف دارد مثلا نام الهه اي در فرهنگ يوناني، يا نام خداياني كه در گذشته و بين اقوام بت پرست رايج بوده مثلا خداي آب، خداي آتش، خداي نور و ...كه با بينش توحيدي ما در تعارض آشكار است. در تمام جهان و در تمام اعصار يك خدا بيشتر نبوده است، شايسته نيست كه با اين قبيل نام گذاري ها ناخواسته و از روي جهل مرتكب شرك و ترويج فرهنگ هايي شويم كه در قرون و اعصار پيامبران الهي براي زدودن آن ها مبعوث شدند عمر گذاشتند و رنج بردند، بهتر است در نام گذاري فرزندانمان با بصيرت و بينش و آگاهي برخورد كنيم.
اميدواريم خداوند فرزندي سالم و صالح به شما عطا كند و با همفكري با همسرتان نامي نيكو براي فرزندتان انتخاب كنيد.
موفق باشيد؛ باز هم با ما مكاتبه كنيد.

نویسنده : گروه روانشناسی و مشاوره سایت پرسمان

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 26 شهریور 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1015

ویژگی های شوهر خوب
من یه دخترم و در سن ازدواج قرار دارم. می خواستم برام ویژگی های یک شوهر خوب را بیان کنید تا در انتخابم لحاظ کنم؟

*** پرسشگر گرامي؛ مسأله ازدواج يكي از مهمترين تصميماتي است كه هر جواني بايد در زندگي اش بگيرد و اگر در اين انتخاب و تصميم بسيار مهم، درست و منطقي عمل كند آينده روشني را براي خود رقم زده است و الا تا آخر عمر، خودش را سرزنش مي كند كه چرا ... . لذا با توجه به اهميت اين امر لازم است كه فرد تمام تلاش خود را بكند تا انتخاب مناسبي داشته باشد؛ در اينجا و در پاسخ به سوالتان به مهمترين ويژگي هاي يك شوهر شايسته براي ازدواج اشاره مي كنيم تا به شكل گيري يك آگاهي صحيح در شما منجر شود و بتوانيد بر اساس آن، در آينده تصميم مناسبي را در انتخاب همسر داشته باشيد.

*** خصوصيات شوهر خوب :
1. ديانت و تقوي :
شوهري كه متدين و با تقوي باشد، حقوق همسرش را حفظ مي كند و هيچ گاه در پي هوس هاي نامشروع نيست، به او احترام مي گذارد و از هرگونه ظلم و ستم به او احتراز ( دوري ) مي كند.
2. حسن خلق :
يكي از ويژگي هاي شوهر شايسته آن است كه از نظر اخلاقي، مهربان، خوشرو و نسبت به همسرش دوستي مخلص باشد.
3. فعّال و تلاشگر :
شوهر بايد براي تأمين نيازمندي هاي مادي و معنوي خانواده اش كوشش و فعاليت نمايد. بدترين شوهر كسي است كه در خانه بنشيند و همسرش را براي تهيه مايحتاج خانه به كار وا دارد.

4.غیرت؛ شوهر بی‌غیرت دو زار نمی‌ارزد

5. عفّت زبان :
بيان ، يكي از عوامل تشكيل دهنده شخصيت است. كسي كه در گفتار با كلمات توهين آميز و فحش و ناسزا ديگران را بيازارد، عفت زبان ندارد. چنين فردي قبل از هر كس همسرش را مورد حمله قرار مي دهد و در برابر هر چيزي كه مطابق ميلش نباشد به ناسزاگويي مي پردازد. بنابراين ، داشتن عفت زبان يكي از خصوصيات يك شوهر شايسته است.
6. سخاوت :
فردي كه خِسّت و بخل را بر خود و ديگران روا دارد ، شوهر خوبي نخواهد بود. بخشش و فراهم كردن رفاه و توسعه دادن به زندگي خانواده از طريق مال حلال و دست و دل باز بودن، از خصوصيات يك شوهر خوب است. تهيه هديه و كادو براي همسر از اعمالي است كه يك شوهر شايسته به مناسبت هاي مختلف انجام مي دهد.
7. مهمان نوازي :
مردي كه نان خانه اش را كسي نديده و درِ منزلش را به روي دوستان و اقوام ببندد، همسر خوبي نخواهد بود. اين مرد بايد بداند همسرش كه در خانه پدر و مادر بزرگ شده و با خويشاوندانش معاشرت و رفت و آمد داشته ، نمي تواند با آنان قطع رابطه كند. بنابراين مهمان نوازي و معاشرت با خويشاوندان از صفات يك شوهر خوب است.
7. آراستگي :
همانطور كه شوهر متوقع است همسرش آراسته باشد ، خودش نيز بايد به وضع ظاهرش برسد و از نظر لباس و نظافت دقت كافي بنمايد. خيلي از مردان به وضع ظاهر خود توجه ندارند و هميشه مورد انتقاد و اعتراض همسر خود قرار مي گيرند.
8. صادق، امين و مورد اعتماد بودن :
مرد بايد از هرگونه پنهان كاري يا عدم صداقت با همسرش بري باشد؛ زن ، امين و مورداعتماد او و او ، امين و مورد اعتماد زنش باشد. در اين صورت است كه زندگي شان ، سعادت و خوشبختي را به دنبال خواهد داشت.
9. اصالت و نجابت خانوادگي :
از ويژگي هايي كه در شوهر اهميت خاص دارد ، اصالت خانوادگي اوست. بنابراين دختران بايد در نظر داشته باشند فردي را به شوهري برگزينند كه از يك خانواده نجيب و خوشنام بوده و در يك محيط خانوادگي سالم بزرگ شده باشد.
10. عاقل و خردمند :
يكي از ويژگي هاي شوهر شايسته ، داشتن هوش و ذكاوت كافي و تخصص است. چنين شوهري آموزش لازم براي اشتغال به كسب حلال را ديده و هر اندازه علم و كمالش بيشتر، و هوش و درايتش زيادتر باشد ، شايسته تر خواهد بود.
11. پاسخگوي نيازهاي مادي، عاطفي و جنسي همسر خود بودن :
يك شوهر خوب، براي داشتن يك زندگي سالم با همسر خود، بايد به طور متعادل، نيازهاي مادي، عاطفي و جنسي همسرش را برطرف كند. كوتاهي و سهل انگاري در اين امور، زندگي را به كام زن و شوهر تلخ مي كند.
همچنين به طور خلاصه مي توان گفت كه زن بايد از ازدواج با مردي كه داراي ضد ارزش هاي زير است، خودداري کند :
شرابخوار ؛ بد اخلاق ؛ بد چشم و بي بند و بار؛ بدبين (منظور سوء ظن داشتن است و شامل غيرت نمی باشد ، چرا که غیرت بجا نیز از ویژگی های شوهر خوب است) ؛ خسيس ؛ بدون احساس مسئوليت ؛ تنبل؛ سفيه و ناهنجار.

*** منبع:
مشاوره در آستانه ازدواج، سيد مهدي حسيني (بيرجندي)، انتشارات آواي نور (تهران)

نویسنده : گروه روانشناسی و مشاوره سایت پرسمان
--------------------------------*----------

با کمی تغییر واضافاتی به متن



♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

معنای حیات طیبه؛حیات پاکیزه کهدرقرآن آمده است چیست؟


امام خامنه‌ای:

خب، حیات طیّبه یعنی چه؟ یعنی همه‌ی این چیزهایی که بشر برای بِه‌زیستی خود، برای سعادت خود به آنها احتیاج دارد. مثلاً عزّت ملّی جزو حیات طیّبه است؛ ملّت ذلیل، توسری‌خور، حیات طیّبه ندارد. استقلال، وابسته نبودن به بیگانگان و به دیگران جزو حیات طیّبه است. حیات طیّبه را فقط در عبادات و در کتابهای دعا که نباید جستجو کرد؛ واقعیّات زندگی اینها است. حیات طیّبه‌ی یک ملّت، از جمله این است که این ملّت، عزیز زندگی کند، سربلند زندگی کند، وابسته نباشد، مستقل زندگی کند. حالا کتاب مینویسند برای ردّ استقلال! انسان واقعاً تعجّب میکند که چطور، افرادی رویشان می‌آید این حرفها را امروز بزنند. دزدی می‌آید سر گردنه، جلو کاروان را میگیرد، بِزور از آنها مطالبه‌ی هست و نیستشان را میکند؛ یک نفر هم بگوید بله، امروز مصلحت این است که ما برویم جزو ایشان؛ هرچه میفرمایند عمل کنیم! این حرف زدن در نفی استقلال، یک چنین چیزی است. عرض کردیم استقلال، آزادی در ابعاد یک ملّت است. از آزادی به اسم دفاع میکنند، استقلال را میکوبند. استقلال یعنی آزادی؛ منتها نه آزادی یک شخص، آزادی یک ملّت از تحمیلها، از توسری‌زدن‌ها، از عقب نگه‌داشتن‌ها، از استثمارها، از تسمه از گرده‌ی ملّتها کشیدن‌ها؛ یک ملّت، از این چیزها که آزاد شد میشود مستقل.

یکی از چیزهایی که حیات طیّبه را تأمین میکند، پیش‌رانی در علم و تمدّن جهانی است. یک ملّتی بتواند در مجموعه‌ی دانش جهانی و مدنیّت جهانی، حالت پیش‌ران داشته باشد و جلو ببرد؛ برای ارتقای کلّ بشریّت، یک نردبان جدیدی را جلوی پای بشریّت بگذارد؛ این یکی از اجزای حیات طیّبه است. غربی‌ها این‌جور نیستند؛ بله، پیشرفتهای مادّی زیاد آوردند، در این زمینه‌ها حرفهای جدید زدند، هنوز هم دارند میزنند، منتها این را همراه کردند با چیزی که سقوط از این نردبان در آن حتمی است؛ بله، نردبان را جلوی پای بشر میگذارند منتها کاری میکنند که از این نردبان حتماً بشر سقوط خواهد کرد؛ اخلاق را فاسد میکنند. شما امروز ملاحظه کنید در فرهنگ غربی زشت‌ترین و شنیع‌ترین کارها دارد شکل عادی، عرفی، قانونی میگیرد که اگرچنانچه کسی با اینها مخالفت بکند، محکوم میشود که چرا مخالفت میکند؛ به صرف اینکه انسان دلش میخواهد! خب، خیلی چیزها انسان دلش میخواهد. کار این پرده‌دری‌ها در غرب به کجا خواهد رسید؟ راه علاج ندارند؛ یعنی راه خلاص قطعاً ندارند؛ این راهی که اینها دارند میروند، این‌جور که اینها دارند در انحطاط اخلاقی پیش میروند، پدر غرب را در خواهد آورد، نابودشان خواهد کرد. بیچاره مردمشان، انسان دلش برای مردم این کشورها و این ملّتها میسوزد؛ مردم بیچاره‌ای هستند. نخبگان، تأثیرگذاران، برنامه‌ریزان، سیاست‌گذاران، روی اهداف خبث و پلید خودشان کارهایی دارند میکنند. خب، پس پیش‌رانی در علم و تمدّن بشری، همراه با معنویّت، همراه با معنویّت. آن روز در یک مجموعه‌ای(۹) -به نظرم پخش هم شده- گفتم فرض کنید بیست سال دیگر، سی سال دیگر کشور جمهوری اسلامی را مثلاً با ۲۰۰ میلیون یا ۱۸۰ میلیون یا ۱۵۰ میلیون جمعیّت با پیشرفتهای شگرف مادّی و علمی و صنعتی و با استقرار معنویّت و عدالت؛ ببینید چه میشود؛ چه جاذبه‌ای در بین آحاد بشر -مسلمان و غیر مسلمان- به‌وجود می‌آورد؛ میخواهند این اتّفاق نیفتد. حیات طیّبه یعنی این؛ یعنی برویم به‌سمت یک چنین وضعی برای زندگی کشور؛ انقلاب میخواهد ما را به اینجاها برساند. رفاه، عدالت، نشاط، نشاط کار، شوق کار، علم، فنّاوری، اینها همه جزو حیات طیّبه است؛ در کنار اینها معنویّت، رحم، خلقیّات اسلامی، سبک زندگی اسلامی، اینها جزو حیات طیّبه است. نظم جزو حیات طیّبه است؛ این حرکت به‌سمت حیات طیّبه تمام‌نشدنی است. اَلآ اِلَی اللهِ تَصیرُ الاُمور؛(۱۰) این همان صیرورت به سمت خدا [است‌]. صیرورت یعنی حالی‌به‌حالی شدن، چیزی در باطن ذات خود تغییر ایجاد کند و روزبه‌روز بهتر بشود؛ این را میگویند صیرورت؛ بشر به سمت خدا صیرورت دارد و جامعه‌ی مطلوب اسلامی آن است که این صیرورت در آن وجود داشته باشد؛ این صیرورت تمام‌نشدنی است؛ همین‌طور به‌طور دائم ادامه دارد؛ انقلاب این است.

یکی از خصوصیّات حیات طیّبه و خصوصیّات این انقلاب که در قرآن به آن تصریح شده، ایمان بالله و کفر به طاغوت است: فَمَن یَکفُر بِالطّاغوتِ وَ یُؤمِن بِاللهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقی‌.(۱۱) «عروة الوثقی‌» یعنی شما مثلاً از یک جای خطرناکی، لغزش‌گاهی دارید عبور میکنید، یک ریسمان، یک چیزی هست که دستتان را میگیرید که نخورید زمین، لیز نخورید، پرت نشوید پایین؛ به این میگویند «عروةالوثقی‌». اگر ایمان بالله و کفر به طاغوت داشته باشید، این «عروةالوثقی‌» است. این هر دو با همدیگر است: ایمان بالله، کفر به طاغوت؛ این دو را از هم تفکیک نباید کرد. باز اینجا من اشاره کنم که ایمان بالله را از مردم بسختی میشود گرفت؛ تکیه‌ی تبلیغات دشمنان، روی کفر به طاغوت است؛ کفر به طاغوت را ضعیف کنند بتدریج، این بخش از قضیّه را از دست مردم بگیرند خب بله، ایمان بالله هم داشته باشید، ایمان به طاغوت هم داشته باشید. این نمیشود؛ ایمان بالله با کفر به طاغوت، با هم همدوشند.

ایدئولوژی‌زدایی یکی از حرفهای رایج [است.] حالا چند سالی بود، بعد یک چند سالی تعطیل شد، باز دوباره حالا شروع کرده‌اند. از دیپلماسی ایدئولوژی‌زدایی کنیم؛ از سیاست داخلی [ایدئولوژی‌زدایی کنیم‌]؛ نه، این درست ضدّ حق است، ضدّ حقیقت است؛ معنایش این است که اصول و مبانی انقلاب و اسلام را در سیاست داخلی و خارجی دخالت ندهیم. چطور دخالت ندهیم؟ اصلاً این سیاستها باید براساس این مبانی به‌وجود بیاید؛ در همه‌ی زمینه‌ها این‌جور است. ملاحظه کنید، این نکته‌ی ظریفی است؛ علم، یعنی رفتن به سمت یک واقعیّت، یک واقعیّتی را کشف کردن و آن را دانستن. البتّه در این زمینه ایدئولوژی معنی ندارد امّا اینکه ما دنبال کدام واقعیّت برویم، دنبال کدام واقعیّت نرویم؛ اینجا فکر و عقیده و ایدئولوژی -به قول فرنگی‌مآب‌ها- دخالت دارد. ما دنبال این علم نمیخواهیم برویم؛ این علم، علم مضرّ است. این علم را انتخاب میکنیم، چون علم نافع است؛ علم نافع داریم، علم مضر داریم. بنابراین حتّی در قضیّه‌ی علم هم تفکّر، اعتقاد، عقیده و به تعبیر فرنگی‌مآب‌ها ایدئولوژی، مؤثّر است.

حالا یکی از چیزهایی که انسان زیاد میشنود، دو گزاره را مخالفین ما، دشمنان ما میگویند، عدّه‌ای هم در داخل همانها را تکرار میکنند؛ که در واقع اینها با هم متناقضند، منتها به تناقض آنها توجّه نمیشود. یک گزاره این است و مکرّر تکرار میکنند که شما کشور قدرتمندی هستید؛ شما کشور بانفوذ و اثرگذاری هستید. این را زیاد امروز در دنیا ما میشنویم. حالا یک عدّه‌ای -آدمهای ضعیف و کوته‌بین در داخل- همین را هم حاضر نیستند قبول کنند امّا آنهایی که از خارج ناظر به مسائلند، مکرّر در مکرّر -چه دوستان ما، چه دشمنان ما- اعتراف میکنند که جمهوری اسلامی، امروز یک کشور قدرتمند در منطقه و اثرگذار بر روی حوادث منطقه است؛ دارای نفوذ است. این یک گزاره. گزاره‌ی دوّم این است که میگویند آقا شما این کلمه‌ی انقلاب و مسئله‌ی انقلاب و روحیّه‌ی انقلابی را این‌قدر دنبال نکنید. خب، اینها با هم متناقض است. اصلاً این اقتدار، این نفوذ، به‌خاطر انقلاب است؛ اگر انقلاب نبود، اگر روحیّه‌ی انقلابی نبود، اگر عملکرد انقلابی نبود، این نفوذ وجود نداشت. اینکه شما بانفوذید، شما قدرتمندید، انقلاب را بگذارید کنار که بتوانیم با هم زندگی بکنیم، معنایش این است که انقلاب را بگذارید کنار تا از این قدرت بیفتید تا ما بتوانیم شما را ببلعیم. این را صریحاً به افرادی از جمهوری اسلامی میگویند و توجّه نمیشود به معنا و مفهوم واقعی این حرف. تا کِی میخواهید انقلابی باشید، تا کِی میخواهید مرتّب دم از انقلاب بزنید، بیایید جزو جامعه‌ی جهانی؛ معنای این [حرف‌] این است که این نفوذی که الان دارید، این قدرتی که دارید، این تأثیرگذاری‌ای که در منطقه دارید، این عمق راهبردی‌ای را که شما در میان ملّتها دارید کنار بگذارید و از دست بدهید؛ یعنی ضعیف بشوید، تا ما بتوانیم شما را ببلعیم. میگویند جزو جامعه‌ی جهانی بشوید؛ خب، مرادشان از جامعه‌ی جهانی، چند قدرت مستکبرِ زورگویِ ظالمند؛ یعنی بیایید در نقشه‌های ما حل بشوید؛ معنای این حرف این است.

بیانات در تاریخ ۱۳۹۴/۰۶/۲۵



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 26 شهریور 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1017

من چگونه مي توانم استعدادهايم را بشناسم؟
من چگونه مي توانم استعدادهايم را بشناسم؟ مگر هر كس در اين دنيا براي كاري ساخته نشده است! من چگونه مي توانم بفهمم كه براي چه كاري ساخته شده ام تا در آن رشته فعالیت کنم؟ لطفاً راهنمایی ککنید.

پرسشگر گرامی؛ خوشحاليم شما مخاطب ما هستيد؛ اميدواريم راهنماي خوبي براي تصميم گيري در رابطه با موضوعی که مطرح کردید باشیم.
جهت پيدا نمودن استعداد و علاقه خود مطالبي را بيان مي داريم که امید است برایتان مفید واقع شود.
بر اساس اصل تفاوت هاي فردي كه در علم روانشناسي از آن بحث شود و با توجه به مشاهدات و تجربه هر فردي كه در رفتار و اعمال ديگران انجام مي گيرد، روشن است كه انسان ها علي رغم داشتن ويژگي هاي مشترك، داراي تفاوت‌هاي فردي زيادي در ابعاد مختلف وجودي شان هستند. هيچ دو انساني را نمي‌يابيد كه در تمام ويژگيهاي جسماني مشابه يكديگر باشند حتي اين مطلب به اثبات رسيده است كه سر انگشتان هيچ دو انساني از ابتدا آفرينش تا پايان عمر دنيا يكسان نيست و بر همين اساس انگشت نگاري يكي از راههاي شناسايي افراد قرار گرفته است. همين طور در ويژگيهاي شخصيتي، اخلاقي، هيجاني روحي و رواني نيز اين تفاوت به چشم مي خورد. خصوصيات افراد تحت تأثير عوامل محيطي و وراثتي و تعامل آنها با يكديگر، با هم متفاوت است. بنابراين هر فردي علاقه و استعداد خاصي در زمينه ويژه اي دارد و با اندك توجه و دقتي در رفتار مردم و شغل‌هايي كه انتخاب مي كنند، اين تفاوت علاقه و استعداد را به خوبي مي توانيد مشاهده كنيد. يكي به علم اندوزي و دانش افزايي و كار در محيط علمي دانشگاه علاقه دارد، ديگري به كسب و كار و تجارت. يكي به هنر و نقاشي روي كاغذ علاقه مند است و ديگري به هنرهاي تجسمي علاقه نشان مي دهد. يكي به علم هيئت تمايل دارد و ديگري به زمين شناسي و كاويدن اعماق زمين. و همينطور ... . بنابراين وجود استعدادهاي مختلف در افراد يكي از رازهاي خلقت انسان است. هر چند ممكن است انسان بر اساس شناخت و تمرين و تكرار در زمينه اي خاص؛ تمايل جديدي براي خود بوجود آورد و استعداد بالقوه خود را شكوفا سازد زيرا انسان از توانايي هاي زيادي برخوردار است و اگر بخواهد و امكانات آن را فراهم كند و تلاش جدي به خرج دهد و پشتكار داشته باشد در غير آن رشته تخصصي و مورد علاقه اش نيز داراي تخصص شود. ولي روان شناسان معتقدند هر انساني در رشته اي ويژه داراي استعداد خاصي است و بايد آن را توسط كارشناسان (بخصوص در دوران تحصيلي) مورد شناسايي قرار دهد و به شكوفايي آن بپردازد. در اين صورت است كه موفقيت او قطعي و حتمي است و به همين جهت مسئوليت معلمان و آموزش و پرورش در اين رابطه سنگين و زياد است.
توجه داشته باشيد كه كشف استعدادهاى درونى افراد نيازمند دانش و تجربه كافى است. هر چند بعضى استعدادها را مى‏توان به سادگى شناخت ولى از آنجا كه بعضى استعدادها و ميزان آن در افراد نهفته است و هنوز شكوفا نشده و زمينه به فعليت رسيدن و بروز و ظهور آن فراهم نشده و چه بسا خود فرد نيز از آن اطلاعى ندارد، اينگونه استعدادها را بايد با ابزارها و آزمون هاى مختلف روانشناختى و استفاده از تجارب افراد متخصّص بدست آورد و شناخت. راه دوم شناخت استعداد درونى گزارش افراد درباره توانايى‏هاى گذشته خويش و موفقيت هايى كه در زمينه خاصى به دست آورده، مى ‏باشد.

*** در ادامه توجه تان را به نكاتى جلب مى‏ نماييم :
1. كشف استعداد، علايق و خودشناسى، با توجه به پيشرفت علوم مختلف به ويژه در قلمرو روان‏شناسى در عصر حاضر، امرى ممكن و شدنى است. شما مى‏توانيد با مراجعه به يكى از كلنيك‏هاى روان‏شناسى و يا مشاوره و راهنمايى، با اجراى تست‏هاى شخصيت، استعداد و هوش، به مجهول مورد نظر برسيد و گم شده خود را به دست آوريد، چون نتيجه آزمون تست‏ها شما را در شناسايى و كشف علايق و استعداد كمك خواهد نمود.
2. علاوه بر اين، كارنامه تحصيلي شما تا حدود زيادي استعداد و علايق شما را نشان مي دهد مثلا اگر در دروس رياضي، فيزيك و... همواره نمرات بالايي در كارنامه تحصيلي خود داريد حاكي از توانمندي و تفكر انتزاعي شماست و اگر نمرات دروس ادبيات، هنر و... بهتر است نشان مي دهد استعداد شما بيشتر آمادگي يادگيري دروس علوم انساني را بيشتر دارد و نبايد به رشته هاي فني مهندسي برويد. بنابراين دو عامل علاقه و موفقيت تحصيلي در سال هاي گذشته تا حدود زيادي حاكي از استعداد و توانمندي هر فرد مي تواند باشد.
3. نكته ديگرى كه بايد به آن توجه نماييد در فرايند تحصيل، اشتغال و خلاصه در تمام مراحل زندگى بايد به آن توجه كنيد، مسأله پشتكار است، انسان براى رسيدن به اهداف در زندگى، بايد از تلاش و پشتكار جدى برخوردار باشد و نبايد در بين راه با ضعف اراده مواجه شده و از كار و اشتغال دست بردارد، زيرا چه بسا ممكن است كه فرد استعداد و علايق خود را هم شناسايى نمايد، لكن چون اهتمام و پشتكارى ضعيف به اهداف مورد نظر نتواند برسد.
4. نكته مهم ديگر اين كه شما بايد به توانايى‏ها و نقاط مثبت وجودى خود فكر كنيد و احساس مثبت در خود داشته باشيد و از احساس منفى مبنى بر اين كه فرد مفيدى نمى‏باشيد و... جدا پرهيز نماييد، چون شما از توانايى‏هاى بالفعل و بالقوه زيادى برخوردار هستيد كه نبايد از آنها غفلت نماييد مثل قبولى در آزمون سراسرى دانشگاه با اين كه ميدان رقابت بسيار مشكل است چون بيش از يك ميليون جوان در آزمون شركت مى‏كنند، همچنين شما با موفقيت واحدهاى درسى و دوره دانشگاه را سپرى كرده‏ايد و اين مطلب مهمى است و به افرادى كه با شما در دبيرستان بودند و موفق نشدند وارد دانشگاه شوند، پس شما فرد ارزشمند و لايقى هستيد خودتان را باور كنيد.
5. براى اين كه از بلاتكليفى خارج شويد و به صورت فعال و جدى از اوقات و دوره جوانى استفاده كنيد، لازم است، برنامه‏اى منظم جهت اوقات تحصيلى و فراغت خود تدوين نماييد و خودتان را ملزم و متعهد كنيد كه از آن پيروى نماييد و در طول استافده از اوقات طبق برنامه مذكور، خودسنجى و از مراحل پيشرفت و موفقيت يا عدم آن ارزشيابى به عم آوريد چون تحقيقات و تجربيات نشان مى‏دهد كه اين شيوه در پيشرفت و موفقيت انسان مؤثر مى‏باشد.
6. هر چند بعضى استعدادها را مى‏توان به سادگى شناخت ولى از آنجا كه بعضى استعدادها و ميزان آن در افراد نهفته است و هنوز شكوفا نشده و زمينه به فعليت رسيدن و بروز و ظهور آن فراهم نشده و چه بسا خود فرد نيز از آن اطلاعى ندارد، اينگونه استعدادها را بايد با ابزارها و آزمون هاى مختلف روانشناختى و استفاده از تجارب افراد متخصّص بدست آورد و شناخت؛ راه دیگر شناخت استعداد درونى، گزارش افراد درباره توانايى‏هاى گذشته خويش و موفقيت هايى كه در زمينه خاصى به دست آورده، مى‏باشد.
7. در پايان يادآورى اين امر نيز بسيار مهم مى‏باشد كه براى رسيدن به اهداف خود و رشد دادن ابعاد وجودى بايد با توكل بر خدا و با اميد به آينده بهتر و با توسل به معصومين(ع) و با جد و استقامت و با اراده قوى و پشتكار در مراحل مختلف زندگى، امور شخصى، اجتماعى و خانوادگى را پيش برد و به اين حقيقت اذعان يا ايمان داشت كه «ان الله معنا» خداوند در همه حال با ماست و ما را كمك خواهد كرد انشاءالله. كشف استعدادهاى درونى افراد نيازمند دانش و تجربه كافى است.

نویسنده : گروه روانشناسی و مشاوره سایت پرسمان


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡


وسایل تغییرپذیرند اما آرمان‌های اساسی تغییر ناپذیر است؛


امام خامنه‌ای:

کاری که انقلاب در آغاز انجام میدهد، ترسیم آرمانها است؛ آرمانها را ترسیم میکند. البتّه آرمانهای عالی، تغییرناپذیرند؛ وسایل تغییرپذیر است، تحوّلات روزمرّه تغییرپذیر است امّا آن اصول که همان آرمانهای اساسی است، تغییرناپذیر است؛ یعنی از اوّل خلقت بشر تا امروز، عدالت یک آرمان است؛ هیچ‌وقت نیست که عدالت از آرمان بودن بیفتد؛ آزادی انسان یک آرمان است -آرمانها یعنی این‌جور چیزها- آرمانها را انقلاب تصویر میکند، ترسیم میکند، بعد آن‌وقت به سمت این آرمانها حرکت میکند. حالا آرمان را ما اگر بخواهیم در یک کلمه بگوییم و یک تعبیر قرآنی برایش بیاوریم، «حیات طیّبه»است که: فَلَنُحیِیَنَّه‌و حَیوةً طَیِّبَة؛(۷) اِستَجیبوا للهِ‌ وَ لِلرَّسولِ اِذا دَعاکُم لِما یُحییکُم؛(۸) شما را زنده کند. دعوت پیغمبر و همه‌ی پیغمبران به حیات است؛ چه جور حیاتی؟ طبعاً حیات طیّبه.

بیانات در تاریخ ۱۳۹۴/۰۶/۲۵



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 26 شهریور 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1021



**** بررسی مناسبات ادبیات کودک و فعالیت مبلغان؛
دستور شهید صیاد شیرازی به حجت الاسلام راستگو خبرگزاری رسا ـ کارشناس عرصه کودک و نوجوان با بیان خاطره ای از شهید صیاد شیرازی و حضور خود در جبهه گفت: در قرارگاه کربلا بودیم تا صیاد شیرازی نگاهش به من افتاد، شروع به پرخاش کردن کرد و گفت چه کسی به تو گفته بیایی جبهه، و آمده ای چکار کنی؟ گفتم آمدهام برای رزمندگان سخنرانی کرده و شادشان کنم که شهید خطاب به من گفت «برو در تلویزیون بجنگ».

حجتالاسلام والمسلمین محمدحسن راستگو، کارشناس عرصه کودک و نوجوان، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری رسا، در تبیین وضعیت ادبیات کودک و نوجوان و ابعاد اثرگذاری مهدکودک ها در شکل‌گیری تربیت مطلوب خاطرنشان کرد: بسیاری از مهد کودکها، کودکان را به رقص تشویق می‌کنند و هنگامی که به این کارشان ایراد گرفته میشود، می گویند رقص کودک چه اشکالی دارد و نسبت به مبانی دینی و شیوه برخورد با روان کودک آگاهی ندارند.



وی توجه درست به جایگاه ادبیات کودک را راهی برای رسیدن به تربیت مطلوب دانست و گفت: ادبیات، مجموعهای از ابزارهای ادبی است که میتواند یک مفهومی را به صورتهای مختلف در یک قشری القا کند؛ در این میان ادبیات کودک حساستر از سایر اقشار است، چرا که زبان ادبیات کودک و نوجوان بیشتر غیر مستقیم به القای پیام می پردازد؛ اما ارائه پیام برای دیگر اقشار بیشتر به صورت مستقیم صورت می‌گیرد.



اهمیت کیفی نوع نگاه و نگرش به ادبیات

این کارشناس دینی افزود: ادبیات شامل شعر، قصه، نقاشی، تئاتر، فیلم، کارتون و بازیهای فکری مجموعه مواردی است که نشر ادبیات را به صورت غیرمستقیم در اندیشه یا رفتار کودکان بر عهده دارند.

وی با بیان اینکه ادبیات از نظر کیفی نیز یک مقوله قابل انشعاب است، اظهار داشت: نوع نگاه و نگرش در ادبیات از نظر کیفی اهمیت دارد؛ متأسفانه برخی مهد کودکها، رقص را نیاز کودکان و حرکتی مطلوب می­دانند.

عواملی که در تربیتپذیری کودک و نوجوان نقش دارند

حجتالاسلام والمسلمین راستگو با اشاره به اینکه باید ابتدا ادبیات را به درستی تعریف و وجه کیفی آن را تبیین کرد، گفت: وجه اصلی تربیت انسان جهتی خدایی و تربیت سالم دارد و اگر این جهت را بخواهیم از نظر کیفیت مورد بررسی قرار دهیم، باید به عوامل و ابزارهایی که در این راستا به کار گرفته میشود توجه داشت و آن عوامل برای مخاطبان متفاوت است.

این کارشناس دینی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه چه عواملی در تربیتپذیری گروه سنی کودک و نوجوان نقش دارند، تصریح کرد: ادبیات، رفتار پدر و مادر، مسافرت برای کودکان، تهیه ابزارهای بازی مطلوب، بازهای فردی و جمعی در تربیتپذیری کودکان نقش مهمی دارند.

ویژگیهای نویسندگان و شاعران عرصه کودک و نوجوان

وی با به اشاره به معیارهایی که باید نویسندگان و شاعران کودک و نوجوان از نظر شخصیتی و فکری دارا باشند، خاطرنشان کرد: اولین ویژگی که نویسنده و شاعر کودک باید داشته باشد، ایمان است؛ وجودش باید سرشار از عشق به خدا و معنویت و ایمان به آخرت و خدا و پیامبر(ص) باشد.

حجتالاسلام والمسلمین راستگو اظهار داشت: از دیگر ویژگی‌های متخصص در این زمینه، داشتن سه نوع آگاهی است؛ آگاهی به معارف الهی، آگاهی به ادبیات و زبان کودک، آگاهی به برخی علوم همچون روان‌شناسی و جامعه شناسی نیازهای متخصص کار کودک است.

پیشکسوت حوزه علمیه قم در عرصه کودک و نوجوان افزود: مطالعه آثار ایرانی و خارجی و نقد آنها و بهره­گیری از ابزارها و شیوه های ورود و خروج به دنیای کودکان از دیگر ویژگیهای متخخصان این عرصه باید باشد.

توجه شهید صیاد شیرازی به پشت جبهه

حجتالاسلام والمسلمین راستگو به بیان خاطرهای از شهید صیاد شیرازی پرداخت و گفت: جنگ امروز ما فکری، عقیدتی و جنگ امواج است؛ در قرارگاه کربلا بودیم تا صیاد شیرازی نگاهش به من افتاد، شروع به پرخاش کردن کرد و گفت چه کسی به تو گفته بیایی جبهه، و آمده ای چکار کنی؟ گفتم آمدهام برای رزمندگان سخنرانی کرده و شادشان کنم.

این کارشناس دینی ادامه داد: شهید صیاد شیرازی در برابر پاسخم، گفت «شما نگران رزمندهها نباش، ما جنگ روانی و فیزیکی داریم و جنگ تو، جنگ امواج است و برو در تلویزیون بجنگ» این بینش شهید صیاد شیرازی بود.

وی درباره اهمیت جذاب‌بودن برنامههای رسانهها یادآور شد: کتابها، خبرگزاریها، تلویزیون، رادیو و سایت­های اجتماعی ما باید قوی، زیبا و جذاب باشد که خود به خود بچهها جذب شوند؛ زمانی که به آلمان رفته بودم، برخی بچهها می‌گفتند که ما شبکه هُد هُد شما را میبینیم؛ در یکی از مراکز متعلق به آستان قدس رضوی در یکی از مناطق بسیار محروم مشهد برای مراسمی رفته بودم و بچههای آن منطقه میگفتند که ما شما را در شبکه هدهد میبینیم؛ اگر این برنامهها برایشان جذاب نباشد، نمیبینند.

وجه تمایز مبلغان حوزوی کودک و نوجوان با دیگر فعالان این عرصه

حجتالاسلام والمسلمین راستگو به وجه تمایز مبلغان حوزوی کودک و نوجوان با دیگر فعالان این عرصه اشاره و خاطرنشان کرد: وقتی بچهها یک نفر را با لباس خاصی میبینند، آن لباس در ذهنشان تداعی خاصی میکند؛ تمایز مبلغان حوزوی این است که باید حضورشان، حرکات و رفتارشان، لبخندشان، آراستگی ظاهری­شان برای بچهها اسوه باشد و اگر با آن محتوا و قالبهای زیبا جمع شود، اثر را جالب‌تر میکند.

این کارشناس عرصه کودک و نوجوان افزود: با اینکه حدود سی سال از آن برنامههایی که اجرا میکردیم، گذشته است، برخورد فراوانی داریم که وقتی به ما میرسند التماس دعای فراوان دارند و میگویند که ما از آن برنامههای شما استفاده میکردیم و حتی قصههایی را برای ما یادآوری میکنند که بنده فراموش کردهام.

صف غذا و بازتاب رفتار حجت الاسلام راستگو

وی درباره تأثیر رفتار روحانیان در جذب نوجوانان اظهار داشت: در یکی از اردوگاههای تربیتی که صف طولانی برای گرفتن غذا بود، به ما گفتند برای شما جای خاصی را در نظر گرفتیم و در صف نایستید، من قبول نکردم و مثل بقیه بچهها در صف ایستادم و با آنها غذا را تحویل گرفتم و در کنار هم بودیم؛ موقع خروج از سالن غذاخوری، یکی از دانشآموزان گفت نمیدانم که شما چه کسی هستید، من به هیچ کدوم از شما طلبهها از بالا گرفته تا پایین ایمان نداشتم، کار امروزی که تو کردی، روی مرا کم کرد و مجبور شدم بگم بعضی از آخوندها آن گونه که من فکر میکنم، نیستند، گفتم این را از استادم شهید بهشتی یاد گرفتم.

حجتالاسلام والمسلمین راستگو درباره اهمیت خودسازی طلبهها تصریح کرد: تمایز یک روحانی ولو اینکه چنین منشی نداشته باشد، باید خود را وادار کند که چنین منشی ایجاد شود، ریا نکند و باید خودسازی کند؛ در حدیثی آمده است که اگر نیمه شب بیدار شدید و حال خواندن نماز شب را ندارید، استغفار کنید که جزء استغفارکنندگان نماز شب باشید و دو نفر مؤمن را دعا کن که ثواب نماز شب شامل حالتان شود؛ یک روحانی باید با یک غیرروحانی متفاوت باشد و منش ائمه اطهار(ع)، یاران خوب پیامبر(ص)، بزرگان و عرفا را داشته باشد.

خبرگزاری رسا



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 23 شهریور 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1002

اسلامِ طرف‌دار مظلوم و ضدّ ظالم

· اسلامِ طرف‌دار عقلانیّت و تفکّر

· اسلامِ متعهّد در برابر لاابالی‌گری

اسلامِ حاضر در متن زندگی، در برابر اسلام سکولار!






· معرفی این اسلامِ ناب؛ کار بزرگ و مهمّ همه

ما بایستی تلاش کنیم، یعنی در نظام جمهوری اسلامی، کار بزرگ و مهم این است که ما همه - هر کسی در هر نقطه‌ای قرار دارد که توانی در این زمینه دارد - باید تلاشمان این باشد که اسلام ناب را مطرح کنیم.

· اسلامِ طرف‌دار مظلوم و ضدّ ظالم

اسلامِ طرف‌دار مظلوم و ضدّ ظالم را در دنیا مطرح کنیم. همان جوانی که در اروپا است، یا در آمریکا است، یا در مناطق خیلی دوردست است، از این خصوصیّت مبتهج می‌شود، به هیجان می‌آید که معلوم بشود اسلام عبارت است از نیرویی، انگیزه‌ای، فکری که علیه ظالمین و ستمگران و به نفع مظلومین حرکت می‌کند، برنامه دارد و این را وظیفه‌ی خودش می‌داند.

· اسلامِ طرف‌دار عقلانیّت و تفکّر

اسلامِ طرف‌دار عقلانیّت، اسلامِ فلسفه‌های عمیق، اسلامِ تفکّر، اسلامی که در قرآن این‌همه به عقل و فکر و لبّ[14] و مانند این‌ها اهمّیّت داده شده را معرّفی کنیم؛ اسلامِ طرف‌دار عقلانیّت و ضدّ قشری‌گری، ضدّ تحجّر، ضدّ اسیر اوهام و تخیّلات خود شدن؛ که کسانی به نام اسلام این چیزها را دارند.
· اسلامِ متعهّد در برابر لاابالی‌گری

اسلام ناب را نشان بدهیم، بگوییم اسلام، این است؛ اسلامِ متعهّد در برابر لاابالی‌گری. بله، امروز دستگاه‌های فراوانی جوان‌ها را به بی‌مبالاتی، به لاابالی‌گری، به لاقیدی در امور گوناگون سوق می‌دهند. خب، اسلامی که انسان را متعهّد دانسته، او را متعهّد می‌خواهد و می‌طلبد.
· اسلامِ حاضر در متن زندگی، در برابر اسلام سکولار!

اسلامِ حاضر در متن زندگی، در برابر اسلام سکولار! اسلام سکولار شبیه مسیحیّت سکولار است که می‌رود در گوشه‌ی کلیسا، خودش را زندانی می‌کند و در محیط واقعی زندگی هیچ حضوری ندارد؛ اسلام سکولار هم همین‌جور است؛ کسانی هستند امروز دعوت می‌کنند به اسلام منزوی؛ اسلامی که هیچ کاری به کار زندگی مردم ندارد؛ مردم را به یک عبادتی، به یک چیزی گوشه‌ی مسجد یا گوشه‌ی خانه‌ها فرامی‌خواند. اسلامِ واردِ در متن زندگی را معرّفی کنیم؛ اسلامِ رحمت به ضعفا؛ اسلامِ جهاد و مبارزه‌ی با مستکبران.

وظیفه‌ای به‌عهده‌ی همه

به نظر من این یک وظیفه‌ای است که به‌عهده‌ی همه است؛ دستگاه‌های تبلیغاتی ما، دستگاه‌های علمی ما، حوزه‌های علمیّه‌ی ما باید این هدف را دنبال بکنند...
· قرار دادنِ «تحقّق اسلام بکامله و مقابله‌ی با دشمنی‌ها» به‌عنوان هدف، توسط مجموعه‌ی روحانیّون

به نظر بنده اگر ما مجموعه‌ی روحانیّون و اهل علم و کسانی که در مسائل دینی کار می‌کنند، در همه‌ی مسائل خودمان این را هدف قرار بدهیم یعنی تحقّق اسلام بکامله و مقابله‌ی با دشمنی‌ها با این شکل، موفّقیّت‌های زیادی خواهیم داشت.









رجانیوز

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 23 شهریور 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1007

***چند توصیه تربیتی مهم به ریاست محترم صدا و سیما که موظف است به آنها عمل کند:

۱)پیام های بازرگانی که از تلوزیون پخش میشود هم از نظر مدت زمانی زیاد است و هم اینکه این تبلیغات جو چند توصیه به ریاست سازمان صدا و سیما چند توصیه به ریاست سازمان صدا و سیما طوری طراحی و ساخته میشوند که متأسفانه تأثیرات بسیار بدی را روی سبک زندگی مردم میگذارد.
۲)متأسفانه بعضی از فیلم هایی که پخش میشود عادی کننده و از ین برنده قبح دوستی دختر و پسر است که این سریالها یا نباید پخش شود و یا حداقل آن صحنه هایی که قبح گناهان را از بین میبرد باید حذف شود
۳)بیشتر فیلم ها و پیامهای بازرگانی مروج مصرفزدگی و تجمل گرایی و عدم قناعت است. و این یکی از بلاهای خانواده ها و جامعه ما شده و قطعا صدا و سیما میتواند بیشترین نقش را در اصلاح این مشکل داشته باشد اما متأسفانه فعلا برعکس عمل میکند.
۴) تأکید میشود که از لهجه اقوام مختلف خصوصا لهجه مازنی و اقوام شمال کشور، برای ساخت طنز استفاده نشود.



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 17 شهریور 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1024

منابع مورد نیازبرای تربیت کدامند؟/ اهمیت تمرکز و استمرار در تربیت/ چه چیزی باعث مرگ تربیت میشود؟

سخنرانی تربیتی حجت الاسلام عالم‌زاده در باشگاه متانت؛
منابع مورد نیاز برای رسیدن به اهداف تربیتی کدام است/ بررسی عناصر اصلی تشکیل دهنده نظام ترییتی اسلامی/ مرگ تربیت چه زمانی رخ خواهد داد
تربیت آنی، دفعی، یکباره و در لحظه اتفاق نمی‌افتد. اولین نتیجه این بحث این است که در مقام تربیت تک اقدام ها جواب نمی‌دهد و نتیجه ندارند. تک اقدام یک عمل یک باره است. برای مثال اگر از دانش آموزی گستاخی‌ای سر زده و شما جلسه‌ای ترتیب دادی و با او صحبت کردی و بعد از آن انتظار داشته باشی که بعد از یک جلسه، او تمام گستاخی‌ها و بی‌ادبی‌ها را کنار بگذارد، شما دچار این توهم شدی که تربیت امری آنی و لحظه‌ای است.
گروه معارف - رجانیوز: باشگاه متانت، با هدف احیاء هویت صنفی مربیان تربیتی و تشکیل شبکه‏ای از سرگروه ها، مربیان و اساتید امر تربیت تأسیس شده است. عناوینی همچون مشاوره، آموزش، پشتیبانی و کارورزی از اهم برنامه های این باشگاه می باشد. اردوهای آموزشی ماهانه با هدف بهره مند ‏شدن از اساتید بزرگوار و مجرب امر تربیت و ایجاد دغدغه و حساسیت نسبت به مسائل تربیتی و توانمندسازی سرحلقه‏ های مستعد در حال برگزاری می باشد

به گزارش رجانیوز، چهارمین جلسه سلسله سخنرانی‌های این باشگاه با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین عالم‌زاده همراه بود. حجت الاسلام نوری به عنوان مبلغ در نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها و همچنین پژوهش‌یار مؤسسه دارالحدیث در مشارکت در موسوعه میزان الحکم مشغول به فعالیت می‌باشد.

حجت الاسلام عالم زاده در این جلسه پیرامون شیوه‌های دستیابی به اهداف تربیتی گفت: نظام تربیت مشتمل بر عناصری از قبیل مبانی تربیتی، اهداف تربیتی، اصول تربیتی، روش‌های تربیتی، مراحل تربیتی، عوامل تربیتی، موانع تربیتی، نهاد ها و کانون های تربیتی و برنامه های تربیتی می باشد.

وی با بیان این مطلب که «اهداف تربیتی آن مطلوبیت هایی هستند که در جان متربی باید ایجاد شود» برای دستیابی به اهداف تربیت گفت: مراجعه به قرآن و روایات و مراجعه به سیره پیامبر اکرم(ص) و اساتید اخلاق و یا کتب اخلاقی از جمله مواردی است که برای دستیابی به اهداف تربیت لازم است.

متن کامل این سخنرانی تربیتی در ادامه می‌آید:

***

بسم الله الرحمن الرحیم. بحث ما پیرامون شیوه‌های دستیابی به اهداف تربیتی است. یا به عبارتی نسبت مربی با اهداف تربیتی چیست؟

نظام تربیت مشتمل بر عناصری است –که حالا اینجا مراد ما از تربیت اسلامی است. ۱.مبانی تربیتی ۲. اهداف تربیتی۳. اصول تربیتی ۴. روش های تربیتی ۵. مراحل تربیتی۶. عوامل تربیتی۷. موانع تربیتی ۸. نهاد ها و کانون های تربیتی ۹. برنامه های تربیتی

در بعضی از تقسیم بندی ها عنصر ساحت های تربیت هم دیده می شود که باید گفت: ساحت های تربیت تفکیک شده اهداف تربیتی است یعنی اهداف تربیتی را وقتی طبقه بندی می کنند می گویند یک دسته از اهداف مربوط به تربیت اخلاقی است، یک دسته از اهداف مربوط به تربیت اجتماعی است و....تقسیم بندی های درونی اهداف تربیتی را ساحت های تربیتی می گویند.




اهداف تربیتی

اهداف تربیتی آن مطلوبیت هایی هستند که در جان متربی باید ایجاد شود. اهداف تربیتی بسیار زیاد است. برای دست یابی به اهداف تربیتی به چه منابعی باید رجوع کرد؟

۱. مراجعه به قرآن و روایات
- یک راه این است که از ابتدا تا انتهای قرآن را بخوانیم،هرجایی که خدای متعال یک امری کرده است،یک بایدی گفته است،آن بایدها و امرها را استخراج بکنیم و به عنوان اهداف تربیتی در نظر بگیریم.برای مثال خدای متعال در قرآن فرموده است : اقیموا الصلاة (نماز را اقامه کنید.)می گوییم خب، این نمازخوان کردن بچه ها می شود یک هدف تربیتی .یا فرموده :انه لایحب الکاذبون .:دروغ گوها به فلاح نمی رسند...خب این یکی از راه هاست. ولی این کار به طول می انجامد. روایات هم که بسیار است.اگر بخواهیم به همه این ها مراجعه کنیم،این کار سختی است. ساده ترین و عملیاتی ترین حالتش این است که پیشنهاد می کنم.برای دستیابی به اهداف تربیتی به کتاب میزان الحکمه رجوع کنید.

۲. مراجعه به سیره ی پیامبر اکرم(ص) و اساتید اخلاق و یا کتب اخلاقی

۳. مراجعه به منشور تربیتی نسل جوان
- البته از اشکالات این منشور آن است که اهداف تربیتی را تک لایه و بدون اولویت و دسته بندی مطرح کرده است.

۴. کتاب بعدی که پیشنهاد می شود،کتابی است با عنوان «نضره النعیم فی مکارم الاخلاق رسول اکرم» که از منابع اهل سنت می باشد.
- تقسیم بندی کتاب خوب و مفید است.حدود ۳۶۰ صفت فاضله و رذیله را فهرست کرده است.

۵. نظام نامه تربیت جامعه المصطفی
- تقریبا جامع ترین کاری است که تا الان سراغ می رود.
- در این کتاب ۱۱ ساحت تربیتی تعریف شده است: تربیت اخلاقی، تربیت معنوی، تربیت عبادی، تربیت عقلانی، تربیت جسمی، تربیت هنری، تربیت خانوادگی و... که ذیل هر کدام اهداف مربوط به آن ها نیز آمده است. (البته این نظام نامه در حال تکمیل سازی است.)

۶. کتاب بعدی اثر استاد آیت الله مصباح یزدی (دامت برکاته) با عنوان «فلسفه تعلیم و تربیت» است.
- بخش اهداف این کتاب، برای تبیین اهداف تربیتی بسیار جالب و قابل استفاده است. تقسیم بندی زیبایی از اهداف تربیتی دارد.

انسان «نوعاً» تاثیرپذیر و تحول پذیر است

دست‌یابی به اهداف تربیتی «نوعاً» امکان پذیر است. به این معنی که ما نباید از تحول بخشیدن به انسان ناامید شویم. البته نوعاً امکان پذیر است، یعنی جاهایی هست که قلب انسان قفل می شود و تحولی برنمی دارد. (ختم الله علی قلوبهم وعلی سمعهم و علی ابصارهم غشاوة)

نوعا انسان تاثیرپذیر و تحول پذیر (فسادپذیر یا اصلاح پذیر) است. اساتید اهل فن جوان و یا نوجوان را به نهال تشبیه می کنند،که این نهال شکل پذیر است، اما زمانی که این نهال به یک درخت تناور تبدیل شد،شکل دهی آن سخت و دشوار می شود.

تربیت آنی، دفعی و یکباره اتفاق نمی افتد

تربیت آنی، دفعی، یکباره و در لحظه اتفاق نمی‌افتد. اولین نتیجه این بحث این است که در مقام تربیت تک اقدام ها جواب نمی‌دهد و نتیجه ندارند. تک اقدام یک عمل یک باره است. برای مثال اگر از دانش آموزی گستاخی‌ای سر زده و شما جلسه‌ای ترتیب دادی و با او صحبت کردی و بعد از آن انتظار داشته باشی که بعد از یک جلسه، او تمام گستاخی‌ها و بی‌ادبی‌ها را کنار بگذارد، شما دچار این توهم شدی که تربیت امری آنی و لحظه‌ای است.

دومین نتیجه‌ای که گرفته می‌شود این است که تربیت نیازمند اقدام‌های متعدد، متوالی و هدفمند است.

سومین نتیجه این است که تربیت نیازمند زمان و تدریج است. شما اگر صرفاً زمان صرف کار تربیتی کنی، نتیجه حاصل نمی‌شود. در این زمان باید اقدامی هم صورت پذیرد تا تربیت اتفاق بیافتد، تا انسانی تحول پیدا کند، تا صفتی در وجود آدم نهادینه شود.

پس یک سری اقدام‌های متعدد و متوالی در یک بازه نسبتاً طولانی باید انجام بشود – که این اقدام ها اگر هدفمند باشند –آرام آرام به تحول شخصیت یک آدم منجر می شود.

تمرکز ذهنی و روانی در امر تربیت

برای اینکه این اقدام ها متوالی باشد، ما احتیاج به تمرکز ذهنی و روانی داریم. اگر مربی یک لحظه ذهنش از اهداف تربیتی بلند شود و آن را فراموش کند، این اقدامات نیز قطع می شود و قطع اقدامات، مرگ تربیت است. و به معنای دقیق‌تر، تربیت ابتر باقی می‌ماند.

برای مثال فرض کنید تربیت ۱۰۰ مرحله دارد، شما هنگامی به تربیت دست پیدا کرده اید که این ۱۰۰ مرحله را طی کرده باشید. اگر شما در مرحله بیستم اقدام را رها کنید، تربیت ابتر باقی می ماند. (هرچند بی نتیجه نیست و به اندازه خودش تاثیر گذار بوده است، ولی به مقصد نرسانده است.) برای اینکه به ۱۰۰ برسانید نیاز دارید به یک ذهن متمرکز که از روی اهداف تربیتی بلند نشود.




لازمه امر تربیت، سعی و تلاش متربی است

مربی به تنهایی نمی تواند متربی را تربیت کند. این خود متربی است که باید تربیت بشود. مربی شرایطی را فراهم می کند که متربی رشد کند. این متربی است که باید سعی داشته باشد رشد کند. اگر سعی‌ای در کار نباشد، رشدی حاصل نمی شود و مربی نمی‌تواند رشد بدهد. مربی شرایط رشد را فراهم می کند.

وقتی متربی سعی و تلاشی داشت، مربی انگیزه او را افزایش می‌دهد و آگاهی‌ها و اقدامات لازم را در قبال او انجام می‌دهد تا رشد کند. اگر سعی و تلاش‌های متربی در بین راه متوقف شود، باز امر تربیت متوقف می شود. پس شما باید این تمرکز را روی یک موضوع برای او پدید بیاورید.

تربیت نیازمند ارتباط است

با توجه به مطالبی که مطرح شد، می‌توان گفت این کارهایی که ما انجام می دهیم خیلی هم نمی توان تربیت نامید. این کارهایی که ما انجام می دهیم کار فرهنگی است یا نصیحت است. اسمش رو بگذارید هشدار .این کارهایی که ما انجام می دهیم مجموعه اقدامات خوب، مفید و پراکنده‌ای است که در مقابل متربی انجام می دهیم.

مربی اگر هنری دارد، باید بر روی یک موضوع متمرکز بشه و روی آن موضوع اصرار بورزد.

عرفا و سالکین، مراحل تربیت را طبقه بندی کردند و اسم منازل السائرین را روی آن گذاشتند. در هر منزلی انسان باید اقامت کند. یعنی سالک نباید آن منزل را رها کند و یک دوره نسبتاً طولانی باید آن جا بماند تا آن اقدامات به صورت ملکه در آید و بعد به منزل بعدی رهسپار شود.

مرگ تربیت چه زمانی رخ خواهد داد

تربیت، نوعی ارتباط است. یا بهتر بگوییم تربیت نیازمند ارتباط است. ارتباط بین مربی و متربی. تا مربی با متربی خود ارتباط برقرار نکند، تربیت حاصل نمی شود. ارتباط بستر تربیت یا به تعبیری بستر انتقال فرهنگ است. تا ارتباط برقرار نشود شما نمی توانید روی متربی تاثیر بگذارید.

چرا غربی ها در هجمه های فرهنگی خود موفق بوده اند؟ چون توانسته اند ارتباط برقرار کنند و ذهن‌ها را مشغول سازند.

ما باید در این ارتباط ذهن‌ها را مشغول کنیم. باید تمرکز ذهنی را برای متربی فراهم کنیم. باید این ارتباط را پاس داشت. اگر این ارتباط قطع شود، تاثیرگذاری متوقف شده و اینجا نیز مرگ تربیت فرا می رسد.

دشمنان امر تربیت

دشمنان تربیت چه چیزهایی هستند؟ آن چیزهایی که این ارتباط را از بین می برد مهم‌ترین دشمنان تربیت‌اند.

عوامل قطع ارتباط، تربیت را متوقف می کند.اگر ارتباط برای متربی آزارنده یا به عبارتی گزنده باشد، انگیزه ارتباط از بین می‌رود و در نهایت ارتباط قطع می‌شود.

برای مثال، هر بار که متربی به سوی شما می‌آید و ایرادات او را به رخ بکشی، بعد از مدتی انگیزه ارتباط با شما را از دست می دهد. برای همین یکی از اصول تربیتی تغافل یا تجاهل است. یعنی «شتر دیدی، ندیدی.»

یکی از اصول تربیتی تکریم است. به متربی خود احترام بگذارید. وقتی احترام نمی گذاریم و یا او احساس می کند که شخصیتش خدشه دار شده است یا مورد تحقیر واقع شده، آزار روحی می بیند.

باید ارتباط، یک ارتباط مطلوب و لذت بخش و گوارا باشد .اما سعی شود ارتباط ها زیاد صمیمی نشود تا یک سری از حرمت ها حفظ شود.

بیان یک موضوع با روش های متنوع

از یک طرف شما احتیاج دارید به تمرکز ذهنی و از طرف دیگر نیاز است به ارتباط مستمر و از طرف دیگر ما یک ویژگی فطری و سرشتی داریم که با همه این ها درگیر می شود و آن عبارت است از روحیه تنوع طلبی و نوع گرایی.

یعنی اگر روی یک موضوع و با یک روش خاص تکیه کنیم، بعد از مدتی متربی دچار خستگی می شود. انسان دائم دوست دارد که در فضای جدیدی قرار گیرد.

اگر یک موضوع را مکرر برای متربی بازگو کنید، بعد از مدتی برایش آزارنده می شود و در نتیجه ارتباط را خدشه دار می کند. برای اینکه یک موضوع را برای متربی جا بیاندازیم، نیاز است که با روش‌های متنوع اهمیت موضوع را مطرح کنیم. اگر یک موضوع را با یک زبان مطرح کنید، ملال انگیز می‌شود. اما زمانی که زبان یا طرح یا شیوه را عوض کردید، هم تنوع جویی متربی را ارضاء کردید و هم از آن هدف و موضوع کناره‌گیری نکردید.




منبع:
http://www.rajanews.com/news/221037

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 11 شهریور 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1018

اگر والدین بدترین تربیت را برای فرزند خود میخواهند این مطلب را بخوانند!

اهداف شبکه های ماهواره ای درایران/15
نتانیاهو: آمریکا باید با تلویزیون به ایران حمله کند/ ناگفته هایی از پشت پرده فارسی وان +تصاویر

مدیریت فارسی وان بر عهده ی یک فرد افغانی به نام زید محسنی است؛ اما او تنها یک مدیر ارشد اجرایی بوده و مدیریت اصلی این شبکه بر عهده ی مالک یهودی، پر نفوذ و قدرت مند شرکت ((نیوز کورپوریشن))؛ یعنی راپرت مُرداک می باشد.

گروه سبک زندگی صابرنیوز؛ شبکه های ماهواره ای چند سالی ست که تاثیرات مخربی بر روی کانون خانواده در ایران داشته است صابرنیوز قصد دارد طی سلسه مقالاتی به بررسی آسیبها و معضلات ماهواره بپردازد. متن پیشرو قسمت پانزدهم از این سلسسه مقالات می باشد.

ادامه مطلب آگاهی بخشی پیرامون مسئولین شبکه های ماهواره

این ها اگر برای ایران و مردم آن دل می سوزاندند، در زمان جنگ خانه هایشان را روی سرشان هوار نمی کردند. اگر مردم ایران برایشان عزیز بودند، حدود سی صد هزار نفر از جوانان و مردان و زنان این مرز وبوم را به خاک و خون نمی کشیدند. باور کنید اگر همین حالا هم احتمال می دادند که می توانند به ایران حمله ی نظامی کنند، لحظه ای در این تصمیم تردید نمی کردند. از آن جایی که یقین دارند نمی توانند در جنگ نظامی پیروز شوند، این گزینه را انتخاب نمی کنند.


به خبری که خبرگزاری یونایتدپرس در تاریخ 12 سپتامبر 2002 (21 شهریور 1381) منتشر کرد دقت کنید:

نتانیاهو: آمریکا باید با تلویزیون به ایران حمله کند. نخست وزیر سابق اسرائیل (که در آن زمان هنوز مجددا نخست وزیر نشده بود) از آمریکا خواست تا تغییر رژیم را در دو کشور عراق و ایران پی بگیرد، و این کار را در عراق با حمله ی نظامی و در ایران با پخش برنامه های تلویزیونی ماهواره ای با محتوای هرزه انجام دهد. وی گفت جریان یافتن فرهنگ عامیانه ی غربی به داخل ایران، می تواند منجر به براندازی جمهوری اسلامی شود.


بنیامین نتانیاهو با اشاره به وجود هزاران دیش ماهواره در ایران، به ((کمیته ی اصلاح دولتی)) (یک نهاد دولتی در آمریکا) گفت که آمریکا می تواند با پخش سریال های شبکه ی ((فاکس)) که افراد زیبا روی جوان را در وضعیت های متنوعی از برهنگی نشان می دهد که زندگی های فریبنده و مادی گرایانه دارند و رابطه های بی قید جنسی برقرار می کنند، یک انقلاب را علیه حکومت این کشور برانگیزد. وی به این کمیته گفت: این سریال ها واقعا براندازانه هستند. جوانان ایرانی دلشان از لباس های دل پسندی که در این سریال ها می بینند خواهد خواست. آن ها استخرها و زندگی های پر زرق و برق را خواهند خواست.

در این جا به عنوان نمونه به صورت گذرا به پشت پرده ی یکی از این شبکه ها اشاره می کنیم.

((فارسی وان)) شبکه ای فارسی زبان است که در مرداد ماه 1388 افتتاح شد. دفتر این شبکه در ((هنگ کنگ)) و مؤسس آن مجموعه ی رسانه ای ((استار)) یکی از زیر مجموعه های اختاپوس رسانه ای عظیمی به نام ((نیوز کورپوریشن)) می باشد.


مدیریت فارسی وان بر عهده ی یک فرد افغانی به نام زید محسنی است؛ اما او تنها یک مدیر ارشد اجرایی بوده و مدیریت اصلی این شبکه بر عهده ی مالک یهودی، پر نفوذ و قدرت مند شرکت ((نیوز کورپوریشن))؛ یعنی راپرت مُرداک می باشد.

مرداک به عنوان یک یهودی تمام عیار در طول زندگی خود همواره به شکلی بسیار مؤثر از یهودیت و به ویژه صهیونیسم حمایت کرده و می کند. او به تنهایی یک غول رسانه ای محسوب شده و مالکیت وی بر مؤسسه ((نیوز کورپوریشن)) موجب شده تا این مؤسسه به یک امپراطوری رسانه ای تبدیل شود.


مؤسسه ی مرداک که اداره ی مرکزی آن در نیویورک قرار دارد، امپراطوری رسانه ای عظیمی است که تنها در بخش خبر و اطلاع رسانی، شبکه های تلویزیونی ((فاکس نیوز)) آمریکا و ((اسکای نیوز)) انگلیس را در اختیار دارد.

مرداک در حوزه ی تولید محصولات تصویری، مجموعه های فیلم سازی معروفی چون ((اف، ایکس))، ((فاکس قرن بیستم)) و ((فاکس فیلم)) را در تملک خود داشته و هدایت می کند.

این امپراطوری رسانه ای، علاوه بر مدیریت مؤسسات دیداری و شنیداری، بیش از صد روزنامه و مجله را در سراسر جهان منتشر می کند.

درآمد سالیانه ی مؤسسه ی ((نیوز کورپوریشن)) بیش از 20 میلیارد دلار در سال می باشد.


در بررسی های انجام شده از ابتدای راه اندازی این شبکه تا سال 1390 معلوم شد که در فیلم ها و سریال های پخش شده در این شبکه یک یا چند پیام از این ناهنجاری ها وجود دارد:

رابطه های نامشروع قبل از ازدواج، فرزند نامشروع، خیانت زن و شوهر به یکدیگر، بارداری قبل از ازدواج، دوستی با جنس مخالف، تجاوز جنسی، سقط جنین.

برگرفته از کتاب بشقاب های سفره بشت بام مان نوشته محسن عباسی ولدی

گردآورنده: فرزانه قاسمی


مطالب مرتبط:

1. مرد شصت ساله ای که به خاطر فارسی وان خودکشی کرد/ وقتی بعضی ها به وسیله برنامه های ماهواره ای میل جنسی به مادر و خواهر خود پیدا می کنند+ تصاویر

2. بررسی عادی سازی خیانت زن و شوهر به یکدیگر توسط شبکه های ماهواره ای/الان ده ماهه شوهرم با نوه خواهرم که بیست و پنج سال ازش کوچیکتره رابطه داره+ تصاویر

3. از بین بردن قبح ارتباط دختر و پسر؛ تا حد باردار شدن/ همه نوه هایم به خاطر ماهواره نمازهایشان را کنار گذاشتند+ تصاویر

4. چگونگی از بین بردن مفهوم مقدس و متعالی خانواده توسط شبکه های ماهواره ای/ این آش به قدری شور شده که صدای پاپ را هم درآورده+تصاویر

5. با دیدن ماهواره نگاهی که به همسرم داشتم الان ندارم/ ارزش زدایی از مفهوم غیرت به وسیله برنامه های ماهواره ای+تصاویر

6. فاسی وان: چند همسری برای زنان حقی معقول و عادلانه است!/ زن و مرد رفیق هم نیستند؛ بلکه رقیب یکدیگرند!! +تصاویر

7. بلوغ زودرس جنسی کودکان به وسیله شبکه های ماهواره ای/ بچه ام تا فیلم ((ویکتوریا)) رو نبینه مهدکودک نمیره! +تصاویر

8. وقتی کودکان نه ساله در نیویورک سیتی دست به تجاوز و سرقت مسلحانه می زنند/ پایین آمدن سن فساد توسط شبکه های ماهواره ای+تصاویر

9. ایجاد روحیه ی تنوع طلبی و نارضایتی توسط شبکه های ماهواره ای/ هیچ عیبی نداره، فقط دیگه نمی تونم باهاش زندگی کنم+تصاویر

10. تغییر سبک زندگی توسط شبکه های ماهواره ای/ چهار ساله که هنوز نتونستم خانومم رو به سجاده نماز برگردونم+ تصاویر

11. شگردهای رسانه ای و روان شناسانه ی شبکه های ماهواره ای/ دیگر کسی به هنگام تماشای این صحنه ها از دیگران خجالت نمی کشد+ تصاویر

12. سریال های دنباله دار، دنیایی از پیام های ضد فرهنگی/ با تغییر زمانه، آداب و عقاید هم باید تغییر کند!! + تصاویر

13. اهداف پنهان شده ماهواره زیر نقاب مذهب/ این ها فیلم و سریالشان را متناسب با فرهنگ ما سانسور می کنند!!+ تصاویر

14. چرا دنیای غرب برای شبکه های فارسی زبان انقدر هزینه می کند؟/ وقتی 125 شبکه ماهواره ای فارسی زبان علیه مردم ایران در حال فعالیت هستند+تصاویر

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 10 شهریور 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :1014

http://www.rajanews.com/news/220582

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

____________________________________________________

برچسب ها:
ارسال در تاريخ 5 شهریور 1394| توسط tarbiyat | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید :999

پرامکانات ترین سرویس وبلاگدهی